به روز شده: ۲۱:۴۴ تهران - چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۱

تقی کروبی: رفع حصر نیازمند تغییر نگرش حکومت است

امروز: در آستانه دومین سالگرد حبس خانگی رهبران جنبش سبز، "جرس" با دکتر تقی کروبی گفتگو کرده است.
متن این گفتگو که درباره وضعیت کنونی جمهوری اسلامی و شرایط رهبران جنبش سبز است، در پی می آید:
آقای کروبی! پس از گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب ارزیابی شما از وضعیت امروز جمهوری اسلامی چیست؟
انقلاب 57 اهداف و آرمان هایی داشت که در اصول مختلف قانون اساسی بویژه فصل سوم به خوبی جلوه پیدا کرد. متاسفانه در عمل، انقلاب قدم به قدم از اهداف و آرمان های مندرج در قانون اساسی فاصله گرفت. اما به نظر می رسد که مسائل و مشکلاتی که در دهه اول رخ داد دلائل متعددی داشته که از جمله می توان به فقدان تجربه انقلابیون، فضای حاکم ناشی از انقلاب، فعالیت های مسلحانه و خشونت آمیز گروه های ضد انقلاب در جهت تضعیف حاکمیت ملی، تلاش برای تجزیه کشور و مهمتر از آن تجاوز عراق و جنگ هشت ساله اشاره کرد.
دهه دوم هم مسائل و مشکلاتی را به همراه داشت. انتظار بود که با پخته تر شدن حاکمیت در دهه سوم اشکالات گذشته ترمیم و قدمهای اساسی و جدی در جهت پر کردن خلاءهای موجود برداشته شود. متاسفانه در این دهه در واقع شاهد تلاش هم جانبه حاکمیت هم به لحاظ تئوری و هم به لحاظ عملی در جهت یکدست کردن قدرت و نادیده گرفتن حقوق ملت بودیم و هستیم. امروز در پرتو نگرش حاکم می توان ادعا کرد که بیش از هشتاد درصد اصول قانون اساسی ـ قانونی که اتفاقا نیاز به اصلاح و بازنگری در جهت احقاق حقوق ملت دارد ـ اعمال نمی شود. بنابراین می توان گفت بیماری قدرت و تلاش برای تمرکز بیش از حد قدرت، همان نکته ای که در قانون اساسی از آن تحت عنوان سلطه گروهی و طبقاتی نام برده می شود و زمینه انحراف بنیادین در انقلاب اسلامی را فراهم آورده است. طبیعی است در چنین شرایطی که فساد ارکان قدرت را در بر گرفته و از انقلاب و اسلام جز نامی باقی نمانده، مردم و قدمای انقلاب و کشور و دلسوزان این سرزمین در جهت احیای اصول اولیه قانون اساسی تلاش کنند.

منظورتان از انحراف به طور مشخص چیست؟
اگر صادقانه بخواهیم سخن بگوئیم نمی توان همه مسائل امروز انقلاب و کشور را که به مرز بحران رسیده به دهه دوم به بعد منتسب کنیم. اگرچه تلاش عامدانه در جهت محدود کردن حقوق مردم و مسیر ناصحیح ریشه در سیاست های دو دهه گذشته داشته است. از بدو رحلت امام یک انحرافی در جهت محدود کردن قدرت بوجود آمد که متاسفانه چهره هایی که امروز مورد غضب حاکمیت قرار گرفتند در آن روز نقش کلیدی داشتند. جریانی که به دنبال محدود کردن و یا بی خاصیت کردن قوه مقننه و سایر نهاد ها بود، بواسطه مقاومت بخش قابل توجهی از نیروهای اصیل انقلاب نتوانست به سرعت خواسته هایش را اعمال کند. اما باید واقعیت را بپذیریم که برخی از افراد در آن مقطع کوتاهی کردند و این سبب شد جایگاه کسانیکه نگاه اصلاح طلبی داشتند در درون حاکمیت تضعیف شود. بطور مثال در مجلس سوم آقای ولایتی بدلیل عدم تشخیص وزارت خارجه از وضعیت کشور رومانی و دعوت دیکتاتور آن کشور که بلافاصله پس از بازگشت به کشورش دستگیر و اعدام شد، مورد سوال نمایندگان قرار گرفت. رهبری بر خلاف قانون اساسی به حمایت یار دیرین خود آمد و با عبارتی ناپسند مجلس را از این کار منع کرد. بلافاصله برای اولین بار در تاریخ سیاسی انقلاب، اصناف و جمعیت ها در روزنامه ها به حمایت از سخن رهبری در مقابل مجلس بیانیه دادند، یطور نمونه روزنامه رسالت بیانیه ی صنف جگر فروشان یا ارایشگران را در جهت تقبیح مجلس در سوال از وزیر خارجه منتشر کرد. با این سطح هجمه می خواستند گربه را دم حجله بکشند و مجلسی فرمایشی درست کنند، پدرم این کار را انحراف دانست و به 40 امضا کننده سوال گفت من تا آخر ایستاده ام و در کنار شما هستم. امضا کنندگان وقتی رئیس مجلس را دیدند که علیرغم توصیه دوستان مجمع روحانیون در مقابل این حرکت ایستاده، شهامت یافتند و تعداد بیشتری امضا کردند (بیش از 80 نفر). پدرم گفت مجلس حق قانونی دارد و احدی نمی تواند حق مجلس را از مجلس بگیرد. طبیعتا این مساله برای ایشان و جریان چپ هزینه های زیادی داشت که در خبرگان رهبری و انتخابات دور چهارم دیده شد. انحرافی که پدرم بعد از درگذشت امام به آن بارها اشاره کردند عدم اجرای قانون اساسی و بی اختیار ساختن قوا بوده است. در همان سال با هماهنگی آقایان هاشمی و خامنه ای دور دوم مجلس خبرگان رهبری با حذف یاران امام و محدود کردن ورود انان آغاز شد. اختیار تائید صلاحیت از علما و بزرگان حوزه سلب و به فقهای شورای نگهبان که زیرمجموعه و منصوب رهبری هستند، واگذار شد و از آن تاریخ تاکنون شاهد خبرگانی بی خاصیت و نمایشی هستیم. به همین سبب امروز قدم به قدم نقش مردم کاسته شده و برابر با کاهش نقش مردم ، حکومت فاسد تر شده است. امروز وصیتنامه امام و نصایح او مبنی بر پرهیز نظامیان در امور سیاسی و اقتصادی که مطابق با اصول دموکراتیک است به صراحت نادیده گرفته شده و فسادی کم نظیر بخش نظامی و امنیتی را در بر گرفته است. به قول احمدی نژاد برادران بزرگ ترین قاچاقچیان کشور شدند.

تلاشهای آقای کروبی در مجلس بر کسی پوشیده نیست اما اگر خاطرتان باشد در مجلس ششم زمانیکه ایشان طرح اصلاح قانون مطبوعات را طی حکم رهبری از دستور بررسی مجلس خارج کردند مورد انتقاد بسیاری از اصلاح طلبان قرا گرفتند. آقای کروبی در آن مقطع در چه فضایی می اندیشیدند؟
نکته بسیار خوبی مطرح کردید، من از ایستادگی ایشان در جهت حفظ قوه قانونگذاری گفتم و شما پذیرش حکم حکومتی در قانون مطبوعات که برخی از دوستان اصلاح طلب آن را نقطه ضعف کروبی می دانند. قانون مطبوعات در ماههای آخر مجلس پنجم به تصویب رسید و وقتی مجلس ششم شکل گرفت برخی دوستان بی تجربه در امر قانونگذاری بجای تعامل، تقابل را انتخاب کردند. به دو جهت پدر با این کار موافق نبود اول آنکه ویژگی اساسی قانون در هر جامعه ای ثبات و دوام آن است و تغییر قانون در هر چند ماه امری غیر قابل قبول در حوزه حقوق است. پدر مجلسی بود و این موضوع را می فهمید در حالیکه دوستان این موضوع بدیهی حقوقی را درک نمی کردند. رهبری هم از طریق پدر به مجلس پیام داد لااقل بگذارید یکسال از عمر این قانون بگذرد بعد اصلاح اش کنید. پدر به لحاظ سیاسی هم این کار را صحیح نمی دانست، مجلسی که بنا بود مشکلات کشور را حل کند از همان روز اول در تقابل با رهبری قرار می گرفت. مصالحه امری اجتناب ناپذیر در سیاست است و نمی توان سیاه و سفید همه امور را تفسیر کرد. قدم برداشتن در جهت سیاستهای معقول هم امری کاملا واضح و روشن است.
قرار نیست کشور با حکم حکومتی اداره شود اما مطابق با قانون اساسی، رهبری این حق را دارد و در موارد استثنایی امام هم از آن استفاده کرده بودند. بیشتر عقلای جریان اصلاح طلب بعدها اذعان بر درستی استدلال پدر کردند و آن بخشی که به بهانه حکم حکومتی تضعیف کروبی را برنامه لا ینقطع خود می دانستند در انتخابات نهم هنگامیکه دکتر معین رد صلاحیت شد، تائید او را با حکم حکومتی با جان و دل پذیرفتند و روی چشم گذاشتند. رهبری با هوشمندی دو هدف را دنبال کرد، اول آنکه به جامعه نشان داد آقایان چه میزان به شعار هایشان پایبند هستند و مهمتر اینکه این ورود را در جهت ریزش آرای کروبی و هاشمی می دانست. ببینید من هدف ندارم در این مصاحبه به بازخوانی اشتباهات دوران اصلاحات بپردازم فقط می پرسم در این سال ها که عرصه بر همه ما تنگ شد، سنگ فرش های خیابان خونین شد، شکنجه های شرم آور در بازداشتگاه‌ها اعمال شد، دانشجویان و روزنامه نگاران سیاه ترین دوران را سپری می کنند، وحشیگری اوباش حکومتی به درون منزل کروبی آمد، حقوق بشر به میزان کم نظیری نقض شد، کروبی و موسوی 2 سال در حصر قرار گرفتند، کجایند آنان که کروبی را مصالح کار می دانستند و خود را انقلابی خط اول؟ کجا هستند آنها که منشور حقوق بشری طراحی می کردند و امروز حتی یک اعتراض ساده هم نسبت به این وضعیت نمی کنند؟ شعار دادن که هنر نیست، این هنر را سید احمد خاتمی یا علم الهدی بی هویت هم دارند که یک شب نه در جنگ بودند و نه در مبارزه. کروبی سخنی نمی گوید که بدان عمل نکند یا بر خلاف اش عمل کند، بطور مثال در قضیه آقای لقمانیان زمانی که قوه قضائیه به حقوق مجلس تجاوز کرد و نماینده ای را بر خلاف قانون اساسی به خاطر اظهاراتش دستگیر کرد، ایشان مجلس را ترک کرد و حاکمیت را وادار به عقب نشینی کرد. فکر می کنم گذر زمان ثابت کرده چه کسانی ثابت قدم هستند. اما همین کروبی تعامل و گفتگو را بعنوان کم هزینه ترین راه اصلاح همواره مورد نظر داشته و دارد. پس از سال هشتاد و هشت این حاکمیت بود که باب گفتگو را با تداوم نقض حقوق مردم و دفاع از متجاوزین مسدود کرد.

آقای کروبی یکی از مبارزین پیش از انقلاب هستند که مناصب مهمی بعد از پیروزی انقلاب در جمهوری اسلامی بر عهده داشتند. چه اتفاقاتی طی این سالها رخ داد که ایشان در جایگاه یکی از رهبران اپوزیسیون قرار گرفتند؟
در حقیقت پاسخ این سوال را باید رهبران امروز کشور دهند. چه اتفاقی افتاده که اکثریت مراجع، منتقد حکومت هستند یا با سکوت خود حاضر به مشارکت در امر مشروعیت بخشیدن به حکومت نیستند؟ چه اتفاقی افتاده که غالب یاران امام و قدمای انقلاب یا در زندان هستند یا در حبس خانگی؟ چه اتفاقی افتاده که بسیاری از نیروهای صادق جبهه رفته امروز جزو حذف شدگان کشور محسوب می شوند؟
آقای کروبی از سال 41 وارد مبارزه سیاسی شد و 9 بار پیش از انقلاب دستگیر شد و به زندان و تبعید رفت. بعد از انقلاب هم به عنوان یکی از انقلابیون سمت هایی را پذیرفت که در خدمت طبقه محروم و یا رنج کشیده کشور باشد، با رای مردم هم عضو مجلس شد. پدر همواره تلاش کرده مسائل و مشکلات افراد را حل کند و همیشه زمینه تعامل و گفت و گو با حاکمیت را مهیا سازد. زمانیکه رئیس مجلس بود به گواه دوستان دفترش مکانی برای پیگیری امور زندانیان صرف نظر از عقاید شان بوده، حتی در کمک های مالی که می کرد هیچگاه نگرش های سیاسی و جناحی و یا اعتقادی را دخیل نکرد. شکنجه و نقض سیستماتیک حقوق زندانیان در بازداشتگاههای حکومت در سال 1388 موجب اعتراض شدید پدر شد. دفترش این بار پناهگاه قربانیان حوادث پس از انتخابات شد و تمام تلاش خود را کرد تا غده چرکین را از دامن حکومت بزداید، اما این حکومت بود که با قدسی کردن ماموران خود حاضر به پذیرش اشتباه و جبران ان نبود. برخی افراد به ایشان پیام دادند که شما تکلیف ملی و الهی تان را انجام دادید، دیگر سکوت کنید، مسئولیت شرعی که ندارید. او سکوت را شراکت در فساد می دانست و باور داشت که اگر بر سر این انحرافات کوتاه بیاید، پنجاه سال مبارزه و تلاش خود را بی حاصل کرده است. بنابراین هزینه سنگین آن را با آرامش پذیرفت. خواه حمله به منزل و کتک خوردن و یا شلیک به ماشینش باشد و یا دو سال حبس در مکانی غیر از منزل.

محدود کردن اختیارات رهبری و تعیین نوع حکومت از طرف مردم از مواردی بود که آقای کروبی برای بازگشت به آرمانهای انقلاب بر آن تاکید داشتند و به همه پرسی به عنوان یکی از راههای خروج کشور از بحران سیاسی تکیه کردند. منظورشان از همه پرسی در خصوص چه مسئله ای بود؟
آقای کروبی معتقد به جمهوری اسلامی است که در آن جمهوریت و اسلامیت توام با هم اعمال شود. یعنی قوانین و مقررات اسلام در چهارچوب نگرش مدرن، فقه پویا با در نظر گرفتن زمان و مکان و با به رسمیت شناختن حق انتخاب مردم در تمامی ارکان قدرت. انسان زمینی مشروعیت سیاسی می خواهد. مطابق همین قانون اساسی، بنیانگذار انقلاب هم مشروعیت سیاسی اش را از مردم گرفته است. کروبی بر اساس قانون اساسی معتقد است که حق مردم در انتخاب تمامی ارکان قدرت باید به رسمیت شناخته شود و در عمل اجرا شود، بطور مثال بارها گفته اند که خبرگان که نقش نصب، عزل، نظارت و سوال از رهبری را دارد باید در بر گیرنده تمامی اقشار جامعه باشد و انحصار روحانیت را امری ناپسند و مذموم دانستند. ایشان در عین حال گفته اند من اینگونه فکر می کنم اما مردم حق دارند نوع حکومت را برگزینند و اگر نگاه دیگری داشتند، من به انتخاب آنان احترام می گذارم، حتی اگر از نظر من اشتباه کنند. از نظر ایشان تمامی ارکان قدرت در جمهوری اسلامی مشروعیت خود را از مردم می گیرند خواه مستقیم و یا غیر مستقیم.

میان اظهاراتتان اشاره کردید که تعامل و گفت و گو کم هزینه ترین شیوه برای برون رفت از این انسداد سیاسی است اما عملا تمام راهها بر روی گفتمان بسته است. الان که بحث انتخابات آزاد می شود آیا می توان بر سر آن به تعامل و گفتگو رسید؟
انتخابات آزاد حق مردم و کشور است. قانون اساسی به صراحت حق حاکمیت ملت را مورد بحث قرار داده است. اینکه امروز واژه انتخابات آزاد مورد نقد است، به ساختار حکومتی بر می گردد که منحرف شده و بدنبال مهندسی انتخابات است. انتخابات آزاد حق مردم است. شرایط امروز زمینه گفت و گو میان جریانهای سیاسی و احزاب را با حاکمیت بسته است. انتخابات آزاد و سالم مقدمات و الزاماتی دارد که ابتدا باید بدنبال آن بود. شاید پرداختن گروهها به مطالبات به حق مردم، حاکمیت را مجاب کند که حق مردم را به رسمیت بشناسد و زمینه یک انتخابات ازاد و سالم را فراهم کند اما من در شرایط امروز خوشبین نیستم. طبیعی است حاکمیتی که مردم را در امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیگانه می داند و فساد ارکان آن را فرا گرفته تن به این امر ندهد. من پیش از این هم در مقاله ای گفتم که اگر به راستی دنبال دشمن برای انتخابات آزاد می گردید، متهم اصلی قانون اساسی و متهم دوم که جرمش از قانون اساسی هم بیشتر است مرحوم امام است. باید او را محاکمه کنید زیرا او در سالهای مبارزه و بعد از پیروزی از رای مردم گفت و خود را بدان مقید و ملزم دانست.

اگر همانطور که گفتید شرایط انتخابات آزاد فراهم نشود چه موضعی باید در قبال انتخابات گرفت؟
تحولات ایران در چند ماه آینده قابل پیش بینی نیست. اما طبق صحبتی که امروز یعنی بیست دوم بهمن با هم داریم فکر می کنم بیش از اینکه دغدغه حضور کاندیدای خاصی را داشته باشیم، باید تلاشمان بر این باشد که حاکمیت را ملزم به رعایت شرایط انتخابات سالم و شفاف کنیم. فکر می کنم مطالبه محوری بهتر از مشارکت محوری است.

با چه شیوه و ابزارهایی می شود حاکمیت را مجبور به فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد کرد؟
متاسفانه گروه های سیاسی که عجله ای عجیب برای بازگشت به صحنه و ایفای نقش حتی در نقش کتک خور را دارند، قدرت بسیج مردمی را نادیده گرفته و سطح مطالبات شان را به اندازه سطح دیدشان محدود می کنند. اگر دوستان با روش های افراطی و تفریطی شان زمینه شکاف در جریان منسجم اصلاحات و جنبش سبز ایجاد نکنند، حاکمیت برای بقای خود راهی جز تن دادن به خواست اکثریت مردم ندارد و آنگاه به جای فرد محوری باید مطالبات مشروع را نهادینه ساخت تا بعد از مدتی مجددا به نقطه صفر باز نگردیم.

آقای کروبی! طی ماههای اخیر صحبتهایی از سوی برخی افراد اصولگرا مبنی بر رفع حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد صورت می گیرد آیا این موضع گیری ها تاثیری بر شکستن حصر و باز شدن فضا خواهد داشت؟
بیشتر افراد جریان راست سنتی مخالف برخوردهای خشن با معترضین، روزنامه نگاران و امنیتی کردن فضای سیاسی کشور بودند و هستند اما عرصه چنان بر آنها تنگ شد که بخش زیادی از آنها سکوت کردند. آنان از اینکه مبارز خوشنام انقلاب و رئیس دو دوره مجلس و مهندس موسوی که خالصانه و صادقانه برای انقلاب و مردم در هشت سال جنگ بعنوان نخست وزیر امام خدمت کرده در حبس قرار گرفته اند، ناراحت هستند. ببینید در خلال برخورد های این چند سال بارها افراد شناخته شده متعلق به راست سنتی با ما تماس می گرفتند و تاسف خودشان را از روش حکومت اعلام می کردند. بخشی از چهره های شناخته شده انقلاب که شرایط اسف بار داخلی و بین المللی را می بینند و مردم آن ها را شریک این امر می دانند، برای نجات کشور و حفظ آبروی خود از فرصتی که بوجود آمده استفاده کرده و خواهان تغییر روش شده اند، اما این دست سخنان کمکی به رفع حبس و حصر رهبران در بند نمی کند زیرا برداشتن حصر منوط به تغییر نگرش حاکمیت نسبت به حقوق ملت است. مادام که تغییری در این نگرش بوجود نیاید نمی توان امید به شکستن حصر داشت. مطالبات کروبی و موسوی در اعلامیه ها ی شان بیان شده و باید دید حاکمیت چه زمانی کف این مطالبات را جامه عمل می پوشاند. در حال حاضر دست بالا در قدرت را جریان افراطی نوظهور، بی پایه و بی هویت در اختیار دارد.

لطفا از وضعیت آقای مهدی کروبی و دغدغه اصلی ایشان در این روزها بگویید؟
با گذشت دو سال از حبس غیر قانونی، پدرم هنوز در مکانی غیر از منزل شخصی اش نگهداری می شود. ایشان در یک ساختمان اداری فاقد امکانات اولیه محبوس هستند و در طی چند ماه گذشته بدلیل نداشتن فضای مناسب از هوای آزاد و آفتاب محروم بوده اند. ما همواره صرف نظر از عادلانه یا ظالمانه بودن این مجازات بر این نکته تاکید داریم که حاکمیت باید مراحل قانونی این بازداشت و حبس را طی کند. طبق قوانین جاری کشور یک دادگاه صالح و علنی برگزار کند، اتهام تفهیم شود و ایشان از خود دفاع کند. برای ما قضاوت مردم به عنوان هیئت منصفه اصلی مهم است که تعیین کننده خدمت و یا خیانت فرد و یا افراد خواهد بود. سپس هر نوع مجازاتی که رضایت شان را جلب می کند، اعمال کنند. ببینید این ها شان یک حکومت را رعایت نمی کنند، دو سال است که می گویند کروبی در حصر خانگی است در حالیکه ایشان در منزل خود حصر و حبس نیست. دغدغه اصلی ایشان کشور است. بارها در ملاقاتها از وضعیت کشور بویژه وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم ابراز نگرانی کرده اند. دسترسی ایشان به اخبار محدود است اما بر اساس همین کلیاتی که از سیمای جمهوری اسلامی می شنوند، نگران وضعیت معیشتی مردم هستند. در ملاقات ها ایشان ضمن تاکید بر حقانیت مسیر جنبش تنها راه نجات کشور را بازگشت حاکمیت به مردم می داند. او نگران است که در سایه بی تدبیری بحرانی اساسی نسبت به تمامیت کشور بوجود آورد و تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشور به خطر افتد.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • بیانیه جمعی از نمایندگان ادوار مجلس در آستانه سالگرد آغاز حصر رهبران جنبش سبز
  • ئرخواست گزارشگران سازمان ملل برای آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر فوری رهبران جنبش سبز شدند
  • تقی کروبی: بادامچیان دروغگوست، پدرم در راه خود استوار ایستاده است
  • برادر حسین در واکنش به عسگراولادی، رهبران جنبش سبز را تهدید به قتل کرد
  • امیدواری های تازه برای پیمودن «راه سبز امید»
  • سفیران سبز امید برگزار می کند؛ وبینار(سمینار آنلاین) بررسی جوانب حقوقی حصر رهبران جنبش سبز
  • گزارش سومین روز از دیدار و گفتگوی فعالان جنبش سبز با رئیس مجمع پارلمانی شورای اروپا
  • دیدار و گفت و گوی فعالان جنبش سبز با هیات های نمایندگی کشورهای اروپایی
  • گزارش حضور فعالان سبز در شورای اروپا
  •  
    آخرین اخبار
  • دیدار زهرا رهنورد با مادرش در کنار ماموران امنیتی
  • ادامه دهن کجی احمدی نژاد به توصیه های آیت الله خامنه ای: شیخ الاسلامی حکم جدید معاونت گرفت
  • 45 روز اعتصاب غذای مهدی خزعلی و نگرانی از وضعیت سلامتش
  • نصب نسل جدید سانترفیوژ در سایت نطنز
  • تهدید سردار قاسمی به احمدی نژاد: کاری نکن که در این چند وقت برکنارت کنیم
  • دکتر سروش: تغییر دین از نظر خداوند گناه نیست و مجازاتی ندارد
  • باید نهضت آگاهی بخشی و افشای وقایع برای عامه مردم به‌شکلی فزاینده ای گسترش یابد
  • بیانیه پرسا به مناسبت ۲۵ بهمن: تنها راه نجات کشور آزادی کلیه زندانیان سیاسی وعقیدتی وعذر خواهی کودتاگران از پیشگاه مردم است
  • فعالیت های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از قانون تا عمل
  • وقتی کارگر خود را تحقیر می کند
  • راه اصلاحات از تحول نزدیکتر است
  • پاسخ آیت الله خامنه ای به وساطت هاشمی برای انتقال مهدی کروبی به خانه ای بزرگتر: بنا ندارم در مسائل امنیتی دخالت کنم!
  • پاسخ عسگراولادی به نامه سوم هفت اصلاح‌طلب: اسلا ميت بدون جمهوريت معنا ندارد
  • فرمانده قرارگاه عمار: احمدی نژاد کار حرام کرد، توبه اجتماعی کند
  • به جای «سران فتنه»، مراقب «فتنه سران» باشید/بازداشت خبرنگاران، ناشی از بیماری مسوولان است/احمدی نژاد از رجال سیاسی نیست
  • حذف و اضافه نام سعید مرتضوی از سایت وزارت رفاه
  • قیمت داروی درمان ‌ام اس: 11 میلیون تومان
  • علی لاریجانی: بدون پنهان کاری به حماس و حزب الله سلاح می دهیم
  • مهدی تاجیک برای اجرای حکم دو سال حبسش به زندان اوین احضار شد
  • قرائت رادیکال و اعتدالی از نظریه وحی گفتاری
  •