به روز شده: ۱۰:۰۸ تهران - جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۹۲

میرحسین موسوی در جلسه شورای راهبردی ستاد؛ سال ۸۷: جز احساس خطر جدی برای کشور، هیچ انگیزه دیگری ندارم

امروز: متنی که برای نخستین بار منتشر می شود، گزارش یکی از جلسات شورای راهبردی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی ست که در اسفندماه ۱۳۸۷ تنظیم شده است.

به گزارش کلمه، اهمیت این گزارش از آن جهت است که جهت گیری های ستاد، دیدگاه های موسوی در قبال انتخابات، شیوه های اصولی وی و راهبردهای بدیع انتخاب شده از سوی او و دوستانش را آشکار می کند. نوع ارتباط سازمانی اصول گرایان و اصلاح طلبان با ستاد مرکزی و میزان نقش آنها در کارزار انتخاباتی، همواره مورد مناقشه بوده و تصویری که از سوی مقامات امنیتی و سازمان دهندگان کودتای انتخاباتی ارایه شده، با افسانه ها و توهم ها درآمیخته است. حضور موسوی به عنوان چهره ای فراجناحی که نسبت به روند اداره کشور احساس خطر می کرد (پیش بینی که طی چهار بعد از آن تحقق یافت)، توانایی های او در ایجاد گفتمانی مستقل، ریشه دار و مبتنی بر هویت دینی- ملی، و حقایق بسیار دیگر را می توان در این سند مهم تاریخی به وضوح مشاهده کرد.

همچنین میرحسین موسوی در این جلسه با یادآوری اینکه حرکت و کاری را جمعی شروع کرده ایم و هر کدام از ما در جایگاهی قرار گرفته ایم، تاکید کرده است: در این راه به فضل خدا، همت بلند دوستان و حمایت ملت بزرگ ایران متکی هستیم و تا آخر ادامه می دهیم و نتیجه را به خدا واگذار می کنیم. من جز احساس خطر جدی برای کشور، کیان و عظمت آن، هیچ انگیزه دیگری نداشته و ندارم. ساختارها، سخت افزار حرکت و فعالیت هستند. اگر آنها با نرم افزار و نیروی انسانی کارآمد به کار گرفته نشوند، مانع عمل خواهند شد. برعکس، اگر با تجربه، کارآزمودگی و مناسبات اخلاقی همراه شوند، قطعا تسهیل کننده خواهند بود.

سیاست محوری و غفلت از بسترهای فرهنگی، اجتماعی و علمی، تشدید اختلاف ها، نامنعطف بودن ساختارها، عدم توجه به اهمیت مشارکت جویی و مشارکت پذیری و اداره ستاد ها توسط گروه های حرفه ای و نه اعتقادی محورهایی از این گزارش بود که با بررسی و نقد ساختارهای انتخاباتی اصلاح طلبان و اصولگرایان در دوره های پیشین و نیز مطالعه تطبیقی با نمونه هایی از کمپین های رایج در دیگر کشورها، نواقص، اشکالات و ناهمخوانی هایی با شرایط کنونی ایران یافت شد.

این متن توسط اردشیر امیرارجمند از مشاوران ارشد میرحسین در اختیار کلمه قرار گرفته است و متن آن به شرح زیر است:

الف: در ابتدای جلسه، مسئول ستاد، گزارش کار ستاد طی هفته های گذشته را ارایه کرد که خلاصه آن به این شرح است:

«با افزایش احتمال نامزدی آقای میر حسین موسوی درانتخابات پیش رو، جمعی از دوستان ایشان که طی سال های متمادی در جلسات هفتگی بحث و گفتگو پیرامون مباحث بنیادین فکری و اجتماعی مشارکت داشتند تصمیم گرفتند الزامات حضور و فعالیت ایشان را فراهم آورند. بنابراین تصمیم، یک کارگروه برای تدوین برنامه ها، یک کارگروه برای طراحی تشکیلات و یک کارگروه برای تعیین استراتژی ها شکل گرفت. در کنار این تقسیم وظایف، قرار گذاشته شد از هر گروه و فردی که تمایل دارد برای دعوت از آقای موسوی فعال باشد، خواسته شود به ابتکار و تشخیص خود متکی بوده و عمل کنند، اما اصول و سیاست های اساسی توسط این مجموعه تهیه و به آنها ارایه شود.»

ب: خلاصه گزارش اولیه گروه طراحی تشکیلات: «با بررسی و نقد ساختارهای انتخاباتی اصلاح طلبان و اصولگرایان در دوره های پیشین و نیز مطالعه تطبیقی با نمونه هایی از کمپین های رایج در دیگر کشورها، نواقص، اشکالات و ناهمخوانی هایی با شرایط کنونی ایران یافت شد که توجه به آنها حائز اهمیت است:

۱٫ سیاست محوری و غفلت از بسترهای فرهنگی، اجتماعی و علمی

۲٫ مطالبه محوری و تشدید اختلاف های جناحی

۳٫ نامنعطف بودن ساختارها

۴٫ عدم توجه به اهمیت مشارکت جویی و مشارکت پذیری

۵٫ اداره ستاد ها توسط گروه های حرفه ای و نه اعتقادی

بر این اساس تصمیم گرفته شد تشکیلاتی سیال، منعطف و غیرمتمرکز طراحی شود که ستادهای مختلفی را شامل خواهد شد:

ستاد مرکزی کوچک که اعضای آن فارغ از وابستگی های حزبی و سیاسی فعالیت نموده و کار اصلی تدوین برنامه، تبیین مبانی فکری و سازماندهی تشکل های متنوع مستقل و رسیدگی به تخلفات و مشکلات فیمابین را عهده دار باشد. همچنین، ارایه خدمات و هماهنگی برای سفرهای استانی و ملاقات های مختلف از دیگر وظایف ستاد مرکزی خواهد بود.

در کنار ستاد مرکزی، تشکیلات مستقل اصول گرایان، اصلاح طلبان، کارگزاران، اقوام (آذری، کرد، بلوچ، ترکمن و ...)، تخصصی (پزشکان، معلمان، دانشگاهیان، مهندسان، بازاریان ...)، ستادهای مردمی، روحانیان و اعزام مبلغ نیز شکل خواهد گرفت.»

در ادامه گزارش شد که با گذشت چند هفته از تشکیل ستاد مرکزی، و به دنبال اعلام انصراف آقایان خاتمی و قالیباف و پیوستن اکثریت اعضای آنان به ستاد انتخاباتی آقای موسوی، هسته های اصلی ستادهای اصلاح طلبان و ستادهای اصولگرایان نیز شکل گرفته اند.

در ادامه، آقای موسوی به ارایه نقطه نظرهای خود پرداختند:

«اول باید یاد آوری کنم حرکت و کاری را جمعی شروع کرده ایم و هر کدام از ما در جایگاهی قرار گرفته ایم. در این راه به فضل خدا، همت بلند دوستان و حمایت ملت بزرگ ایران متکی هستیم و تا آخر ادامه می دهیم و نتیجه را به خدا واگذار می کنیم. شما دوستان از دلایل تصمیم ورود به این راه مطلع هستید ولی به نظر می رسد یادآوری آن ضروری باشد که ما برای چه وارد این انتخابات شدیم.

من جز احساس خطر جدی برای کشور، کیان و عظمت آن، هیچ انگیزه دیگری نداشته و ندارم. ساختارها، سخت افزار حرکت و فعالیت هستند. اگر آنها با نرم افزار و نیروی انسانی کارآمد به کار گرفته نشوند، مانع عمل خواهند شد. برعکس، اگر با تجربه، کارآزمودگی و مناسبات اخلاقی همراه شوند، قطعا تسهیل کننده خواهند بود.

در رابطه با مسأله نرم افزار، به نظر من چند اصل و محور اساسی وجود دارد که بایستی برای آنها فکر و تدبیر شود:

اولین و شاید مهم ترین آنها توجه به این است که ما در چه جامعه و فرهنگی می خواهیم برای انتخابات برنامه ریزی و تبلیغ کنیم: در جامعه ایرانی و حکومت مبتنی بر انقلاب اسلامی. پس باید از ساختاری که در پیروزی انقلاب نقش آفرینی کرد، الگو برداری شود. من به مباحثی که دوستان اشاره کردند توجه دارم و می دانم که این خوب است که به ساختار های مدرنی چون ویکی پدیا و شیوه های مبتنی بر فلسفه های پست مدرن و یا اندیشه های فوکو در زمینه قدرت توجه داشته باشیم. ولی به یاد بیاوریم در انقلاب، هر گروه سیاسی، مسجد، محله و کانون، هر معلم، دانشجو، کاسب و کارگری، در راستای هدفی که رهبران ترسیم و بیان می کردند، چگونه گام بر می داشتند. هر کسی به تناسب توان و استعداد خود میدان دار و جلودار کاری می شد. ممکن بود فردی در یک گروه فقط تماشاچی و حتی سیاهی لشگر و در فعالیتی دیگر مبتکر، طراح و پیشرو باشد. ابتکاری که در نازی آباد و توسط اهالی آن منطقه انجام می شد در تجریش کارساز نبود. طرحی که در گروه های سیاسی مدافع داشت در مساجد با اقبال کمتری همراه بود. تجربه زیبا وموفق این شیوه کار کردن در جنگ اتفاق افتاد: پیر زنی که تنها ثروت و یادگار زندگی (انگشتر، گوشواره....) اش را به جبهه می داد؛ کارفرما و صنعتگری که خط تولید کارخانه اش را متناسب با نیاز مردم تغییر می داد و معیشت خانواده های کارکنان به جبهه رفته را تأمین می کرد و در عین حال مانند سربازی ساده تفنگ بر می داشت و به مصاف دشمن می رفت؛ روستائیانی که زمین دوست جانبازشان را می کاشتند و مزرعه او را اداره می کردند؛ استادان و معلمانی که دانش خود را در زیر آتش و خون به علاقمندان ارایه می کردند؛ و ... . خلاصه در انقلاب و جنگ میدان برای بروز استعدادها باز و محیط برای انجام وظیفه، گذشت، فداکاری و جبران اشتباه مهیا بود. کار امام مواظبت از این شرایط و همسو سازی آنها بود و نه بیشتر. در آن زمان، تلفیق تجربه و دانش سالخوردگان با جسارت و قدرت ریسک جوانان، معجزه آفرید. بنابراین، به نظر من ستاد و مسئولان باید از این حرکت ها، تجربه دیگری ارایه نمایند. نباید تصور شود که ستاد به مرکزی بزرگ که کمیته هایی با جمعیت زیاد (حتی کارآمد) در خود دارد تبدیل شود. بلکه بر عکس، هسته ای کوچک باسعه صدر زیاد، اعتماد به نفس و دانش گسترده که زمینه فعالیت همگانی را فراهم آورد، به یقین موفق تر است.

پرسش دوم و یا سیاست اساسی بعدی این است که ستاد در صدد است چه عقیده و روشی را تبلیغ کند و زمینه اشاعه آن را مهیا سازد؟ حتما برنامه کاندیدا و ارایه آن ارزشمند است، اما از آن مهم تر، روندها و ارائه الگو است تا جامعه بتواند به آن جمع (کمپین) اعتماد کند و سرنوشت کشور را برای مدتی به نامزد آنها بسپارد. باز می خواهم به ارزش ها و آرمان های انقلاب اشاره کنم و معتقدم اگر همان شعارها و وعده ها را روزآمد کنیم، در جامعه و نسل جوان با اقبال مواجه خواهند شد. مثلا مطلبی که در شرایط کنونی کشور حکم کیمیا یافته است و ما در انقلاب آن را تجربه کرده ایم، همزیستی و تعامل جهانی در عین حفظ استقلال است. این ها گزاره های انتزاعی نیستند و مابه ازای عینی و ملموس دارند. حکومت بایستی نخست آنها را در عرصه سیاست داخلی مبنای عمل قرار دهد. این تعامل ابتدا باید در بالاترین سطح و بین رهبری و رییس جمهور صورت بگیرد. شأن رهبری با رییس جمهور مقتدر فزونی می یابد و برعکس، رییس جمهوری قادر است مسائل داخلی و بین المللی را به سود منافع ملی جلو ببرد که رهبری از او دفاع کند، نه آن که آنها از تریبون های عمومی با یکدیگر سخن بگویند. بنابراین، پیشنهاد می کنم کمیته ای مرکب از نزدیکان و معتمدان ایشان تشکیل شود و این تعامل را بررسی کند و مسئول ستاد شخصا در آن حضور داشته باشد. همزیستی بین ادیان، مذاهب، فرق، اقوام، اقشار، گروه های سیاسی، جنسیتی، سنی .... که در تاریخ پر فراز و فرود این کشور همیشه وجود داشته است، بار دیگر به یک تجربه عینی تبدیل شود. ستاد باید تبلور و مینیاتوری از این زیبایی طبیعی ایران بزرگ باشد. به هر حال وقتی ناظری به ستاد ها مراجعه می کند، باید این گوناگونی و تنوع را احساس کند. ما در فرهنگستان هنر و مؤسسه ها، تجربه های ارزشمندی از همکاری اقوام، مذاهب، اقشار و گروه های سیاسی داشته ایم و ارزیابی نیروهای بی طرف هم از این تجربه ها مثبت بوده است. در انقلاب قرار بود همه با هم برای اعتلا و آبادانی کشور تلاش کنیم، نه آن که هر روز گروهی از قطار انقلاب پیاده شوند. به طور خلاصه، باید همه به مشترکات تکیه و آن ها را مبنای عمل قرار دهیم.

سومین اصل یا سیاست این است که منابع مالی و تدارکاتی از کجا تأمین خواهد شد و باید و نبایدهای آن چیست. ما در این سال ها کارهای بزرگی را طراحی می کردیم و می دانستیم که اجرای آن از عهده یک یا چند مؤسسه و سازمان ساخته نیست، ولی با مشارکت و همکاری دستگاه های مختلف انجام آن امکان پذیر و حتی ساده می شد. حالا هم به دلایل مختلف، همین روش را باید به کار گرفت: اول این که دأب من این است که زیر بار و منت احدی نباشم. افراد وقتی سرمایه های کلانی صرف انتخابات کنند، توقع برداشت هم دارند و من نمی خواهم وامدار کسی باشم و تصمیمات دولت (در صورت پیروزی) را از امروز پیش فروش نمایم. دومین دلیل این که وقتی یک سرمایه دار و یا سرمایه های عظیم چند نفر، ولو با نیت خیر و بدون هیچ چشمداشتی، تنها در اثر علاقمندی به دین و کشور به ستادی سرازیر شود، آن مجموعه از ولی نعمت های زیادی، یعنی توده مردم، دور خواهند شد. این حس اگر به جامعه منتقل گردد خطرناک است. کاری به بحث های نظری اگر نداشته باشیم (که چنین چیزی میسر نیست)، ریشه جدایی بعضی از دولت ها در ایران همین پول نفت و بی نیازی دولت ها به مردم است. بنابراین، ستاد باید به کمک های خرد، اندک و مشارکت مالی همه افراد متکی باشد. باید شرایطی فراهم آورد تا مبالغ بسیار اندک، مثلا ده هزار تومان و حتی کمتر را دریافت کند و دقت داشته باشیم از منابع دولتی به هیچ وجه استفاده نشود. من با مسئول ستاد که در این مورد صحبت می کردم گفتم هر یک ریالی که می گیرید اول فکر کنید اهداکننده در قبال آن مطالبه ای دارد یا نه و تحقق درخواست او، چه پیامد و تأثیری بر روند قانونی کارها خواهد گذاشت. این صحبت من نباید به معنی عدم مشارکت متمولین، طبقات متوسط، کارآفرینان، صنعتگران، تجار ... قلمداد شود، بلکه آنها را متناسب با علاقه شان مشارکت بدهیم. مثلا یک کارآفرین ممکن است ایده ای و پیشنهادی ارایه کند که روندها را تغییر بدهد و حضور او درکمیته های برنامه ریزی، در شناخت وضع موجود و تلفیق نگاه های مختلف، بسیار کمک کننده و راه گشا باشد. کمک های مالی آنها اصل نباشد، اما برای مشارکت آنها تلاش کنیم.

چهارمین محور این است که نیروهای اصلی و کلیدی ستاد چه کسانی بایستی باشند و چه ویژگی هایی داشته باشند. تأکید می کنم باید شایستگی ها و قابلیت ها را مد نظر قرار داد و کاری به گرایش های سیاسی افراد، محل تولد، زبان، مذهب..... نداشت، اما در این مدت کوتاه حتما شناخت های فردی مؤثر و تعیین کننده است. دینداری، توانمندی، پاک دستی، پاکدامنی و ... مبنای همکاری قرار گیرد و از آنها صرف نظر نباید کرد. به افرادی که کوچک ترین شائبه ای درباره رفتارهای اخلاقی و مالی آنها هست نبایستی مسئولیت سپرد. به آنهایی که دارای حسن خلق و سوابق مالی روشنی هستند اما تنگ نظرند و توانایی تحمل افراد و کارهای بزرگ را ندارند نیز نباید مدیریت واگذار نمود. من فکر می کنم ستاد شناسایی افراد مستعد را در دستور کار خود قرار دهد؛ کاری که شهید بهشتی می کردند. ایشان اگر از یک کارخانه بازدید می کردند یا با افراد نهادهای انقلابی، دانشجویان، صنعتگران، معلمان و... جلسه داشتند، افرادی را شناسایی می کردند و حتی بعضی از افرادی که با چنین کنجکاوی هایی آشنایی پیدا کرده بودند را برای عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی معرفی می کردند که امروز برخی از آنها جزء مدیران لایق، موفق و پاکدست کشورمان هستند. ستاد تنها نباید استفاده کننده باشد. شورای بزرگ مشاوران که در نظر گرفته شده و حدود ۵۰ عضو در آن پیش بینی شده، ابتکار بسیار جالبی است و ارتباط آن افراد را با کمیته ها و افراد اجرایی نیز تعریف نمایید و مشابه آن را در استان ها، شهرستان ها و بخش ها پیش بینی نمایید. برداشت من از این کمیته، جمع تجربه و نیروی جوانی است.

محور و پایه اصلی دیگر فعالیت های ستاد و حتی دولت، شفافیت است. در توصیه های دینی ما مکرر آمده است که مردم امین حکومت ها هستند و در نظریه حکمرانی خوب نیز این مساله، به عنوان جزء اصلی چنین حکومتی تلقی می شود. پس شفافیت و اطلاع رسانی درست و منطبق بر واقعیات به مردم همیشه پسندیده است و در ستادها بسیار ضروری می باشد. ما تکیه مان در این کار به مردم است. البته احزاب و گروه های سیاسی حایز اهمیت اند و باید از تمامی گروه هایی که در چارچوب قانون فعالیت می کنند استفاده شود. باید کاری کرد که احزاب، انجمن ها و ... از تمامی نیرو و توان تشکیلاتی شان برای تغییر وضع موجود استفاده نمایند. اما در نهایت این مردم هستند که باید انتخاب کنند. بنابراین باید همه چیز را با آنها در میان بگذاریم. برای این کار، باید مسئولان کمیته ها با این سیاست آشنا و به آن ملزم شوند. پیشنهاد بعضی از دوستان که روزانه به ملت گزارش بدهیم و از آنها نظر و کمک بخواهیم، بسیار خوب است. من این تجربه را در دولت داشتم که هر وقت مشکلات با مردم در میان گذاشته می شد، آنها که توان داشتند در حل آن مشارکت می کردند و کسانی که نمی توانستند، مصائب را بهتر تحمل می کردند.

یک نمونه زمانی بود که جنگ که تمام شده بود و دولت می خواست به فوریت حرکتی در جهت سازندگی برای ایجاد امید انجام دهد. ساخت پالایشگاه نفت آبادان چنین ویژگی داشت و مسئول آن می گفت اگر منابع آن تامین شود، ۱۰۰ روزه آن را به بهره برداری می رساند. بررسی ها انجام شد و هزینه های آن تقریبا معادل یک دوره کوپن برنج برآورده شد. وقتی که هیچ منبعی برای آن نتوانستیم فراهم آوریم، دولت تصمیم گرفت از همین منبع استفاده بکند و من بر آن شدم که در چند سخنرانی و مصاحبه به مردم بگویم. این کار انجام شد و بررسی هایی که از سطح کشور داشتیم، افکار عمومی رضایت خیلی خوبی نشان داد.

البته این کار در آن شرایط بود و امروز از شیوه های نوین و سازمان یافته برای شفافیت استفاده کنیم. مثلا من قصد دارم در یکی از سفر ها به مردم اعلام کنم که ریز صورت هزینه های ستاد را در پایان به مردم ارایه می کنیم. نظیر چنین کاری باید در کمیته های مختلف صورت بگیرد و مسئولان آنها با چنین شفافیتی باید فعالیت نمایند.

دوستان استفاده از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را به عنوان محور دیگر مورد تأکید قرار دادند. من هم باور دارم که در شرایط جهانی شدن، فن آوری های نوین ارتباطی نقش بسیار تعیین کننده ای دارد و بایستی به آنها اتکاء داشت. حتما برای بهره گیری از آنها در همه کمیته ها برنامه ویژه وجود داشته باشد. ایجاد رقابت برای بهره گیری از فضای مجازی یک اولویت است. ولی من نقاش هستم و در نقاشی سبک خاصی دارم و معتقد به تلفیق سنت و مدرنیته ام. بنابراین، در کنار حداکثر بهره برداری از رسانه های مجازی، بر به کارگیری شیوه ها و نهادهای سنتی پافشاری می کنم و مرتب درباره برنامه هایی که کمیته ها در این خصوص تهیه و اجرا می کنند، گزارش می خواهم. ارتباط با مساجد، حسینیه ها، هیئات مذهبی، روحانیان، مداحان، گروه های مرجع سنتی، گفتگوی رودررو در معابر، خیابان ها، پارک ها، کوه ها و ... در تمامی کمیته ها بسیار حایز اهمیت است. اطلاع رسانی در دید و بازدیدهای نوروزی و چهارشنبه سوری، سیزده بدر..... به فوریت در دستور کار قرار گیرد و طرحی که در کمیته جوانان تهیه شده است مبنای کار باشد. به هرحال، این از بهترین و طلایی ترین فرصت ها است و باید خیلی جدی گرفته شود.

مطلب دیگری هست که در ساختار جلب توجه می کند و تصریح می کنم که محور و سیاست اساسی بعدی است و آن کمیته ای است به نام کمیته ویژه و در شروع وظایف آن، کارهای نامتعارف و غیرمعمول آمده است و تأکید می کنم که این، سیاست ستاد است. به نظر من تمامی کمیته ها و همه افرادی که در ستاد فعالیت می کنند باید آمادگی پذیرش و اجرای چنین ایده ها و طرح هایی را داشته باشند و هر کمیته و فردی دنبال پدیده های خاص و تجربه نشده باشد و از رسانه ها نیز در خواست کسب چنین ایده هایی را داشته باشد. برای دریافت چنین پیشنهاد هایی بدنبال کلیشه ها نباید بود. در دوران نخست وزیری بارها از افراد ناشناس یا کم سواد، نامه هایی دریافت می کردم و گاه با افراد بی سوادی صحبت می کردم که قادر نبودند پیشنهاد و حرف خود را به خوبی بیان کنند، اما وقتی به آن دقت می کردم راه حل های جالبی پیش روی دولت می گذاشتند. نمی خواهم کارهای سیستماتیک که توسط نیروهای نخبه ای که در ستادها جذب خواهند شد را کم ارزش جلوه بدهم و به عوامگرایی تشویق کنم، ولی تجربه من می گوید که ایده های خوب می تواند از هرکس، از هر سن و جنسیتی ارایه شود و بایستی پذیرای آن ها باشیم. خلاصه برای همه عرصه ها، آماده پذیرش نوآوری و کارهای غیرمعمول باشید.

محور دیگر، شناخت و اولویت گذاری مخاطبان و گروه های هدف است؛ نه به معنای متعارف و مرسوم، بلکه فکر می کنم و من در بسیاری از جلسات که با هم داشتیم تأکید کرده ام که به سؤال ها، محورها و مطالبی که غفلت می شود بایستی توجه کرد. مثلا به آنهایی که صدا و نماینده ای در ستاد ندارند تا به نام آنها کمیته ای شکل بگیرد، باید توجه شود. به چند نمونه آنها که به ذهن من رسیده اشاره می کنم:

یکی رأی های خاموش است. گفته می شود در انتخابات های مختلف، ۲۵ تا۵۰ درصد شرکت نکرده اند. حالا اگر روی این متمرکز شویم و آنها را به صحنه بیاوریم به نفع کشور، منافع ملی و آینده است. برای این کار اول باید آنها را بشناسیم و به نیاز آنها پاسخ دهیم. نباید اینها را برانداز، ضد انقلاب و ضد نظام دانست. بر عکس، بسیاری از آنها افراد متدین و حتی خوش بین، اما ناراضی هستند. در این مورد پروژه های مختلفی انجام شده است و بایستی آنها را مطالعه کرد و به پیشنهادهای آنها توجه نمود و حتی اگر ضرورت دارد، طرح مستقلی تعریف شود. این کار و جلب مشارکت آنها، اولویت همه کمیته ها و ستادها باشد. باز از همین نوع مسائل این که ما در ستادها، کمیته کارگران داریم، ولی بیکاران در کجا جمع شوند؟ بنابراین، آنها نیز حق دارند در جمعی برای استقرار دولتی که به دور از شعار برای آنها کاری بکند، تلاش نمایند و متشکل شوند.

گروه دیگری که از نظر من بسیار اهمیت دارد فقرا، محرومان و به تعبیر دینی مستضعفان است: حاشیه نشینان، از کارافتادگان، مددجویان ... . اینها نیز جزء همان گروه های بدون صدا و نماینده هستند. این گفته به معنی این که سایر کمیته ها برای اینها کار نمی کنند تلقی نشود. داشتن نماینده و مشارکت خود آنها مد نظر است. وقتی آنها نماینده واقعی داشته باشند، به جای جزیی از مسأله بودن، تبدیل به راه می شوند و این دو نگاه بسیار متفاوت است.

بلاخره، رعایت قوانین و مقررات جاری کشور است. ستادها و اعضاء باید آنقدر دقت داشته باشند که از چارچوب کلی و مقررات عدول نشود.

متشکرم



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • دیدار خانواده شهید بهشتی با دختران میرحسین و رهنورد
  • د‌ل‌نوشته‌ای از دختران میرحسین و رهنورد؛ بهار مجروح در بن بست اختر
  • محرومیت موسوی و رهنورد از ملاقات و تماس تلفنی از اول فروردین
  • میرحسین موسوی: آیا روش دولتمردان کوچکترین تناسبی با سیره فاطمه(س) دارد؟
  • آخرین پیام نوروزی میرحسین موسوی: تبریک به ایرانیان داخل و خارج از کشور ایرانیانی با هویت به هم پیوسته
  • اعتراف رفیق دوست به جمعیت هوادار میرحسین موسوی در 25 خرداد
  • پیشنهاد مجموعه داستان «بازگشت به تنهایی» به انتخاب میرحسین موسوی+لینک دانلود
  • اردشیر امیر ارجمند: با میرحسین مخالف‌اند، چون می‌خواهند کشور را بی‌برنامه و هیأتی اداره کنند
  • انقلاب اسلامی به روایت میرحسین موسوی: عدم مشروعیت، عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد است
  •  
    آخرین اخبار
  • بیانیه جبهه مشارکت ایران اسلامی در محکومیت بازداشت سرکار خانم کریمی در شیراز
  • هشدار و نگرانی بانک مرکزی از شتاب تورم در بخش تولید و مصرف
  • حسین مرعشی: مصباح یزدی به جای عذرخواهی از ملت بخاطر حمایت از احمدی نژاد همچنان با اصلاح طلبان مخالفت میکند
  • سردار کوثری، نماینده تهران: تجربه مدیریت حماسی ایران در سوریه به خوبی جواب داده است
  • همسر مصطفی تاجزاده: از وضعیت پرونده پزشکی ایشان بی خبریم
  • ممانعت از اعزام مسعود لدنی به مرخصی درمانی
  • ممنوعیت ورود گردشگران ایرانی به مصر به دلیل ترس قاهره از نقض حاکمیت ملی
  • کاهش ۱۶۰ هزار بشکه ای صادرات نفت ايران در ماه مارس
  • انتقاد مجدد آیت الله صافی از گرانی و كمبود دارو
  • دادگاه محسن قشقایی زاده و محمد پارسی‌ برگزار شد
  • وزیر بهداشت: باید منتظر افزایش دو برابری قیمت دارو در کشور بود
  • ۳۲ دلیل برای رد کلیات بودجه ۹۲
  • زد و خورد ماموران امنیتی با دراویش در مقابل دادگاه انقلاب شیراز
  • نیمه دوم سال جاری میلادی فرصت مهم ایران برای حل مناقشه هسته ای
  • بابک زنجانی از مفسدین اقتصادی در لیست سیاه آمریکا
  • محقق نشدن وعده‌های دولت به كارگران نی‌بر
  • افسوس آقای وزیر از گران شدن دلار/تشکیل پرونده برای خودروسازان گران فروش
  • آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: سرمایه‌های از دست رفته كشور نتیجه باندبازی منحرفان است
  • انتقادات مدیر پیشین دفتر تئاتر خیابانی از وضع بی سامان تئاتر: چطور 5 میلیارد تومان ظرف چند روز به افراد پرداخت شده است؟
  • به تضعیف پول ملی تن ندهید
  •