به روز شده: ۱۴:۵۵ تهران - شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱

باز هم سازهای خود را از نو کوک کنیم

نویسنده: احمد صدری

امروز: آقای خاتمی کاوه نیست. لازم هم نیست باشد. گزینه ما کاوه اسکندر نیست. کیکاووس و ضحاک است.

کاوه ای پیدا نخواهد شد امید
کاشکی اسکندری پیدا شود

این شعر را چهار دهه بود که نشنیده بودم. تا اینکه در یکی از استاتوسهای محمد رضا جلائی پور در رابطه با آمدن یا نیامدن خاتمی دیدم کسی آنرا بعنوان نظر خود نوشته بود. این شعر مهیب م.امید را در سالهای جوانی میخواندیم و میگذشتیم برای اینکه نه کاوه ای را دیده بودیم و نه اسکندری را. ولی امروز که کاوه گونه ای و اسکندر گونه ای را دیده ایم چرا؟ با خود گفتم خدا نکند این شعر را باور کنیم چون بجای اسکندر ضحاکی خواهد آمد. شاهنامه را بخوانیم و بیاد داشته باشیم که ضحاک را همین طرز فکر بر سرکار آورد. گفتم خدا نکند ولی خدا کرده است. بسیاری از تبعیدیان فعال اینگونه فکر میکنند. یک نوع نیهیلیسم وحشتناک بر ما حاکم است. یک نوع نیهلیسم که در ضرب المثل عامیانه میشود:‌«یا علی غرقش کم منم روش!»

من یک مثنوی از آقای خاتمی انتقاد کرده ام. از اوائل دوره دومش در مقالاتم به او تاخته ام تا این مقاله اخیر که زیر ماده خاتمی در یک انیسکلوپدی نوشته ام. البته آقای خاتمی در ملاقاتمان در شیکاگو با سعه صدر خود اصلاَ‌ برویم نیاورند. غرض اینکه امیدارم کسی در مورد من باور نمیکند که مثلاَ‌ خاتمی چی هستم. ولی با همه اینها از آنجا که سیاست علم ممکنات است نه ایدآلها با استدلال محمد رضا موافقم که بیاید بهتر از اینست که نیاید. یک گزینه صفر و یک است و بعد آن انتخاب میتوانیم هر تبصره و تفسیری میخواهیم از انتخاب خود بکنیم. بله گفتن به این گزینه به معنی تائید خاتمی نیست. همانطور که در انتخابات دوره اول احمدی نڑاد در شرق نوشتم باید دست از ایدآلیسم برداریم. آنوقت باید به هاشمی رای میدادیم که بدست احمدی نڑاد نیافتیم. این به معنی تائید هاشمی نبود. امروز هم میتوانیم به خاتمی رای بدهیم نه بعنوان گزینه خوب بلکه بعنوان گزینه بدی که بهتر از بدتر است.

امیدوارم که منتظر اسکندر ننشینیم که اتحاد غربی و عبری و عربی در مرزهایمان تار و تور تنیده و به انتظار نشسته است. آقای خاتمی کاوه نیست. لازم هم نیست باشد. گزینه ما کاوه اسکندر نیست. کیکاووس و ضحاک است.

اینهم آن مقاله ای که در روز هشتم ماه جون ۲۰۰۵ در نشریه شرق نوشتم. امروز هم با همان استدلال از ورود آقای خاتمی به صحنه انتخابات حمایت میکنم.


سازهای خود را از نو کوک کنیم

از علائم بلوغ سیاسی قدرت تشخیص بین سیلی نقد و حلوای نسیه است. اگرکسی نتواند بین اهداف ایدآلی در بلند مدت و اهداف قابل دسترسی در کوتاه مدت ویا بین بد و بدتر انتخاب کند بدیهی استکه باید سیاست را ببوسد و به کناری بگذارد. این اصل البته نخست برای رهبران سیاسی واجب الاطاعه است ولی شهروندان نظامهای مردمسالار نیز باید بتوانند هر از چند گاهی دل به دریای چنین انتخابهای دردناکی بزنند. مطلق خواهی و مطلق گرائی که صفتی محمود در اخلاق و منطق است درحیطه سیاست جز نکبت و سیه روزی ببار نمیآورد. البته نمیگوئیم که سیاستمدار و شهروند سیاسی نباید ایدآل داشته باشند زیرا سیاست بدون ایدآل جز هیزم کشی برای هوس شهرت و شهوت قدرت چیزی نیست. اینکه گفته اند سیاست علم ممکنات است به این معنی است که باید در حالیکه برای ایدآلها دور خیز میکنیم آماده باشیم که گاه نیز بجای پرش، بسوی همان ایدآلها بخزیم.


ما اصلاحاتی های این دیار شریفترین هدفمان نیل به ساحل مردمسالاری است و قرنی است که بسوی آن کران دور شنا کرده ایم. گاه بخیال اینکه پایمان به زمین سخت رسیده به پایکوبی پرداخته ایم ولی در اوج خوشی موجی دیگر از راه رسیده و به میان امواجمان باز گردانیده است. ولی ما اهل آبادی اصلاحیم نه کوره ده نومیدی. اینراه حق است و سخت. حق داریم خسته باشیم ولی حق نداریم خسته شویم. حال در آخرین صحنه از این جدال سیزیفی، استخوان در گلو و خاردر چشم، سنگی نفس گیر را به بالای تپه ای بلند غلطانیده ایم: به معین رای داده ایم نه از آنرو که والاترین نماد اصلاحات، سخنگوئی مقنع و یا سخنرانی بلیغ و لبریز از کاریزما بود. او را گزیدیم چون تندآبهای استصواب قامتی جز او را حتماً می غلطانید. با حضور اصلاح طلبانی اصلح در کنارش به او رای دادیم چون با انتخابهای دردناک بیگانه نبودیم. حال سنگی بزرگتر در پیش رو و تپه ای رفیعتر در افق دیدمان است. اینبار باید نام کسی را بعنوان کاندیدای خود بر زبان رانیم که تا دیروز زبانمان هم برآن نمیگردید. اساتیدی که بحثهای آتشین من علیه رای به رفسنجانی را بجای مفاوضات دوستانه در سرناهار در دانشگاه تحمل کرده اند شاید از این موضع امروز تعجب کنند. ولی در شرایطی که انفعال فاجعه آفرین است اگر جز این میگفتم خود متعجب میشدم.


اینجا به علت ضیق مکان تنها به یکی از وجوه خطری که میهنمان را در صورت انتخابی غلط در این مرحله از انتخابات تهدید میکند -- یعنی خطر برون مرزی -- بسنده میکنم. فکر نکنید هیچکس حتی رفسنجانی بتواند گره کور روابط با آمریکا یا مساله اتمی را به آسانی بگشاید و یا اسکندر وار ببرد. ولی اگر به خیر آمریکا در کوتاه مدت امیدمان نباشد لااقل نباید از رهبرانمان انتظار داشته باشیم که ما را از شر آن در همان کوتاه مدت در امان بدارند؟ اگر مطبوعات نو محافظه کاران آمریکائی (منجمله آثار مایکل لادین، کن تیمرمن، دانیل پلاتکا و پتریک کلاسون) را در عرض هفته اخیر خوانده باشید حتماً متوجه شده اید که نوک تیز حمله آنها نه به طرف تند روان و بنیادگرایان بلکه بسوی دو کاندیدائی است که هم شانس پیروزی داشتند و هم از همه کمتر در صحنه بین المللی هل من مبارز طلبیده بودند، یعنی معین و رفسنجانی. آنهائی که بوش به صلاحدیدشان نطق مشهور ماقبل انتخاباتی خود را ایراد کرد، شب و روز رویای انتخاب یک رئیس جمهور تندرو را درایرانمی بینند که بعد بتوانند براحتی نقشه های ماجراجویانه خود را به مردم آمریکا و تئوری توطئه اتمی ایران را به سایر جهانیان بفروشندانتخاب رهبری سیاستمدارتر و صلحجو تر از آنچه آنها میخواستند چوبی خواهد بود در لای چرخهای نو محافظه کاران و کهنه استعمارچیان. البته این وجه سیاست خارجی انتخاب جمعه آینده بی رابطه با وجوه داخلی آن نیست. نه دموکراسی ما با بغدادی شدن تهران رشد خواهد کرد، نه آزایهای ما با راهبند های تفنگداران دریائی در چنان تهرانی خواهد بالید و نه اقتصاد ما با عراقی شدن ایران خواهد شکفت. البته ما طرفدار ایرانی مردمسالار بمعنی واقعی کلمه ایم و نه دموکراسی نصفه نیمه و التقاتی. ولی برای رسیدن به این مقصود باید اصلاً ایرانی باقی باشد تا بعد بتوانیم مردمسالارش کنیم. ترس از اینست که انتخاب رئیس جمهوری که با زیاده روی، خامی، ناسنجیده گوئی و ترش روئی راه تنازع با غول ناقص العقل آمریکا را بکوبد قضیه دموکراسی خواهی ما را هم به انتفای موضوع سالبه خواهد نمود.

رک بگویم رای به رفسنجانی در دوره دوم برای معینی های دوره اول بمعنی تایید نظام انتخاباتی هم نیست (نظامی که اکنون بحق تحت سوال است و البته باید روزی زیر نظر کمیته ای مستقل و منتخب اداره شود) چه رسد به اینکه تایید ریشه های این نظام در قوانین ما باشد. بگذارید هر قدر و هر طور که میخواهند رای شما را تفسیر کنند. انتخاب رفسنجانی در دوره دوم برای آنها که او را در دوره اول نگزیدند انتخابی سیاسی به معنی واقعی کلمه است. رای به رفسنجانی در دور دوم برای معینی های دور اول کاری دشوار خواهد بود ولی نه کاری که گونه هائی از آنرا که در صد سال اخیر یا در صد ساعت اخیر با شجاعت اخلاقی و بلوغ سیاسی تام انجام نداده باشند.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • قیمت لوازم پزشکی افزایش سه برابری داشته است
  • وقتی برادر جواد لاریجانی از حقوق بشر غرب ایراد میگیرد: ما مثل غرب برای خلوت مردم دوربین نمی‌گذاریم
  • اهدای یادمان استاد سمندریان به هما روستا
  • یک فعال کارگری: تصویب دستمزد ۹۲ خیانت بود/ طرح شکایت در دیوان عدالت
  • فیلم جدید اصغر فرهادی همزمان در ایران و جهان اکران میشود
  • واکنش جمهوری اسلامی به انتقاد جنتی:خودتان چرا صلاحیتش را تایید کردید؟
  • سقوط دو پله ای شاخص توسعه انسانی ایران در رتبه بندی جهانی
  • قیمت بلیت سینما در سال جدید: 6000 تومان
  • عضو کمیسیون امنیت ملی: حادثه قم و حاشیه استیضاح از یک ستاد فرماندهی شد
  • انجمن خودروسازان:خودرو قطعاً ارزان تر نمی‌شود؛ دیگر زیر بار کاهش قیمت نمی رویم!
  • 5 میلیون روستایی و عشایر از بیمه محروم هستند
  • صدای مجلسی ها هم از اختلالات اینترنت در آمد
  • قائم مقام جمعیت رهپویان: هاشمی رفسنجانی ادعاهای بی اساس مطرح می کند/ از افتخارات اصولگرایان انتخاب احمدی نژاد بود
  • دیدار دو فرزند میرحسین با پدر و مادر، پس از چهار ماه محرومیت از ملاقات
  • جزییاتی از دیدار اخیر چند اصلاح طلب با آیت الله خامنه ای
  • محسن هاشمی: اصلاح طلبان درنظرسنجی‌ها پیشتازند /حضور پدرم امید به آینده را افزایش میدهد
  • حمید بهبهانی، مدیرعاملی شرکت نفتکش ایران برکنار شد
  • خواهر ستار بهشتی: هر چند امنیت نداریم، اما پرونده را دنبال می کنیم
  • سعید لیلاز: نخستین دستاورد ملی شدن نفت، انتقال مرکز ثقل تحولات ایران به داخل کشور بود
  • علی مزروعی و امیرارجمند: مخالف تحریم ها هستیم چرا که به ضرر مردم ایران و ناقض حقوق بشر است
  •