به روز شده: ۰۶:۰۵ تهران - یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۱

از بیراهه سیاست بازی تا راه سیاستمداری

نویسنده: محمود صدری

امروز: مملکت به سیاستمدار (نه سیاست باز) متخلّق به اخلاق مسئولیت (نه اخلاق آرمانی) نیاز دارد.

راه‌های طی شده (۳۹)

می گویند یکی از نمایندگان کم سواد مجالس شورا در ابتدای مشروطیت در شکایت از کمیابی آبلیمو در بازار گفته بود "قحط الرجال آبلیموست".[۱] از قرار معلوم رواج اصطلاح "قحط الرجال" ناشی از ندرت سیاستمداران دانا و دلسوز در آن زمان بوده که هنوز هم دامنگیر ماست. راستی راز این کمیابی در چیست؛ چرا هوش ذاتی ایرانیان در سیاستشان متبلور نیست؟ چرا نردبان ترقی سیاسی در سه رژیم قاجار، پهلوی، و جمهوری اسلامی که همزمان با توسعه مدرنیته و مردم سالاری در جهان بر ما حاکم بوده اند در انحصار قلدران و مکّاران ("شیر‌ها و روباه ها" به تعبیر جامعه شناس متقدم ویلفرد پارتو) بوده است؟ [۲]
در پاسخ به این سوال کوشیده‌ام از ادغام دو طبقه بندی مفهومی جامعه شناس معروف ماکس وبر مدد بگیرم. وبر دست اندر کاران سیاست را به دو گروه تقسیم می کند: آنها که "از قِبل سیاست" روزگار می گذرانند و آنها که "برای سیاست" زندگی می کنند.[۳] می توانیم دسته اول را "سیاست باز" و گروه دوم را "سیاستمدار" بخوانیم. سیاست باز آرمان یا ایدئولوژی ندارد و تنها می خواهد از طریق قدرت ارتزاق کند. سیاستمدار نیز می خواهد به قدرت برسد اما قدرت نزد او تنها وسیله‌ای برای نیل به اهداف متعالی تر است. به عبارت دیگر قدرت برای سیاست باز موضوعّیت دارد و برای سیاستمدار طریقّیت.

دراین مملکت از نوع اول الی ماشالله داشته ایم و داریم. کسانی که به قدرت می چسبند و از ننگ و نام آن نیز ابائی ندارند؛ می کوبند و می روند تا وقتی که یا دور دهر و یا حکم فنا دستشان از قدرت کوتاه کند. از نوع دوم هم البته داشته ایم ولی همچنانکه گفتم مثل کبریت احمر نادر بوده اند. امیر کبیر در عهد قاجار، مصدق در عهد پهلوی، و بازرگان در عهد جمهوری اسلامی اسوه و الگوی این گونه سیاستمداری بوده اند.[۴]

در کنار این دوگانه مفهومی، طبقه بندی دیگری نیز در آثار ماکس وبر وجود دارد که دو گونه اخلاق را تعریف کرده است: "اخلاق غایات نهائی" و "اخلاق مسئولیت". فیلسوفان اخلاق غایات نهائی را به اخلاق وظیفه گرا و اخلاق مسئولیت را به اخلاق نتیجه گرا تعبیر کرده اند.[۵] اولی برای زندگی فردی مناسب است و دومی برای کار سیاسی. یک سیاستمدار در زندگی شخصی خود می تواند (و بصورت ایده آلی باید) وظیفه گرا و آرمان گزین باشد ولی در مقام سیاسی ناگزیر است که نتایج گسترده و اثرات ثانوی تصمیمات خویش را نیز مد نظر داشته باشد و حتی کار اخلاقی، آرمانی، و درستی را که ممکن است به خونریزی، خرابی و اضمحلال قوای حیاتی ملی ختم شود در حال تعلیق نگاه دارد تا هنگامی که هزینه آن بر اساس ضوابط "اخلاق مسئولیت" برای موکلان و ملت او توجیه پذیر باشد.

گرچه خودکامگی حاکم بر تاریخ و فرهنگ ما دور را به دست سیاست بازان سپرده، اما رهبرانی با اخلاق غایات نهائی و آرمانی نیز گاه به قدرت رسیده اند. وجه مشترک این دو گروه، اما، این بوده که هیچکدام به نتایج تاریخی تصمیمات خویش وقعی ننهاده برای منافع ملی و مملکتی حسابی باز نکرده اند و لذا هر دو برای مصالح سیاسی کشور زیان آور بوده اند. مملکت به سیاستمدار (نه سیاست باز) متخلّق به اخلاق مسئولیت (نه اخلاق آرمانی) نیاز دارد. جای شکرش باقی است که در هر دوره‌ای از تاریخ معاصر لااقل یک نمونه از اینگونه سیاستمداران را داشته ایم و بر این اساس می توانیم ادعا کنیم که آرزوی ما حکم رویای مستان خراب را ندارد بلکه مطالبه‌ای است که مطلوب آن در همین جهان و در همین مملکت ممکن و موجود بوده و هست.

اجازه می خواهم ادغام پیشنهادی از دو گانه‌های مفهومی فوق را در جدول زیر نمایش دهم. شِمای منتجه شرایط لازم برای رهبری سیاسی مطلوب در جامعه را نشان می دهد. آشکار است که تنها در خانه دوم این جدول شرایط لازم برای اینگونه رهبری حاصل می شود.

شرایط لازم برای ظهور و حضور سیاستمداران دانا و دلسوز در حیطه اجتماعی

s123.jpg

صفات فوق بلحاظ مفهومی و بنا به تعریف خالص و تمام عیارند.[۶] در جهان واقعی بجای دو قطب مفهومی، طیفی گسترده و آلیاژ هائی متفاوت از تناسب‌های میان دو نوع اخلاق و دو نوع رویکرد سیاسی را می بینیم. لازم نیست فردی قدیس، نابغه، یا معصوم باشد که در خانه دوم جای گیرد. همینقدر که بسوی اخلاق مسئولیت و سیاستمداری میل داشته باشد نمره قبولی می گیرد.

البته برای ظهور چنین سیاستمدارانی، مولفه‌های دیگری مانند پشتکار و شّم سیاسی نیز لازمند که تنها در شرایط ساختاری مناسب یعنی در جامعه‌ای قانونمند، نخبه گزین و شفاف امکان رشد می یابند. شخصیت‌های استثنائی سیاسی در محیط مناسب و ملایم با شکوفائی استعداد‌هایشان امکان رشد بیشتری می یابند. در چنین محیطی است که حکایت سعدی در مورد ترقی "روستازادگان دانشمند"[۷] دائر به امری روزمره و مدام می گردد، نه منحصر به "فتنه‌ای در شام".

منابع و پانوشت ها

[1] نگارنده نیز مانند بسیاری دیگر این داستان را شنیده بودم اما در جائی دیدم که نام این نماینده را حاج علی اکبر دشتی بوده.
http://friendsteam.blogfa.com/

[2] Vilfredo Pareto, "Compendium of General Sociology, vol. III, tr. Giulion Farina, University of Minnesota Press, 1980.
جامعه شناس ماکیاولیستی ایتالیائی ویلفرد پارتو در تئوری "گردش نخبگان" خود طبقه حاکمه را به روباهان و شیران با توضیحی که آمد تشبیه کرده مردم عادی را به گوسفندان مانند می کند. گردش نخبگان هنگامی اتفاق می افتد که در اثر بسته بودن قوه حاکمه تعداد گوسفند ها در طبقه حاکمه، و شمار شیران و روباهان در طبقات تحت حکومت افزایش می یابد. انقلاب یا اصلاح، در نظر پارتو چیزی جز بازگرداندن تعادل از دست رفته (یا گردش نخبگان) نیست. در این فرایند دوباره طبقه حاکمه از شیران و روباهان و طبقات تحت حکومت از گوسفندان مالامال می شود.

[3] "Living Off the Politics" versus "Living by the Politics, "Ethics of Ultimate Ends" versus "Ethics of Responsibility". See:
Max Weber, "Politics as a Vocation", in: From Max Weber, tr. Gerth and Mills, Basic Books, 1948

[4] بگذارید از آنها که هنوز زنده اند چیزی نگوییم . می دانیم که اولی را کشتند، دومی را به تبعید فرستادند، و سومی را وادار به استعفا کردند

[5] See: Immanuel Kant, "Groundwork for the Metaphysics of Morals; J.S. Mills, What is Utilitarianism?"

[6] "Ideal Types" or "pure types", see: Max Weber, The Methodology of Social Sciences, tr. Edward Shills, Transaction, 2011; Economy and Society, Chapter 1. Tr. Roth and Wittich, University of California Press, 1978.

[7]
"حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطرست، یا دزد بیکار ببرد یا خواجه به تفریق بخورد. اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده. وگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است، هر جا که رود قدر بیند و درصدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند

سخت است پس از جاه تحکم بردن
خو کرده به ناز، جور مردم بردن
وقتی افتاد فتنه ای در شام
هر کس از گوشه ای فرا رفتند
روستا زادگان دانشمند
به وزیری پادشاه رفتند
پسران وزیر ناقص عقل
به گدایی به روستا رفتند"

شیخ مصلح الدین سعدی، گلستان، باب هفت



یادداشت های مندرج در ستون "میهمان" لزوما دیدگاه سایت امروز نمی باشد.
-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • عواقب تاریخی سرکوب اراده ملی: درسی از افول ستاره سرخ بر فراز اروپا
  • محمود صدری: بازار افراط گرایی را با خونسردی می توان کساد کرد
  • محمود صدری: حاکمیت مشارکت پر شور مردم را نمی خواهد؛ تئاتر انتخابات می خواهد
  • راههای طی شده (۲)
  • راه های طی شده (۱)
  •  
    آخرین اخبار
  • مسعود کردپور هم بازداشت شد
  • مولوی عبدالحمید: هر حکومتی که با نگاه مذهبی و جناحی کشور را اداره کند، موفق نخواهد شد/اهل تسنن برانداز نیستند
  • در آستانه عید نوروز قمیت میوه 10 درصد افزایش یافت
  • محمد مظفری از بازداشت شدگان عاشورای 88 جهت اجرای حکم بازداشت شد
  • باز هم صدای علی مطهری از احمدی نژاد در آمد اینبار در حادثه ونزوئلا
  • کرباسچی: خاتمی و هاشمی نباید کاندیدا شود
  • اسکان در مسکن‌های مهر بدون آب و برق
  • تاخیر ۳ ماهه در پرداخت دستمزد کارگران نورد لوله صفا و پروفیل ساوه
  • فیروزآبادی: با تمام وجود از سوریه دفاع می کنیم
  • یک عضو کمیسیون امنیت ملی: با در آمد زیر ۸۰۰ هزار تومان باید به کارگران مدال افتخار داد
  • طی 10 ماه نخست امسال در تصادفات جاده ای رخ داد: مرگ ۸۰۲۹ نفر
  • دکتر محسن رنانی: امروز جامعه ایران در بن بست اقتصاد زندانی شده است
  • ترخیص نشدن 140 میلیون دلار دارو از گمرک
  • قرار گرفتن چند مقام دیگر ایران به دلیل دخالت در نقض حقوق بشر در لیست تحریمی های اتحادیه اروپا
  • ادامه روند تورمی کشور: کرایه‌ تاکسی، مترو و اتوبوس 30 درصد افزایش یافت
  • نماینده بریتانیا در آلماتی: نمی‌توان تا ابد به گفتگو با ایران ادامه داد
  • هند هم نفت ایران را تحریم میکند
  • چهل دليل در ضرورت نامزدی خاتمی
  • شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد: آینده از آن ملت و روش های مدنی و دموکراتیک خواهد بود
  • برگزاری مراسم روز جهانی زن در بند زندان زنان اوین
  •