به روز شده: ۱۰:۳۸ تهران - یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱

مارک گازیروسکی: آقای خامنه ای به عنوان یک ایدئولوگ دلیلی برای مذاکره با آمریکا نمی بیند

امروز: مارک گازیروسکی استاد علوم سیاسی دانشگاه تولین در امریکا نسبت به بهبود روابط تهران و واشنگتن بسیار بد بین است.
او می گوید آقای خامنه ای به عنوان یک ایدئولوگ، تمام قدرت را در ایران در اختیار دارد و بهبود رابطه با امریکا بدون تایید او غیر ممکن است. به گفته ی او علی رغم همه ی فشارها و تحریم ها، رهبر جمهوری اسلامی ایران دلیلی برای مذاکره با امریکا نمی بیند مگر آنکه شرایط داخلی او را تحت فشار قرار دهد.

دکترمارک گازیروسکی کارشناس امریکایی امور ایران سالها به خاطر کتابهایش در بین ایرانیان شناخته می شد،اما این روزها نام او بیشتر به خاطر انتشار سانسور شده ی مقاله اش در تهران بر سر زباتها افتاده است. او در مقاله اش با استفاده از اسناد منتشر شده از سفارت سابق امریکا در تهران و گفت و گو با مقامات و کارشناسان امریکایی و ایرانی به این جمع بندی رسیده بود که امریکا در ماههای منتهی به شروع حمله عراق به ایران تلاش کرده به ایران هشدار دهد که بغداد برای حمله به ایران آماده می شود. طبق اسناد مورد مطالعه ی او، دولت موقت اطلاعات دریافتی از امریکایی ها را به جانشینان خود در حاکمیت ایران منتقل نکرد. این نکته واکنش مهندس عبدالعلی بازرگان، فرزند مرحوم مهندس بازرگان را برانگیخت که منجر به نامه ی گازیروسکی به او و توضیحانی در باره مقاله و مصاحبه اش شد که یک روز قبل از مصاحبه من با وی در جرس منتشرشد. دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی و وزیر امورخارجه ی دولت موقت نیز در فردای روزی که این مصاحبه انجام شد به اظهارات گازیروسکی واکنش نشان داد. دکتر یزدی جدای از انتقاداتی که به نحوه ی انتشار گزینشی بخش هایی از مقاله ی گازیروسکی در ایران مطرح کرده، نوشته است که دیدار با گازیروسکی را به یاد نمی آورد و در زمانهایی که برای این ملاقات از سوی وی اعلام شده در تهران نبوده و نمی تواند درست باشد. گازیروسکی نیز در واکنش تنها به این بسنده کرد که با دکتر یزدی دو بار در تهران در باره ی اطلاعاتی که امریکا در مورد تحرکات عراقی ها در مرز قبل از آغاز حمله به ایران ارائه داده ، گفت و گو کرده است.(این قسمت دو روز بعد از انجام این مصاحبه به متن حاضر اضافه شد).

او در باره ی آینده روابط ایران و امریکا می گوید "برای من قابل پیش بینی نست که شرایط موجود به این سادگی تغییر کند. اگر این شرایط در دوران ریاست جمهوری خاتمی و رفسنجانی پابرچا ماند وتغییر نکرد، دلیلی برای تغییر آن در شرایطی که امروز در آن قرار داریم وجود ندارد. سئوال من این است که امروزچه دلیلی برای مذاکره و امتیاز دهی وجود دارد؟ خامنه ای هنوز در قدرت است و تصمیم نهایی با اوست. برای او بسیار روشن است که نه امریکا و نه اسرائیل به ایران حمله ی نظامی نخواهند کرد. او هرگز تا این حد قدرتمند نبوده است. او امروز حتی از شاه هم قدرتمند تر است و برای او هیچ دلیلی برای مذاکره و سازش با امریکا وجود ندارد".

مارک گازیروسکی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه تولین درایالت لوئیزیانای امریکاو نویسنده ی کتاب "سیاست خارجی امریکا و شاه: بنای دولتی دست نشانده در ایران" است که به فارسی نیز ترجمه شده است: ( تهران: نشر مرکز، 1992) از او دو کتاب دیگر نیز به فارسی ترجمه شده است: " نه شرقی، نه غربی " با همکاری نیکی کدی( تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 2000) و " مصدق و کودتا" با همکاری مالکوم بیرن(تهران: قصیده سرا،2005). او همجنین در تابستان 1994، تابستان 1996 و زمستان 1998 به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری داشته است.

مشروح گفت و گو با گازیروسکی را در ادامه بخوانید:

من وقتی مقاله شما را در وبسایت های فارسی خواندم به دو دلیل شوکه شدم: اول آنکه نهضت آزادی به عنوان یک حزب سیاسی و مرحوم بازرگان به عنوان یک شخصیت سیاسی، در بین ایرانیان به صداقت شهره اند و به قول ما ایرانی ها هنوز هم دارند چوب صداقتشان را درمحیط ناسالم سیاست می خورند. از این زاویه برای من باور کردن این نکته سخت بود که دولت موقت اطلاعات مهمی همچون آماده شدن عراق برای حمله به ایران را از بقیه ی حاکمیت پنهان نگاه داشته باشد. دوم آنکه آماده شدن عراق برای حمله به ایران مساله ای نبود که صرفا مرحوم بازرگان و یزدی و امیر انتظام و آنهم از طریق سیا از آن مطلع شده باشند. حتی روزنامه های آن زمان هر روز خبرهایی از درگیری و تنش های دو کشور در مرزها می نوشتند. آیت الله خمینی نیز سالها در عراق در تبعید بود و طبیعتا رویدادهای مرزی دو کشور را دنبال می کرده است
در آن زمان درگیر های مرزی بین دو کشور درجریان بود اما آنچه مامور سیا به امیرانتظام و یزدی گفت این بود که عراق مشغول ساختن استحکامات و آماده سازی نظامی در منطقه است که با مساله ی درگیری های معمولی مرزی متفاوت بود.

منظور من این است که ازمطلبی که در ایران از قول شما منتشر شده چنین برداشت می شود که این مساله را در آن زمان صرفا سیا می دانسته و دولت موقت هم از طریق مامور سیا در جریان تحرکات عراقی ها قرار گرفت اما واقعیت آنست که در آن زمان حتی شهروندان معمولی نیز از طریق اخبار رسانه ها در جریان اقدامات عراقی ها بودند و طبعا شاخه های دیگر حاکمیت نیز می باید در جریان این رویدادها بوده باشند؟
آنچه من می دانم آنست که در مقاله ام نوشته ام. من نمی دانم که بازرگان و تیم او در چه حد و از چه رویدادهایی مطلع بوده اند زیرا در این مورد تحقیقی انجام نداده ام.

دکتر ابراهیم یزدی در مطلبی که در باره ی مقاله و مصاحبه ی شما با " اندیشه پویا" منتشر کرده گفته است که به یاد نمی آورد که با شما ملاقات کرده باشد و در زمان های یاد شده در امریکا بوده و نمی توانسته با شما که در تهران بودید دیدار کرده باشد؟
من با ایشان در دو نوبت در تهران ملاقات کردم. ما در این دو دیدار در باره ی اقدام امریکا در مطلع کردن ایران از اقدامات عراق در آماده سازی برای حمله به ایران صحبت کردیم.

اجازه دهید به روابط ایران و امریکا بپردازیم که حداقل سی و چند سال است که به دشمنی با یکدیگر مشغولند. ارزیابی شما از رد درخواست اخیر امریکا برای مذاکره مستقیم با ایران از سوی آیت الله خامنه ای چیست؟ آیا تهران و واشنگتن تن به مذاکره مستقیم خواهند داد؟
پاسخ به این سئوال آسان نیست. خامنه ای همیشه و بیشتر از دیگر رهبران ایران مواضع ضد امریکایی داشته است و صادقانه می گویم که از موضع اخیر اوچندان متعجب نشدم. از سوی دیگر اگر شرایط داخل ایران وخیم تر شود و اثرات دردناک تحریم ها تداوم یابد، ممکن است که خامنه ای به این نتیجه برسد که باید به گفت و گوی مستقیم با امریکا بپردازد. اما من فکر نمی کنم که حد اقل تا انتخابات آینده ی ریاست جمهوری در ایران شاهد اتفاق خاصی در این زمینه باشیم. چهارماه باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری ایران زمان بسیار حساسی خواهد بود. خامنه ای احتمالا دست به کاری نخواهد زد که بر حساسیت و تنش این دوره ی زمانی بیفزاید. او در این دوره سعی خواهد کرد که تصویر خود را به عنوان یک "انقلابی" و "رهبر قوی" حفظ کند. ممکن است که بعد از انتخابات مواضع او تحت تاثیر شرایط داخلی کشور تغییر کند اما اگر او حتی بعد از انتخابات نیزهمچنان بر مواضع منفی خود نسبت به امریکا پافشاری کند باعث تعجب من نخواهد شد . اما نمی توان با قاطعیت گفت که نمی توان امیدی به مذاکره داشت.

به نظر شما چرا نگرش آیت الله خامنه ای به امریکا تا این حد منفی است؟
او اصولا همین است که می گوید. خودش می گوید که یک "انقلابی" است. یعنی انقلابی گری، کار و حرفه ی اوست. او علاوه بر آنکه یک ایدیولوگ است یک رهبر هفتاد و سه ساله است. در چنین سن و سالی معمولا افراد دیدگاه ها و نظراتشان را به آسانی تغییر نمی دهند. او برخلاف رفسنجانی یک "عمل گرا" نیست و همیشه نگاهش به امریکا منفی بوده و هست.

آیا کاخ سفید می تواند با برداشتن گامهایی به عملی شدن مذاکرات تهران و واشنگتن کمک کند؟
طی پانزده سال گذشته، یعنی از زمانی که خاتمی به عنوان رئیس جمهوری ایران انتخاب شد تا به امروز، امریکا خیلی روشن و واضح اعلام کرده است که چه پیشنهاد و امتیازاتی به ایران ارائه خواهد داد اما خامنه ای در برابر همه ی پیشنهادها و امتیازات ، صرفا گزینه ی مقاومت را انتخاب کرده و بر آن پا می فشارد. من فکر نمی کنم که امریکا بتواند کار دیگری انجام دهد. توپ روابط ایران و امریکا در زمین ایران و به طور خاص در زمین خامنه ای است و برای ادامه ی بازی به اقدام خامنه ای نیاز دارد. او یک رهبر انقلابی مسن است که افکار و ایده هایش تغییر نخواهد کرد. گذشته از آن علی رغم فشارها ی ناشی از تحریم ها دلیل قوی ای نیز برای ایران برای معامله و سازش وجود ندارد. ایران هنوز از ذخیره ارزی قوی ای برخودار است و من بسیار نسبت به بهبود روابط دو کشور بدبین هستم.
هم ایرانیان و هم امریکایی ها خاطرات بدی از اقدامات و تصمیمات نابخردانه ی هر دو دولت در حافظه ی خود دارند. این دیوار بلند بی اعتمادی باید با برداشتن گامهایی از هر دو سو کوتاهتر شده و زمینه ی مساعدی برای گفت و گو و عادی سازی روابط فراهم شود.
برای من قابل پیش بینی نست که شرایط موجود به این سادگی تغییر کند. اگر این شرایط در دوران ریاست جمهوری خاتمی و رفسنجانی پابرچا ماند وتغییر نکرد، دلیلی برای تغییر آن در شرایطی که امروز در آن قرار داریم وجود ندارد. خامنه ای تمام راهها را بر خاتمی و رفسنجانی بست. او هنوز در قدرت است و سئوال من این است که امروزچه دلیلی برای مذاکره و امتیاز دهی وجود دارد؟ او هنوز در قدرت است و تصمیم نهایی با اوست. برای او بسیار روشن است که نه امریکا و نه اسرائیل به ایران حمله ی نظامی نخواهند کرد. او هرگز تا این حد قدرتمند نبوده است. او امروز حتی از شاه هم قدرتمند تر است و برای او هیچ دلیلی برای مذاکره و سازش با امریکا وجود ندارد. ممکن است که شرایط در آینده تغییر کند. فرضا در انتخابات آینده ی ریاست جمهوری در ایران کسی وارد میدان مبارزه شود که شورای نگهبان قادر به رد صلاحیت او نباشد و برنده ی رای مردم شود و علی رغم مخالفت خامنه ای دست به کار تغییر در روابط دو کشور شود. یعنی شرایط به گونه ای از کنترل او خارج شود و ناچار به تغییر روش دراین زمینه یا موارد دیگر شود اما این صرفا یک فرض و گمان است.

به عبارت دیگر شما معتقدید که اگر قرار است اتفاقی بیفتد باید از درون ایران باشد و این همه تحریم و فشارهای سیاسی و اقتصادی صرفا منجر به قدرتمند تر شدن آقای خامنه ای شده است؟
نه. تاثیر تحریم ها بسیار قوی بوده است و شاهد تاثیرات بیشتر و متراکم آن ها نیزدر آینده خواهیم بود. احتمالا اقتصاد ایران طی شش ماه و یکسال آینده در شرایطی به مراتب بدتر از آنچه امروز هست قرار خواهد گرفت. تورم شدید تر خواهد شد و نرخ بیکاری افزایش خواهد یافت. اما به آن معنا نیست که این شرایط به طور خودکار منجر به تغییر موضع حکومت ایران شود. شرایط اقتصادی ایران در حال حاضر به بدی دوران جنگ ایران و عراق مخصوصا چند سال پایانی آن نیست. ایران در حال حاضر میزان قابل توجهی پول و اندوخته ارزی در بانک دارد. احتمالا تا دو سه سال دیگر هم قادر به مقاومت در برابر تحریم ها خواهد بود. البته اگر قیمت نفت به هر دلیلی سقوط کند می تواند تاثیر تحریم ها را بیشتر کند. به هر حال ممکن است که شرایط در آینده تغییر کند اما در شرایط فعلی موضع خامنه ای تغییر نخواهد کرد.

به نظر شما گفته ی آقای خامنه ای مبنی براینکه تقاضای مذاکره از سوی امریکا در حالی که تهدید نظامی وجود دارد راه به جایی نخواهد برد، منجر به نرمش در مواضع کاخ سفید و کاسته شدن از فشار تحریم ها خواهد شد؟
نه. به نظر من تحریم ها حتی قویتر هم خواهد شد. باید به یاد داشته باشیم که مساله ی تحریم ها صرفا در دست کاخ سفید نیست. بسیاری از تحریم ها، مصوبه ی کنگره ی امریکاست و تغییر آن در دست کاخ سفید نیست. اروپا نیز عهده دار بخشی از تحریم هاست. به نظر من روابط ایران و امریکا در یک آینده ی قابل پیش بینی تغییری نخواهد کرد. من در زمان خاتمی نسبت به بهبود روابط خوشبین بودم و اعتقاد داشتم که امیدی هست اما امروز بسیار بدبینم و معتقدم که تغییر در مناسبات ایران و امریکا تنها به شرطی اتفاق می افتد که خامنه ای آن را تایید کند و بعید است که چنین اتفاقی بیفتد.

و اینکه چه کسی در کاخ سفید نشسته است چندان تاثیری در سرنوشت بازی نخواهد داشت؟
خیر. مساله کاملا به ایران بستگی دارد.اگر درمواضع رهبری ایران تغییری حاصل شود امکان تغییر شرایط هم خواهد بود. ایران در حال حاضر نیازی به معامله با امریکا بر سر مساله هسته ای خود ندارد.

اما در ایران علائمی مبنی بر تمایل به بهبود رابطه حتی از سوی کسانی همچون احمدی نژاد هم دیده می شود؟
احمدی نژاد قادر به هیچ کاری در این زمینه نیست. تنها چهار ماه از دوره ی او باقی مانده و قدرتی در اختیار ندارد. نودو پنج درصد قدرت در ایران در دستان خامنه ای است. هیچکسی در ایران به اندازه خامنه ای قدرتمند نیست و تا او نخواهد ، تغییری حاصل نمی شود.

برداشت من از موضعگیری اخیر آقای خامنه ای نوعی تمایل به مذاکره به شرط نرمش در موضع امریکاست. آیا احتمال می دهید که اوباما در دور دوم ریاست جمهوری خود سعی کند گامهایی برای عادی سازی روابط دو کشور بردارد؟
فکر نمی کنم چنین اتفاقی بیفتد. اوباما در سال اول ریاست جمهوری خود تلاش کرد تا موضع ملایمتری در برابر ایران داشته باشد و گفت ما همه موضوع ها را مورد مذاکره قرار می دهیم، ما موضع ایران را درک می کنیم، از گذشته ها آگاهیم و سعی کرد که از موضعی کاملا متفاوت به مساله ی ایران بپردازد اما ایران از گفت و گو خودداری کرد. امریکا قدم لازم در این زمینه را قبلا برداشته ومن هیچ امکانی برای تلاش دوباره کاخ سفید در این زمینه نمی بینم.

با توجه به تمامی آنچه برشمردید، توصیه ی شما به کاخ سفید در مورد ایران چه خواهد بود؟
باید منتظرماند تا شرایط موجود شاید به طورغیرمنتظره ای تغییر کند و منجر به تغییر رفتار ایران شود. مثلا انتخابات آینده‌ی ریاست جمهوری در ایران به سمتی رود که همه چیز را عوض کند.آیا آنها انتخابات را مانند انتخابات گذشته سرقت کرده و همان رفتارها را تکرار می کنند؟ منظور من اینست که شرایط ایران ممکن است تغییر کند اما این فقط یک فرض است. اما اتفاقاتی از این دست ممکن است رهبری ایران را به این نتیجه برساند که ممکن است با عادی سازی روابط با امریکا منافع ایران بهتر تامین شود. البته احتمال اینکه حاکمیت از بروز چنین اتفاقاتی جلوگیری کند به مراتب بیشتر از وقوع آن است.تنها توصیه ی من به دولت امریکا این است که اگر به دنبال توافق با ایران هستید باید صبور باشید. ممکن است این صبر شما شش ماه طول بکشد یا شش سال و شاید هم شصت سال!

اما امریکا و دیگر قدرتهای بزرگ نمی توانند بحران هسته ای ایران را برای این مدت طولانی به حال خود رها کنند.
دستیابی ایران به سلاح هسته ای به معنای پایان دنیا نخواهد بود. کره شمالی و چین هم در گذشته و در مقاطع تاریخی متفاوتی به سلاح هسته ای دست یافتند. کشورهای دیگری هم هستند که از سلاح هسته ای برخوردارند. اینطور نیست که ایران به محض دستیابی به سلاح هسته ای به اسرائیل حمله کند. مساله به نظر من آنقدرها بزرگ و مهم نیست که در باره آن صحبت می شود. ایران درحال حاضر دارای سلاح شیمیایی است و اگر بخواهد می تواند اسرائیل را با سلاح شیمیایی مورد حمله قرار دهد. همه می دانیم که هیچکس حتی به این مساله فکر هم نمی کند که ایران ممکن است از این سلاح شیمیایی علیه اسرائیل استفاده کند حالا چرا این همه نگرانیم که ایران ممکن است در صورت دستیابی به سلاح هسته ای اسرائیل را مورد حمله اتمی قرار دهد؟ دستیابی ایران به سلاح هسته ای به معنای آن نیست که امریکا باید به ایران حمله نظامی کند و قدرت نظامی این کشور را از بین ببرد. دستیابی ایران به سلاح هسته ای احتمالا بحران بزرگی ایجاد خواهد کرد اما به معنای پایان دنیا نخواهد بود. حتی اگر ایران به توانایی تولید سلاح هسته ای دست یابد نیز الزاما به معنای آن نخواهد بود که دست به کار تولید سلاح هسته ای خواهد شد. یعنی همان موردی که در پاکستان شاهد بودیم. پاکستان برای سالها بدون آنکه دست به کار تولید سلاح هسته ای شود، از توانایی تولید آن برخوردار بود. حتی ممکن است که ایران در حال حاضر نیز از چنین توانایی ای برخوردار باشد اما آن را به دنیا نشان نداده باشد. جالب اینجاست که از دهه ی هشتاد ما شاهد پیش بینی هایی هستیم که ایران صرفا پنج سال با تولید سلاح هسته ای فاصله دارد. از آن زمان حدود بیست و پنج سال می گذرد و ما هنوز همین حرفها را می شنویم.

تاکید من بر ضرورت تغییر موضع دو طرف از آن روست که روند فعلی رویدادها احتمالا ایران را به یک کره شمالی دیگر تبدیل خواهد کرد. اگر بپذیریم که بخشی از علت رویکرد ایران به انرژی هسته ای- و احتمالا سلاح هسته ای- درعملکرد گذشته ی امریکا و نگرانی حکومت ایران از ساقط شدن توسط امریکا نهفته است، شاید تغییر رویکرد امریکا برای رفع این نگرانی ضروری باشد.
درست است که ایران به خاطر احساس عدم امنیت به سوی انرژی هسته ای روی کرده است. اما امریکا باعث این احساس عدم امنیت نشده است. امریکا به ایران حمله نظامی نخواهد کرد. باید این سئوال را مطرح کرد که آیا اتمی شدن ایران مانع حمله نظامی امریکا خواهد شد؟ ویا اگر ایران برنامه هسته ای اش را رها کند به معنای تضمین عدم حمله خواهد بود؟ واقعیت آنست که امریکا قصد حمله به ایران را ندارد. من با جمع بندی شما مخالفم . قبول دارم که امریکا در گذشته کارهای نادرست فراوانی انجام داده است مقاله من در باره ی کودتای سیا در زمان مصدق گواه این مساله است و نیازی به دفاع از عملکرد گذشته ی امریکا احساس نمی کنم. اما طرز فکر کنونی حاکم بر تهران که از سوی کسانی چون خامنه ای و همفکرانش ترویج می شود با دیدگاه کسانی مانند خاتمی بسیار متفاوت است. باور کنونی حاکم بر رفتار حکومت ایران کاملا منفی و ناشی از بی تجربگی و ساده انگاری و نگاه ایدئولوژیک به همه چیز داشتن است. این ها کسانی هستند که به تئوری توطئه باور دارند و به جز ایران، جای دیگری را در دنیا ندیده و واقعیت سیاست بین الملل را درک نمی کنند. آنها نمی فهمند که ایالات متحده امریکا تحت ریاست جمهوری اوباما چه تفاوتی با دوران بوش دارد. اگر آنها از درک این تفاوت عاجزند چه توقعی می توان از آنها داشت؟ به نظر من حل مساله ی موجود در روابط دو کشور به طرف ایرانی بستگی دارد و از دست امریکا کاری ساخته نیست.

جنگ ایران و عراق

با توجه به مطالعات شما در تاریخ روابط ایران و امریکا و خصوصا مقاله اخیرتان که به جنگ ایران وعراق اشاره دارد مایلم از شما سئوالی را بپرسم که جزو ادبیات سیاسی ایران بوده و هست. ایرانیان قویا بر این باورند که حمله نظامی عراق به ایران در سال 1980 نمی توانست بدون چراغ سبز امریکا صورت گرفته باشد. دلیل این ادعا نیز آنست که امریکا از محدود شدن دامنه ی گسترش انقلاب ایران که اثر طبیعی مشغول شدن ایران به دفاع از سرزمین خود بود، منتفع می شد.
من فکر نمی کنم که این مساله صحت داشته باشد چون هیچ مدرک و سندی که گویای این مساله باشد تا به حال ندیده ام. آنچه در مقاله ام به آن پرداخته ام در واقع خلاف این مساله را عنوان می کند . من در مقاله ام نوشته ام که امریکا با اطلاعاتی که در مورد تحرکات عراق به ایران داد در صدد بود که به ایران در این مورد هشدارهای لازم را بدهد. امریکا تنها در تابستان 1982 موضع خود را به ضرر ایران تغییر داد و آن زمانی بود که ایران عراقی ها را از سرزمین های خود خارج کرده بود و قصد داشت که به عراق حمله کند و اعلام کرد که قصد دارد بعد از قتح بغداد به سوی اورشلیم حرکت کند. امریکا برای عدم تحقق این خواست، به حمایت از عراق پرداخت. من در این مورد با مقامات امریکایی درگیر در این چرخش موضع صحبت کرده ام و با اطمینان می توانم از این تغییرموضع صحبت کنم اما به اعتقاد من چراغ سبزی در مورد حمله به ایران وجود نداشته است.

به گفته ی شما باید بپذیریم که تا قبل از تابستان 1982، امریکا طرف ایران را در جنگ با عراق داشت. درست است؟
بستگی به زمانی دارد که در مورد آن صحبت می کنیم. در اکتبر 1979 امریکا به ایران هشدار داد که عراق برای حمله به ایران آماده می شود. می توان گفت که در آن زمان امریکا بیشتر متمایل به ایران بود. اما سه هفته بعد که ماجرای گروگانگیری آغاز شد دیدگاه امریکا به طور کامل تغییر کرد و امنیت جانی گروگان ها به هدف اصلی در سیاست امریکا تبدیل شد. امریکا بعد از گروگانگیری مایل نبود که عراق به ایران حمله کند زیرا امنیت جانی گروگان ها را به خطر می انداخت. از سوی دیگر، گروگانگیری، امریکا را از دست ایران بسیار عصبانی کرده بود و طبیعی بود که تا آزادی گروگان ها اقدامی هم به نفع ایران انجام ندهد. امریکا در زمان حمله عراق به ایران از تهران عصبانی بود و در دوره ی ریگان نیز موضع امریکا علیه ایران به مراتب شدید تر و تند تر از موضع واشنگتن علیه بغداد بود. سیا در دوره ریگان به گروههای مخالف حکومت ایران کمک مالی ارائه می کرد اما این به معنای این نیست که امریکا به عراق کمک می کرد. من هیچ سند و مدرکی دال بر اینکه امریکا به عراق کمک می کرده ندیده ام. به عنوان مثال امریکا در فروش صدها میلیون دلار اسلحه امریکایی به تهران که درسالهای 1980 تا 1982 از سوی اسرائیل صورت می گرفت مانع ایجاد نکرد. اگر امریکا چراغ سبز به عراق نشان داده بود چه دلیلی داشت که به اسرائیل اجازه دهد که اسلحه امریکایی به ایران بفروشد؟ به نظر من تا سال 1982 امریکا نه می خواست عراق به ایران حمله کند، نه چراغ سبز به عراق نشان داد و نه کمکی در اختیار بغداد قرار داد. اما در تابستان 1982 که شرایط جنگ به نفع ایران تغییر کرد، موقعیت استراتژیکی را برای امریکا تغییر داد . در آن شرایط امریکا واقعا سیاست بازدارندگی را در برابرانقلاب ایران پیش گرفت.امریکا حتی به سمت کمک به عراق در جنگ حرکت کرد و علی رغم نفرتی که از صدام و کاربرد سلاح شیمیایی توسط ارتش عراق داشت،کمک هایی به بغداد ارائه کرد.

برخی تحلیلگران بر این باورند که سیاست امریکا در جریان جنگ هشت ساله، جلوگیری از برنده شدن هر دو طرف در جنگ بود. آن زمان که صدام خاک ایران را در دست داشت، امریکا با فروش اسلحه توسط اسرائیل به تهران مانع پیروزی صدام شد و آن زمان که ایران قصد تصرف بصره را داشت کمک های اطلاعاتی امریکا به بغداد مانع پیروزی آیت الله خمینی شد. یعنی به گونه ای این دو را به خود مشغول نگه داشت و مانع پیروزی یکی بر دیگری شد. نظر شما چیست؟
می توان گفت که امریکا از درگیری و جنگ این دو کشوربا یکدیگر چندان هم ناراحت نبود زیرا به دلایل مختلف هیچیک از این دو مورد علاقه ی او نبودند. اما درعین حال باید توجه داشت که استراتژی امریکا در جنگ ایران و عراق پیچیده تر از این دیدگاه بود که شما برشمردید و همانطور که قبلا هم گفتم سیاست واشنگتن از عدم حمایت ( قبل از 1982) تا حمایت ( بعد از 1982) از عراق تغییر کرد. حتی شنیده ام که امریکا در آن دوره اطلاعات جاسوسی بسیار ارزشمندی را در رابطه با تحرکات ایران در اختیار عراق قرار می داده است. لااقل نمی توان گفت که امریکا در آن دوره در صدد کمک به هر دو طرف بوده زیرا در آن مقطع امریکا کاملا به سمت عراق متمایل بود و از بغداد حمایت می کرد تا مانع ورود ایران و تصرف خاک عراق توسط ایران شود.

منبع: جرس



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • علی مطهری در واکنش به آیت الله خامنه ای غلط بودن استیضاح را رد کرد
  • واکنش آیت الله خامنه ای به دعوای احمدی نژاد-لاریجانی: رفتار احمدی نژاد خلاف شرع و قانون بود/علی لاریجانی هم زیاده روی کرد
  • تاجزاده خطاب به رهبر جمهوری اسلامی: در بهار عربی حکومت ایران الگوی حکومتهای دیکتاتور قرار گرفته است
  • شکست مجدد مذاکرات ایران و آژانس
  • سردار نقدی: اگر مذاکره با ۱+۵، نتیجه داد مذاکره با آمریکا هم جواب می‌دهد
  • ادامه دهن کجی احمدی نژاد به توصیه های آیت الله خامنه ای: شیخ الاسلامی حکم جدید معاونت گرفت
  • پاسخ آیت الله خامنه ای به وساطت هاشمی برای انتقال مهدی کروبی به خانه ای بزرگتر: بنا ندارم در مسائل امنیتی دخالت کنم!
  • احمدی نژاد تنها پس از سه روز نظری مخالف آیت الله خامنه ای خطاب به آمریکا بیان داشت: شما اسلحه را کنار بکشید من خودم با شما گفتگو می‌کنم
  • یکی از نمایندگان مجلس: اینجا رهبری حرف اول و آخر کشور را می‌زند
  •  
    آخرین اخبار
  • تکذیب دیدار ابراهیم یزدی با سعید حجاریان
  • هاشمی رفسنجانی: روز ۲۲ بهمن، اوج بداخلاقی‌های سیاسی در کشور بود
  • عبدالله نوری در دیدار با فاطمه کروبی: اصلاحات و جنبش سبز با کروبی و موسوی همصدا هستند
  • وزیر دولت خاتمی: رشد اشتغالزایی منفی است/آمار اشتغالزایی دولت بر مبنای هفته ای 1 ساعت کار است
  • شکوری راد: احمدی نژاد نمی تواند انتخابات نظام پزشکی را باطل کند و تنها یک مانور انتخاباتی آمده است
  • نرگس موسوی: رفتارشان یادآور شیوه های معروف اسراییلی ها بود/ آن روز پدرم ما را به حضرت زهرا سپرد
  • کمیته جهانی حمایت از خبرنگاران: سال 2012 سخت‌ترین سال برای روزنامه‌نگاران بود
  • رویکرد بودجه 92 برای وظایف حاکمیتی انبساطی و برای وظایف تصدی گری انقباضی و سخت گیرانه است
  • واکنش فرزند شهید باکری به اظهارات ضد وطنی طائب: آقای طائب اولویت شما هركجا باشد اولویت ما خاك ایران است
  • پیشنهاد 1+5 در مذاکرات آتی به ایران: لغو تحریم تجارت طلا
  • باز هم برادر سلحشور: سینمای ایران را صهیونیست ها پی ریزی کرده اند
  • نجفی: اصلاح طلبان میتوانند نیمی از کرسی های شوراها را بگیرند
  • پنج شرکت هواپیمایی ایرانی به دلیل بدهی ممنوع الپرواز به نجف شدند
  • گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز
  • واکنش ایران به سخنان بان کی مون در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست
  • احمدی نژاد قیمت جدید دلار را اعلام کرد: 2726 تومان
  • عارف: آقایان هاشمی و خاتمی نباید کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شوند
  • آخرین هشدار آیت الله توسلی پیش از مرگ نسبت به گروهی مقدس نما، واپسگرا و متحجر: دل امام را هم خون کردند
  • نامه فخرالسادات محتشمی پور به علی شکوری راد: ما همه با هم هستیم
  • احضار فعالان کارگری به اداره اطلاعات: تا انتخابات دعوت به هرگونه تجمع خیابانی ممنوع است
  •