به روز شده: ۰۸:۵۱ تهران - پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲

بیانیه تحلیلی راه سبز ایرانیان مالزی (رسام) در خصوص انتخابات ریاست جمهوری

امروز: تشکل راه سبز ایرانیان مالزی (رسام)، طی بیانیه ای تحلیلی پیرامون انتخابات ریاست جمهوری ماه آینده، ضمن برشمردن مطالبات جنبش اصلاحات و موانع آنها، خواستار حضور محمد خاتمی و یا اکبر هاشمی رفسنجانی، جهت "تحقق" این مطالبات شد.

به گزارش جرس، این تشکل حامی جنبش سبز مردم ایران، با اشاره به این نکات که در شرایط فعلی "نه تنها زندانیان سیاسی و رهبران جنبش سبز آزاد نشدند، نه پیش شرطهای اصلاح طلبان محقق شده، و نه اراده ی معطوف به حذف، یکسان سازی و مهندسی انتخابات رنگ باخته است"، تاکید می کند: "با توجه به تضارب های موجود در سطوح مختلف سیاسی به نظر میرسد حضور اصلاح طلبان در انتخابات هنوز "امکان پذیر" و "موثر" است؛ چرا که اینبار آرایش نیروهای رقیب و نحوه حضور تیم احمدی نژاد امکان تقلب وسیع و کودتای سیاسی را کمتر نموده است. "

متن این بیانیه تحلیلی که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفته به شرح زیر است:

به نام حق
سلام بر کنش آزادی خواهی مردم ایران زمین که جنبش سبز نام گرفت، جنبشی که خود مولود "انتخابات" است اما هویتش را در گرو استیفای مطالبات به حق خود میداند. مطالباتی که از همان ابتدا مورد تاکید نامزدهای انتخابات پیشین و رهبران امروز در حصر بوده است . حال اینکه دوباره فصل انتخاب است؛ جمهوریت نظام در ترازوی سنجش و آزمون افکار عمومی قرار گرفته است و از این رهگذر دل مشغولی خیرخواهان ایران زمین معطوف به حضور، عدم حضور و یا چگونگی حضور در انتخابات پیش رو است.

به باور بسیاری از تحلیلگران، آنچه در انتخابات پیشین رقم خورد نقطه عطف روندی بود برای حذف و یکپارچه سازی نهاد قدرت در ایران و البته این کودتای سیاسی به انجام خود نرسیده است و حاکمیت تمام تلاش خود را بکار خواهد برد تا پروژه ی حذف تحول خواهان را به تمامی به سرمنزل برساند. در این فرایند، نه تنها زندانیان سیاسی و رهبران جنبش سبز آزاد نشدند که سران دیگر احزاب نیز در تنگنای زندان و خفقان به سر میبرند و هم اکنون نیز نهادهای اطلاعاتی در اقدامی پیشگیرانه و پیش از آغاز رسمی ثبت نام کاندیداهای انتخابات پیش رو، بی هراس از هیچ واکنشی دست به تهدید وسیع فعالان اصلاح طلب در همه شهرستانها و پایتحت زده اند؛ نه پیش شرطهای اصلاح طلبان محقق شده است و نه اراده ی معطوف به حذف، یکسان سازی و مهندسی انتخابات رنگ باخته است، بلکه در یک نگاه کلی حاکمیت میوه و ثمره سرکوب جنبش سبز را در انصراف گروه های تحول خواه از حضور در بافت سیاسی می بیند. آیت الله هاشمی رفسنجانی بی پرده از بی اعتمادی رهبر جمهوری اسلامی و رشد باندهای مافیایی درون سپاه سخن می گوید و امکان اصلاح امور را متاثر از رای و نظر او میداند. بزرگان اصلاحات اذعان دارند که بدون همراهی رهبر نمیتوانند کاری از پیش ببرند و از بیم تحمیل هزینه های اجتماعی و سیاسی دوباره بر ایران خمیده و تکیده از سوء مدیریت دولت نامشروع سر در زانوی سکوت و تامل فرو برده اند و این گامی است بلند برای حاکمیت در جهت یکپارچه سازی نهاد قدرت و حذف تمام قد گروهای تحول خواه؛ اما با توجه به تضارب های موجود در سطوح مختلف سیاسی به نظر میرسد حضور اصلاح طلبان در انتخابات هنوز "امکان پذیر" و "موثر" است؛ چرا که اینبار آرایش نیروهای رقیب و نحوه حضور تیم احمدی نژاد امکان تقلب وسیع و کودتای سیاسی را کمتر نموده است.

دولت کنونی نشان داده است که تمایل شدیدی به ماندن در عرصه ی قدرت دارد، چه اینکه هویت آنها در تکیه به نهادهای امنیتی و سپس تصاحب سرمایه های ملی شکل گرفته است و از دست دادن این مهم را به آسانی برنخواهند تافت. آنان بخوبی واقفند که پایگاه اجتماعی اندکی دارند و پس از حذف از عرصه ی سیاست از پهنه ی اجتماع نیز طرد خواهند شد و به همین سبب درتدارک ایجاد چالش جدی برای انتخابات و حاکمیت قانونند، لذا اگر تعارض سه گانه ی حاکمیت، تحول خواهان و دولت را بپذیریم، امکان وقوع تقلب وسیع در این انتخابات کمتر خواهد گردید. از دیگر سو، باور این پندار که مفهوم اصلاح طلبی یک سر در پایگاه اجتماعی و سر دیگر در ساختار قدرت دارد شاهد بر این است که بدون حضور در ساحت قدرت به سختی میتوان از اصلاح امور در جامعه ی ایران سخن راند؛ کم نبودند احزاب و تشکیلات خوش نام و خیرخواهی که پس از حذف از عرصه ی قدرت به تدریج از امکان تاثیر آنها درگستره اجتماعی کاسته شد. اراده ی معطوف به قدرت و اصلاح امور نه امری قبیح که ضرورتی مشروع و اجتناب ناپذیر است، اراده ای که در آن سستی راه نداشته باشد و تعلل در بهره گیری از فرصتها را جایز نداند.

اما آیا اصلاح طلبان به شرط حضور در عرصه ی قدرت، "امکان" تغییر وضع موجود را خواهند داشت؟ یا آنچنان که آقایان خاتمی و رفسنجانی اظهار کرده اند اراده ی رهبری و سپاه فصل الخطاب امور است و همگان مقهور اراده ی آنان. بی شک این بزرگواران با سابقه ی مدیریت کشور اشراف عمیق تری نسبت به شرایط موجود دارند اما آنچه نباید مغفول بماند اوضاع خطیر و تهدیدات متعددی است که متوجه ایران امروز است، بطوریکه غفلت از کوچکترین فرصت ها، ممکن است به قیمت رویارویی با وقایع غیرقابل پیش بینی و جبران ناپذیری تمام گردد. عمق تخریب ساختارهای مدیریتی و اجتماعی به حدی است که آینده ایران را فاجعه آمیز می نمایاند. شالوده اجتماعی ایران، مکدر از کینه ورزی و مدیریت فرقه ای احمدی نژاد و سپاه گردیده است و سایه شوم جنگ و چندپارگی اجتماعی حاصل از برخورد های قهرآمیز حاکمیت در سالهای پیشین، بهمراه متزلزل شدن زیرساختهای مدیریتی کشور با کوچکترین تلنگری مستعد ویرانیست؛ حال اینکه تاریخ ایران گواه آنست که همیشه کشمکشهای داخلی زمینه ی تعرض نیروهای خارجی را به جان و مال و کیان ایرانیان فراهم کرده است، لذا از این منظر حضور آقایان هاشمی و خاتمی در ساختار قدرت سیاسی ایران، بازگرداننده تعادلی نسبی و نوید بخش دولت وفاق ملی خواهد بود که کمترین دستاورد آن، بسیج مدیران توانمند برای بازسازی هشت سال سوء مدیریت گذشته است؛ به امید آنکه با اتخاذ رویکرد های عقلانی تر و استفاده از خرد جمعی و توان همه کارشناسان و نخبگان جامعه، سایه ی بسیاری از تهدیدات داخلی و خارجی را دور کنند.

مطالبات جنبش سبز و بررسی امکان تحقق آنها
حضور گفتمان مطالبه محور حاصل تجربه گران سنگ همه مبارزات مدنی ایران از انقلاب مشروطه تا کنون است. در این روش خواسته های گوناگون جامعه از طریق تعیین اولویتها و شناخت ضرورتها و ظرفیتها غربال شده و به گفتمانی هدفمند و صیقل خورده با نظام سیاسی تبدیل می گردد؛ چه اینکه از این منظر، عمل مدیران و توقع شهروندان به افراط و تفریط دچار نخواهد شد، لذا با اصرار بر گفتمان مذکور، تاکید نگارندگان در این نوشتار بر نقاط مشترک جنبش سبز وجریان اصلاحات خواهد بود چرا که باورمان به امکان گام برداشتن در جهت تحقق بخشی از خواسته ها، حتی با شرایط موجود شکل گرفته است.

1. عدالت اجتماعی و توسعه ی اقتصادی
عدالت اجتماعی و کاستن از فاصله طبقاتی از مطالبات اساسی جنبش سبز است و حتی طرح آزادی های مصرح درقانون اساسی نیز مقدمه و لازمه ی دستیابی به این مهم قلمداد می شود، چنانکه پوشش دایم اخبار کارگری و صنفی در رسانه های جنبش سبز در این خفقان اطلاعاتی یکی از اولویت های جنبش به حساب می آید. دولت کودتا در نبود و خلاء گفتمان عدالت محور، با شعار عدالت اجتماعی و بهره گیری از دروغ و به پشتوانه حاکمیت، حاصلی پرهزینه از فاصله طبقاتی فاحش، بی کاری و تورم سرسام آور را برجا گذاشته است. بی عدالتی حاصل از توزیع مستقیم پول و از کار انداختن چرخه ی اقتصاد و عدم ایجاد فرصت های شغلی، آینده کشور را در تهدید شورشهای کور حاصل از فقر و بیکاری فرو برده است. هر چند توزیع پول در بخشی از دهکهای پایین جامعه باعث احساس رضایت گردید اما با بروز آثار مخرب آن نه تنها باعث فراق معیشت نشد، بلکه به فاصله طبقاتی و فقر نیز در ابعاد وسیعی دامن زد. جامعه کارگری از همان ابتدای کارقربانی این بی تدبیری شد و تعطیلی کارخانجات و شرکتهای تولیدی و بخش کشاورزی، تحفه نامبارک این دولت نامشروع مردم فریب بود. امروز نه تنها عدالت اجتماعی، که امنیت شغلی نیز به محاق رفته است و نیروی کار تحصیلکرده و متخصص که میتوانست به عنوان فرصتی در چرخه ی تولید و اقتصاد بشمار آید، معضلی جدی خواهد بود برای دولت آینده با چرخ ورشکسته ی صنعت و کشاورزی.
اینها همان دغدغه های میرحسین موسوی و مهدی کروبی اند که امکان تحقق آن، توسط یک دولت پاسخگو و مدبر و با تکیه بر نیروی مدیریتی شایسته فراهم است. در این میان تجربه مدیریتی دولتهای قبل از کودتا سرمایه ذی قیتمی است که قبلا هزینه آن پرداخت گردیده و امروز وقت استفاده ازچنین انباشت سرمایه ای است. لذا در اولین منظر، بازگشت مدیریت توسعه کشور به مسیر عقلانی به همراه لحاظ کردن خواستگاه عدالت اجتماعی و احترام به حقوق اساسی انسان ضرورتی اجتناب ناپذیر وامری ممکن بنظر میرسد.

2. حاکمیت قانون
تحقق دموکراسی بدون حاکمیت قانون امکانپذیر نیست، چه اینکه رهبران جنبش سبز برای برگرداندن کشور به مسیر قانون و احیای نهادهای برنامه ریزی و تصمیم گیری و اعتراض به مدیریت های قبیله ای و فرقه ای، آرام و اعتبار خود را هزینه کردند. هر چند بخشی از بدنه ی جنبش سبز به بندهایی از قانون اساسی معترض است اما به گفته راهبران جنبش، حاکمیت قانون فصل آغازین گفتمان دموکراتیک است. دولت احمدی نژاد قانون را به کاغذ پاره ای تبدیل کرد؛ آنها هیچگاه به مجلس و یا هر نهاد قانونی دیگری پاسخگو نبودند و حتی روند اجرایی کشور را نیز از مسیر عقلانی خود خارج کردند. هر چه از قانون را پسندیدند اجرا کردند و هر آنچه به طبعشان خوش نیامد به کناری افکندند؛ نهادهای قانونی و بازوهای برنامه ریزی و مدیریتی دولت را ویران کردند تا کسی نتواند حسابرسی بر دخل و خرج آنها داشته باشد و اینچنین بود که کیسه ی بیت المال، ملک لایملک رییس دولت کودتا شد؛ او در عین حالیکه با وقاحت تمام خود را به هرزگی های "بگم بگم" آلود، دولتش سرمنشاء انواع هرج و مرج و اختلاس گردید و پر واضح است که در صورت ادامه روند کنونی، آنچه از جمهوریت نظام باقیست به یغمای خودکامگی فرو خواهد رفت. نه تنها حاکمیت مطلقه که دولت مطلقه در سایه ی نیروهای امنیتی-نظامی دچار توهم استغنا از رای و نظر مردم شده اند. بند بند تاریخ ایران زمین گواه زمینگیر شدن دولتهای خودکامه ی مغرور از سرمایه های ملی و پشتوانه ی نظامی است. دولتهایی که تکیه خود را از مردم گرفتند و بر توان نهادهای نظامی و امنیتی خود دل خوش کردند. در پایان دوره ریاست این سیطره فساد، تنها فرصت برای تحقق و برقراری دولت قانون، بازگشت به میثاق جنبش سبز و آرمانهای ارائه شده رهبران آن است تا با اتکا به احیای نهادهای برنامه ریزی و تصمیم گیری کشور و صرف اعتبار قانون مدارانه خود، چشم اندازی روشن را در این راستا ترسیم گر باشیم؛ هر چند نهادهای تحت امر رهبری، تاب هیچ نظارتی ندارند اما به تجربه دیده ایم که اصلاح طلبان، هم میتوانند و هم امکان تحقق برقراری چنین دولت قانونی را دارند.
یکی از ویژگی های دولت اصلاحات، ملزم دانستن خود به پاسخگویی حاکمیت درقبال مردم خسته از خودکامگی بود، فرایندی که ثمره اش را در بر نتابیدن احمدی نژاد توسط مردم در سالهای گذشته به وضوح تماشاگر بودیم. ازدیگر سو، وجود دولت پاسخگو عرصه را بر تمام نهادهای فراقانونی تنگ نموده و آنان را زیر فشار افکار عمومی قرار خواهد داد، حال اینکه در نبود دولت قانونگرا، ته مانده ی منافع ملی و جمهوریت بیمار نظام، راهی گورستان تاریخ شده و آنچه خواهد ماند معجونی است از حاکمیت نیروهای امنیتی-نظامی بنیادگرا که نه تنها مردم و قانون، بلکه خدای خود را نیز بنده نیستند و هیچ بعید نیست که حادثه ی تلخ کودتایی، دست قانون را بکلی از امور کشور خلع کند.

3. جامعه مدنی
تحقق جامعه ی مدنی را - با استناد به تعاریف جنبش سبز که کارزاری ست اجتماعی و متکی بر مدنیت - در گرو تحقق مطالبات همین جنبش میدانیم که نشان این معنا را در تقویت تشکیلات و نهادهای صنفی، کارگری، حقوق بشر، زنان، دانشجویی، تشکل های غیر دولتی و مردم نهاد که همه و همه در دوران اصلاحات به درجه ای از رشد و شکوفایی رسید، میتوان مشاهده نمود، چه اینکه حامیان جوان جنبش سبز، پرورش یافته درگشایش فرهنگی دوران اصلاحات اند و حاصل نهضت چاپ و نشر کتاب و رونق موسیقی و هنر. اما از تعارضات مشهور این دوران، رویکرد حاکمیت امروز است که نه تنها تیغ در چهره خیرخواهان سیاست میزند بلکه فرهنگ وهنر را نیز در چنگال خود میخواهد چنانچه انجمنهای صنفی سینماگران را به تعطیلی میکشاند و موسسات خوش نام نشر و طبع کتاب را بی رمق میپسندد؛ نه تنها انتخابات ریاست جمهوری را برنتابیده است حتی فرایندهایی مانند انتخابات نظام پزشکی را نیز به تیغ نظارت استصوابی قلع و قمع میکند؛ نه تنها از دست اندازی به عرصه ی سیاست قانع نگشته است، که نهادهای صنفی و کارگری مانند اتوبوسرانی را در بند خود میخواهد؛ نه تنها دانشگاه را عرصه ی اندیشه و عقلانیت نمی بیند که عقلانیت را در حصار خود تعریف میکند. هیچ گمانمان نمیرفت که کرسی های علوم انسانی تعطیل شوند و تحلیلهای جامعه شناختی با برخوردهای امنیتی-نظامی روبرو شوند؛ لذا قطعا ادامه روند فعلی و تعطیلی نهادهای مدنی موجب از دست رفتن انباشت تجربیات اجتماعی و افزایش گسست اجتماعی بین نسلهای دیروز، امروز و فردا خواهد شد. پر واضح است که تقویت نهادهای مدنی لازمه و ضرورت امروز ایران برای به بار نشستن مردم سالاری و بلوغ سیاسی است. هر چند که حاکمیت نشان داده است اراده ای جدی در راه تحقق استبداد دینی-نظامی دارد اما حضور مصمم اصلاح طلبان میتواند نهال کم جان جامعه ی مدنی و نهادهای مردمی را بازسازی کند.

4. آزادی بیان و جریان باز اطلاعات
در هیچ کجای دنیا سیاست ورزان برای تامین رضای خدا از دروغ پرهیز نمی کنند؛ همگان از ترس افکار عمومی و رسانه های آزاد و عاقبت رسوایی می هراسند. در ایرانِ اکنون اما دولت با تزویر دینی و خفقان رسانه ای از دروغگوترین دولتهاست؛ هم دین مردم را نشانه رفته اند و هم دنیاشان را به یغما میبرند؛ از همان زمان که میرحسین "نقش مار" دولت کودتا را نشان داد، تا به امروز دیگر همگان میدانند که دروغ و دورویی روح و روان سیاست کشور را آلوده است. حال اینکه فرصت اکنون را با اتکا به بازگشت اصلاح طلبان، کوششی میدانیم برای بازگرداندن حداقلی از اخلاق به حوزه ی سیاست در جهت ترمیم اعتماد مردم به دولتمردان. بازگشت دولتی پاسخگو در مقابل افکار عمومی نه دولتی مردم فریب با رویه های تزویر و تملق. هر چند اصلاح طلبان نتوانند با بنگاههای رسانه ای حاکمیت مقابله کنند اما دست کم میتوانند گفتمان تحول خواهی را در جامعه ترویج دهند و حتی اگر قادر به جلوگیری از حجم وسیع تخریب دگراندیشان توسط رسانه به ظاهر ملی نباشند اما قادر خواهند بود موجبات گردش باز اطلاعات را فراهم آورند. ناگفته پیداست که حاکمیت تلاش بی وقفه ای را به واسطه دولت کنونی انجام داده است تا شاهراههای اطلاعاتی و اتصال ایران به اینترنت جهانی را مسدود کند؛ آنها نه تنها فضای مطبوعاتی و رسانه ای داخل را در اختیار گرفته اند، که به همت دولت کودتا گام بلندی برای کنترل جریان باز اطلاعات با واگذاری آن به سپاه، برداشته اند؛ گستره مطبوعات را به چماق قضات بیدادگر و عمله های امنیتی محدود کرده و بی هیچ پروایی اصحاب رسانه را یک شبه به بند ارعاب و تهدید میکشند؛ نبض اجتماع را در دست عده ای نهاده اند که درمان درد را در خفقان و مرگ می بینند، لذا قطعا حضور دوباره اصلاح طلبان با چهرهایی چون خاتمی یا هاشمی در ساحت قدرت، این افراطها را به سوهان اعتدال خواهد سایید و هزینه ی این می گساریها را بر نیروهای امنیتی سنگین خواهد نمود.

5. بازگشت به مصالح ملی در روابط بین الملل
در زمانه ای که رهبری بحران هسته ای را حل شده میخواند و کشور را در مسیر فتح قله های هسته ای؛ بی خبری و توهم، کشور را زیر سم اسبان تحریم به تاراج بیگانگان داده است. استقلال اقتصادی کشور هشت سال است که به یغما رفته است و با اصرار بر این روند، چه بسا باید منتظر انحطاط سیاسی و تمامیت ارضی نیز باشیم. از دیگر سو ماجراجویی و رجزخوانی در سطح روابط خارجی، به تحمیل هزینه های گزاف غیرضروری بر گُرده ی شهروندان ایرانی انجامیده است. پیش بینی احتمال وقوع این فجایع همان هاییست که چهار سال پیش و در روند نطق های اتنتخاباتی تحول خواهان، گوش شنوایی در حاکمیت نداشت ولی امروز دیگر انقلابی ترین اقتدارگرایان نیز آن قطعنامه ها را کاغذ پاره نمیدانند و حاضر نیستند عواقب خطیر سیاستهای پیشین خود را بپذیرند. شگفت آنکه در موازات این مصائب، به همت نمایشهای سخیف پوپولیستی احمدی نژاد اسراییل هم جان تازه ای در افکار عمومی جهان گرفته و حتی بسیاری از کشورهای منطقه بیش و پیش از اسراییل، ایران را دشمن شماره یک خود میشمارند. اینهمه بی تدبیری و بی خبری حاصل یکدست شدن حاکمیت و ثمره ی آرزوی ایران تک حزبی است.
آقایان هاشمی و خاتمی هر یک در این خصوص به وجهی مفید و موثرند؛ وجاهت بین المللی خاتمی و تعامل موثر هاشمی با کشورهای عرب همسایه میتواند در برداشتن دیوار بلند بی اعتمادی و ساختن بنای اعتماد بر اساس منافع ملی و تعامل دوجانبه نقش موثری بازی کند. تنش زدایی در سیاست خارجی و ثبات یکی از دستاورد های دولت اصلاحات بوده است، فرایندی که دولت احمدی نژاد از آن یکسره بی بهره بود. هر چند سیاستهای کلی نظام تا حدود زیادی دستخوش نظرات دفتر رهبری است اما نفس حضور این عزیزان در مسند ریاست جمهوری و با تکیه بر تجربه ی دیپلماسی گذشته شان و با اتکاء به آراء حقیقی ملت ایران قدرت چانه زنی ایران را به نفع منافع ملی افزایش خواهد داد.

6. رفع حصر رهبران جنبش سبز و آزادی زندانیان سیاسی.
شاید این همان نقطه ی نگرانی و محل چالش میان جریانات مختلف تحول خواه باشد، لذا آخرین بند این نوشتار، به گمان ما یکی از مهمترین مطالبات جنبش سبز است و ضروری است که همگان موضع مشخصی در این ارتباط داشته باشند. ناگفته پیداست که آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر رهبران جنبش سبز و دلجویی از صدمه دیدگان آن، هیچگاه نمیتواند از متن مطالبات جنبش سبز حذف گردد، چه اینکه این خواست، همزمان است با رفتار وقیحانه حاکمیت در مجامع بین المللی که موضوع حصر و وجود زندانیان سیاسی را با توسل به هزار حیله و نیرنگ یکسره کتمان می کنند، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل را به ایران راه نمیدهند و راه تعامل با دنیا را یکسره میبندند، و این خود موضوعی است که مشروعیت نظام را با بحران جدی در عرصه ی داخلی و بین المللی مواجه کرده است، لذا در صورت ادامه این روند، به اندک تلنگری قایق نظام برگل خواهد نشست و البته در مقابل به شرط حل آن به پشتوانه ی شهروندان هر بحرانی قابل حل و فصل خواهد بود. بی شک حضور آقایان هاشمی و خاتمی در جایگاه ریاست جمهوری پروژه ی حصر را با بحران جدی مواجه خواهد کرد و ادامه ی دروغگوییها در عرصه ی حقوق بشر را به چالش خواهد کشید.
مسلم است که حاکمیت یکپارچه بسیار سهل و بی دغدغه از قضاوت افکار عمومی میتواند دست به هر گونه تجاوز و قتل و تهدید بزند؛ هنوز به یاد داریم که در دولت اصلاحات، فاجعه ی قتلهای زنجیره ای بر آفتاب افکار عمومی پهن شد و زشتی حاکمیت بر همگان هویدا گردید و اکنون نیز حضور دولتی اصلاح طلب، مانعی خواهد بود برای حاکمیت تمامیت خواه و خوابی است پریشان برای پیشبرد پروژه ی حصر، تبعید و دستگیری فعالین سیاسی.

چگونگی حضور و کلامی با بزرگان:
اکنون باید بدانیم و منصف باشیم که با تمام شواهد و مصادیقی که ذکر شد، ورود به این میدان، اراده ی معطوف به تغییر و ایستادگی میطلبد، پیمانی چونان رهبران جنبش سبز که کماکان بر آرمان خود پایبندند. بی گمان حضور اصلاح طلبان در پهنه ی سیاست امروز، همراه با هزینه ها و بحرانهای زیادی خواهد بود، از چالش های پیش روی تایید صلاحیت ها، تا صیانت از آرا و به یقین حجم وسیع مشکلات پس از پیروزی در انتخابات؛ چه اینکه اینبار نه هر نه روز که هر روزش بحرانی است و اما برای دولت اصلاح طلب این هزینه ها بر پیکر نظام بی شک درمانی است تلخ برای بیماری رو به احتضار. نزدیکان دیروز رهبری اذعان دارند که او جریانات و مسایل کشور را به گونه ای دیگر میبیند و همه رک گویان و خیرخواهان را از حضور رانده است و کار به نااهلان و متملقان سپرده است، حال اینکه تجربه ی هشت ساله ی دولت احمدی نژاد به عنوان اصلی ترین دستاورد این نگرش نشان میدهد که این وضعیت به نفع هیچ کس نخواهد بود و به همه خیر خواهان ایران دوباره آموخت که اداره کشور تنها از طریق استفاده از همه ی ظرفیتهای مدیریتی کشور، دوری از فضای امنیتی-نظامی و در سایه ی اتکاء به آراء شهروندان میسر است. به باور نگارندگان این سطور، اکنون فرصت بی تکراریست برای مقابله جدی با این فرایند نامیمون و اراده ای معطوف به اصلاح امور و خیر عمومی که با پشتوانه ی عظیم اجتماعی و اتکا به حضور آقایان سید محمد خاتمی و یا اکبر هاشمی رفسنجانی، امکان تحقق این مطالبات را به اصلاح طلبان خواهد داد، لذا سخن آخرمان با ایشان اینچنین است که امروز آنچه بدست شماست، سرمایه ی امید جامعه تحول خواه ایرانی است، امیدی که چهره اش زخم خورده ضحاک خودکامگی است و خاطرش دلواپس یاران در حصر و در بند؛ راه پر ملامتی است در جستجوی دوباره ی امید و شاید فردا دیر شده باشد.

به امید ایرانی آباد و آزاد
راه سبز ایرانیان مالزی، رسام



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • دعوت جمعی از شاعران برای شرکت خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری
  • دعوت جمعی از فعالان سیاسی استان چهارمحال و بختیاری از خاتمی برای حضور در انتخابات
  • برنامه تحلیلی اصلاح طلبان برای انتخابات: رفع حصر؛ اجرای بی تنازل قانون اساسی؛ تغییر فضای امنیتی حاکم
  • سخنگوی ستاد آفتاب صبح امید :حرف ما، همان حرف مادر شهید سهراب اعرابی است
  • واکنش عضو شورای نگهبان به فحاشی های برادر حسین نسبت به سید محمد خاتمی
  • حمایت علی مطهری از حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات: تنها اوست که میتواند وضع موجود را سامان دهد
  • مصطفی تاجزاده: رهبری باید از انتخابات تک اسبه مجلس نهم درس بگیرد
  • دعوت دانشجویان و جوانان اصلاح طلب خارج کشور از خاتمی: سودای خروج یک شبه از بحران در سر نداریم
  • آیت الله محمدعلی ایازی: تداوم حصر و شرایط امنیتی، مردم را از اصلاح ناامید می‌کند
  •  
    آخرین اخبار
  • مصاحبه منتشر نشده با زهرا رهنورد، بانوی در حصر جنبش سبز + ویدئو
  • مکالمه تلفنی ناتمام رهنورد و میرحسین با دخترانشان
  • انتقاد رئیس دیوان عدالت اداری از گذاشتن دوربین و شنود برای مردم
  • رئیس شورای شهر تهران: افزایش ۵۰ درصدی مدیریت زنان یک طرح فمینیستی است
  • هشدار یک عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان: وضعیت کودکان کار بغرنج شده است
  • کمپین بین المللی حقوق بشر :تعداد فزآینده ای از ایرانیان در دسترسی به غذا و دارو با مشکل مواجهند
  • آقای شریعتمداری! اگر دانش ندارید، لااقل ادب داشته باشید
  • بازگشت امین چالاکی به اوین
  • ملاقات جمیله کریمی با برادرش در بازداشتگاه پلاک 100
  • درخواست هاشمی رفسنجانی از مهدی خزعلی برای پایان دادن به اعتصاب غذایش: صدای شما به مسئولین و مردم رسید
  • ده زندانی سیاسی بند350 همچنان در انفرادی/ تهدید 35 زندانی دیگر به برخورد
  • گزارشگران بدون مرز طی بیانیه ای سرکوب کارکنان رسانه‌ها و باز تشدید سانسور در ایران را محکوم کرد
  • برگزاری نمایشگاه از آثار هنری میرحسین موسوی در آلمان/آثار موسوی را به خاطر ارزش هنری آنها انتخاب کردیم
  • افشاگری هوتن کیان در رابطه با اعدام و سنگسار در زندان تبریز
  • تردیدهای هاشمی و خاتمی؛ دشواری های تصمیم نهایی
  • کسب رتبه چهارم تورم جهان توسط ایران
  • حمله یگان ویژه انتظامی به یک تجمع کارگری، در هفته کارگر
  • 2.5 برابر شدن صادرات نفت عراق نسبت به ایران
  • بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت روز جهانی کارگر و هفته معلم
  • وزیر بهداشت معزول احمدی نژاد: قیمت دارو به زودی 2.5 برابر میشود
  •