به روز شده: ۱۰:۲۷ تهران - سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۲

جلایی پور: بهترین انتخاب اصلاح‌طلبان برای نامزدی: اول: خاتمی؛ دوم: سیدحسن خمینی...

امروز: بهترین انتخاب اصلاح‌طلبان برای نامزدی:
اول: خاتمی؛ دوم: سیدحسن خمینی،
و سوم: میرمحمود موسوی/محمدرضا خاتمی/محمدرضا بهشتی

حدود یک ماه پیش، انتشار مقاله‌ی طولانیِ «چهل دلیل در ضرورت نامزدی خاتمی» از محمدرضا جلائی‌پور با استقبال گسترده و نقدهای تندی مواجه شد، بازتاب وسیعی در شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد و ده‌ها پاسخ در تایید و نقد آن منتشر شد. در مصاحبه‌ی پیش رو جویای پاسخ‌های او به نقدهای انتشاریافته شدیم. محمدرضا جلائی‌پورِ 30 ساله در سال 87 و 88 مدیر «پویش موج سوم» (کمپین دعوت و حمایت از خاتمی و موسوی) بود و به خاطر فعالیت‌های گسترده‌ی این کمپین با پانصد هزار عضو، بعد از انتخابات سه بار بازداشت شد، پنج ماه را در بازداشت انفرادی گذراند و دو سال ممنوع‌الخروج شد. احتمالاً اکثر مخاطبان خرداد نو او را با تصویر خنده‌ی مشهورش در دادگاه‌های بعد از انتخابات به یاد می‌آورند. محمدرضا که ماه‌های آخر دکتری‌اش در جامعه‌شناسی دین در دانشگاه آکسفورد را سپری می‌کند اکنون برای چند ماهی پژوهشگر مهمان دانشگاه پرینستون است. چنان‌که متن گفت و گو نشان می‌دهد در صورت نامزدی خاتمی به پیروزی‌اش امیدوار است و در صورت ثبت نام نکردنش چشم‌انداز اصلاح‌طلبان و کشور را روشن نمی‌بیند. ‌


خرداد: از حضور رسانه‌‌ای پرهیز داشته‌ای. چه شد که مقاله‌ای با این طول و تفصیل در دعوت از نامزدی خاتمی نوشتی؟

نگرانم! اگر تحلیل‌گران حرفه‌ای کم‌کاری نکنند، دیگر چند ماه مانده به انتخابات نوبت به آقای تاجزاده در زندان و جوانانی مثل من که سیاست‌ورز حرفه‌ای نیستند و از حضور رسانه‌ای پرهیز دارند نمی‌رسد که در ضرورت نامزدی خاتمی بنویسند. این مصاحبه را هم به احترام منتقدان گرامیِ مقاله‌ی «چهل دلیل در ضرورت نامزدی خاتمی» پذیرفتم تا نقدهایشان را بی‌پاسخ نگذاشته باشم. متاسفانه احتمال نامزدی خاتمی بالا نیست و به نظرم تازه بعد از اعلام عدم نامزدی او و طرح گزینه‌ها‌ی دیگر، ترجیح نامزدی‌اش روشن خواهد شد. در روزهای باقی‌مانده خوب است هر کس در حد توانش از تلاش برای افزایش احتمال نامزدی خاتمی دریغ نکند. امیدوارم سیاست‌ورزانِ حرفه‌ای اصلاح‌طلب در این دوره کم‌خطاتر عمل کنند، دولت بعدی دولت کم‌آزارتری باشد و رنج‌های اجتناب‌پذیرِ مردم هم کمتر شود تا امثالِ من هم با وجدانِ آرام به درس و زندگیِ غیرسیاسی‌شان برسند. ‌

خرداد: هدف اصلی‌ات از نوشتن مقاله‌ی چهل دلیل چه بود؟ اقناع مخالفان یا روحیه‌بخشی به موافقان نامزدی خاتمی؟ چقدر تامین شد؟

هر دو! از نوشتن مقاله‌ی چهل دلیل چند هدف داشتم که شکر خدا همه بیش از انتظار و برآوردم تامین شد. اولاً می‌خواستم به سهم اندک خودم به گفت‌وگوی استدلال‌محور در این زمینه دامن بزنم و کمک کنم قفل بحث عمومی در این زمینه باز شود. این‌که مقاله‌ای به این طول و تفصیل (که مخاطب وسیع را هدف نگرفته بود) در این فضای خموده چند هزار بار در فیس بوک به اشتراک گذاشته شود و ده‌ها پاسخ خواندنی در موافقت یا مخالفت با آن منتشر شود از انتظارم بیشتر بود. به نظرم آن‌چه شکل گرفت نمونه‌ی خوبی از «بحث عمومیِ» نسبتاً برابر و آزاد در باب «خیر عمومی» بود. فقط از طریق عرضه و نقد دیدگاه‌هایمان در عرصه‌ی عمومی و گفت و گوی «گشوده به دیگری» درباره‌ی آن‌ها است که خطاهایمان را می‌فهمیم و با ابعاد و زوایای پیشتر نامکشوف و پنهان مساله آشنا می‌شویم. شبکه‌های اجتماعی مجازی نیز امکانات کم‌نظیری را برای این گفت‌وگوهای انتقادیِ عمومی فراهم کرده‌اند. هدف دوم‌ام این بود که نقدهای تندتر و حتی دشنام‌های احتمالی زودتر بر سر امثال من تخلیه شود تا فضا برای ورود تحلیل‌گران حرفه‌ای و چهره‌های برجسته و گفت و گوی استدلال‌محور در جهت تامین بیشتر خیر عمومی ایرانیان فراهم‌تر شود. هدف سوم هم این بود که کمتر از سه ماه مانده به انتخابات در حد توان محدودم کمک کنم حامیان نامزدی خاتمی از لاک دفاعی خارج شوند و با اعتماد به نفس و امید بیشتر و تذبذب کمتری وارد گود حمایت از او در عرصه‌ی عمومی شوند و گروهی از مخالفان نامزدی خاتمی نیز به جمع حامیان نامزدی خاتمی بپیوندند. علاوه بر نقدهای متین، حمایت‌های افراطی و نقدهای تندی به مقاله منتشر شد، ولی شخصا از موارد پرشماری لذت بردم که قبلاً مخالف نامزدی خاتمی بودند یا تصمیم نگرفته بودند ولی انقدر انصاف و توجه به منافع ملی و مصالح مردم داشتند که علی‌رغم همه‌ی نقدهایی که به خاتمی و اصلاح‌طلبان دارند بعد از مطالعه‌ی مقاله نظرشان را تغییر دادند و به جمع حامیان نامزدی خاتمی پیوستند.

خرداد: چرا انقدر طولانی بود؟

یادداشت روزنامه‌ای نبود. مقاله‌ی طولانیِ چهل دلیل در واقع چهل یادداشت فشرده بود و به نظرم گرچه دسته‌بندی آن دلایل در تعداد کمتری ممکن است، هیچ کدام را نمی‌توان به دیگری فروکاست و هر کدام از این دلایل ارزش توجه جداگانه دارند. خوشبختانه اکثر مخاطبان هم علی‌رغم طول زیاد مقاله آن را خسته‌کننده و حاوی تکرار نیافته بودند و به تفاوت‌های ظریفِ دلایل توجه داشتند. ابراهیم نبوی، که علاوه بر طنزپردازی یکی از تحلیل‌گران واقع‌نگر مسائل ایران است، هم خلاصه‌ای از چهل دلیل را تهیه و منتشر کرد. آن چه در مقاله گفته‌ام را در این مصاحبه تکرار نمی‌کنم و از خوانندگان محترم دعوت می‌کنم برای اطلاع از دلایلم در دفاع از نامزدی خاتمی همان مقاله را به دقت، با حوصله و بدون پیشداوری مطالعه کنند. احتمالا در فاصله‌ی بین همان سطور می‌توانند بخش دیگری از دلایل را که امکان طرح‌شان را در عرصه‌ی عمومی ندارم هوشمندانه بخوانند.

خرداد: مهم‌ترین نقدت به منتقدان نامزدی خاتمی و مقاله‌ات چیست؟

مهم‌ترین نکته‌ی روشنی که بسیاری از منتقدان به آن توجه نکرده بودند این بود که در مقاله‌ی چهل دلیل از «مطلوبیت مطلقِ» نامزدی خاتمی دفاع نشده بود، بلکه صرفا از «ترجیح نسبی» نامزدی او در مقایسه با بقیه‌ی گزینه‌های «ممکن»/دست‌یافتنیِ روی میز سخن گفته شده بود. ادعای اصلی مقاله‌ی چهل دلیل تنها در صورتی زیر سوال می‌رود که ناقدان گرامی نشان بدهند که گزینه‌ی «ممکنِ مطلوب‌تر»ی در دسترس هست. اما متاسفانه اکثر منتقدان محترم صرفا به طرح پاره‌ای انتقادات به شخص خاتمی و کارنامه‌اش پرداخته بودند که بر فرض پذیرش آن‌ها نیز همچنان می‌توان از ترجیح نامزدی خاتمی بر گزینه‌های بدیل سخن گفت. بسیاری از منتقدان نکات شنیدنی‌ای طرح کرده بودند که اتفاقا مورد قبول من هم هست و به نظرم تعارضی با ارجحیت نامزدی خاتمی بر گزینه‌های بدیل ندارد. در پاره‌ای موارد هم اساسا گزارش غیردقیقی از دلایلم طرح کرده بودند و به نقد آن روایت نادرست پرداخته بودند یا اسیر تحلیل‌های تک‌عاملی و غیرجامع شده بودند.

خرداد: چه اشکالی دارد بدون طرح پیشنهاد جایگزینِ ایجابی صرفا خود نامزدی خاتمی را به شکل سلبی نقد کنند؟

اشکالی ندارد ولی صرف نقد این گزینه بدون طرح گزینه‌ی بهتر کفایت نمی‌کند، چراکه در سیاست انتخاب یک گزینه از میان گزینه‌های موجود گریزناپذیر است و همان نکته‌ای که ارسطو در مورد امتناع طبیعت از خلاء می‌گفت صادق است. در این عرصه خلاء قدرت به آشوب و هرج و مرج می‌انجامد و نمی‌توان بدون نظریه‌ای راهنما، ولو بسیار معیوب و ناقص، سر کرد. اگر گزینه‌ی پیشنهادی آن مقاله (نامزدی خاتمی) معایب آشکاری دارد (و فراموش نکنیم که هیچ نظریه‌ای بی‌نقص نیست) و اگر گزینه‌ی بهتری وجود ندارد، عقلانیت حکم می‌کند که از این گزینه، با علم به نقایص‌اش، برای پرهیز از گزینه‌های نامطلوب‌تر بهره بگیریم و در عین حال بکوشیم با رویکردی نقادانه نقایص آن را در حد امکان رفع کنیم. اقتضای عقلانیت سیاسی این است که از این گزینه (ولو معیوب) در مقایسه با بدیل‌های معیوب‌تر استفاده و حمایت کنیم.

خرداد: بالاخره چند گزینه‌ی بدیل هم تاکنون پیشنهاد شده. مثل تحریم یا حمایت از نامزدهای دیگر. به چه دلیلی با این گزینه‌ها مخالفی؟

معدودی از منتقدان گرامی هم به دفاع از چند گزینه‌ی بدیل پرداخته بودند. از آن‌جا که پاسخگویی مجزا به ده‌ها منتقد محترم مقدور نیست، به ناچار پاسخ کلی‌ام به این دسته از منتقدان را این‌گونه صورت‌بندی می‌کنم که از نظرِ خطاپذیرِ من گزینه‌های مورد حمایت این دوستان در فضای متفاوتِ پس از 88 و از منظرِ «اصلاح‌طلبیِ سبزِ جامعه‌محور» یا 1) علی‌رغم مطلوب بودن «ممکن» نیست، یا 2) علی‌رغم ممکن بودن «مطلوب» نیست، یا 3) نه ممکن است و نه مطلوب، و یا 4) ممکن است ولی از نامزدی خاتمی کمتر مطلوب است.

خرداد: لطفا کمی جزئی‌تر چند مصداق این چند دسته را ذکر کن.

از میان گزینه‌های بدیل پیشنهادی منتقدان به نظرم سه مورد جدی‌تر بودند:
1) «تحریم موفق». که به دلایلی که در مقاله آوردم ممکن نیست. مطلوبیت این راهبرد در شرایط کنونی هم زیر سوال است و تجربه‌ی سه‌دهه‌ی گذشته گواهی بر ناکارآمدی آن بوده است. همزمانیِ انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات شوراها که به نظر می‌رسد حداقل 55-65 درصد واجدین شرایط را به پای صندوق‌ها می‌کشاند نیز از موانع موفقیت این راهبرد است. «مطالبه‌ی سیاسیِ» قابل حصول، مطالبه‌ای است که حداقل ظرفیت‌ها برای تحقق آن موجود باشد. واگرنه فرا رفتن از خاتمی و طرح مطالبات حداکثری و دست‌نیافتنی هنر نیست. سیاست‌ورز موفق و اخلاقی کسی است که در عرصه‌ی آنچه واقع‌بینانه امکان‌پذیر است در جهت نیل به مطلوب‌های سیاسیِ اخلاقی‌اش پیشروی می‌کند، و نه در قلمرو اوهام و رویاهای ناممکن.
2) «حمایت از نامزدهای اصلاح‌طلبی همچون جهانگیری و عارف». که باز به دلایلی که در مقاله ذکر شد احتمالاً به شکست سنگین در انتخابات خواهد انجامید. حضور هر یک از این نامزدهای محترم (که در جایگاه خود از سرمایه‌های اصلاحات‌اند) همچون سال 84 احتمالا بیشتر موجب مضحکه شدن «اصلاح‌طلبان» در عرصه‌ی عمومی می‌شود، چراکه همچون نیرویی نامربوط با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی که از اشتباهات پیشین درس نمی‌گیرند خود را نشان خواهند داد.
3) «حمایت از نامزدهای اصولگرای میانه‌روی نزدیک‌تر به اصلاح‌طلبان همچون روحانی و قالیباف» که هم در مطلوبیت‌ حمایت از آن‌ها تردید هست و هم به نظرم شانسی برای پیروزی در انتخابات ندارند. به نظر می‌رسد پیروزِ انتخابات 92 به احتمال زیاد یا خاتمی است (اگر شجاعت و ایثار ثبت نام را داشته باشد) یا نماینده‌ی احمدی‌نژاد (اگر خاتمی نیاید) یا نامزد اصلیِ مورد حمایت دولت پنهان و سپاه و بسیج (که شواهد نشان می‌دهد امثال روحانی نخواهند بود). بگذریم از این‌که روی کار آمدن نامزدی که صرفا با برگ برنده‌ی توسعه و گشایش اقتصادی و بی‌حساسیت نسبت به جنبه‌های فرهنگی و سیاسی توسعه وارد میدان می‌شود، همان بلایی را بر سر کشور خواهد آورد که امروز در چین و دیگر کشورهایی که تنها بر اهرم رشد اقتصادی تاکید می‌کنند مشاهده می‌کنیم: «فساد فراگیر» و «تشدید فاصله‌ی طبقاتی». با توجه به این‌که عوارض این دو بلا امروز هم به میزان نگران‌کننده‌ای در کشور دیده می‌شود، حرکت بیشتر در این مسیر می‌تواند زمینه‌های هزینه‌های سهمگینی را فراهم سازد و حتی به تهدید امنیت و نظم بینجامد. ذیل فراز چهارم مقاله، شش دلیل ذکر کردم که نشان می‌داد خاتمی حتی برای نجات اقتصاد کشور نیز گزینه‌ی بهتری است.

خرداد: یعنی پیروزی در انتخابات را فقط با خاتمی ممکن می‌بینی؟

در میان این گزینه‌ها بله. باید توجه داشت که شرایط 92 با 88 متفاوت است. در واقع اگر بخواهم پاسخ کلی دیگری به منتقدان نامزدی خاتمی بدهم باید بگویم همه‌ی گزینه‌های بدیلِ پیشنهادیِ منتقدان در عمل به شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات 92 ختم خواهد شد و در میان این گزینه‌ها تنها با نامزدی خاتمی احتمال پیروزی‌شان وجود دارد. شاید «حضور برای شکست» هم منافعی داشته باشد (از جمله استفاده از فضای انتخابات و تبدیل فضای امنیتی به سیاسی) اما تنها پس از ناامید شدنِ کامل از «حضور برای پیروزی» (که با نامزدی خاتمی شاید ممکن شود) معقول است که به «حضور برای شکست» و منافع و مضار احتمالی‌اش فکر کنیم. حضور برای شکست چندان نیازی به تمهیدات و مقدمات ندارد. این پیروزی است که تلاش مضاعف و زمان نیاز دارد. حول نامزدی خاتمی بیشتر می‌توان از فضای انتخاباتی برای طرح مطالبات و بازسازی تشکیلاتی بهره گرفت، حتی اگر در نهایت نامزد نشود.

خرداد: چه اشکالی دارد در این دوره نامزدهای بروکرات اصلاح‌طلبان شانس‌شان را امتحان کنند؟

اشکالی ندارد ولی به نظرم شانس پیروزی ندارند و نامزدی خاتمی گزینه‌ی مطلوب‌تری است. می‌توان مدعی شد که کبوترِ اصلاحات سیاسی برای بسط عدالت سیاسی دو بال دارد و پرواز کامیابش با یک بال ممکن نیست: 1) بالِ «پویش/جنبش اجتماعی» و 2) بالِ «اصلاح‌گریِ حکومتی». به نظرم در شرایط کنونی فقط با نامزدی خاتمی از هر دو بال می‌توانیم بهره بگیریم. گزینه‌های بدیلِ پیشنهادیِ منتقدان، همه، «یک‌باله»‌ است. یا بال پویش/جنبش اجتماعی را ندارد و یا بال اصلاح‌گریِ حکومتی را. به تعبیر دیگر تنها با نامزدی خاتمی است که هم «جنبش دموکراسی‌خواهانه‌ی سبزِ اصلاح‌طلبانه» جان می‌گیرد و هم احتمال پیروزی در انتخابات و تقویت «اصلاح‌گریِ حکومتی» وجود دارد. نامزدی خاتمی در شرایط کنونی تنها گزینه‌ی دوباله‌ی دموکراسی‌خواهان است و «اصلاحات جامعه‌محور» تنها با نامزدی او چشم‌انداز کوتاه‌مدتِ روشنی دارد. به همین دلیل است که بین اصلاح‌طلبان اجماعی گسترده حول نامزدی خاتمی شکل گرفته است و احزاب کلیدی اصلاح‌طلب و شجاع‌ترین و توانمندترین اصلاح‌طلبان، از ابراهیم یزدی و ابوالفضل قدیانی و مصطفی تاجزاده و اصلاح‌طلبان بند 350 اوین و تقی شامخی (همسر هاله سحابی) گرفته تا هاشمی رفسنجانی و علی مطهری را پوشش می‌دهد. اجماع فراگیر و همزمان در هر سه سطح («شخصیت‌ها و رهبران»، «احزاب» و «بدنه‌ی اجتماعی حامی اصلاح‌طلبان») حول هیچ نامزد و گزینه‌ی دیگری دست‌یافتنی نیست. اصلاح‌طلبان و سبزها اگر چندپاره شوند شانس حضور موثر در انتخابات و عرصه‌ی سیاسی را از دست می‌دهند.

خرداد: فرضاً اگر خاتمی نیاید فکر می‌کنی چه گزینه‌ای مرجح است؟

به دلایلی که در مقاله ذکر شد ارجحیتِ نامزدی خاتمی بر گزینه‌های عملیِ دیگر روشن است و اجماع اصلاح‌طلبان حول او آسان است. اما اگر خاتمی به هر دلیلی نیاید، انتخاب بین گزینه‌های بعدی واقعا دشوار می‌شود. فاصله‌ی منافع و هزینه‌های احتمالیِ تحریم، عدم شرکت یا حمایت از نامزدهایی همچون جهانگیری و عارف آنقدر نیست که انتخاب بهترین گزینه را آسان کند. اگر خاتمی نیاید بین بدنه‌ی اجتماعی سبزهای اصلاح‌طلب و فرااصلاح‌طلب شکاف ایجاد می‌شود، نامزدهای دیگر توان جلب حمایت جدی میرحسین موسوی و مهدی کروبی و زندانیان سبز را نخواهند داشت، متاسفانه احتمالاً به نحوی از رهبران جنبش سبز برائت خواهند جست و در نهایت هم پس از خرج کردن بخشی از سرمایه‌‌ی اخلاقی و اعتبار اصلاح‌طلبان در انتخابات شکست سنگینی خواهند خورد.

خرداد: با این همه تردید و مانع پیش رو فکر می‌کنی چرا و تا چه حدی باید بر نامزدی خاتمی پافشاری کرد؟

احتمال نامزدی خاتمی کم است ولی انقدر بر گزینه‌های پرهزینه‌ی بدیل مرجح است که برای افزایش این احتمال اندک تلاش بیشتری ضروری است. برای نامزدی خاتمی فرش قرمز نخواهند انداخت، اما احتمالا توان حذف او پس از ثبت نام را هم نخواهند داشت. دموکراسی و توسعه‌ی افزون‌تر در ایران را در سینی طلا به اصلاح‌طلبان تعارف نخواهند کرد، ولی اصلاح‌طلبان هم اگر خوب بازی کنند از بسط این دموکراسی و توسعه ناتوان نیستند. متاسفانه اصلاح‌طلبان از ضعف قدرت اقتصادی، رسانه‌ای و تشکیلاتی رنج می‌برند و جنبش اجتماعی‌ِ حامی‌شان هم در وضعیت مهار به سر می‌برد. اما در این شرایط، نفس اعلام نامزدی خاتمی ظرفیت تغییر صحنه‌ی بازی و آرایش نیروها و شکستن قفلِ آچمزِ همه‌جانبه‌ی کنونی را دارد. بدون تغییر صحنه و باز شدن روزنه‌ای برای تحرک سیاسی (که با ورود قوی‌ترین مهره‌ی اصلاح‌طلبان - خاتمی - ممکن می‌شود)، رفع حصر از رهبران جنبش سبز، آزادی زندانیان سیاسی، تقویت بنیه‌ی مدنی جامعه‌ی ایران، مهار بحران اقتصادی و کاهش تهدیدهای امنیتی نیز چشم‌انداز روشنی نخواهد داشت. سخنرانی مشهد مقام رهبری نیز زمینه را برای حضور خاتمی فراهم‌تر کرده است. خاتمی می‌تواند پس از اعلام نامزدی از این زمینه برای گفت و گو و مذاکره با رهبران نظام در جهت منافع ملی و مصالح ایرانیان بهره بگیرد و حلقه‌های امنیتی تمامیت‌خواه و کوته‌نظر را با امواج حمایت مردمی‌ و ائتلاف با میانه‌روها به حاشیه براند. با تدبیر و شجاعت، نامزدی خاتمی می‌تواند برای نظام و رهبری نیز به بازی بُرد تبدیل شود. بعد از تایید صلاحیت خاتمی و با حضور او و برنامه‌ریزی هوشمندانه‌ی ستادش، امکانات و فرصت‌های اصلاح‌طلبان برای کاهش تاثیر مهندسی انتخابات و بهبود نظارت بر سلامت آن نیز افزایش می‌یابد. حتی اگر خاتمی تا پایان فروردین از نامزدی انصراف بدهد، همچنان تا روز ثبت نام فرصت دارد نظرش را تغییر دهد و برای نجات کشور دعوت برآیند خِردِ جمعی اصلاح‌طلبان را اجابت کند و ایثارگرانه وارد گود انتخابات شود. اگر خاتمی نیاید و اصلاح‌طلبان شکست بخورند، چهار سال بعد هم خودش پیرتر است، هم اصلاح‌طلبان امکان تربیت رهبران جدید نداشته‌اند، هم تندروهای تمامیت‌خواه کشور را بیشتر تخریب کرده‌اند و هم شرایط اقتصادی بدتر است؛ مشروط بر این‌که در این سال‌های پرمخاطره اتفاقات پیش‌بینی‌ناپذیرِ داخلی و خارجی، هزینه‌های سهمگینی را به کشور و مردم تحمیل نکرده باشد.

خرداد: در بحث‌هایی که بر سر این موضوع در رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی در گرفت برخی نقاط ضعف اصلاح‌طلبان خودش را بیشتر نشان داد. اگر بخواهی به مهم‌ترین این نقاط ضعف‌ها اشاره کنی به چه مواردی می‌پردازی؟

علاوه بر انتقاداتِ اجتناب‌پذیرِ پرشماری که در «مقاله چهل دلیل» به اصلاح‌طلبان، خاتمی و فعالان دموکراسی‌خواه طرح شده است، سه نقد عمده‌ی دیگر نیز شایسته‌ی طرح‌اند و بر طرف نکردن‌شان می‌تواند در انتخابات آتی نیز ضربه‌ی سنگینی به اصلاحات سیاسی در ایران بزند. نقد عمده‌ی اول‌ام این است که اصلاح‌طلبان و دموکراسی‌خواهان در انتخاب رفتار سیاسی (از جمله در انتخابات) معمولاً فقط به یک سناریو نظر دارند. به تعبیر دیگر طرح‌ریزی‌های سیاسی‌شان «تک‌سناریویی» است. بسیار از مخالفان نامزدی خاتمی در این دوره نیز در دام همین تحلیل‌ها و طرح‌ریزی‌های تک‌سناریویی افتاده‌اند.

خرداد: منظورت از طرح‌ریزی تک‌سناریویی چیست؟ سناریوهای مختلفی که می‌گویی چه مواردی را شامل می‌شود؟

انتخابات 92 چند دسته بازیگر اصلی دارد (اصولگرایان سنتی، احمدی‌نژادی‌ها و اصلاح‌طلبان) و سرنوشت انتخابات را برآیند نحوه‌ی بازیگری این بازیگران تشکیل می‌دهد و اصلاح‌طلبان باید به نحوه‌ی بازی رقبا در حالات مختلف توجه داشته باشند. هر یک از این بازیگران اصلی با توجه به تصمیم رقبا در مرحله‌ی قبل و نوع بازی‌شان، برای گام‌های بعدی تصمیم می‌گیرند تا در جهت اهدافشان به بالاترین میزان مطلوبیت ممکن دست بیابند. بر این اساس تصمیم نهایی هر گروه باید بر مبنای رفتار رقبا و تمایلاتشان در انواع سناریوهای محتمل گرفته شود. در این انتخابات در صورت نامزدی یا عدم نامزدی خاتمی، رد یا تایید صلاحیت‌اش و نیز رد یا تایید صلاحیت مشایی (یا نماینده احمدی‌نژاد) 11 سناریوی محتمل قابل تصور است (8 سناریو در صورت ثبت نام خاتمی و 3 سناریو در صورت عدم ثبت نام خاتمی). اگر به اهداف و شرایط مطلوب هر یک از بازیگران اصلی امتیاز بدهیم و با استفاده از روش تحلیل سناریو، در فرض تحقق هر یک از این سناریوها جدول امتیازهای اکتسابی هر یک از بازیگران را ترسیم کنیم و جمع بزنیم خواهیم دید که نامزدی خاتمی با اختلاف زیاد بهترین انتخاب برای اصلاح‌طلبان و بدترین حالت برای تمامیت‌خواهان (و نه مقام رهبری) است. با این حال همین مدل نشان می‌دهد که اگر خاتمی ثبت نام کند عاقلانه‌ترین بازی برای حاکمان تایید صلاحیت هر دو (خاتمی و مشایی) است. به تعبیری دیگر در صورت ثبت نام خاتمی، تایید صلاحیت خاتمی به بازی برد-برد اصلاح‌طلبان و حاکمیت بدل می‌شود. اما اگر خاتمی نیاید، بهترین بازی برای حاکمیت رد صلاحیت مشایی است. به تعبیر دیگر، همان حلقه‌های امنیتی تندرو که مایلند خاتمی ثبت نام نکند، اگر بخواهند عاقلانه بازی کنند بعد از ثبت نام او، به احتمال زیاد او را تایید صلاحیت خواهند کرد. طبق نتایج این مدلِ چندسناریویی، در هر صورت ثبت نام خاتمی برای اصلاح‌طلبان منافع بیشتری دارد (به جز حالتی که خاتمی رد و مشایی تایید صلاحیت شود که بسیار بعید به نظر می‌رسد) و رد صلاحیت خاتمی گزینه‌ی نامطلوبی برای حاکمیت است. از این رو احتمالاً حلقه‌های امنیتی تندرو با استفاده از روش‌های پنهان تلاش خواهد کرد خاتمی نیاید، اما اگر بیاید به احتمال زیاد حاکمیت او را تایید خواهد کرد. اما متاسفانه اکثر مخالفان و حتی پاره‌ای از موافقان نامزدی خاتمی صرفا بر اساس تحلیل‌های تک‌سناریویی و ساده از رفتارهای رقبا اتخاذ موضع می‌کنند. اگر با استفاده از روش‌های تکامل‌یافته‌ی تئوری‌ بازی‌ها امتیازات سناریوهای مختلف را لحاظ کنیم، نامزدی خاتمی با اختلاف زیاد بهترین انتخاب اصلاح‌طلبان در کارزار مدنیِ انتخابات خواهد بود.

نقد عمده‌ی دوم‌ام به اصلاح‌طلبان و دموکراسی‌خواهان ایرانی این است که معمولاً در عمل به طرح‌های جایگزین/زاپاس (پِلَن بی) به طور جدی نمی‌پردازند و همه‌ی انرژی‌شان را صرف انتخاب طرح اولیه و آرمانی‌شان می‌کنند و وقتی به هر دلیلی این طرح عملی نشد، طرح‌های جایگزینِ اندیشیده ندارند و هزینه‌های اجتناب‌پذیری را متحمل می‌شوند. در انتخابات 88 هم طرح نخست این بود که با پیروزی میرحسین موسوی وارد دولت شوند، اما وقتی احمدی‌نژاد رئیس جمهور اعلام شد هیچ طرح عملیِ پخته‌ی جایگزینی (پِلَن بی) برای روزهای اول پس از انتخابات و پیامدهای غیرمنتظره‌اش نداشتند. حتی در انتخابات مجلس ششم و هفتم و شوراها و ریاست جمهوری نهم هم در صورت رد صلاحیت نامزدهای اصلی‌شان طرح جایگزین نداشتند (مثلا ثبت نام تعداد بیشتری نامزدِ جایگزین). در انتخابات 92 هم اکثر گزینه‌هایی که منتقدان نامزدی خاتمی طرح می‌کنند گرچه به عنوان گزینه‌ی نخست چندان مطلوب نیستند، اما به عنوان «پِلَن‌ بی»/«طرح‌های ثانویه» قابل بررسی‌اند و می‌توانند همزمان با طرح اصلی پیگیری شوند.

خرداد: اگر خاتمی نیاید، طرح جایگزین یا «پِلَن بی» پیشنهادی‌ات چیست؟

به نظرم در انتخابات پیش رو به دلایلی که در «مقاله چهل دلیل» آمده، نامزدی خاتمی با اختلاف زیاد بهترین طرح اولیه‌ی اصلاح‌طلبان است که منافع احتمالی‌اش از هزینه‌های احتمالی‌اش بسیار بیشتر است. در روزهای باقیمانده هم هنوز به نامزدی خاتمی امید داریم. اما اگر به هر دلیل خاتمی نامزد نشد، به نظرم تنها نامزد اصلاح‌گرایی که به احتمال زیاد تایید صلاحیت خواهد شد و در عین حال بدون تبلیغات وسیع شانس پیروزی بالایی در انتخابات دارد (ولو کمتر از خاتمی) سیدحسن خمینی است و می‌تواند به عنوان «پِلَن بی» انتخاب اصلاح‌طلبان و میانه‌روها باشد. احتمال رأی‌آوری سیدحسن بیش از هاشمی رفسنجانی است.

خرداد: اگر سیدحسن خمینی هم ثبت نام نکرد چه برنامه‌ی جایگزینی می‌توان داشت؟

اگر سیدحسن هم به هر دلیلی ثبت نام نکند، به نظرم حضور با بقیه‌ی گزینه‌ها (از جمله جهانگیری و عارف) «حضور برای شکست» است و انتخاب خوبی نیست و نتایجی مشابه 84 را رقم خواهد زد. اگر سیدمحمد خاتمی و سیدحسن خمینی ثبت نام نکنند، از آن‌جا که احتمال پیروزی بقیه‌ی نامزدهایی که احتمال تایید صلاحیت‌شان بالا است ناچیز است، به نظرم بهتر است اصلاح‌طلبان و سبزها از نامزدهای محبوبِ حداکثری‌شان حمایت کنند و دیگر پروای تایید صلاحیت‌شان را هم نداشته باشند. برای این «پِلَن سی» (طرح جایگزین سوم) احتمالا میرمحمود موسوی (برادر میرحسین)، سیدمحمدرضا خاتمی و سیدمحمدرضا بهشتی بهترین گزینه‌ها هستند. احتمال تایید صلاحیت‌شان زیاد نیست ولی اگر تایید شوند فضای انتخابات را به کلی تحت تاثیر مطالبات اصلاح‌طلبانه و سبز قرار خواهند داد و رای بالایی خواهند داشت، و اگر رد صلاحیت شوند هم به اصلاح‌طلبان فرصت استفاده از فضای انتخاباتی و حفظ سرمایه و اعتبارشان و کناره‌گیری آبرومندانه از انتخابات را می‌دهند و از شکست مفتضحانه با دیگر نامزدهای کمتر محبوب و شاخص جلوگیری می‌کنند. به تعبیر دیگر اگر اصلاح‌طلبان بخواهند «برای پیروزی» در انتخابات شرکت کنند سیدمحمد خاتمی بهترین گزینه است و اگر او نیامد سیدحسن خمینی تنها گزینه‌ی باقیمانده برای حضور با احتمالِ پیروزی است. اما اگر این دو نیامدند و اصلاح‌طلبان فقط بخواهند از فضای انتخابات استفاده کنند بهتر است به جای شکست سنگین از طریق حمایت از نامزدهای کمتر شاخص و محبوب، از نامزدهای حداکثری‌ و رای‌آورتر (میرمحمود موسوی، محمدرضا خاتمی و محمدرضا بهشتی) حمایت کنند که به نشر گفتمان دموکراسی‌خواهانه و توسعه‌گرایانه بیشتر کمک کنند و حتی در صورت رد صلاحیت‌شان از حراج سرمایه‌ و اعتبار و حیثیت اصلاح‌طلبی در انتخابات و بازی با مهره‌های کمتر شاخص اجتناب کرده باشند. به تعبیر دیگر طرح‌های اول و دوم و سومی که پیشنهاد شد، همه در چارچوب «حضور به قصد پیروزی با رعایت اصول اصلاح‌طلبانه» یا «کناره‌گیری با پرنسیب پس از استفاده از فضای انتخاباتی» است.

خرداد: گفتی سه نقد عمده‌ی دیگر داری. فقط دو نقد را گفتی. سومی چه بود؟

نقد عمده‌ی سوم‌ام به اصلاح‌طلبان هم این است که انتخاب‌های سیاسی‌شان در چارچوب برنامه‌های بلندمدت و چندمرحله‌ای برای رفع کاستی‌های جریان دموکراسی‌خواه و توسعه‌گرا در ایران نیست. اگر به این انتخابات به عنوان گام اول در چارچوب طرحی حساب‌شده و چندمرحله‌ای نگاه شود، دفاع از نامزدی خاتمی نسبت به بقیه‌ی گزینه‌ها آسان‌تر است. چکیده‌ و انباشتِ ادبیاتِ جامعه‌شناسی تغییرات سیاسی و جنبش‌های اجتماعی نشان می‌دهد که بر خلاف انقلاب‌ها که قابل پیش‌بینی و برنامه‌ریزی نیستند و اغلب در نتیجه‌ی همزمان شدنِ تصادفیِ عوامل پرشمار شکل می‌گیرند، فرآیندِ اصلاحات سیاسی تا حد زیادی قابل برنامه‌ریزیِ چندمرحله‌ای است و با انتخاب‌های بهتر و کم‌خطاتر و صبر و استقامت در جهت بسطِ گام‌به‌گام و تدریجیِ عدالت سیاسی کامیاب‌تر خواهد بود.

خرداد: صرف نظر از تاثیر نامزدی خاتمی بر منافع ملی ایران و خیر عمومی ایرانیان، با توجه به تحولات منطقه و بهار عرب، چه نفعی در نامزدی خاتمی برای مردم منطقه می‌بینی؟

به منافع متعددی از جمله افزایش امنیت در منطقه می‌توان اشاره کرد. اما در پاسخ به پرسش شما به یک نمونه اشاره می‌کنم. ایرانیان خارج از کشور و مرتبط با ملل مسلمان می‌دانند حضور خاتمی در دوران ریاست جمهوری هشت‌ساله‌اش موجب شد نام ایران و نیز رویکرد ایرانیان به جهان مدرن برای بسیاری از مسلمانان جاذبه پیدا کند. الگوی اسلامِ سازگار با عقلانیت، اخلاق، دموکراسی و توسعه که خاتمی نماینده‌ی آن بود، از یک‌سو باعث افزایش آبرو و احترام مسلمانان در نگاه غیرمسلمانان شد و از سوی دیگر از جاذبه جریان‌های افراطی بنیادگرا در جهان اسلام کاست. جوانان عامی و نخبه‌ی مسلمان در کشورهای اسلامی با نظر به الگوی پیشنهادی خاتمی دریافتند که در برابر گزینه‌های رادیکال، بنیادگرایانه و غیراخلاقی، الگوهای خردنوازتر و سازگار با روح و پیام اصیل دین اسلام نیز موجود است. پس از ظهور احمدی‌نژاد و شکست اصلاح‌طلبان ایران هم حزب عدالت و توسعه‌ی ترکیه با هدایت اردوغان و با تکیه بر شبکه‌ی وسیع فتح‌الله گولن و شاگردان سعید نورسی نقش پیشین خاتمی را ایفا کرد. اما در دو سال گذشته و در پی خیزش‌هایی که به بهار عربی شهرت یافت، افت و خیزهای آن در ماه‌های اخیر، نگرانی شمار زیادی از نیروهای تحصیلکرده‌ی این کشورها از قدرت‌گیری دوباره‌ی تندروها و بنیادگرایان مسلمان، بی‌اعتباری جدی الگوی انقلاب اسلامی و از دست رفتن نقش الهام‌بخش آن در میان مسلمانان غیرایرانی، و نیز شدت یافتن خطر دشمنی‌ها میان تسنن و تشیع، بار دیگر خلاء نظری خطرناکی در سطح جهان اسلام ظهور کرده که حتی ایرانیان غیرمذهبی و نامسلمانانِ غربی و آسیایی و آفریقایی را هم نگران کرده است. روی کار آمدن خاتمی و ارائه الگوی معتدل و سازگار با دموکراسی او می‌تواند این خلاء خطرناک را به نحو سازنده‌ای پر کند و نه‌تنها برای ایران و اسلام ایرانی احترام و اعتبار دوباره‌ای در منطقه فراهم آورد که از دامنه بحران رو به رشد خصومت تشیع و تسنن نیز به نحو قابل ملاحظه‌ای بکاهد. هیچ نامزد دیگری در انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران در چنین جایگاهی قرار ندارد.

خرداد: پاسخت به این سوال اصلی منتقدان نامزدی خاتمی چیست که می‌پرسند: «چه ضمانتی برای سلامت انتخابات 92 داریم»؟

پاسخم را در مقاله ذکر کرده‌ام. صرفا این نکته را اضافه می‌کنم که اگر می‌توانستیم ضمانتی برای سلامت و آزادی کامل انتخابات بگیریم که دیگر اصلاحات و جنبش سبز به نتیجه رسیده بود. دوستانی که این سوال را می‌کنند «هدف» نهایی جنبش دموکراسی‌خواهی و اصلاحات سیاسی در ایران (از جمله آزادی و سلامت کامل انتخابات) را با «پیش‌شرط» ورود به عرصه‌ی تلاش برای دستیابی به این هدف اشتباه گرفته‌اند. ورود به گود انتخابات با گزینه‌ای حداکثری و محبوب و با پشتوانه اجتماعی وسیع، امکانات و فرصت‌های ما را برای تلاش جهت سالم‌تر کردن نهاد انتخابات افزایش می‌دهد و مهندسی انتخابات را دشوارتر و پرهزینه‌تر می‌کند. اصلاح‌طلبان در درجه اول نیازمند تغییر وضعیت آچمز همه جانبه‌ی کنونی و فرصت‌سازی برای تحرک هستند، واگرنه مثل 8 سال گذشته امکان یا توان فعالیت گسترده در جامعه مدنی را هم نخواهند داشت. ناهمراهی میان مجریان و ناظران این دوره‌ی انتخابات هم فرصت‌های بیشتری برای نظارت بر سلامت انتخابات ایجاد می‌کند و اختلاف رای مرئی قابل توجه خاتمی با بقیه‌ی نامزدها نیز شاید در این شرایط اساساً اراده‌ی ناظران و مجریان برای مهندسی انتخابات را سست کند و نتایج مهندسی‌شده علیه خاتمی را در نظرشان برای جامعه و جهان باورناپذیر نشان دهد. ضمانتی نمی‌توان داد ولی احتمال پیروزی خاتمی در صورت ثبت نام بالا است و گریزی از تلاش با بهترین گزینه‌ها نیست؛ «وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم»، مگر این‌که منتظر دستی از غیب یا جت‌های آمریکایی باشیم که بعد از سال‌ها بسط گرسنگی در ایران برایمان با موشک، «انتخابات سالم تضمین‌شده» و سال‌ها ناامنی به ارمغان بیاورند!

خرداد - امید صادقی



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • توضیحات زهرا اشراقی درباره ستاد حمایت از حضور خاتمی در انتخابات 92
  • باز هم سفرهای استانی انتخاباتی احمدی نژادی
  • آغاز کار ستاد آفتاب صبح امید برای حمایت از خاتمی: فرصتی دوباره برای ساختن ایران
  • عباس عبدی: تعدد نامزدها لزوما به گرم شدن انتخابات منجر نمی شود
  • موسوی لاری: اصلاح‌طلبان برای ورود به انتخابات هنوز تصميم نگرفته‌اند
  • داریوش قنبری: آقای خاتمی هفته آینده نظرش را اعلام می‌کند/ فضا به نفع ماست
  • نماینده ولی فقیه در بسیج: خنثی بودن بسیج در انتخابات، خیانت به امام و انقلاب است
  • افشاگری سایت اصولگرا: سناریو احمدی نژاد برای از حد نصاب افتادن کابینه و مهندسی انتخابات
  • تابش: حضور خاتمی منوط به مجموعه تصمیم گیری ها است/عارف کاندیدای جبهه اصلاحات نیست
  •  
    آخرین اخبار
  • بیانیه فعالان سیاسی و حقوق بشر برای آزادی دراویش گنابادی
  • خانواده زندانیان اعتصاب کننده؛ مرگ در یک قدمی عزیزانمان است
  • از آزادی محمد سیف زاده پس از پایان حبس ممانعت به عمل آمد
  • دیپلمات غربی: سردرگرمی انتخابات در ایران باعث شکست مذاکرات آلماتی شد
  • ممنوعیت ورود گردشگران ایرانی به مصر، به دلیل بی حجابی یا تبلیغ تشیع
  • پاسکاری 4 میلیارد یورویی پول بیت المال میان بابک زنجانی، مرتضوی و رستم قاسمی!
  • علی مطهری: احمدی‌نژاد «لجوج»، «متوهم» و «مستبد» است
  • برگزاری اولین جلسه مجمع روحانیون مبارز به ریاست سید محمد خاتمی
  • اظهارات اژه ای درباره پرونده مهدی هاشمی، مرتضوی، ستاربهشتی/پرونده فاضل لاریجانی5، 6 متهم دارد
  • دیپورت هواپیمای ایرانی بهمراه مسافرانش از کویت به دلیل فرود بدون اطلاع
  • شش شکایت جدید علیه سعید مرتضوی
  • مصباح یزدی: امروز برای اسلام و انقلاب دل می سوزانیم، فردا وضعمان معلوم نیست/ به نظر سنجی ها اعتماد نکنید
  • عسل بدیعی در آغوش خاک؛ مرگ را سبز نقاشی کرد
  • خانواده حاج سیدجوادی: تعهد گرفتند صحبت نکنیم/ از برگزاری هر اجتماعی می ترسند
  • توضیحات آقای وزیر از عدم اجرای دستور احمدی نژاد برای برکناری روسای دانشگاه ها
  • دومین تشکل کارگری در راه دیوان عدالت اداری: کانون شوراهای اسلامی کار تهران علیه دستمزد شکایت می‌کند
  • منفی شدن افتتاح فازهای جدید پارس‌جنوبی در سال ۹۲/مانور ناکام تبلیغاتی پروژه های مهر ماندگار دولت
  • یک فعال صنفی کارگری: شکایت از مزد ۹۲ قانونی است/ کارگران منتظر تشکل‌های رسمی نمی‌مانند
  • ماجرای واردات چند ساعته ۱۰۰۰ دستگاه خودرو لوکس با مصوبه ناگهانی دولت
  • عدم پرداخت ۳ ماه حقوق و عیدی و پاداش کارگران توسط شرکت پیمانکاری معتبر در سنندج
  •