به روز شده: ۰۸:۴۲ تهران - پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۱

مصطفی تاجزاده: آقای عسگراولادی! فتنه همان کودتای انتخاباتی بود؛ آنها که بصیرت داشتند، فهمیدند

امروز: در ادامه واکنش ها نسبت به اظهارات حبیب الله عسگراولادی در خصوص "فتنه گر نبودن میرحسین موسوی و مهدی کروبی"، مصطفی تاجزاده نکاتی را به این شخصیت جریان اصولگرا خاطر نشان کرد.

به گزارش نوروز، متن نامه زندانی سیاسی مصطفی تاجزاده، خطاب به عضو برجسته حزب موتلفه به شرح زیر است:

جناب آقای عسگر اولادی
با سلام
اعلام موضع جنابعالی درباره موسوی و کروبی قبل از آنکه پرتوی تازه بر جایگاه رفیع آن دو بزرگوار بیفکند، سنجه‌ای درباره امکان پذیری آزادگی و آزاد منشی در دشوار‌ترین شرایطی است که فتنه مهندسی سپاهی-امنیتی انتخابات بر کشور تحمیل کرده است. مهم این است که گوهر کرامت و آزادگی خود را پاس بداریم و زبان به خوش آمد دیگران نچرخانیم و از بیم این و آن و یا به سودای نان سخن نگوییم. و گرنه خدای موسوی و کروبی از آنان مواظبت خواهد کرد و نیازی به ما ندارند. وقتی گفتید موسوی و کروبی را «فتنه» نمی‌دانید آقای حجاریان نیز توانست فرصتی برای به جا آوردن سیمای حقیقی عسگر اولادی در تجربه مرگبار ترور و شب های بیمارستان به دست آورد و بگوید این‌‌ همان عسگر اولادی است که بر بالین من دعا می‌خواند و در‌‌ همان حال مواضع انتقادی خود را فراموش نکرده بود ومی گفت «سعید جان توبه کن خوب می‌شوی»!

با این وجود شماکاری بزرگ‌تر کردید و با تفکیک «مفتون بودگی» از «فتنه» درادبیات حاکمیت رخنه‌ای به وجود آوردید. در مناظره با آقای شریتعمدار گفتید «وقتی در ساعت ۱۰ روز رای گیری اعلام شد که آقای میرحسین موسوی در تهران، شیراز و اصفهان رای اول را دارند او فریفته شد، اعلام جشن کرد، اما خبرهای بعد را به او ندادند،». صرف نظر از هر نوع قضاوتی که به تعبیر بحث انگیز شما درباره «فریفته شدن» و یا «مفتون» بودن این و آن داشته باشیم، اتهام «فریفتگی» را تا چه حد منصفانه بدانیم، نفس این‌گاه شماری و تفاوت ماهوی آن با‌ گاه شماری کودتا و مهندسی انتخاباتی اهمیت فوق العاده‌ای در درک واقعیت مربوط به آن وقایع ۸۸ را دارد. به بیان دیگردر جریان آن انتخابات دو ساعت کاملا متفاوت و دونگرش کاملا متضاد نسبت به زمان و مکان وجود داشت. یعنی ساعت کودتا مستقل از ساعت انتخابات و از فرایندهای واقعی انتخابات در کف خیابان حرکت می‌کرد. وقتی حسین شریعتمدار در جریان مناظره به شما می‌گوید «ما از قبل پیش بینی کرده بودیم» و یا هنگامی که به عنوان مثال سردار مشفق می‌گوید ما ماه‌ها قبل از انتخابات و از‌‌ همان لحظه نقش آفرینی آقای موسوی خویینی‌ها درمحفل صبحانه «هشدار امنیتی دادیم» و یا آقای محسنی اژه‌ای به عنوان وزیر اطلاعات در آن برنامه تلویزیونی می‌گوید ما از حضور عوامل بیگانه در ستاد مهندس موسوی و کروبی مطلع بودیم، و یا روز‌ها قبل از آغاز رأی گیری سپاه با ارسال نامه‌ به دادگاه انقلاب خواهان صدور حکم دستگیری فعالان اصلاح طلب می‌شود، همه این‌ها اعترافی است به یک کودتای از پیش تعیین شده علیه خواست وبرخاست انتخاباتی ملت. راه دوری نرویم مهندسی انتخابات فرایندی است که هم اکنون در پیش چشمان ملت رخ می‌دهد. یعنی در حالی که رهبری صراحتا هر نوع فعالیت انتخاباتی را تا اطلاع ثانوی منع کرده‌اند این ممنوعیت به هیچ وجه شامل فعالیت‌های مربوط به مهندسی انتخابات نمی‌شود. این استثناء البته منحصر به فرماندهان سپاه و خط و نشان کشیدن‌ها و دیگر افاضات ایشان درباره انتخابات نیست بلکه دستگاه اطلاعات رسمی کشور و دستگاه نظامی امنیتی را نیز شامل می‌شود. ساعت مهندسی انتخابات برای دستگاه امنیتی اکنون چند ماهی است که آغاز شده است. فعالان سیاسی اصلاح طلب تا رده‌های سوم و چهارم احضار و به زبان‌ها و اشکال مختلف تهدید می‌شوند که در صورت هرگونه فعالیت سیاسی - و نه صرفاٌ انتخاباتی- طی ماه‌های آینده تا برگزاری انتخابات عقوبت خواهند شد یکی تهدید به زندان می‌شود، یکی تهدید به اخراج از کار، یکی تهدید به دستگیری فرزندش می‌شود و یکی به اخراج همسرش و یکی هم به اینکه ناغافل به تیر غیب گرفتار می‌شود و روزی در خیابان تصادفاٌ!! زیر ماشین می‌رود. به دیگر بیان، در حالی که بیانات صریح و مداخله گرایانه مقامات نظامی و امنیتی بیانگر آن است که ساعت مهندسی انتخابات از هم اکنون به کار افتاده کسی نمی‌داند که چه زمانی ساعت خود انتخابات و جامعه‌ای که انتخابش باید توسط سپاه «مهندسی شود» نواخته خواهد شد. نامزد‌های مهندسی انتخابات از قبیل نماینده محترم ولی فقیه در سپاه و کیهان و دیگر سردارهای مداخله گر از هم اکنون مشخص و معین شده‌اند و این در حالی است که کسی هنوز از نامزدهایی که در روز موعود باید مهندسی شوند خبری ندارد. همه ملت از لیست خبرنگاران و روزنامه نگارانی که به عنوان بخشی از عملیات مهندسی انتخابات و در جهت مختل سازی فرایند اطلاع رسانی انتخابات بازداشت شدند، باخبرند اما از خود انتخابات هنوز خبری نیست. اولویت بخشی «مهندسی» بر «انتخابات»‌‌ همان چیزی است که ما شاکیان مداخله‌گری سپاه آنرا کودتای انتخاباتی نامیدیم.

این دوگانگی، یعنی دوگانگی میان ساعت مهندسی انتخابات و ساعت انتخابات مهندسی شده در جریان مناظره شما با آقای شریعتمدار نیز بازتاب کاملا واضحی داشت. شما از آنچه که در اصفهان و شیراز و تهران در دل صندوق‌های انتخابات می‌گذشت سخن گفتید اما مخاطب شما در تلاشی مذبوحانه برای گریز از واقعیت‌های داخل کشور و گریز از آنچه که شما «زمینه‌های داخلی» نامیدید، ارجاعی وهم آلود به دور دست‌ها، به انتخابات صربستان و گرجستان و اوکراین داشت. متاسفانه باید بگویم کوشش شما به عنوان عضو هیئت منصفه در جهت تفکیک منصفانه بین کفه داخلی قضیه انتخابات و کفه‌ای که بر مبنای یک پیشداوری کلیشه‌ای «درصد انگلیسی و اسرائیلی فتنه» نامیدید یک کوشش ناموفق بود و آن تک جرقه‌های حقیقت که در تاریکی فتنه انگیزی مهندسی انتخابات درخشیدن گرفته بود با تهاجم بازجویانه شریعتمداری خاموش شد. من به استناد تجربیاتی که در شعبه بازداشتگاهی و اوینی‌‌ همان مناظره-بازجویی‌ها داشتم می‌کوشم در این نامه بحث شما را از‌‌ همان نقطه‌ای که با ارعاب شریعتمدار در انبوه مدعیات مربوط به عناوین دهن پرکن نظیر «عملیات سری سازمان سیا» و «ام. آی ۶» و «جرج سوروس» و غیره دفن گردید و مجال بسط نیافت اندکی باز کنم و امیدوارم که به لطف خدا روزی در فضای غلبه انتخابات آزاد بر مهندسی انتخابات، همه این تجربیات را به شکل مدون عرضه کنم: وقتی بازجویان همه آن مدعیات معروف و نخ نمای شریعتمداری را به نحو طوطی وار در یک شرایط کاملا متفاوت و به شدت شکنجه آلود بر سر من کوبیدند من گفتم اگر شما واقعا راست می‌گویید و ادعاهای خود را باور دارید چرا با مردم معترض به‌‌ همان زبان خودشان سخن نمی‌گویید؟ مردم به زبان انتخابات با شما سخن می‌گویند و سراغ رایشان را می‌گیرند شما هم می‌توانید به جای سخن گفتن از «انقلاب مخملی» و «جرج سوروس» و «جزوه‌های جین شارپ» و این قبیل عناوین غیر آشنا با‌‌ همان زبان انتخاباتی جوابشان را بدهید و رجز خوانی انتخاباتی بکنید و بگویید «شما در انتخابات رای نیاوردید. ما برای اثبات این معنا از هم اکنون به استقبال یک انتخابات وسیع‌تر و شفاف‌تر می‌رویم که دیگر هیچ بهانه‌ای نماند و به اصطلاح» رویتان برای همیشه کم شود. «چرا نمی توانید شبهه عدم شفافیت انتخاباتی را با شفافیت بیشتر و با تعبیه کردن مکانیزم‌های کنترلی شفاف و قابل رویت برای همه ناظرین داخلی و حتی جهانی پاسخ دهید؟»

و اکنون همین سوال را با قوت بیشتری مطرح می‌کنم و می پرسم چرا حاکمیت نمی‌تواند پاسخ جنبش «رای من کو» را با زبان انتخاباتی دهد و به جای آن زبان زور و زبان مهندسی انتخابات را انتخاب کرده؟ کدام زبان هزینه بیشتری دارد؟ انتخاب راه پرهزینه به سود چه کسانی است؟ و به طور مشخص وجدان جنابعالی را به عنوان عضوی از هیئت منصفه مخاطب قرار می‌دهم ومی پرسم انصاف دهید وخیلی روشن به ما بگویید از‌‌ همان لحظه‌ای که درواپسین ساعات راهپیمایی میلیونی ۲۵ خرداد ۸۸سکوت اعتراض بدون کلام و صامت ملت با شلیک گلوله‌های مقربسیج میدان آزادی شکسته شد تا زمان حاضر و بازداشت اخیر روزنامه نگاران، حجم و در صد عملیات مربوط به مهندسی انتخابات بیشتر بوده یا درصد زبان انتخاباتی؟

جناب آقای عسگر اولادی
براستی معنای فتنه چیست و چه کسانی مفتون محسوب می‌شوند؟
من بدون آنکه ادعایی در باره معانی تو بر تویی که قرآن کریم براین واژه حمل کرده داشته باشم به عنوان یک فرزند این انقلاب یک راست می‌روم سراغ آنچه که مطهری ضمن بازخوانی واقعه عاشورا وتحلیل پیش بینی مولا امیرالمومنین در باره فتنه اموی بیان کرده و این مفهوم علوی از فتنه را با کاربرد امروزی همین واژه در زبان سخنگویان نظامی مهندسی انتخاباتی مقایسه می‌کنم. وقتی سردار نقدی به عنوان بخشی از پروژه پیش رس مهندسی انتخابات می‌گوید «اگر فتنه ایجاد شود این سری سراغ دانه درشت‌ها خواهیم رفت» کدام درک از معنای واژه فتنه را به نمایش می‌گذارد؟ آیا این سخن در بطن پروژه مهندسی انتخابات فی نفسه خبر از تدارک فتنه و کودتایی که در راه است نمی‌دهد واز جنس‌‌ همان «پیش بینی‌های» حسین شریعتمدار نیست که به فاصله کوتاهی به گفتمان رسمی حاکمیت تبدیل شده ودرتریبونهای مختلف با لهجه‌های گوناگون بر زبان مقامات امنیتی وقضایی جاری می‌شود؟ آیا این‌‌ همان مرغ شوم فتنه کودتای اموی برضد حکومت نبوی وحکومت علوی نیست که روزگاری طولانی بر بام تاریخ اسلام مشرف گردید وبه تعبیرمطهری دانه درشت‌های روشنفکری جهان اسلام راجمع کرد و بلعید؟ شرح خطبه امیرالمونین در باره فتنه بنی امیه توسط مطهری پاسخ روشنی به سوال ما می‌دهد:
«واصاب البلامن ابصر فی‌ها واخطا البلا من عمی عن‌ها. (نهج البلاغه فیض الاسلام. خطبه ۹۲) هر کس که بصیرتی داشته باشد وبه قول امروز روشنفکر باشد، هر کس که فهم ودرکی داشته باشد، این بلا وفتنه او را می‌گیرد، زیرا نمی‌خواهند آدم چیز فهمی وجود داشته باشد. وتاریخ نشان می‌دهد که بنی امیه افراد به اصطلاح روشنفکر و دراک آن زمان درست مثل مرغی که دانه‌ها را جمع کند، یک یک جمع می‌کردند و سر به نیست می‌نمودند و چه قتلهای فجیعی در این زمینه انجام دادند!»
(استاد شهید مطهری، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۶۷)
بر این مبنا عوارض فتنه به شکل رنج و محنتی ویژه متجلی می‌شود که عمدتا نخبگان و رشنفکران و سرآمدان جامعه را نشانه می‌گیرد و پژوهشگری نواندیش در جهان عرب به زبانی امروزی و به بیانی نزدیک به بیان پیش گفته مطهری آن را چنین توصیف می‌کند:
«درلسان العرب شرح بیشتری از این واژه آمده است:» محنت آن است که کسی را وادارسازی تا بگوید چنین وچنان کردم وآن قدر او را آزار دهی تا به آنچه انجام نداده است یا گفتن آن شایسته او نیست، اعتراف کند. «و به قول امروزی‌ها وادارش کنی تا خود زنی کند. بنابراین، محنت به این معنی و در تعبیر معاصرآن ترس وشکنجه وستمی است که از سوی صاحبان نفوذ، دولت‌ها و پلیس و غیره بر اندیشمند یا متفکری روا می‌شود که ممکن است به اهانت و دشنام یا شکنجه روحی یا جسمی یا حتی به قتل و مثله کردن آن اندیشمندان بیانجامد.»
بدین ترتیب روشنفکر جهان عرب همچون مطهری بر پایه تجربه‌های زیسته در عصر دیکتاتوری و دوران مهندسی انتخاباتی در کودتا‌های عربی (کودتاهایی که در عین حال در ادبیات آن دوره به نام «انقلاب» انجام می‌شد و معروف به «انقلاب‌های عسکری» بودند) بیانی روز آمد و نزدیک به تجربه معاصر از فتنه اموی به دست می‌دهد و می گوید:
«در چنین حالتی، حاکمیت سرکردگان و رهبران اپوزیسیون را مورد تعرض قرارمی دهد، تعرضی که با ترساندن و ایجاد وحشت شروع شده و در ادامه به بازرسی پلیسی و در ‌‌نهایت، به شکنجه منتهی می‌شود. بدین وسیله آنان را به اعترافاتی وا می‌دارند که بیانگر عقب نشینی آنان از آرای خویش یا انکار آن‌ها باشد؛ و چون چنین امری میسر شود، پس از اشاعه آن در میان مردم، آنان را آزاد می‌کنند. آزاد شدگان چون در دفاع از حق، پایداری نکرده‌اند، تایید عمومی خود را از دست می‌دهند، و این» خودزنی «همان چیزی است که حاکم به دنبال آن است.»
(محمد عابد جابری، سقراط‌هایی از گونه‌ای دیگر، روشنفکران در تمدن عربی، ترجمه سید محمد آل مهدی، ص۱۰۸و۱۰۵)

ملاحظه می‌فرمایید که فتنه کودتای اموی با فتنه کودتای مهندسی انتخاباتی از شباهت‌های غیر قابل انکاری برخوردار است و مجریان و سخنگویان کودتای اخیر می‌کوشند از طریق نقب زدن به انقلاب های مخملی هم نوعی همدلی و همسانی بین نظام جمهوری اسلامی. کمونیست‌ها و جنایتکاران سرنگون شده توسط انقلاب های مخملی برقرار کنند و هم اینکه اذهان عامه را از واقعیت‌های ملموس جامعه دور کنند. آیا این خود فتنه و بلای عظیمی نیست که دامن نظام را گرفته و آیا بصیرت بخشی واقعی آن نیست که به جای فرافکنی مسائل داخلی به آنسوی مرز‌ها و به قرقیزستان واروپای شرقی، واقعیت های جامعه‌شناختی کشور خودمان مورد توجه قرار گیرد؟ جنابعالی در مناظره مذکور سعی کردید نیم نگاهی به سویهٔ جامعه‌شناختی وقایع انتخاباتی داشته باشید اما متاسفانه تحت تاثیر شیوه ارعاب گرانهٔ مخاطب خود نتوانستید سخن واقعی خودتان را با ادبیات عسگراولادی بیان کنید و تیزی انتقاد خودتان را توسط واژگان حریف گرفته و گفتید:
«در فتنه ۸۸ بیگانگان فتنه سازی کردند اما در داخل نیز زمینه فتنه فراهم شد اما کمتر در این مورد بحث شده است».
متاسفانه مخاطب شما اجازه نداد که جنابعالی به بسط همین نکته بپردازید اما مقام رهبری درسخنانی که بنا بر عللی معین هرگز عملیاتی نشد بیانی به مراتب روشن‌تر در باره زمینه‌های کاملا داخلی وجامعه‌شناختی جنبش سبز داشت وصراحتا گفت: « زمینه‌ها را به خیال خودشان آماده کرده بودند، مردم وفادار به نظام هم مطالباتی داشتند. آن قضایا به وجود آمد.» این سخن اگر قرار بود پیگیری شود ودر‌‌ همان مکان بیان خود یعنی درمرقد امام خمینی دفن نشود می‌توانست رخنه‌ای در ادبیات حاکم و از جمله در ادبیات شخص گوینده به وجود آورد و زمینه ساز یک تحول اساسی در رفتار حاکمان باشد. زیرا جنبشی اصالتا انتخاباتی ومطالباتی که بازیگر آن مردم وفادار به نظام بوده و« مطالباتی داشتند » نمی‌تواند فتنه باشد، بالعکس این عدم توجه به آن مطالبات و بلکه سرکوب آن است که باید به معنای دقیق کلمه فتنه محسوب شود.

سید مصطفی تاجزاده بند انفرادی زندان اوین
۱/۱۲/۱۳۹



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • روزنامه جمهوری اسلامی: آقای عسگراولادی! دولت وحدت ملی آش شله قلمکار نیست
  • مصطفی تاجزاده: حادثه مجلس نماد سرشکستگی اخلاقی و سیاسی جناح حاکم بود
  • انتقال مصطفی تاجزاده به زندان
  • پاسخ عسگراولادی به نامه سوم هفت اصلاح‌طلب: اسلا ميت بدون جمهوريت معنا ندارد
  • بررسی تحلیلی گفتگوی میان عسگراولادی و هفت اصلاح طلب
  • عسگر اولادی: آقای خاتمی حرف خوبی زدند، باید معاندین را به منتقد تبدیل کنیم
  • نامه سوم اصلاح طلبان به عسگراولادی: آیا باید این بلا بر سر شما و همفکرانتان می آمد تا آن سخنان را باور کنید؟
  • عسگراولادی: نمی توان کسی را از صحنه سیاست حذف کرد/ حضور اصلاح‌طلبان فرصت است نه تهدید
  • نیمه پنهان یک مناظره؛ اعتراف گیری تلویزیونی «سردار قلم» از «استاد»
  •  
    آخرین اخبار
  • اعتراف‌های آیت‌الله خامنه‌ای
  • اعتراض سازمان گزارشگران بدون مرز به موج جدید دستگیری و بازداشت روزنامه نگاران ایران
  • عضو کمیسیون برنامه و بودجه: خصوصی سازی دولت تنها در حد انتقال مدیریت بوده و ظاهری است
  • آیت الله هاشمی رفسنجانی: نتیجه اداره کشور توسط یک فرد و جریان خاص میشود وضعیت کنونی
  • کشته شدن 800 هزار نفر در جاده های کشور طی 33 سال
  • کش آمدن ماجرای قم تا بیت مراجع
  • ۲ میلیون معتاد و ۲۰۰ هزار الکلی در حکومت آیت الله خامنه ای
  • رنجنامه دختر میرطاهر موسوی به پدرش: همیشه به تو افتخار میکنیم
  • خلف وعده و نقض آشکار قانون اساسی چرا؟!!
  • نقدی بر بیانیه 121 نفر از فعالین سیاسی درخارج از کشور
  • گفت‌وگوی با خشایار دیهیمی در مورد اخلاق در حوزه سیاست/افشاگری خوب، افشاگری بد
  • عامل رد صلاحیت پزشکان در انتخابات نظام پزشکی: بیانیه 200 نفر از آنان خطاب به بشار اسد
  • بیانیه کانون نویسندگان ایران درباره بازداشت اخیر روزنامه نگاران
  • نماینده مریوان: وضعیت بیمارستان‌های مریوان و سروآباد اسفناک است
  • بودجه 92 بالاخره یکشنبه در مجلس است
  • محجوب: از هر 10 واحد تولیدی 8 واحد وضعیت بحرانی دارند
  • منتشر نشدن نشریات ابرار به دلیل بحران کاغذ
  • بازداشت دو تن از فعالان بازار طلا توسط سپاه پاسداران
  • هاشمی: مردم به وضوح چند برابر شدن قیمت‌ها را با گوشت و پوست خود لمس می‌کنند، اما عده‌ای هنوز به آمار و ارقام تخیلی خود دلخوش هستند
  • هشدار نماینده مجلس هشتم نسبت به عدم برگزاری انتخابات از سوی احمدی نژاد
  •