به روز شده: ۱۰:۴۵ تهران - جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۱

اگر به قانون اساسی عمل نشود و کارها روی حساب قانون نباشد و مردم دلسرد شوند

 آیت الله دستغیب: نباید کار به جایی برسد که مردم زده شوند یا آخوندها و مسئولین به جان مردم بیفتند

امروز: آیت الله دستغیب هشدار داد که اگر به قانون اساسی عمل نشود و کارها روی حساب قانون نباشد و مردم دلسرد شوند، ممکن است که کار به جایی برسد که مسئولان و روحانیون به جان مردم بیفتند و آنها را بزنند و بکشند و دستور قلع و قمع آنها را بدهند.

به گزارش کلمه، این مرجع تقلید که یکشنبه گذشته در جلسه تفسیر قرآن خود سخن می گفت، با تاکید بر اینکه نباید این سخنان انتقادی عنوان ضدیت با حکومت و قانون اساسى و تشکیلات خبرگان و رهبرى قلمداد شود، تصریح کرد: ما درباره آنچه ممکن است در آینده پیش بیاید هشدار می دهیم. امروز هم آقایان اطلاع از خیلى چیزها دارند لکن دستوراتى است که باید اجرا شود. بارها گفته‏ایم که مانند این قانون اساسى در هیچ کجاى دنیا نیست، امّا افسوس که کسانى در پشت پرده مانع اجراى آنند.

ایشان همچنین با تاکید بر اینکه ولایت فقیه باید در چارچوب قانون اساسی باشد و نه فوق آن، قانون اساسی را برآمده از نظر فقها و تصویب امام خمینى و رأى مردم دانست و خواستار عمل به آن شد.

مشروح سخنان آیت الله دستغیب در هشتادمین جلسه تفسیر قرآن که در وب سایت مسجد قبا منتشر شده و به تفسیر آیات ۱۳۷ تا ۱۳۹ سوره نساء اختصاص داشته، بدین شرح است:

اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ سَبیلاً«۱۳۷»

بَشِّرِ الْمُنافِقینَ بِأنَّ لَهُمْ عَذاباً ألیماً«۱۳۸»

الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً«۱۳۹»

کسانى که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، باز ایمان آوردند و بار دیگر کافر شدند و پس از آن بر کفر خود افزودند، خداوند هرگز آنان را نمى‏آمرزد و به راهى هدایتشان نمى‏کند * منافقان را بشارت ده که عذابى دردناک خواهند داشت * همان کسانى که کافران را به جاى مؤمنان دوست و یار خود مى‏گیرند. آیا عزّت را نزد آنان مى‏جویند؟ با آن که همه‏ى عزّت از آن خداوند است.

اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا؛ از میان کسانى که به رسول خدا ایمان آوردند، بعضى منافق بودند یعنى با وجود اظهار ایمان، سخنان کفرآلود مى‏گفتند، یا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله را مسخره مى‏کردند. سپس تسلیم مى‏شدند و بعد از آن دوباره به کفر باز مى‏گشتند و بر آن باقى مى‏ماندند؛ یعنى همیشه متزلزل بودند و بر ایمان خود قرار نداشتند. خداى تعالى این منافقان را هرگز نمى‏آمرزد و به راه راست هدایتشان نمى‏کند. البتّه منظور این نیست که اگر توبه کنند، آمرزیده نمى‏شوند، بلکه آنان هرگز موفق به توبه نخواهند شد؛ چراکه بناى مؤمن شدن ندارند و هر روز به رنگى در مى‏آیند. آنان طالب هدایت نیستند و مى‏خواهند تا آخر عمر کافر باشند و بر کفر خود بیفزایند، خدا هم مجبور به هدایتشان نمى‏کند. پس اگر یکى از آنها بازگردد و توبه کند و بر ایمان خود قرار گیرد، خداوند او را مى‏آمرزد و هدایتش مى‏کند. از مصادیق این افراد، علاوه بر منافقین، بعضى یهودیان بودند که همین روش را داشتند. ایمانى که آنها داشتند یک ایمان سطحى و اسلام ظاهرى بود، نه ایمانى که در دل قرار بگیرد.

مؤمن به کسى مى‏گویند که علاوه بر پذیرفتن اسلام، اعتقاد به ولایت ائمه اطهار علیهم السلام داشته باشد. پس کسى که چنین اعتقادى ندارد، گرچه مسلمان است و احکام اسلام بر او بار مى‏شود؛ یعنى بدنش طاهر است؛ ازدواج با او صحیح است؛ ذبیحه‏اش پاک است، امّا اگر متوجّه حقّانیت ائمه اطهار علیهم السلام باشد یا شک داشته باشد و اعتنانکند، گرفتارى زیادى خواهد داشت.

از زمان پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله تا کنون، بسیار بوده‏اند علماى اهل تسنّن که حقّانیت مولا على علیه السلام را مى‏فهمیدند امّا آن را انکار مى‏کردند. اینان همچون منافقان هستند که حق را با آن که مى‏فهمند، کتمان مى‏کنند و امیدى به نجاتشان نیست. بعضى هم نمى‏دانند و هیچ دشمنى با اهل بیت پیامبر ندارند و چه بسا اگر حق را بشنوند، ایمان مى‏آورند. شاید این‏ها راهى به نجات داشته باشند و در سختى گرفتار نشوند.

مصادیق دیگر کفر

همان طور که مى‏دانیم کفر مصادیق و انواع مختلفى دارد. در روایتى از امام صادق علیه السلام در اصول کافى، پنج نوع کفر بیان شده است که بعضى از انواع آن مى‏تواند مصداق این آیه باشد، از جمله کفر عملى. کفر عملى یعنى بى‏مبالاتى به احکام دین و بى‏اعتنایى به واجبات و محرّمات. بنابراین مصداق این آیه کسانى مى‏شوند که از نظر ایمان و اعتقادات مشکلى ندارند امّا در عمل، گاهى نماز مى‏خوانند و زکات مى‏دهند و روزه مى‏گیرند، گاهى هم همه چیز را رها مى‏کنند و از دستورات الاهى غافل مى‏شوند. دوباره پس از مدّتى از خواب غفلت بیدار مى‏شوند، امّا باز به همان حال سابق بر مى‏گردند و تا آخر عمر به گناهان خود ادامه مى‏دهند. چنین کسانى کارشان مشکل خواهد بود.

«ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أساؤُا السُّواى‏ أنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ» (روم، ۱۰)

«آخر سرانجام آنان که به کار زشت پرداختند این شد که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به تمسخر گرفتند.»

مصداق دیگرى که در مراتب پایین‏تر و ضعیف‏ترى مى‏توان براى این آیه ذکر کرد، کفران نعمت‏هاى پروردگار است. بعضى مردم نعمت‏هاى خدا را مال خود مى‏دانند و این و آن را سبب حصول آن مى‏پندارند و در نقمت‏ها و مصیبت‏ها به خداوند اعتراض مى‏کنند و دائم با خدا و ائمه اطهار علیهم السلام درگیرند. کسانى که تا آخر عمر این گونه باشند و توبه نکنند، گرفتار خواهند شد، مگر آن که شفاعت شامل حالشان شود.

بَشِّرِ الْمُنافِقینَ بِأنَّ لَهُمْ عَذاباً ألیماً؛ منافقین - که در این آیه و آیات بعد بعضى از ویژگى‏هاى آنها شمرده شده است - کسانى هستند که ابتدا ایمان مى‏آورند و سپس از آن روى مى‏گردانند. مصداق بارز آن کسانى هستند که ابراز دیندارى مى‏کنند؛ نماز مى‏خوانند؛ تسبیح در دست مى‏گیرند و ظواهر شرع را رعایت مى‏کنند، امّا در باطن خداى تعالى را قبول ندارند. بسیارى از خلفاى اموى و عباسى و اطرافیان آنها این چنین بودند و با وجود حفظ ظاهر، خدا را نمى‏پرستیدند؛ چراکه هیچ باکى نداشتند از این که امامان معصوم را زندانى و تبعید کنند و آنان را به شهادت برسانند. هارون الرشید ریش و تسبیحى داشت و اذکار و اوراد مى‏خواند؛ منصور دوانیقى قبل از خلافت براى امام حسین علیه السلام گریه مى‏کرد، امّا اشک تمساح مى‏ریخت. بنى امیه هم همین طور بودند. معاویه در نفاق و دوروئى همتا نداشت. در خفا شراب مى‏خورد و در آشکار به امامت جماعت مى‏ایستاد.

آخوندها هم بعضى این گونه‏اند؛ همه‏ى ظواهر را به زیبایى رعایت مى‏کنند و همه چیزشان به قاعده است، امّا زمینه‏ى گناه که فراهم مى‏شود، عبا و عمامه را کنار مى‏گذارند و دیانتشان را فراموش مى‏کنند و مانند یک فرد فاسق و فاجر به گناه مى‏پردازند. این افراد همیشه بوده‏اند و منحصر به امروز نیست. این نیست که هر کس عمامه بر سر گذاشت و لباس دین پوشید، متّقى و پرهیزکار شود؛ زیر همین لباس ممکن است چیزهاى بد پیدا شود.

نفاق مراتب مختلفى دارد یکى از مراتب پایین آن دورویى است؛ یعنى اظهار ارادت زبانى و تنفّر قلبى. چنین کسى با چاپلوسى خود را به دیگران نزدیک مى‏کند، امّا پشت سرشان دروغ مى‏گوید و حرف‏هایى مى‏زند که باعث زحمت و ناراحتى براى آنان مى‏شود. این هم شعبه‏اى از نفاق است، گرچه عتاب و عقابى که براى منافق گفته شده شامل او نمى‏شود.

الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ؛ خداى تعالى در این آیه به دو نشانه از نشانه‏هاى منافقین اشاره مى‏کند و در آیات بعد و همچنین در سوره‏هاى دیگر نشانه‏هاى دیگرى را برمى‏شمارد. یکى از این نشانه‏ها، دوستى با غیر مؤمنین است.

منافقین همیشه غیر مؤمنین را بهتر و صاحب چیزهاى بهترى نسبت به مؤمنین مى‏دانند. حتّى معتقدند قوانین آنها بهتر از قوانین اسلام است. مصداق بارز این نگرش از اواخر قاجار شروع شد و در دوران پهلوى به اوج رسید. رضا شاه کاملاً وابسته به بیگانگان بود و مى‏خواست همه‏ى آثار اسلام را محو کند. بعضى از اطرافیانش، حتّى از آخوندهاى وابسته به او، معتقد بودند که فقط بیگانگان مى‏توانند این کشود را نگه دارند و نجات دهند. این نگرش امروز هم در بسیارى از کشورهاى اسلامى حاکم است.

اکثریت قریب به اتّفاق مردم ایران به خاطر محبّتى که به اهل بیت دارند، دوست نمى‏دارند زیر یوغ کشورهایى مثل آمریکا و روسیه و انگلیس و چین یا دیگر کفّار بروند. در همین راهپیمایى ۲۲ بهمن از بیشتر کسانى که درباره علّت حضور در راهپیمایى سؤال مى‏شد، مى‏گفت: «ما انقلابمان را دوست مى‏داریم». انقلاب یعنى بسترى که در آن اسلام و احکام اسلام پیاده شود و قانون اساسى که مورد تأیید بزرگان نظام بود، اجرا شود. مردم براى این انقلاب خون‏ها دادند و آن را دوست مى‏دارند و غیر آن را نمى‏خواهند، مگر آن که کار ما - نوعاً ما آخوندها و مسؤولین - به جایى برسد که مردم دلسرد بشوند. مثلاً طورى شود ک آخوندها به جان مردم بیفتند و آنها را بزنند و بکشند و دستور قلع و قمع آنها بدهند! اگر کسى خلاف قانون رفتار کرد باید مطابق قانون و شرع مجازات شود ولى بیش از این، جایز نیست. اگر وضعى پیش آید که مردم موقتاً زده بشوند ممکن است زمینه‏ى خرابى پیش آید. نگویید چنین چیزى نیست. اگر کار ما روى حساب قانون نباشد، چنین وضعى پیش مى‏آید.

حرف ما را به عنوان ضدیت با حکومت و قانون اساسى و تشکیلات خبرگان و رهبرى قلمداد نکنید. ما درباره آنچه ممکن است در آینده پیش بیاید هشدار مى‏دهیم. امروز هم آقایان اطلاع از خیلى چیزها دارند لکن دستوراتى است که باید اجرا شود. بارها گفته‏ایم که مانند این قانون اساسى در هیچ کجاى دنیا نیست، امّا افسوس که کسانى در پشت پرده مانع اجراى آنند. بارها حضرت امام خمینى رحمت اللَّه تعالى علیه درباره آنها هشدار مى‏داد و مى‏گفت مواظب باشید عدّه‏اى آماده‏اند که انقلاب را از میان بردارند. این حرف بنده نیست، دغدغه‏ى امام هم این بود. جمعیت‏هایى، با فکر و طراحى آماده شده‏اند. در زمان امام هم بودند. یکى از آنها انجمن حجّتیه هستند و امام، هم در وصیت نامه و هم در صحبت‏هاى دیگر درباره آنها تذکّر داد.

ما دلسوز هستیم؛ خودمان از اول بودیم و از مسجد و حوزه شهید دادیم. ریشه‏ى دینى و درونى ما ضدیت با استعمار و استثمار و استحمار و امثال آنها است و هرگز با دشمنان اسلام دست دوستى نمى‏دهیم.

بعضى منافقان در گوشه و کنار آماده‏اند و موقع خودش بیرون مى‏آیند، فرقى هم بین آخوند و غیر آخوند نست. مگر شیخ فضل اللَّه نورى را چه کسى به دار زد؟ همین آخوندهاى منافق بودند که علیه او فتوا دادند. جرم او این بود که مى‏گفت مشروطه را انگلیسى‏ها مى‏چرخانند.

أ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً؛ ویژگى دوم منافقان این است که عزّت را نزد غیر خدا و غیر مؤمنین مى‏جویند در حالى که عزّت فقط نزد خداوند است و او مؤمنین را عزیز مى‏کند چراکه آنها زیر بار هیچ کس جز خدا نمى‏روند، نه نفس خودشان و نه نفس دیگران. عزّت این است که انسان نفس خود را کنترل کند و اگر مرتکب گناهى شد، خود راشرمنده خداى تعالى بداند و اگر هم عبادتى کرد باز هم شرمنده خداوند باشد و توفیق عبادت را از او بداند. مؤمن واقعى خود را به خدا وابسته کرده، نه به دیگران.

«یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا اِلَى الْمَدینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأعزَّ مِنْهَا الْأذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لکِنَّ الْمُنافِقینَ لا یَعْلَمُونَ» (منافقون، ۸)

«آنها مى‏گویند اگر به مدینه باز گردیم عزّتمندان، ذلیلان را بیرون مى‏کنند در حالى که عزّت مخصوص خدا و رسول و مؤمنان است ولى منافقان نمى‏دانند.»

ما از برکت ائمه اطهار علیهم السلام این گونه‏ایم و عزّت را از آنِ خدا و اهل بیت پیامبر و مؤمنینى مى‏دانیم که وابسته به غیر خدا و غیر قرآن و غیر قانون اساسى نیستند. ما قانون اساسى را که اصل ولایت فقیه در آن است، قبول داریم. منکر ولایت فقیه نیستیم ولى مى‏گوییم باید در حدّ قانون اساسى باشد، نه فوق آن، همان طور که قبلاً تصویب شده بود. این قانون بد نیست. ممکن است اشکالات جزئى داشته باشد ولى اشکالاتى نیست که لازم باشد همه‏ى آن را به هم بزنند. این قانون برآمده از نظر فقها و تصویب امام خمینى و رأى مردم است و اگر واقعاً به آن عمل شود خیلى خوب است. اگر توانستید حتماً آن را مطالعه کنید.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • آیت الله دستغیب: نمیدانم اینها کی دست از سر مردم بر می دارند؟ چرا تا این حد ظلم می کنند!
  • هشدار آیت الله دستغیب به حاکمیت: ما انقلابمان را دوست داریم، دست از این حرکات تمسخرآمیز بردارید
  • آیت الله دستغیب بار دیگر خواستار آزادی میرحسین و کروبی و زندانیان سیاسی شد
  • آیت الله دستغیب: فقه و اجتهاد هم می تواند عامل سقوط انسان شود
  • آیت الله دستغیب:امام حسین تکلیف داشت ظالم را بشناساند و مردم را از اطاعت او باز دارد
  • آیت الله دستغیب: تهذیب نفس یعنی کسی منیّت خود را بشکند
  • آیت الله دستغیب: وقتى ظلم زیاد مى‌شود، ناگهان فوران مى‌کند و آتش جهنّم دامن شخص را مى‌گیرد
  • آیت الله دستغیب: موسوی و کروبی و خاتمی فقط اصلاح امور را می خواهند
  • آیت الله دستغیب: فقط ظالمان و ستمگران در مقابل امام زمان(عج) می ایستند
  •  
    آخرین اخبار
  • قرائتی خطاب به احمدی نژاد: تو چه کاره هستی که از این حرفها می زنی؟!
  • اعتراف محسنی اژه ای به فتنه گر بودن تیم احمدی نژاد: اینبار با شعار حمایت از پابرهنه ها می آیند
  • آیت الله خامنه ای خطاب به فیروز آبادی: برخی هی می گویند فرمایشات فرمایشات، این چه حرفی است؟ من دارم دستور می دهم، هیچ حرفی نمی زنم، مگر آنکه آن موضع و دستور باشد
  • کانون عالی انجمن‌های صنفی کارفرمایی ایران خواستار شد: افزایش حداقل میزان دستمزد تا ۲۰ درصد
  • شش فعال فرهنگی و کارگری در شهرهای مختلف کردستان بازداشت شدند
  • آیت الله خامنه ای: انتخابات در نظام اسلامی از "بهترین، آزادترین و استانداردترین انتخابات در دنیاست"
  • ادامه در افشانی های مصباح یزدی: ایرانی گری شعار بهایی هاست/ رهبری مثل خورشید است می خواهند کمرنگش کنند
  • آزادی موقت مدیر مسئول «مغرب»
  • دو روزنامه نگار کرد در مهاباد بازداشت شدند
  • تعیین قاضی برای پرونده مهدی هاشمی
  • بررسی اثرات تحریمهای اقتصادی بر وضع حقوق بشر در ایران با حضور آقایان امیرارجمند،مزروعی، و پورنقوی
  • گزارشی از سرنوشت مشكوك بازنشستگان تامین اجتماعی
  • هشدار وزیر اطلاعات نسبت به کاندیداتوری محمد خاتمی در انتخابات
  • مصطفی تاجزداه: مصطفی تاجزاده: سپاه می خواهد رهبری را هم راهبری کند
  • توجیه احمد توکلی برای اقتصاد کوپنی پر درآمد ترین سال های نفتی ایران: آمریکا هم کوپن میدهد
  • بازگشت به شیوه‌های کهنه‌ی خرید غیر‌مستقیم رای: دولت باز هم به یاد سهام عدالت افتاد
  • پایان اجلاس خبرگان با " فصل الخطاب " خواندن نظرات " داهیانه و حکمیانه " رهبری
  • معاون اول احمدی نژاد هم به گرانی ها اعتراف کرد
  • سازمان بازرسی به سازمان تامین اجتماعی ابلاغ کرد: سعید مرتضوی دیگر حق امضا ندارد
  • پای بازجوها در کفش سیاستمداران؛ این گفت‌و‌گو نیست، پایان سیاست است
  •