به روز شده: ۱۲:۰۶ تهران - شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۱

دکتر محسن رنانی: امروز جامعه ایران در بن بست اقتصاد زندانی شده است

امروز: دکتر محسن رنانی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در خصوص وضعیت اقتصادی کشور می گوید: "امروز جامعه ایران در بن بست اقتصاد زندانی شده است و اقتصاد ایران نیز در بن بست سیاست گرفتار شده است. یعنی سیاست، اقتصاد را آچمز کرده است و اقتصاد، جامعه را زمین گیر کرده است. درواقع دیگر برای اقتصاد ایران راه حل اقتصادی وجود ندارد."

به گزارش فرارو، این کارشناس و تحلیلگر اقتصادی خاطرنشان می کند: "ما سه مشکل داریم: حکومت وقت ندارد، اقتصاد صبر ندارد و جامعه اعتماد ندارد. یعنی حکومت فرصت زیادی برای تصمیم و اقدام جدی برای توقف روندهای موجود ندارد، اقتصاد هم دیگر توانایی اش تمام شده و نمی تواند خیلی صبر کند و به سرعت ممکن است وارد بحرانهای پیش بینی نشده ای بشود. جامعه هم دیگر به سیاست های روزمره و شعاری اعتماد ندارد."

همایش پایان سال مدیران صنعت برق روز دوشنبه ۱۴ اسفند با مشارکت چند صد نفر از مدیران شرکت های بخش خصوصی فعال در صنعت برق و با حضور برخی مقامات اسبق و کنونی وزارت نیرو، تعدادی از نمایندگان مجلس و نیز مسئولین اتاق بازرگانی تهران به همت سندیکای صنعت برق برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی سندیکای صنعت برق، سخنران ویژه این همایش،‌ دکتر محسن رنانی، دانشیار اقتصاد دانشگاه اصفهان بود که سخنرانی خود را با عنوان «اقتصاد ایران در تکینگی» ایراد کرد.

در بخش نخست سخنان رنانی که به تحلیل روندهای جاری و افق آینده اقتصاد ایران اختصاص داشت این استاد اقتصاد منتقد هدفمندسازی، نکات تازه ای را درباره اقتصاد ایران مطرح کرد.

رنانی در مقدمه بحث خود با اشاره به زنجیره تحلیل هایش از اقتصاد ایران گفت که در تحلیل ساختار تاریخی و وضعیت امروز اقتصاد ایران زنجیره تحلیلی اش را با بحث «هزینه مبادله» شروع کرده است که در سال ۱۳۷۶ و در کتاب «بازار یا نابازار؟» به طور مبسوط به آن پرداخته است.

سپس برای رمزگشایی از برخی مشکلات اقتصاد ایران مساله «سرمایه اجتماعی»‌ را وارد تحلیل خود کرده است که محصول ده سال اندیشه و تحقیق در مورد روند سرمایه اجتماعی در ایران و نقش آن در توسعه کشور نهایتا در کتاب «چرخه های افول اخلاق و اقتصاد» منتشر شده است.

او همچنین اشاره کرد که حلقه سوم تحلیل شرایط امروز اقتصاد ایران، تحلیل ورود اقتصاد و نیز نظام سیاسی ایران به مرحله «تله بنیانگذار» است که او از اوایل دهه هشتاد شمسی به بعد طی چندین مقاله مطرح کرده است.

این استاد اقتصاد گفت در سالهای ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ تحلیل خود از اقتصاد ایران را با بحث «کهولت اقتصاد ایران»‌ تکمیل کرده است.

نویسنده کتاب «بازار یا نابازار؟» در ادامه گفت که امروز می خواهد یک گام تحلیلی تازه به زنجیره قبلی تحلیل‌هایش از اقتصاد ایران بیفزاید.

او عنوان نظریه جدیدش در باب معضل امروز اقتصاد ایران را «نظریه تکینگی اقتصاد ایران» نام نهاد و اضافه کرد که این نظریه را با ترکیب دو رویکرد تحول خواهانه در حوزه اقتصاد یعنی «اقتصاد فیزیک»‌ و «اقتصاد نهادگرا» مطرح می کند.

دکتر رنانی که از مهرماه امسال حاضر به مصاحبه با مطبوعات در باب مسائل اقتصاد ایران نشده است و معتقد است در شرایط کنونی نه گوش شنوایی وجود دارد و نه اصولا بدون ورود به مشکلاتی که نظام سیاسی برای اقتصاد ایجاد کرده است می توان تحلیل دقیقی از مشکلات اقتصاد ایران داد، گفت اخیرا خبرنگاری تماس گرفت که پیش بینی شما از اقتصاد ایران در سال ۱۳۹۲ چیست و من پاسخ دادم که «تنها پیش بینی ای که می‌توان کرد این است دیگر پیش بینی نمی توان کرد».

رنانی علت این مساله را ورود اقتصاد ایران به مرحله تکینگی دانست.

رنانی اضافه کرد امروز جامعه ایران در بن بست اقتصاد زندانی شده است و اقتصاد ایران نیز در بن بست سیاست گرفتار شده است. یعنی سیاست، اقتصاد را آچمز کرده است و اقتصاد، جامعه را زمین گیر کرده است. درواقع دیگر برای اقتصاد ایران راه حل اقتصادی وجود ندارد. او علت این مساله را ورود اقتصاد ایران به مرحله «تکینگی»‌ دانست.

نویسنده کتاب «چرخه های افول اخلاق و اقتصاد» در توضیح مفهوم تکینگی اقتصادی گفت وقتی سیستمی خیلی در مرحله کهولت پیش رود و به آن توجه نشود و برای درمان این کهولت چاره ای اندیشیده نشود و به مرحله بی بازگشتی برسد یعنی دیگر امکان این که آن را به وضعیت های پیشین بازگرداند از دست برود و آینده آن نیز قابل پیش بینی نباشد مرحله تکینگی آغاز شده است.

او دو شاخصی که با آن می توان تکینگی را شناسایی کرد چنین توصیف کرد: یکی بازگشت ناپذیری سیستم به وضع قبل و دوم نامعین بودن و غیرقابل پیش بینی بودن آینده سیستم.

رنانی معتقد است شواهد عینی حاکی از این است که اقتصاد ایران وارد چنین مرحله ای شده است.

او همچنین برای توضیح بیشتر وضعیت تکینگی گفت: تکینگی اصطلاحی است که هم در علم ریاضی و هم در نجوم استفاده می شود. بیشترین کاربرد این مفهوم در علم نجوم است. در واقع این اصطلاح برای توضیح وضعیت سیاهچاله های فضایی استفاده می شود. وقتی یک ستاره عظیم که میلیونها برابر خورشید ماست انرژی همجوشی درونی اش پایان می یابد، در خودش فرو می ریزد و بینهایت فشرده می شود و آنگاه میدان گرانش عظیمی در اطراف آن بوجود می آید که همه اجرام اطرافش را در خود می بلعد و به همین علت حتی نور هم نمی تواند از آن خارج شود که آنگاه به آن سیاهچاله می گویند.

رنانی به عنوان یک نمونه عینی از سیاهچاله ها، شهر تهران را مطرح کرد که با ورود به مرحله تکینگی به یک سیاهچاله تبدیل شده است که همه چیز را در خود می بلعد و حتی حکومت هم دیگر نمی تواند تغییر اساسی در ساختار و روند آن ایجاد کند.

او گفت تهران هم جمعیت هم سرمایه ها، هم نخبگان و هم بودجه های کشور را در خود می بلعد. دولت نهم چقدر تشویق کرد و پاداش داد تا برخی کارمندان دولتی از تهران بروند اما بنا بر آمار رسمی در عرض این سالها تنها چند هزار نفر استقبال کردند که با گرفتن تشویق ها از تهران بروند اما در عوض سالیانه دهها هزار نفر به تهران مهاجرت می کنند.

اکنون دیگر نه در مورد ترافیک نه در مورد آلودگی نه در مورد جمعیت نه در مورد فرسودگی شبکه های خدمات شهری و نظایر این ها در تهران تحولی نمی توان ایجاد کرد. اگر واقعا تهران روی گسل زلزله باشد و احتمال زلزله بالا باشد چه می توان کرد؟ هیچ؟ حتی حکومت نخواهد توانست پایتخت را از تهران ببرد چون این به این معنی است که بخش بزرگی از سرمایه های تهرانی ها که همان ارزش مستغلاتشان است را نابود خواهد کرد و قطعا با مخالفت شدید و گسترده تهرانی‌ها رو به رو خواهد شد به گونه ای که هیچ دولتی جرات چنین اقدامی را نخواهد داشت.

تهران نه می تواند به وضعیت گذشته اش برگردد و نه آینده اش خیلی قابل پیش بینی است. تصور کنید اگر امروز در اصفهان یا شیراز زلزله هفت ریشتری بیاید می توان تصور کرد که چه خواهد شد و نهایتا در کل کشور تحول خاصی رخ نمی دهد اما اگر یک زلزله هفت ریشتری در تهران بیاید تحولات بسیاری در کشور و در حوزه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی رخ خواهد داد.

دانشیار دانشگاه اصفهان در توضیح بیشتر تکینگی اقتصادی گفت: امروز اقتصاد ایران وارد شرایطی شده است که دیگر نه قابل بازگشت به گذشته است و نه آینده اش قابل پیش بینی است و همه چیز را هم در خود می بلعد.

دولت اکنون بالغ بر ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به سیستم بانکی و بخش خصوصی بدهکار است. آیا می تواند این بدهی را بپردازد؟ هرگز. مگر آن که خودش را به حراج بگذارد یا یکسال تمام مخارج خود را نصف کند که ناممکن است. و از این پس نیز بر این بدهی افزوده می شود.

بخش خصوصی اکنون ۷۰ هزار میلیارد تومان بدهی معوقه به سیستم بانکی دارد؟ آیا می تواند بپردازد؟ هرگز. چون برای پرداخت آن یا باید تولید کند و سود ببرد که بخش تولید اکنون در رکود عظیم است و خروج از این رکود عظیم دیگر دست بخش خصوصی نیست، بلکه باید تحولات خیلی مهمی در حوزه سیاست رخ دهد تا اقتصاد به سوی رونق برود. اما این تحولات هم در کوتاه مدت ممکن نیست پس این بدهی همچنان افزوده می شود.
راه دیگر این است که نظام بانکی وام بدهد تا بخش خصوصی این بدهی معوق را بازپرداخت کند. اما نظام بانکی هم اکنون حدود ۱۲۰ درصد سپرده هایش وام داده است. یعنی نظام بانکی که حداکثر باید از هر ۱۰۰ تومان سپرده فقط ۷۰ تومان وام می داده اکنون در مقابل هر ۱۰۰ تومان سپرده ۱۲۰ تومان وام داده است. این نظام بانکی عملا ورشکسته است فقط صدایش درنیامده است.
یا این یارانه نقدی که دولت دارد می پردازد چگونه قابل توقف است؟ این چاهی که دولت کنده اکنون هر روز عمیق تر می شود و هر روز باید پول بیشتری استقراض یا چاپ شود تا یارانه ها پرداخت شود. همین الان دولت ۱۲۰ هزار میلیارد تومان برای یارانه های سال ۱۳۹۲ پیش بینی کرده که منابع آن معلوم نیست.
اما در عین حال نقدینگی کشور در این هفت سال شش برابر هم شده است. یعنی از زمان احمد شاه تا زمان آقای احمدی نژاد حجم نقدینگی به کمتر از ۷۰ هزار میلیارد تومان رسیده بود و در همین هفت سال به ۴۳۰ هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. این نقدینگی دیگر قابل برگشت نیست. کسی گمان نکند که این نقدینگی را دیگر می شود کاهش داد.
این ها و دهها مثال دیگر نمونه هایی از وضعیت های بی بازگشتی است که اقتصاد ایران در آن گرفتار شده است که هم وضعیت امروز اقتصاد ایران را بی بازگشت کرده است و هم آینده اقتصاد ایران را به ابهام مطلق فرو برده است.
به همین علت می گوییم اقتصاد ایران وارد مرحله تکینگی شده است یعنی به یک سیاهچاله تبدیل شده است که یا در خودش فرو خواهد رفت یا همه چیز با در خود می کشد و نابود می کند.

رنانی بر همین اساس تاکید کرد که اگر هنوز اندک امیدی به توقف احتمالی این فرایندهای مخرب باشد، در صورت اجرای فاز دوم هدفمندسازی این امید نیز از دست خواهد رفت.

او در بخش دیگری از سخنانش با توضیح مفهوم «افق رویداد» گفت که وقتی یک سیستم روز به روز انرژی اش کاهش یابد و نیز روز به روز امکان و فرصت توقف فرایندهای جاری اش کم شود و نیز روز به روز پیش بینی پذیری اش رو به کاهش گذارد، در مرحله «افق رویداد» وارد شده است.
افق رویداد یعنی مرحله ای که اگر ادامه یابد حتما به یک رویداد غیرمنتظره منتهی خواهد شد و سپس وارد تکینگی خواهد شد. افق رویداد نیز یک اصطلاح نجومی است.

رنانی اشاره کرد که شواهد زیادی حاکی از این است که نظام سیاسی و اجتماعی ما دارد وارد مرحله افق رویداد می شود و به همین علت همه ما باید از نگاه آسیب شناسانه هشدار دهیم و به مقامات کشور زنهار دهیم که هر چه زودتر برای توقف این فرایند دست به تصمیمات جدی بزنند.

رنانی در بخش پایانی سخنانش گفت ما سه مشکل داریم: حکومت وقت ندارد، اقتصاد صبر ندارد و جامعه اعتماد ندارد. یعنی حکومت فرصت زیادی برای تصمیم و اقدام جدی برای توقف روندهای موجود ندارد، اقتصاد هم دیگر توانایی اش تمام شده و نمی تواند خیلی صبر کند و به سرعت ممکن است وارد بحرانهای پیش بینی نشده ای بشود. جامعه هم دیگر به سیاست های روزمره و شعاری اعتماد ندارد. باید اقدمات جدی ای انجام شود.
بر این اساس لازم است نخست نظام تدبیر کشور به این جمع بندی برسد که باید کاری اساسی برای کشور صورت دهد.
سپس باید یک بازنگری اساسی در اولویت های ملی انجام شود و برخی اهداف دون رتبه و غیرفوری از الویت های ملی حذف شود و یکی دو هدف اصلی انتخاب شود و سپس با یک اقدام اساسی از سوی حکومت برای جلب اعتماد جامعه و به روشهای صادقانه ای که جامعه بپذیرد که نظام تدبیر کشور قصد اصلاحات جدی دارد، جامعه و نخبگان و فرهیختگان را به سوی یک اجماع ملی ببرد و دست به تغییرات اساسی در برخی فرایندها و ساختارها بزند.

موسس مرکز هم اندیشی استان اصفهان، در پایان سخنان خود به تحلیل فضای کسب و کار در کشور پرداخت و توصیه هایی برای بنگاههای خصوصی در جهت در امان ماندن از ضربات و التهابات فضای کسب و کار در سال ۱۳۹۲ ارائه کرد.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • بررسی دلایل پایداری تورم در ایران
  • اقتصادی کوپنی با تصویب مجلس احیا شد
  • ده پیشنهاد 43 اقتصاددان ایرانی برای گذر از بحران
  • به زودی منتشر میشود: نامه انتقادی ۴۳ اقتصاددان به احمدی نژاد
  • محمد علی جعفری؛فرمانده کل سپاه: ما بر ذخائر استراتژیک دنیا مسلط و حافظ این بخش از اقتصاد دنیا هستیم
  • گزارشی از شاخص‌های کلان اقتصاد ایران و کاهش ذخایر ارزی در سال ۲۰۱۲
  • یک اقتصاد دان برجسته جهانی: تورم سالیانه ایران به 121 درصد رسیده است
  • طلا از فهرست ارز مبادله‌ای برای جبران کسری بودجه دولت حذف شد
  • یک کارشناس اقتصادی: تداوم تخریب کامل اقتصاد ایران در صورت پرداخت کمک نقدی به دهک های پایین
  •  
    آخرین اخبار
  • یک عضو کمیسیون امنیت ملی: با در آمد زیر ۸۰۰ هزار تومان باید به کارگران مدال افتخار داد
  • طی 10 ماه نخست امسال در تصادفات جاده ای رخ داد: مرگ ۸۰۲۹ نفر
  • ترخیص نشدن 140 میلیون دلار دارو از گمرک
  • قرار گرفتن چند مقام دیگر ایران به دلیل دخالت در نقض حقوق بشر در لیست تحریمی های اتحادیه اروپا
  • ادامه روند تورمی کشور: کرایه‌ تاکسی، مترو و اتوبوس 30 درصد افزایش یافت
  • نماینده بریتانیا در آلماتی: نمی‌توان تا ابد به گفتگو با ایران ادامه داد
  • هند هم نفت ایران را تحریم میکند
  • چهل دليل در ضرورت نامزدی خاتمی
  • شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد: آینده از آن ملت و روش های مدنی و دموکراتیک خواهد بود
  • برگزاری مراسم روز جهانی زن در بند زندان زنان اوین
  • علی مطهری:اگر بافشاراحمدی نژاد صلاحیت مشایی تایید شد، باید ختم انقلاب را اعلام کرد/انتخابات بیشتر به مردم ارتباط دارد تا رهبری
  • واردات 1627 تن لباس مارکدار به کشور
  • جواد لاریجانی: احمد شهید توسط گروه های تروریست تغذیه می شود
  • شهرداری: بهار نام زن است و بهتر است عنوان نشود
  • قرائتی خطاب به احمدی نژاد: تو چه کاره هستی که از این حرفها می زنی؟!
  • آیت الله دستغیب: نباید کار به جایی برسد که مردم زده شوند یا آخوندها و مسئولین به جان مردم بیفتند
  • اعتراف محسنی اژه ای به فتنه گر بودن تیم احمدی نژاد: اینبار با شعار حمایت از پابرهنه ها می آیند
  • آیت الله خامنه ای خطاب به فیروز آبادی: برخی هی می گویند فرمایشات فرمایشات، این چه حرفی است؟ من دارم دستور می دهم، هیچ حرفی نمی زنم، مگر آنکه آن موضع و دستور باشد
  • کانون عالی انجمن‌های صنفی کارفرمایی ایران خواستار شد: افزایش حداقل میزان دستمزد تا ۲۰ درصد
  • شش فعال فرهنگی و کارگری در شهرهای مختلف کردستان بازداشت شدند
  •