به روز شده: ۰۹:۴۴ تهران - شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۱

نعیمه اشراقی: آرمان های اولیه انقلاب محقق نشد

امروز: نعیمه اشراقی معتقدست نظام برآمده از انقلاب در تحقق بسیاری از آرمان ها ناکام بوده است.
نوه آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی البته به آینده خوشبین است و با مقایسه انقلاب ایران و انقلاب فرانسه به رنج های عظیمی اشاره می کند که ملل دیگر در طی دهه ها برای گذار از وضع انقلابی و تحقق آرمان هایشان کشیدند. نعیمه اشراقی که دانش آموخته پتروشیمی از دانشگاه امیر کبیر است در حال حاضر سمت معاون مدیرعامل و عضو هیات مدیره شرکت خدمات مهندسی نفت کیش را به عهده دارد. او در گفتگو با جرس برداشت و روایت خود از دلایل بروز انقلاب و آرمان های ناکام مانده ی آن را بازگو کرده است.

گفت و گوی "جرس" با نعیمه اشراقی نوه آیت الله خمینی که در آستانه سی و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد، با کمی تاخیر در اختیار خوانندگان قرار می گیرد.

متن کامل گفتگو را بخوانید

این روزها مهمترین مسئله ای که نوه آیت الله خمینی پس از ۳۴ سال از بروز انقلاب اسلامی به آن می اندیشد چیست؟
ببینید من هرگز به این موضوع فکر نمی کنم که ای کاش انقلاب نشده بود، ذات انقلاب در فرو افکندن نظام سلطنتی محکوم به استبداد که از نظر ماهوی و تعریف سنتی و مبتنی بر شخص، به استبداد و دربار محوری محکوم است ، در آن مقطع با توجه به مقتضیات جامعه سنتی و مذهبی ایران یک ضرورت محسوب بود و معتقدم اگر هم آنروز انقلاب نکرده بودیم امروز همانند سایر کشورهای منطقه در حال انقلاب بودیم زیرا چنانکه گفتم حکومت های مبتنی بر فرد و متغیر های فردی و بالتبع دیکتاتوری جوابگوی نیاز امروز بشر نیست و محکوم به فناست بنابراین حداقل از این بابت ۳۴ سال جلو افتاده ایم اما قابل ذکر است که انقلاب با منویات طراحان آن همیشه پیش نمی رود و طبعا پس از فرو پاشی یک نظام خفقانی توده های ستم دیده با روحیه و حس انتقامجویی و غضب و اعلام موجودیت محروم شده در تاریخ خود وارد میدان می شوند و طبیعتا نو عی غوغا رقم می خورد که طراحان و پیشوایان انقلاب ها موافق آن نیستند اما محکوم شرایط و اوضاع متشنج و خواسته های تند و هنجار نا یافته توده هستند.شکی نیست که مردم این بوم و دیار نیز سال ها بلکه قرن ها حرمان و سرخوردگی های اجتماعی خود را در یک پیروزی مردمی و فرو ریختگی استبداد به روش خود و به وسع آگاهی و حوصله تجارب و سطح آگاهی شان مطالبه می کردند و این امر ضرورتا و علی رغم پیشوایی و طرح اساسی انقلاب ،موجبات غوغا و تبعات آن رافراهم می آورد.
نسل ما در این برهه طبیعتا از مواهب زندگی آرام و دور از تنش و بحران محروم شد، زیرا آسایش و رفاه در چنین جامعه ای ممکن نیست. شاید بهتر است بگویند کاش ما در دوران تغییر یک نظام زندگی نمی کردیم. از سوی دیگر اگر بخواهیم انقلاب اسلامی ایران را با انقلاب کبیر فرانسه مقایسه کنیم می بینیم: پس از پیروزی انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ و برقراری رژیم جدید، دورانی آغاز می شود که به دوران ترور و یا عصر وحشت شهرت می گیرد و نزدیک به چهل هزار نفر توسط جمهوری انقلابی مدافع حقوق بشر با گیوتین گردن زده شدند و ده ها هزار نفر بازداشت و روانه زندان ها شدند و جو اختناق شدیدی پدید آمد. ژاکوبن ها و یا جمهوری خواهان تندرو انقلابی وقتی قدرت را به دست گرفتند قوانین ظالمانه ای را تصویب کردند و بسیاری از سلطنت طلب ها و حتی برخی از مردان انقلابی از جمله ژرژدانتون (براساس تصویب قانون مظنونات) و بعضی از دانشمندان از جمله لاووازیه شیمیدان پرآوازه با شعار '' جمهوری انقلابی فرانسه دیگر شیمیدان نیاز ندارد'' و در نهایت خود روبسپیر رهبر ژاکوبن ها را به تیغ گیوتین سپردند و روی قبر وی این جمله را حک کردند'' ای عابر! بر مرگ من گریه نکن، زیرا اگر من زنده بودم تو مرده بودی''اگرچه انقلاب فرانسه دوران وحشتی را به وجود آورد که کمتر کشتاری داخلی در تاریخ مثل آن روی داده بود ولی در هر صورت از مهم ترین آرمان های انقلاب فرانسه آزادی، برابری و برادری بود. شاید این اهداف آن گونه که متفکرین قرن ۱۸ در نظر داشتند محقق نشد اما با همه آشوب و بحرانی که به عنوان محصول طبیعی یک تحول بنیادین با محوریت مردم است بالاخره با هزینه کلان خود موجبات زدودن نشانه های کهنه رژیم های استبدادی را فراهم آورد و پس از آن انقلاب هر حکومت مستبد حتی در خود فرانسه همواره هراس یک شورش عمومی و انقلاب را در ذهن داشت!چون بحث در مقایسه ارزش و خسران انقلاب فرانسه نیست تنها برای استشهاد از آن بهره می گیرم، از مناقشه ارج و خسران آن در می گذریم اما اجمالا قابل ذکر است که انقلاب های بعدی در جای جای اروپا تشعشعات انقلاب کبیر فرانسه بود و از آن پس ارتجاع دیگر در اروپای قرن نوزدهم جایی نداشت. انقلاب کبیر فرانسه جدا از اهداف خود در فرانسه اصول جهان شمول را برای همه انسان ها در ذهن داشت، چنانچه قسمت اعظم آمریکای جنوب و لاتین به تقلید از انقلاب فرانسه ندای آزادی سردادند و نخستین جمهوری های دنیای جدید را به وجود آوردند. حتی می توان گفت انقلاب اکتبر روسیه متجلی از انقلاب فرانسه بود. مطالعه تاریخ انقلاب فرانسه درسی تلخ و در عین حال آموزنده است علی رغم وجود برخی انحرافات پس از پیروزی انقلاب کبیر فرانسه که نسبت به اقتضای ذاتی انقلاب طبیعی بود، این انقلاب تحولی عظیم در ساختار اندیشه ملت ها و دولت های پس از خود ایجاد کرد. دگرگونی که سردمدارانش جامعه روشنفکر و دگراندیش بودند.آیا امروز مردم فرانسه به این موضوع می اندیشند که ای کاش انقلاب صورت نگرفته بود تنها به دلیل سختی هایی که مردم قرن هجدهم در کشورشان متحمل شدند؟ پر واضح است که چنین نیست. من نیز با خود می اندیشم که چرا شرایط داخلی و جهانی به گونه ای رقم خورد که امکان تحقق آرمان های اولیه انقلاب به وجود نیامد.آرزو دارم که ای کاش هرچه زودتر به آرمان های اولیه انقلاب جامه عمل پوشانده شود اما هرگز از تحقق انقلاب پشیمان نیستم و نمی گویم که ای کاش انقلاب نشده بود.
چهار آرمان نخستينِ انقلاب در شعارهاى انقلابيون، استقلال، آزادى، جمهوريت و اسلاميت بود به نظر شما در كداميك كامروا و در كدام شان ناكام بوده ايم؟
بطور قطع نمی توان ناکامی های بدیهی درتحقق آرمان های اولیه انقلاب را انکار کرد اما من از جبران این ناکامی ها تا به امروز ناامید نشده ام. بدیهی است ارزش ها، آرمان ها و خواسته های انقلاب در دوران تاسیس دولت باید نهادینه و در قالب سازمان و سیستم کانالیزه شوند و از این حیث این دو مرحله پیوند درونی دارند و انقلاب، شور و هیجان آرمانی خود را در بر دارد اما در زمان تاسیس دولت و پارلمان نهادینه می شود. به عبارت بهتر دوران تاسیس مرحله تحقق عینی آرمان های انقلاب است.امام در توضیحات اجمالی خود در تعریف از نظام جمهوری اسلامی، جمهوری را شکل نظام مثل همه نظام های جمهوری جهان و اسلامی را محتوی نظام یعنی اتکای قوانین کشور به موازین و احکام اسلامی معرفی کردند.
از ویژگی های نظامی که امام موسس آن بود می توان به چند مورد اساسی اشاره کرد:
-1به رسمیت شناختن حقوق مردم در برابر حکومت بود و این بدین معناست اگر دولتمردان به وظایف خویش در مقابل مردم عمل نکردند مردم وظیفه ای نسبت به آنان ندارند.
-2 اتکای جمهوری اسلامی به رای و نظر مستقیم مردم و مشروعیت آن مبتنی بر این رای و در نتیجه نفی تحمیلی بودن نظام است.به عنوان مثال پس از تصویب اصل ولایت فقیه عده ای آن را به معنای تحمیل و ارتکاز قدرت و به تبع آن منشاء استبداد تفسیر کردند که امام با نفی چنین برداشتی به صراحت اعلام کردند که ''اگر فقیهی بخواهد زورگویی کند این فقیه دیگر ولایت ندارد.
در اسلام قانون حکومت می کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون است'' با این تصریح این دو مسئله اساسی را به عنوان مبنا در تاسیس جمهوری اسلامی مبرهن ساختند. حکومت قانون را برحکومت شخص رجحان بخشیدند که همین دو مبنای اساسی سمت و سوی نظام را به جهت دمکراسی و شایسته سالاری رهنمون شد. به طوری که هر زمان عدول از این مبنا عدم مشروعیت و انحراف نظام از معیار شرعی خود را اثبات می کند.- تاکیدا برای احتراز از هر گونه سوء تفاهم و اجتناب از تعدی بر حقوق مردم که صاحب اصلی این انقلاب هستند مسئولیت دولتمردان را تصریح کرده و گفتند: مسئولیت دولتمردان در برابر خدا و مردم پاسخگویی به خواسته های به حق ایشان و جلوگیری از تمرکز قدرت و به وجود آمدن رابطه سلطه گرانه دولتمردان است.- محوریت قانون و اجتناب از ملاء شدن اشخاص و برابری دولتمردان و مردم در قبال قانون بالتبع جفای دولتمردان بر صاحبان نظام. بنابراین ایشان حکومت اسلام را حکومت قانون می دانستند نه حکومت اشخاص، چنانکه شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد در برابر قانون مساویند. در قاموس ایشان که متاثر از روح اسلام است استقلال قضائی و احکام صادره از سوی مقام قضا محترم و لازم الاتباع و در عین حال امنیت شغلی وی در زمان صدور حکم بطور عادلانه باید تامین باشد .اما آیا اکنون در جامعه ما مسئولین به وظایف خود موافق آنچه که اساس جمهوریت بر آن مبتنی است در قبال مردم عامل هستند و با عمل موافق تعهد نظام مشروعیت نظام را پاس می دارند؟! آیا مسئولین به مردم پاسخگو هستند و یا در برابر قانون مساویند؟ پر واضح است که به آن تعهدات بنیادین و لازم الاتباع درست عمل نکرده ایم و در نتیجه برای تحقق آرمان های جمهوری اسلامی ناکامی ها را بایستی جبران کنیم تا به تعریف امام از نظام جمهوری اسلامی نزدیک شویم. امید می رود حلاوت قدرت بر مسئولین اجازه دهد تا وضعیت موجود لاجرم به اصل و بنیاد راجع شده و اوضاع مملکت حقیقتا تغییر کند.
شما از جهت خانوادگى، سه فقيهِ متفاوت را تجربه كرده ايد، هم آيت الله خمينى، هم پدرتان آيت الله اشراقى و هم پدرِ همسرتان آيت الله طاهرى اصفهانى؛ نگاه آنها به اسلام، نگاهى سازگار با زندگى در دنياى مدرن بود و آيت الله خمينى هم صاحبان اين نگاه را «روشنفكران متدين» مى خواند؛ تعبيرى كه پس از درگذشت پدر آقاى خاتمى (آيت الله سيد روح الله خاتمى) براى او به كار برد و اين نگاه، يعنى روشنفكرى دينى البته پس از انقلاب به رشد و نمو و پالايش رسيد، سوال من اين است كه علت تفاوت اين سه فقيه با بسيارى از روحانيان را در چه مى دانید؟
- همچنان که سلایق و علایق و عموم محتویات خلقتی موجودات از جمله اشرف ایشان یعنی انسان مختلف سرشته شده است به همین مناسبت، عقاید و آراء و شیوه و مرام انسان ها ازالف تا یائ مختلف است و این اختلاف، اتفاقا لطف و اعجاب خلقت به حساب می آید، لذا طبیعی است که نظرات اجتهادی-فقهی علما و فقها در زمینه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، عبادی و نظامی مختلف و متطور بوده چنانکه آثار و کتب آنها مشحون است از اختلاف نظرات و برداشت ها و قرائت های گوناگون و این امر کاملا طبیعی است. فقه سنتی بر ثبات و استواری احکام و مصادیق آن مبتنی است و عبارت از این است که فقه به لحاظ منابع شناخت که توسط وحی نازل و یا از طریق پیامبر(ص) و ائمه(ع) بیان شده است همواره باید ثابت باشد و به نوعی تقدس و محوریت احکام و مصادیق آن مطرح است و فقهای سنتی بیش از توجه به اشتمال احکام به ضرورات عصر، دغدغه حرمت و قداست احکام را دارند اما فقه پویا و معطوف به مقتضیات عصرعبارت است از استنباط احکام شرعی و فرعی و اجتهاد در منابع اصیل و معتبر منابع شرعی با توجه به ظرفیت و امکان و شرایط عصر که فقیه در این مقام، بیشتر دغدغه جامعه و مشمولین احکام را دارد و استنباط خود را، با این دغدغه، توام می کند.
البته در منابع و مستندات و توجه احکام به جامعه، با منظور داشتن کلیه جوانب و شقوق و بررسی ابعاد و ویژگی های مختلف موضوعات و سنجیدن ابعاد قضایا برای استنباط احکام شرعی آنها، فقه سنتی و پویا با هم تعارض ندارند، تنها در توجه فقیه به ضرورات و توجه بخشیدن احکام به جامعه و رعایت ظرفیت ها و ظرائف و طرائف جامعه با هم اختلاف نظر دارند. بنا براین امام وعلمای فوق الذکر بر این باورند اسلام آیین خاتم است و باید شریعت آن هماهنگ و همسو و گمارنده تمام تمدن ها و روز آمدی های مترقی زمان و بر آورنده ی تمام نیازهای بشر با توجه به زمینه ها و شرط ها و امکان ها باشد، مشرف به همین مهم،امام عنصر زمان و مکان را دو مسئله اساسی و تعیین کننده در اجتهاد می دانند. چنان که فرمودند: زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مثلا حکمی که در قدیم ، بر روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد در یک نظام ماثر و مجزی بوده ، ممکن است در شرایط دیگر تغییر یافته حکم جدیدی پیدا کند، این بدان معنا ست که شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع در اثر پدید آمدن امکان ها و تئوری ها تفاوت کرده است گرچه موارد مزبور علی الظاهر با قدیم فرقی نکرده است، اما بنا به درک مقتضی زمان و به دولت امکان ها و تئوری های کارآ واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می طلبد.
مجتهد باید به مسائل زمان خود محیط و مشرف باشد و بر اساس مسائل زمانه و جامعه ی خود حکم دهد. به عنوان مثال : شطرنج یکی از مصادیق تغییر حکم بر حسب زمان و مکان است. مثال دیگر اجرای حکم قطع انگشتان در ازای جرم دزدی ست که به نظر می رسد با توجه به ظرفیت ها و ملاحظات فقه و ورود تئوری های جدید در رفع فساد سرقت و پیامدهای نا مطلوب آن، در جامعه ی امروز، اجرای چنین حکمی خلاف مصالح جامعه ایست که فقه مترقی دغدغه اصلاح آن را دارد و بایستی بر اساس شرایط حاکم و انعکاس آن در سطح بین الملل تغییر کند، امام و نظیر علمایی که نام بردید تفکرشان بر این سیاق بود ولی سایر علما به نظر می رسد بر دو دسته اند: یک دسته آنهایی که فقه سنتی را بدون در نظر گرفتن پویایی آن و تطابق با جامعه ی امروز و صرفا مبتنی بر محوریت و رجحان احکام بر مصالح اجتماعی می پذیرند و بنابراین دیدگاه مخالف دیدگاه امام را دارند، دسته ی دوم آنهایی هستند که اقتضای زمان را تنها بر مصالح دنیای خود ،و موقعیت های مطلوب نفس خویشتن، بدون اعتقادات قلبی و تنها به جهت مصلحت دنیای خود منظور داشته و به کار می گیرند و امام ضرر این دو دسته از علمای مرتجع و متظاهر را از منافقین بیشتر می داند.

چندى پيش اظهارات شما درباره «حجاب اجبارى» واكنش تند و گاه توهين آميزِ برخى از جريان ها را برانگيخت با اينكه شما به خاطراتى از آيت الله خمينى استناد كرده بوديد؛ فكر مى كنيد چرا منتقدان تان از سويي خود را پيرو آيت الله خمينى مى دانند و از سوى ديگر در واكنش به خاطراتى از خود ايشان، اين طور واكنش نشان مى دهند؟
مسئله حجاب به لحاظ تعصبات سنتی و ذهنیت های متمایل به این موضوع، در جامعه بسته سنتی، با همه سادگی طبیعی اش به عنوان یکی از خط قرمزهای نظام در آمده است که اتفاقا هر گز جزء دغدغه های امام نبوده و نسبت به این موضوع، بدوا کمتر اظهار نظر کرده است، مگر با اولویت و محوریت موارد اساسی یا به عنوان پاسخ به برخی پرسش ها به این مورد بصورت حاشیه ای ورود داشته اند.این حساسیت به حدی غلو دارد که وقتی بزرگترین عنوان اختلاس و بزرگترین جنایات مانند قتل های زنجیره ای و بزرگترین توطئه ها با همه تاثیرات فاسد و مخربش، به اندازه مسئله پوشش زنان متعلقین این مورد را به هر عنوانی به خود جلب نمی کند! به همین دلیل و دلایل عدیده دیگر مسئله، چنان خاطره انگیز می شود که هرگاه به مقوله حجاب نزدیک می شوی باید زره بپوشی و منتظر ترکش باشی حال چه خاطراتت از آیت الله باشد و یا نباشد تا جایی که به سخن ایشان توجه نمی کنند! این مسئله یاد آور آن حکایتی است که شخصی مدعی بود یکی از بزرگان ،هرشب به معراج می روند! بر وی خرده گرفته بودند که پیامبر عظیم الشان با آن مقام ربانی اش تنها یک شب آن هم برای مدت کوتاهی به معراج رفت مگر ممکن است که حضرت آقا هر شب به معراج بروند؟! از وی خواسته بودند که مسئله را از خود آقا بپرسند وقتی نزد آقا رفته و پرسیده بودند آقا انکار کرده و از این سخنان تبری جسته بودند، به آن راوی گفته بودند که دیدی آقا خود منکر این امر شد؟ در جواب گفته بود که حرف ایشان راباور نکنید زیرا او متوجه حرف هایش نیست که چه می گوید! جامعه نگران ایشان معطوف نگردند! من این عده را معذور می دارم و ایشان را به تانی و تامل در منزلت سیاسی و اجتماعی امام توصیه می کنم.
آخرين پرسش را كمى صريح تر مى پرسم؛ شما از مشكلات بزرگ كشورمان بى خبر نيستيد؛ اگر آيت الله خمينى امروز را پيش بينى مى كرد باز هم همان مسيرى را طى مى كرد كه در دهه پنجاه و مشخصاً سال 57 پيمود؟
این پرسش حکایت از عدم شناخت شیوه و منش و هدف امام از تاسیس جمهوری اسلامی دارد. امام دغدغه حکومت و شکل دادن بر نظام حاکم به عنوان یک هدف منظور نداشت بلکه دغدغه ایشان اسلام و به جریان انداختن احکام اسلامی از جمله برقراری عدل بود که یکی از ضروریات اسلام است. بنابراین حکومت با هر نامی جز وسیله ای برای این هدف مقدس در نظر امام نبود. از منظر امام راهی که ایشان طی کرد تنها برای کسب رضای خدا و حسب تکلیف بود و آنچه اهمیت داشت طی طریق صحیح بود و نه رسیدن به هدف به هر وسیله ای، لذا بهتر است مطرح شود در صورت درک صحیح منویات امام که در طی منشور های متواتر ایشان چه در قالب سخنرانی ها و چه در اعلامیه هایشان آشکارا و بی اغلاق اعلام می شد خود را به عنوان پیروان ایشان در طی سالیان گذشته برای تحقق این منویات فکری امام جهت برقراری نظام عادلانه اسلامی مزبور چه راهکارها و رویه های عملی به کار گرفته ایم؟چه روش هایی را در کشور نهادینه کرده ایم تا به استناد آن روش ها تنها آدم های شایسته و صالح رشد کنند و چه روش های بازدارنده ای اعمال کرده ایم که این افراد پس از اخذ مقام اجرایی امکان خلاف و خطا از آنان سلب شود. پر واضح است جهت داشتن مدیریت کارآمد و درستکار نیاز به اعمال روش های درست و سیستماتیک است والا توقع اینکه انسانها همه پاک بوده و خود عامل بازدارنده خود باشند توقع به جایی نیست بلکه سیستم بایستی به گونه ای تعریف و اجرا شود که امکان بالندگی افرادناصالح و غیر متخصص از بین رفته و راه سواستفاده از پست های اجرایی و سمت های سازمانی بسته باشد. باید اعتراف کنیم که ما در تدوین و پیاده سازی این رویه ها ضعیف عمل کرده ایم. کمااینکه هنوز پس از گذشت 34 سال از انقلاب سیستم مدون و سالمی در اداره امور کشور نداریم. آمار تخلفات، اختلاس ها، بزهکاری ها و ناهنجاریهای اجتماعی در رده های حکومتی و دولتی در شان نظام جمهوری اسلامی نیست. در نهایت این موارد را باید سستی و اهمال یا انحراف در کارسازی های مقتضی نظام به حساب آورد که نمی تواند اصل و اساس و بنیاد را به انتقاد کشیده و موجب ندامت و پشیمانی باشد. بنابراین راه امام و انقلاب در سال 57 تا رسیدن به پیروزی انقلاب و فروپاشی نظام سلطنتی لاجرم بایستی صورت می گرفت. آنچه که اکنون با همه تاخیر، یک ضرورت است این که باید در روشمندی و ارائه راهکارهای مناسب و عملی، در سمت و سوی انقلابی که آزادی و دستیازی به حقوق مشروع مردم و بهره مندی کافی جامعه از منابع اقتصادی و مادی و معنوی کشور وعده نموده بود ارائه و به جد تمام پی گیری شود.

منبع: جرس-مژگان مدرس علوم



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • موسوی و کروبی به دلیل حق گویی و محبوبیت در حصر هستند
  • گزارش احمد شهید: نقض حقوق بشر در ایران در دو سال گذشته بیشتر شده است
  • در چنین جامعه ای است که "فرصت‌طلبان مانند قارچ یک‌شبه سر بیرون ‌آورند"
  • عبدالرحیم اباذری: در چنین جامعه ای است که "فرصت‌طلبان مانند قارچ یک‌شبه سر بیرون ‌آورند"
  • بازگردانده شدن یک فعال کارگری از بیمارستا به زندان
  • لایحه تشدید تحریم ها علیه ایران در کنگره آمریکا؛ سپاه در لیست سازمان های تروریستی
  • بررسی دلایل پایداری تورم در ایران
  • هنرمندانی که سال ۹۱ از میان ما رفتند
  • احمد توکلی: فساد دولت احمدی نژاد بسیار بیش تر از دولت های قبلی است
  • واردات کالاهای اساسی رشد 40 درصدی یافت
  • محسنی اژه ای خبر از صدور کیفرخواست برای متهمان جدید پرونده اختلاس بزرگ داد
  • فرانسوا اولاند: مذاکرات هسته ای با ایران در آلماتی «بی نتیجه» بود
  • شهرام ناظری پس از 6 سال همچنان منتظر مجوز اجرای داستان ضحاک
  • بوی خوش انتخابات و زنان
  • جناب آقای هاشمی رفسنجانی لطفاً منت بگذارید وتشریف بیاورید اما . . .
  • نامه به رهبری در باره ستار بهشتی
  • برای بهزاد نبوی و به یاد صمیمی و قدیانی
  • فرمانده کل سپاه: حوادث 88 بسیار خطرناک‌تر از جنگ ۸ساله بود!!!
  • اصرار شمقدری بر لابی گری اش در اسکار: برای رسانه ها قابل هضم نیست برای همین مسخره میکنند
  • محمد نوری زاد به اتهام انتشار یادداشت های انتقادی به دادگاه احضار شد
  •