به روز شده: ۰۷:۲۴ تهران - پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۲

متن کامل مصاحبه اخیر فائزه هاشمی با روزنامه بهار

امروز: خانم هاشمی!قرار بود 30 اسفندماه آزاد شوید اما 29 اسفند آزاد شدید. علت این تخفیف یک روزه درمحکومیت شش ماه شما چه بود؟

چند حدس وجود دارد، اول احتمال استقبالي كهخوشايند انها نبود را ميدادند. دوم نبودن من براي سال تحويل در كنار زندانيان ها،اين نكته را روزنامه شرق و برخي سايت ها يك روز قبل كار كرده بودند.و سوم شايدنبودن من در زندان هنگام چهارشنبه سوري برايشان مهم بود، چون با باز بودن هوا خوريبراي اين مراسم مخالفت شده بود. اقاي دادستان دو روز قبل ٣٠ اسفند را روزازادي من اعلام كرده بود و من هم چون نمي خواستم حتي يك روز زير منت اقايان باشم وهم برايم مهم بود كه سال تحويل را در كنار دوستانم در زندان باشم مقاومت كردم وبعد از حدود يك و نيم ساعت و با ترفند مرا با زور بيرون كردند. مرا به دفتر جانشينرئس زندان براي گفتگو بردند و سپس به بند راهم ندادند و در اخر نيز بعد از حدودنيم ساعت نشستن در فضاي جلوي بند دو تا از خانوم هاي نگهبان بازو هاي مرا گرفتنندو سوار ماشين كردنند

چه ساعتي شما را آزاد كردند؟
حدوديك ربع به هفت صبح ازادي را به من خبر دادند. فکرمی کنم هشت و نیم صبح بود که من را سوار ماشین کردند و حدود ساعت 9 صبح هم به خانهرسيديم

معمولا کسی از زندانی بودن دل خوشی ندارند اماسوال اینجاست که چه اصراری داشتید داخل زندان بمانید؟

اول اینکه می خواستم همه شش ماه محکومیت خود رابه صورت کامل بگذرانم و هيچ منتي بر من و خانواده ام نباشد و باعث سو استفاده ديگرانهم نشود. نکته دوم اینکه ترجیح می دادم سال تحویل را در جمع دوستانم در زندان باشم.

چرا؟
چون زندان یک تجربه جدید بود. من سال های سالهنگام سال تحویل کنار خانواده بودم اما شرایط جدید متفاوت بود. دوست داشتم کنارسایر زندانی های زن باشم. آنجا سال تحویل برای همه به سبب تنها بودن و دوری ازنزدیکان یک شرایط خاصی است و نمی خواستم از آن فضا جدا شوم.

چه کسانی با شما هم بند بودند؟
تعدادي خانم هايي بهائي ، تعدادي از سازمانمجاهدين ، دو خانم مسيحي ، دو نفر از گروه مادران عزادار پارك لاله ، تعدادي بچههاي سبز و خبرنگار، و يك خانم عراقي و چند نفري هم لائيك و چپ

خانواده هم اطلاع داشتند که قرار است یک روززودتر آزاد شوید؟
خیر هیچ کس خبر نداشت.

پس شما چطور به منزل رسیدید؟
با همان ماشین زندان من را رساندند.

همین خانه خودتان؟
نه. من کلید نداشتم و همسرم هم خانه نبود. موبایلهم نداشتم به او خبر بدهم در نتیجه به خانه محسن (برادرم) رفتم.

واکنش آنها نسبت به حضور شما چه بود؟
خيلي متعجب و شاد شدنند ، چرا كه فرداي انروز منتظر ازادي من بودنند

چند ماه پیش خبری با این موضوع منتشر شد کهمقامات زندان تصمیم گرفته بودند به شما مرخصی دهند اما با انتشار یک بیانیه خطاببه دادستان تهران از پذیرفتن آنها خودداری کردید؛ چرا؟
کل دوران محکومیت من شش ماه بود. ما آنچا چهارنفر را داشتیم که حدود پنج سال بدون حتی یک بار مرخصی در زندان بودند. افراد دیگر هم بودند که دوسال، سه سال، چهار سال زندانی بودند اما مرخصینرفتند.

یعنی تصور کردید مرخصی حق شما نبود؟
دقیقا. نه تنها مرخصی حق من نبود که به نظرم بایدزندانی های دیگر به مرخصی می رفتند.! احساس خوبی برایم نداشت. ضمن اینکه استنباطماین است که اقايان پس از دستگیری من گیر کردند اعتراضات در زندان زياد شدبحران هايي به وجود امد از نظر خبري به بند زنان زندانيان سياسي زياد پرداخته شد.یعنی خبرهایی که پس از آن منتشر می شد برایشان سنگین تر از بیرون بودنم بود. درنتیجه پشیمان شده بودند و می خواستند آزادم کنند اما دنبال بهانه بودند. یک شب قبلاز اعلام مرخصی بابا براي ملاقات من و مهدي به زندان آمده بود و پیش بینی ام اینبود که اینها می گویند آقای هاشمی تقاضا کرده که فایزه بیرون بیاید و اینها هم دربوق بگویند که به خاطر آقای هاشمی من را آزاد کردند.

براساس اخبار منتشر شده گویا شیوه بازداشت شمابرای انتقال به زندان هم کمی غیرمتعارف بوده است. چگونه شما را بازداشت کردند؟
دقیقا. در زندان که بودم از بچه ها درباره چگونگیاجرای حکم می پرسیدم که می گفتند چند بار به دلایل مختلف آن را عقب انداخته اند ووقتی با آنها تماس گرفته می شد که به زندان بیایید حتی تا چند ماه هم تقاضای مهلتمی کردند. غروب اول مهرماه از دادسراي اوين زنگ زدند که همان شب برایسوال و جواب به دادسرای اوین بیایید که پرسیدم جریان چیست؟ قرار است به زندانبروم؟ گفتند نه چند تا سوال و جواب است. پاسخ دادم امشب مهمان دارم و نمیتوانم بیایم و فردا صبح آنجا هستم. گوشی را به آقای رشته احمدی دادند . که او همگفت بسیار خوب فردا صبح ساعت 8 دادسرای اوین باشید. قبل از قطع تماس هم دوبارهتاکید کردم اگر قرار است که حکم اجرا شود با وسایل بیایم که آقای رشته احمدی خیلیجدی پاسخ منفی داد. مهمان ها آمدند و رفتند و ساعتي بعد مامورين داخل خانهریختند. دو نفر خانم از دو طرف و از پشت بازو ها و پشت شلوار من را گرفتنداز زمين بلند کرده و بردنند و حتی اجازه ندادند لباس خانه و چادر سفیدم راعوض کنم.

چند نفر بودند؟
یک لشكر مامور فرستاده بودند. وقتی داشتند از راهپله های طبقه چهارم من را می بردند روی هر پله تا جلوی درب ورودی يك مامورنیروی انتظامی ایستاده بود. اینها از عصر اول مهرماه آمده بودند در پارک ایروبه روی خانه مستقر شده بودند تا جایی که مهمان ها می گفتند جلوی خانه شماخبری است و مشغول کنترل هستند. فکر می کردم می خواهند تا فردا صبح فرار نکنم و در هر صورت قضیه را جدی نگرفتم. اما رفتارشان توام با خشونت بسيار بودو به صورت کت بسته من را از دو طرف روی هوا بلند کردند(خنده) و بردند.

شما روز بازداشت خبر داشتید که قرار است برادرتانمهدی قرار است دوم مهرماه به ایران برگردد؟
بله می دانستم.

به نظرتان تقارن دستگیری شما و بازگشت مهدی بهایران با یکدیگر مرتبط بود؟
نمی دانم. نه می توانم بگویم آری نه خیر اما خیلیها اینطور تحلیل می کنند که با فایزه این رفتار را انجام دادند که مهدی بترسد ونیاید. آنها نمی خواستند مهدی به ایران برگردد و احتمالا گفته اند که با فایزه كه در ايران است و اماده براي زندان رفتن اینطور برخورد کردیم و حتمامهدی پیش خود فکر می کند که اوضاع چقدر خراب است و از آمدن پشیمان می شود.

پس خودتان قائل به ارتباط این دو موضوع با یکدیگرنیستید.
من نه این تقارن را نفی می کنم و نه تایید. اینرفتار آقایان غیرمنطقی بود چون من که فرار نکرده بودم، در فاصله تایید تا اجرایحکم سه بار از کشور خارج شده و برگشته بودم. به من زنگ می زنند که برای سوال وجواب بیا و من هم می گویم باشد 8 صبح می آیم اما وقتی می بینم به زندانیان دیگرتا بيش از شش ماه هم مهلت براي امدن به زندان براي اجراي حكم داده اند بالاخره کمیبو دار است که من را با آن شرایط توام با خشونت به زندان منتقل می کنند.

اشاره کردید که سه بار از کشور خارج شدید.انتقادی که پیش از اجرای حکم شما به سیستم قضایی از سوی جریان رادیکال اصولگراوارد شد این بود که چگونه فایزه هاشمی ممنوع الخروج نیست.
نمی دانم باید از سیستم قضایی بپرسید.

برای موضوع خاصی از کشور خارج شدید؟
المپیک لندن بود. برای فدراسيون اسلامي ورزشزنان هم نشستی با اعضا داشتیم و بیشتر به این دلیل رفته بودم.

می خواهم به فضای اوین سری بزنیم؛ زندان برای شماچطور بود؟
خیلی خوب بود. تجربه بسیار قشنگی بود، انسان هایبزرگي که با آنها آشنا شدم، روابط و فضای بین زندانی ها و ... تجربه گران بهاییبود. آنجا فضایی ایجاد شده که ماحصل خود زندانیان است نه اینکه زندانبان ها یاماموران کار خاصی می کردند، نه. اتفاقا با آنها بحران های زیادی داشتیم ولی فضا وشرایط زندان برایم تجربه بسیار مهمی و یک نقطه عطف در زندگی من به شمار می رود کهبه آن افتخار می کنم و خیلی هم آن را دوست دارم.

گویا در زندان وکیل بند هم شده بودید. فرآیندوکیل بند شدن دموکراتیک بود یا اینکه تمایل خودتان بود؟
قانون آنجا این است که هرکس انتخاب می شود سه ماهوکیل بند است. آنجا خانم منیژه عراقی که وکیل بند بود به مرخصی رفت. همان شبانتخابات گذاشتند که یک نفر به عنوان جایگزین انتخاب شود تا او برگردد. رسم آنجااینطور است که کسی کاندیدا نمی شود و زندانی ها به هرکس که می خواهند رای میدهند. اکثریت به من رای دادنند.. خانم عراقی که برگشت وکیل بندی را به اوتحویل دادم و گفتم که شما خودتان ادامه دهید اما دوره او که تمام شد و انتخابات رابرگزار کردند، دوباره من به عنوان وکیل بند انتخاب شدم که تا 10 روز قبل از آزادیهم وکیل بند بودم.ك

عمده مشکلات زندانیان امنیتی زن در اوین چه بود؟
بهنظرم کلمهٔ سیاسی برای این زندانیان واقعی تر از امنیتیست ، از نگاهِ من پس از ششماه حبس در مورد سازمانِ زندانها سؤِ مدیریت و ندانم کاری و موازی کاری و تا حدودیآزارِ زندانیان بود . و در بخش مربوط به داد ستانی که برخی‌ از امورِ زندانیان بهآنها مربوط است نیز هم سؤ مدیریت و بیشتر آزار و اذیتِ زندانیان

چگونه؟
در این مدتِ کوتاه خصوصدر چهار ماه یه حضورم در اوین ۲۱ بحران داشتیم که منجر بهاعتراضِ زندانیان شد .از بازرسی وحشیانه همراهِ با تعرض به زندانیان گرفته تا قطعِتلفنها و ملاقات‌های حضوری ، تصمیماتِ نا بخردانه چون بستن پاگردِ یک سرباز بسیارکوچک که بند را به باشگاه و فروشگاه و نگهبانان وصل میکرد و به آن هوا خوریمیگفتند و قطعِ جیره گوشت و باز کردنِ پنجره به بند برای چک کردنِ زندانیان علیرغم وجودِ دوربین‌های متعدد ، و تیغهِ کردنِ دربِ اضطراری ، و نصبِ دوربین درمحوطه یِ توالت‌ها و حمام ....هر کدام از این‌ها توضیحِ مفصلی را نیاز دارد . بی‌توجهی به اعتراضِبه حقٔ و قنونی زندانیان تا اینکه به اعتراضِ دسته جمعی‌ میگردید و آنگاه نامِشورش بر آن می‌‌نهادند.

به جز مشکلاتفضای فیزیکی، در حوزه حقوق زندانی، آیا موانعی وجود داشت؟
صدورِاحکامِ نا عادلانه که سببِ زندانی شدنِ افراد گردیده از مهم‌ترینِ این حقوق است ،موافقت نکردن با آزادی مشروط و مرخصی‌ها طبقِ قانون ، قطعِ تلفن‌ها و ملاقات‌هایحضوری برای تنبیهِ دست جمعی‌ با هدفِ رو در رو قرار دادنِ زندانی‌ها ، در حالی‌ کهمثلا گفته میشد بیانیه‌ایِ با امضا ی بعضی‌ از زندانیان منتشر شده. این کار رامیکردند که زندانیان هم دیگر را کنترل کنند و در گیری ایجاد شود ، غافل از اینکهاینگونه اقدامات سببِ اعتراضِ زندانی‌ها نسبت به هم نمی‌شد و همه با هم همهچیز را تحمل میکردند .تلفن نیز موردی بود و نه همیشگی‌ یا روتین که آن را هم قطعکردند .مثلاافرادی بودند که پدر یا مادرِ مریض و یا در شهرستان داشتند و نمی‌‌توانستند بهملاقات بیایند اینها گاهی تلفنی با هم صحبت می‌‌کردند

یعنی سازمانزندان ها براساس آیین نامه اعطای مرخصی یا استاندارهای مدون نمی توانست رفتار کند؟
دربسیاری موارد سازمانِ زندان‌ها بی‌ اختیار بود از جمله مرخصی‌ها ، البته این اواخرمتوجه شدم که از نظرِ طینت و ذات خیلی‌ با هم فرق ندارند و یک جور‌هایی‌ هماهنگهستند

در حوزه درمان وسلامت زندانیان چطور؟
یکی‌ از حیطه‌ها ی پر مشکلهمینجاست .عمده ی درمان در بهدری زندان داروها ی آرام بخش و مخدر است به خصوص اگردر شب کارت به درمانگاه بکشد . برای اعزامِ پزشکی به بیرون از زندان نیز بایستی ازهفت خوانِ رستم بگذری :تشخیصِ بهداریِ زندان، تشخیصِ دکتر متخصص که گاهی به زندانمیاید ،تائیدِ پزشکی قانونی داخل زندان ،تائید پزشکی‌ِ قانونی بیرونزندان،تائید دادستانی ، رسیدنِ موافقتِ دادستان به زندان و سپس به بندِ زنان ،ونامه نگاری‌ها و رفت و آمد‌ها برا ی هر کدام از اینها را در نظر داشته باشید کهفاجعهِ است. حالا با اعزام موافقت شد، یک بار پرونده ی پزشکی‌ را نمی‌‌برند، بارِدوم پرونده را اشتباهی‌ میبرند، بارِ سوم به جای عکسِ ریه عکسِ پا میبرند ، بارِچهارم دیر زندانی را میبرند و وقتِ دکتر از دست رفته و بارِ پنجم به بیمارستاناشتباهی‌ میبرند .تمامی‌ِ اینها اتفاقاتی بود که در طولِ کوتاهِ حضورِ من در زندانبارها اتفاق افتاد .برایِ هر اعزام نیز بخشِ مهمی‌ از این روندِ فرسایشی طی‌ می‌‌شود.

این روند راتعمدی می دانید یا سهوی؟
همانطور که گفتم به نظرم بخشی از آن بر میگردد به سؤِ مدیریت و ندانم کاری ها. یعنی‌در اینجا مثل بیرون همان سؤِ مدیریت حاکم هست. البته طی‌ هفت خوانِ رستم به نظرمسؤِ مدیریت نیست بلکه یک روندِ تثبیت شده برای آزارِ زندانی و خانواده آاش وفرسایشی کردنِ طی‌ کردنِ دورانِ محکومیت است

اشاره کردید که زندانی ها از گروه های مختلف مثلمجاهدین خلق، بهایی و کلا افرادی که به لحاظ فکری- مذهبی با ما متفاوت هستند در یکبند حضور داشتند. تعامل این افراد با فایزه هاشمی چگونه بود؟ وقتی اولین بار شمارا دیدند که وارد بند می شوید چه واکنشی از خود نشان دادند؟
نیمهشب واردِ بند شدم ،زندانیان شوکه شده بودند .باور نمی‌کردند که فائزهٔ هاشمی‌ رانیز در زندان ببینند. استقبال گرم و صمیمانه بود.کًلِ بند بیدار شدند و یکی‌ دوساعت گپی زدیم. انتظار این بود زود آزاد شوم و این اواخر نگران بودند که آیا آزادخواهم شد؟

برخوردهایزندانی ها با یکدیگر که در نتیجه تضارب آرای آنها شکل می گرفت چگونه بود؟
روابط کاملا دوستانه بود.در غم و شادیِ هم شریک بودند .تعامل در حد بالأیی بود .در حین اینکه همگی‌ به عقیده و آرأی یک دیگر احترام می‌گذاشتند هر کسی‌عقاید و افکار خودش را داشت. در زندان به سببِ روابط و تعاملِ زندانیان دموکراسی‌حاکم بود،چیزی که تحقّقِ آن در جامعه آرزوی همه هست

بحث های جدیسیاسی هم با هم داشتید؟
بهمناسبت‌ها ی مختلف و هم بطورِ آزاد این بحثها را داشتیم.جلساتِ تحلیلِ خبر و امورِسیاسی برگزار میکردیم . اگر نقدی به افکار یک دیگر داشتیم به راحتی‌ بیان میشد وروی آن بحث میکردیم.همیشه گفتگو در جریان بود و در کنار این گفتگو‌ها روابطِدوستانه حاکم بود.

آذر ماه بود کهآیت الله هاشمی رفسنجانی به زندان اوین آمدند و با شما و برادرتان مهدی ملاقاتداشتند. علت حضور ایشان در اوین چه بود؟

آنهااز بابا خواسته بودند که به دیدنِ مهدی به اوین بیاید

تا با شما ومهدی صحبت کنند؟
برمهدی فشار بود تا موضوعی را قبول کند و مهدی شرطش مشورت با بابا بود. برایهمین از بابا خواستند که به اوین بیاید .وقتی برای دیدنِ مهدی آمد با من هم ملاقاتکرد .

هر سه نفر با همملاقات داشتید؟
خیر.اجازهندادند سه نفری با هم دیدار کنیم .بابا با من و مهدی جداگانه ملاقات کرد.

زمان ملاقات شمابا پدرتان چقدر بود؟
حدودِ ۲۰ دقیقه

صحبت خاصی بینشما و آیت الله هاشمی وجود داشت؟
بیشتراحوال پرسی‌ بود و شرایطِ زندان را برایش توضیح دادم .بابا نیز گله‌ها ی آن طرف رامنتقل کرد که چرا به مجاهدین ،منافقین نمی‌گویم و یا چرا روابطِ خوبی مثلا بامجاهدین و بهائی‌ها دارم

برادر شما یاسر، پیشتر در یک گفتگو درباره شرایطخانواده هاشمی گفته بود که آیت الله هاشمی معمولا در کارهای فرزندان خود دخالت نمیکند اما گاهی نصیحت می کنند. ایشان پیش از مسایل اتفاق افتاده برای شما، نصایحیخطاب به دخترشان داشتند؟
گاهیبله .معمولا امر نمیکند که بکن یا نکن ،ولی‌ نظرِ خود را می‌‌گوید و اختیار رابرای تصمیم گیری به ما میدهد . به ندرت پیش آماده که دستوری صحبت کرده باشد . درواقع روشِ ‌شان متقاعد کردن است تا اجبار و تحکّم.

گویا یک وثیقه صد میلیون تومانی دیگر هم پیش ازآزادی شما خواسته بودند. علت صدور این قرار وثیقه چیست؟
پروندهجدید درست کرده اند
با چه اتهامی؟
اخلالدر زندان . اعتراض‌هایی‌ که در زندان توسطِ زندانیها صورت میگرفت و مشاجره‌ای کهبین ماموران و زندانیها پیش می‌‌آامد، این‌ها را به پای من نوشتند که با لیدر‌ایمن صورت گرفته است و به دنبالِ آن پرونده جدید با اتهام اخلال در زندان درستکردند ، یعنی‌ پرونده سازی کردند البته فکر می‌کنم که میدانستند کسی‌ در آنجا عاملِتحریکِ بقیه نیست . می‌خواستند به این صورت سؤِ مدیریتِ خود در تعامل با زندانیانرا توجیه کنند .دنبالِ یک مقصر میگشتند و قرعهِ به نامِ من افتاد

شما را به همیندلیل به انفرادی بردند؟
بله همبه انفرادی بردند و هم پرونده جدید تشکیل دادند یعنی‌ برای یک موضوع دو بارمجازات. اخلال در زندان مجازاتش در آین نامهٔ زندان‌ها پیش بینی‌ شده و حد اکثرِآن انفریدیست در حالی‌ که پرونده جدید با اتهام اخلال در نظمِ عمومی ایجاد شده کهقنونا نمیتواند ارتباطی‌ با اتهامِ اخلال در زندان ارتباطی‌ داشته باشد

حالا واقعا شمالیدر بودید؟
ایناتهام‌ای دروغ و توهین به سایرِ زندانیان است . زندانیان برای خود یلی هستند واجازه نمی‌دهند برای‌‌شان کسی‌ لیدری کند . کلیه اعتراضات در جمع تصمیم گیری میشدو من به عنوانِ وکیل بند به همراهِ سایرین آن را دنبال میکردیم .شاید بودنِ من درزندان به طورِ غیرِ مستقیم باعثِ احساسِ قدرتِ بیشترِ زندانیان شده بود و به همیندلیل اعتراضات نسبت به گذشته بیشتر شده بود . اگر چنین باشد بی‌ درایتی به خودآقایان بر میگردد که من را به زندان بردند و فکرِ اینجا را نکرده بودند.

اتهام شما تبلیغعلیه نظام بوده و به خاطر آن شش ماه به زندان رفتید. حالا که دوران محکومیت بهپایان رسیده آیا فکر می کنید علیه جمهوری اسلامی تبلیغ کرده اید؟
نه .این اتهام را قبول ندارم. من هم مشابهِ بسیاری از هم بندی‌هایم بی‌ دلیل در زندانبودم عجیب اینجاست که من اتهامِ نشرِ اکاذیب نداشتم و این به این معنیست که حرف‌هایمدرست بود ولی‌ می‌گویند چرا گفتی‌ . اگر بیانِ اعمالِ شما تبلیغ علیهِ نظام است پسوای به شما با این اعمال. چرا دیگران را به خاطرِ اعمالِ خودتان مجازات می‌کنید

مجرم را بهزندان می برند تا تادیب شود؛ آیا فایزه هاشمی تادیب شده است؟
چونخودم را مجرم نمی‌د‌انستم این زندان تاثیرِ عکس رو من گذشت و من بر در پیگیریآرمان‌هایم راسختر کرده است . ضمن اینکه نگرانی برای بازگشت به زندان ندارم .

خانم هاشمی! فکرمی کنید چه اتفاقی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی پدید می آید که فایزه هاشمیفاصله نمایندگی مجلس پنجم تا زندان اوین را ظرف حدود 10 سال طی می کند؟

تاجایی‌ که به خاطر دارم از همان ابتدای فعالیت‌های اجتمایی‌ و سیاسیم منتقد بودم .در ایامِ انتخاباتِ مجلسِ پنجم بار‌ها لباس شخصی‌‌ها و گروه‌های فشار تلاش کردندمجالسِ سخنرانی من را به هم بزنند، البته موفّق نشدند. و حالا نیز توسطِ همینافراد تهدید میشوم و بالا خره هم کارم به زندان کشیده میشود . خودم فکر می‌کنمهمان آدم هستم ولی‌ به نظرم شرایطِ کشور به شدت امنیتی و بسته شده که تحملِ فردیچون من نیز نمی‌شود

با پایانتعطیلات عید، فعالیت های روزمره مردم در حوزه های مختلف آغاز می شود. برنامه شمابرای سال 92 در دوران آزادی چیست؟
اگرمشکلی‌ نباشد تدریس در دانشگاه را ادامه می‌دهم همچنین تصمیم دارم مسائلِ مربوط بهزندانی‌ها و خانواده‌ها یشان را دنبال کنم

فعالیت سیاسی چطور؟

(سکوت)منظورتان چیست؟

بالاخره نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری یازدهمهستیم. آیا در همین رابطه قصد انجام فعالیتی دارید؟

خیر.

چرا؟
بهنظرم شرایط برایِ حضور در انتخابات فراهم نیست

تحلیلی از انتخابات آینده دارید؟

بله. ما آنجا مرتب روزنامه ها را می خواندم واخبار را تحلیل می کردیم.

نگاه شما بهانتخابات آتی چیست؟
ازآنجایی که ابهاماتِ انتخاباتِ ۸۸ تاکنون حل نشده و حتی تلاشی در جهتِ حلِ آنها به کار نرفته بهنظر می‌رسد علاقه‌ای به حضورِ گسترده مردم در انتخابات در سیاست‌های کلی‌ وجودندارد .اگر غیر از این بود نشانه‌‌هایی‌ دیده میشد . نه تنها چنین نشد بللکه عکسِآن عمل شد ،فشار‌ها و بسته شدنِ فضا بیشتر ادامه یافت . دستگیری گسترده خبر نگاراننمونه اخیرِ این رفتارهاست نه تنها ارتباطی‌ با بی‌بی‌سی وجود نداشت بلکه هیچاتهامِ جدی‌ای وجود نداشت. به نظر میرسید هدف دادنِ یک شوک به جامعه خبر نگارانبود تا نسبت به انعکاسِ موضوعاتِ مربوط به انتخابات با احتیاط عمل کنند . بنابراین منطقا تا الان دلیلی‌ برای حضور در انتخابات نمی‌بینم

حتی اگر آیت الله هاشمی رفسنجانی کاندیدایانتخابات باشند؟

انشاللهکه نیستند.(خنده)

شما موافق حضور ایشان در انتخابات آینده نیستید؟
خیر

چرا؟
هر گونه حضوری در انتخاباتمشروعیت دادن به روش‌های اشتباهِ فعلی است ،بنابر این موافق نیستم.
شما دوم خرداد سال 88 در ورزشگاه 12 هزار نفریآزادی در جمع حامیان مهندس میرحسین موسوی پیش بینی کردید که اگر آقای احمدی نژاددوباره رییس دولت شود امر بر او مشتبه می شود که امام زمان است. با وجود این همهتغییر که آقای احمدی نژاد داشته هنوز هم روی موضع چهار سال قبل خود هستید؟
اعتقاد ندارم که آقای احمدی‌نژاد واقعا عوض شدهباشد. به نظرم این تغیرات ظاهر سازی برای اهداف دیگری‌ست، و یا آن موقع ایشان ازخود چهرهای نشان داد که واقعی نبود
اما احمدی نژاد به مواضعهفت سال پیش منتقدان خود یعنی بخش هایی از اصلاح طلبان نزدیک شده است. نامه او بهوزیر علوم برای برکناری روسای دانشگاه های تهران و تربیت مدرس به دلیل امنیتی کردنفضای آکادمیک یکی از دلیل تغییر احمدی نژاد است.
در هر صورت به نظر می‌رسد که صداقت و راستگوییدر این جریان وجود ندارد و مواضع جدیدایشان به دل نمی‌‌نشیند . احتمالا دوباره بعد از انتخابات چهره دیگری از خود نشانمیدهد. نمیشود شما سال‌ها جور دیگری عمل کنید و یک دفعه تبدیل به یک چهره اصلاح‌طلبو مدافع حقوق بشر شوید . به نظر من اینها روش هایی است برای جلب و جذب آرا برایانتخابات، چنانکه مواضع سال ۸۴ وسال ۸۸ایشان نیز چنین بود:آوردن نفت بر سر سفره مردم، افشای دزد‌ها و خلافکار‌ها و ....خلاف کار تر از همه کیست ؟ دزدی‌ها و اختلاس‌ها عمد‌تا در کدام دوره انجام شد؟ بنابر این حرف‌ها به تنهایی نمی‌تواند مهم باشد بلکه عملکرد هست که مورد ارزیابی قرارمی‌گیرد. ایشان آزمایش هشت ساله خود را پس داده و رو سیاه شده اند. البته این رااز ابتدا آقا هاشمی‌ و بسیاری دیگر از به قول اینها افراد بی‌ بصیرت پیش بینی‌کردند ولی‌ کو گوش شنوا
تحلیل شناختی من از فایزههاشمی پس از زندان این است که او تبدیل به یک فعال حقوق بشری شده است.
فکر می‌کنم سالهاست در این زمینه فعال هستم .شاید الان راسخ تر باشم چون دیگر نگرانی برای زندان رفتن هم وجود ندارد.
این طنز قدیمی که شمامردترین عضو خانواده هاشمی رفسنجانی هستید را قبول دارید؟

من یک زن هستم و به زن بودن خود افتخار می‌کنم.چرا برای تعریف از یک زن به او مرد میگویند؟ برایم خوشایند نیست.

از شجاعت می آید.

مگر نمی‌شود شیر زن بود؟

پس شما خود را شیرزنخانواده هاشمی می دانید.
خود را شیرزن می‌دانم ولی‌ نه تنها شیرزن اینخانواده.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • نامه خداحافظی تعدادی از زندانیان بند زنان اوین به فائزه هاشمی
  • فائزه هاشمی از زندان اوین آزاد شد
  • فائزه هاشمی در آستانه آزادیش خواستار ماندن در اوین هنگام سال تحویل شد
  • تشکیل پرونده جدید برای فائزه هاشمی در آستانه آزادیش در 30 اسفند
  • ممانعت از ملاقات همسر آیت الله هاشمی رفسنجانی با دختر، فائزه در زندان
  • اعتراض فائزه هاشمی به سخنان مجلسیان بازدید کننده از اوین
  • دلیل انتقال فائزه هاشمی به سلول انفرادی
  • فائزه هاشمی ۳ روز است به انفرادی منتقل شده
  • آخرین وضعیت فایزه و مهدی از زبان محسن هاشمی
  •  
    آخرین اخبار
  • افزایش چشمگیر روزانه چک های برگشتی به 13 هزار برگه در روز
  • جدیدترین گزارش عفو بین الملل: ایران مقام دوم جهان و رتبه اول منطقه در مجازات اعدام را دارد
  • فاطمه راکعی: منتظر اعلام نظر خاتمی برای حضور در انتخابات هستیم
  • محمدرضا یوسفی؛نویسنده حوزه کودک: دولت ما برنامه‌ کلانی برای کودکان ندارد
  • محمد هاشمی: نگران محبوبیت هاشمی هستند
  • دختران میرحسین با خانواده مهدی خزعلی دیدار کردند؛ ابراز نگرانی از صدمات جبران‌ناپذیر بی‌توجهی مسئولان
  • منتجب نیا: شرایط لازم برای انجام فعالیت قانونی حزب اعتماد ملی فراهم نیست
  • ترور؛ انتقام مجاهدین خلق از رشادت های صیاد شیرازی
  • استعفای رئیس زندان عادل آباد شیراز از سمت خود
  • جدید ترین حکم محمد سیف زاده؛6 سال زندان
  • حکمرانی خوب
  • پیام تسلیت فعالان ملی -مذهبی و نهضت آزادی بند ۳۵۰ اوین به مناسبت درگذشت حاج سید جوادی
  • یک کارگر بیکار شده راه آهن در محل كار سابق‌اش خودکشی کرد
  • حمایت معاون ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از کره شمالی و هشدار به ژاپن و کره جنوبی
  • کاهش ۳۷ درصدی مبادلات تجاری ايران و امارات
  • هشدار هاشمی رفسنجانی: خوشحالی برخی در داخل از بحران کره شمالی "نابخردانه" است
  • واکنش تند ایران به آمانو: "اظهارات ایشان متناسب با واقعیات فعالیت‌های ما نیست
  • اظهارات دادستان اصفهان پیرامون درگیری سال گذشته کشاورزان
  • روز انرژی هسته ای و سومین سال حبس بی وقفه امید کوکبی نخبه جوان هسته ای در زندان اوین
  • سیامک قادری از ایرنا با فشار ماموران اطلاعات اخراج شد
  •