به روز شده: ۰۸:۳۵ تهران - شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲

دغدغه های خاتمی را پاس بداریم

نویسنده: علی بردبار

امروز: این روزها اصلی ترین بحث پیرامون انتخابات این است که اصلاح طلبان و سبزها برای این موضوع چه تصمیمی می گیرند. ادامه فلش این بحث به سمت آمدن یا نیامدن خاتمی در انتخابات کشیده شده و موافقان و مخالفان زیادی، در این باره بحث می کنند.

نقطه اشتراک اغلب بحث موافقان و مخالفان در این نکته مستتر است که "وضع کشور بحرانی است". پس از این توافق اصلی اختلاف ها شروع می شود که برای حل این دغدغه اصلی، راه حل کدام است؟ حضور در انتخابات با کاندیدایی در قامت خاتمی و یا شیوه هایی دیگر همچون عدم شرکت، مطالبه محوری بدون کاندیدا، کمک به رئیس جمهور شدن یک کاندیدای معقول که لزوما اصلاح طلب نباشد و یا آزمون شانس با یک کاندیدای حداقلی اصلاح طلب.

در این بین خاتمی نیز پس از مدتی سکوت نسبت به طرح ها و تحلیل های مختلف، طی یک هفته گذشته دغدغه های خود را به نحوی شفاف بیان کرد. او از دغدغه هایی گفت که اگرچه وجود همان ها باعث شده تا مدافعان حضور او، دعوتش به کاندیداتوری در انتخابات کنند تا به دل این مشکلات برود، اما از منظری دیگر، منظری که کم اعتبارتر از دیدگاه خیل دعوت کنندگان او نیست، برای آمدن به صحنه انتخابات مردد است.

حرف های خاتمی معلوم است. او هنوز پرونده انتخابات ۸۸ را باز می داند. اگرچه از نگاه رو به آینده دفاع می کند، اما نمی تواند نسبت به تکرار کودتا علیه رای مردم که یک بار در سال ۸۸ اتفاق افتاده و هزینه های زیادی را بر مردم و کشور تحمیل کرده، مطمئن باشد. حضور در انتخابات ۸۸ اشتباه نبود و آن حضور و آن اتفاق ها اگر نمی افتاد، امروز بسیاری از مسایل روشن نمی شد و همین مسیر سراشیبی که کشور در آن قرار دارد، با خیال راحت تری طی می شد. اما اگر قرار بر تکرار آن باشد و نشانه ای از تنبه حاکمیت از تکرار آنها به چشم نخورد، آیا خاتمی در آینده و در پی تکرار سناریوی ۸۸ مورد این پرسش قرار نمی گیرد که حرف هایتان در سال ۹۲ شبیه حرف های ۸۸ تان است، پس چرا از یک سوراخ دو بار گزیده شدید؟

تحلیل خاتمی به درستی بر این مبنا قرار گرفته که اصلاح امور به سمتی که حداقلی از منافع مردم را تامین کند، با تغییر در مدیران و مدیریت ها حاصل نمی شود. کشور ۸ سال است که تغییری وسیع در همه رویکردهایش داشته و حالا این تنه سنگین باید به حالت قبلش باز گردد. تعبیر خاتمی تغییر در رویکردهاست، یعنی اگر قرار باشد تنها تغییر در انتخاب مدیران برای اجرای همین روند موجود باشد، چه دلیلی دارد که اصلاح طلبان و سبزها خود را هزینه آن کنند؟ حتما در بین اصولگرایان هم مدیران بهتری از مدیران فعلی وجود دارند که می توان امور را تحت همین روند و رویکردها به دست آنها سپرد تا بدون کارشکنی نهادهای انتصابی تولید فلان کالا را چند درصد افزایش دهند. اما اگر قرار بر تغییراتی پایدار و برگرداندن مسیر نزولی همه شاخص ها به سمت مسیر توسعه باشد، "استراتژی نظام" در همه امور باید تغییر کند. توسعه پایدار بدون بازگشت نظامیان به پادگان ها میسر نیست و بازگرداندن آنها کار دولت نیست، مگر دولتی برای دعوا آمده باشد که به نظر نمی رسد در حال حاضر دعواهای تازه درون ساختار قدرت، به سود منافع ملی و مناسب عبور از شرایط خطیر فعلی باشد. باید رهبری به ضرورت تغییرات برسد که تاکنون نرسیده. در سیاست خارجی با جنگ و خط و نشان کشیدن برای همه دولت ها نمی توان منافع ملی را دنبال کرد و در نتیجه باید رویه فعلی در حوزه دیپلماسی تغییر کند. کسی از درون سیستم نمی تواند با توجه به ویژگی های شخصیتی رهبری، تغییر در رویکردها را بدون هزینه و دعوای مفصل بر وی تحمیل کند. اگر قرار بر فشار باشد، محل فشار درون جامعه است. نه آنکه از درون ساختار قدرت و ایجاد حاکمیت دوگانه نتوان فشار آورد، ولی بحث بر سر آن است که در شرایط فعلی کسی ظرفیت ها و مناسبات درونی قدرت را پذیرای هضم این تنش ها نمی بیند و مشحص نیست که منافع ملی این گونه تامین شود. خلاصه اش آن است که رهبری باید به این نتیجه برسد و یا به این نتیجه رسانده شود، والا مسئول همه عواقب آینده کشور، شخص وی است.

خاتمی شهره است به سیاست ورزی اخلاقی. او همچنین از آن دسته سیاستمدارانی است که برایش مهم است که چگونه از سوی مردم و تاریخ قضاوت شود و به همین دلیل هم علاوه بر خصایل فردی شرافتمندانه ای که دارد، از دست زدن به حرفی و عمل به رفتاری که مورد نقد عمومی هوادارانش باشد، استقبال نمی کند. او می داند که سرمایه است و از مسایل ساده ای همچون ظاهر رفتار و پوشش گرفته تا جزییات مواضعش، این حساسیت ها را در نظر می گیرد. اینها امتیازی برای اوست تا حواسش جوانب اخلاقی هر تصمیمی جمع باشد و از جمله دو دوست و همراه قدیمی اش که در نتیجه انتخابات قبلی در حصرند، را فراموش نکند. او تنها کاندیدای مطرح شده ای است که تاکنون علیه حصر موضع شفافی داشته و با آن مخالفت کرده است و حالا برای آمدن به عرصه انتخابات؛ آن را در نظر دارد و اینگونه است که رفع آن و نیز آزادی زندانیان سیاسی را هدف حضور احتمالی در انتخابات می داند. حرفی که برای کسی که همواره مورد تهدید رد صلاحیت از سوی اقتدارگرایان بوده، شرایط را سخت تر می کند، اما او را "شفاف" به همه، از مردم گرفته تا حاکمیت و شورای نگهبان معرفی می کند که اگر بیاید، برنامه اش تغییر این شرایط است.

خاتمی از نیاز به همراهی همه نهادهای مسئول، از رهبری گرفته تا نهادهای روحانی و غیر روحانی برای امکان تغییر گفته، برای آنکه می داند آنچه در ۸ سال گذشته بر سر کشور آمده، همچون سیلی بنیان افکن بوده که کمتر چیزی را در ساختار کشور گذاشته تا سر جای خود باشد و حل آنها از درون ساختار با وجود کارشکنی های درون سیستمی میسر نیست. یک توافق جمعی در حاکمیت برای اصلاح امور لازم است که تا وقتی در راس حاکمیت وجود بحران در کشور به رسمیت شناخته نشود، این اتفاق نخواهد افتاد. در این صورت چه دلیلی برای اصرار به کسب قدرت سیاسی است؟ و چه دلیلی دارد تا همه سرمایه اصلاح طلبان هزینه تنشی شود که از ابتدا معلوم است که نتیجه ای به سود مردم و کشور در بر ندارد؟

دغدغه هایی از این دست، خاتمی را در مرز آمدن و نیامدن نگاه داشته تا مگر نشانه ای برای سودمندی حضورش بیابد. او بر همه نگرانی هایش که ناشی از تردید در امکان حضور در انتخابات و به فرض گرفتن قدرت، امکان پیشبرد برنامه هایش است، به احتمال تکرار هزینه هایی که بر مردم از کشتار و شکنجه و زندان در پی انتخابات ۸۸ تحمیل شد، اشاره می کند و می گوید حاضر نیست شاهد دوباره آن وقایع باشد.

بازخوانی دو سخن اخیر خاتمی در جمع ایثارگران و سپس جمع جوانان اصلاح طلب حامی اش نشان می دهد که دغدغه های خاتمی، هم قابل درکند و هم شریفند. این به این معنا نیست که دلایل دعوت کنندگان او برای شرکت در انتخابات ضعیف تر یا بی اعتبار است، اما تاکنون کمتر از زاویه این دغدغه ها به مساله نگاه شده است. باید این دغدغه ها را پاس داشت و این نکته را فراموش نکرد که بانی همه این نگرانی ها در بین موافقان و مخالفان شرکت منتقدان در انتخابات، تنها وضعیت بحرانی امروز است که ۸ سال پیش میرحسین موسوی را نیز پس از سال ها کناره گیری از سیاست، به عرصه باز آورد.

منبع: کلمه



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • پای بازجوها در کفش سیاستمداران؛ این گفت‌و‌گو نیست، پایان سیاست است
  •  
    آخرین اخبار
  • در راستای جنسیتی کردن جامعه، پست بانک زنانه هم آمد
  • انتقاد شدید امام جمعه اصفهان از احمدی نژاد: حرفهای بی حساب می زنید و کارهای بچه گانه می کنید
  • سرانه مصرف شیر در ایران 22 درصد کاهش
  • مدیرمسئول روزنامه جام جم: هم اکنون قیمت کاغذ ۳برابر گذشته شده است
  • اتقاد شدید آیت الله نوری همدانی به گرانی ها: هزینه اتوی عبا ۵ برابر شده است
  • راستی آزمایی سعه صدر "نظام" و "حماسه اقتصادی" در روز جهانی کارگر
  • توزیع بیش از ۱۳ هزار مرغ بین خانواده‌های روستایی و شهری
  • وزیر امور خارجه: قزاقستان آماده برگزاری مذاکرات آلماتی 3 است
  • عماد افروغ: توسعه که ساختن چهار تا سد نیست، اینها زمان شاه هم بود/ هیچ ملتی انقلاب نکرد که همان اتفاق قبل تکرار شود
  • دو ایرانی متهم به انفجارهای بانکوک در دادگاه اتهام خود را رد کردند
  • امام جمعه تهران: هرکسی بگوید شورای نگهبان حق نظارت ندارد، در واقع با مردم، شهدا و شرع مقابله کرده است
  • دستور عمل جدید ارشاد مبنی بر کنترل و نظارت بیش تر بر مطبوعات
  • دعوت جمعی از اصلاح طلبان خراسان رضوی از خاتمی و هاشمی برای حضور در انتخابات
  • مصباح یزدی: نامزد‌های انتخابات نباید به رفع بیکاری و گرانی توجهی داشته باشند
  • مهدی غضنفری: صنعت خودرو دچار وضعیت پیچیده و بغرنجی است
  • بازداشت ۷۸ ایرانی در آب‌های سومالی
  • امیرحسین فردی نویسنده و مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری درگذشت
  • رهیافت ها بسوی دموکراسی
  • سخنگوی ستاد جوانان اصلاح طلب: کاندیداتوری خاتمی تبلور عینی جشنواره جمهوریت نظام است
  • عبدالغفور قلندری نژاد به زندان مرکزی بندرعباس منتقل شد
  •