به روز شده: ۰۸:۰۷ تهران - چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۱

پاسخ عسگراولادی به نامه سوم هفت اصلاح‌طلب: اسلا ميت بدون جمهوريت معنا ندارد

امروز: رهبري و شوراي نگهبان پاسدار جمهوريت و اسلاميت نظامند عسگراولادي سومين نامه اصلاح‌طلبان را بي‌پاسخ نگذاشت و در نامه‌يي خطاب به الياس حضرتي مديرمسوول روزنامه اعتماد برخي از نكاتي را كه هفت نفر از اصلاح‌طلبان تبيين كرده بودند از نگاه خود مورد بررسي قرار داد. عنوان نامه سوم اصلاح‌طلبان به عسگراولادي اين بود: جايگاه جمهوريت در انديشه شما كجاست و اينك وي در اين نامه نوشته است كه رهبري و شوراي نگهبان پاسدار اسلاميت و جمهوريت نظام هستند. متن كامل اين نامه به اين شرح است. آقاي الياس حضرتي، مديرمسوول روزنامه اعتماد، ضمن تبريك دهه مبارك فجر و يوم‌الله 22 بهمن سالگرد پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و گراميداشت ياد امام خميني رضوان‌الله عليه و شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي، پاسخ شما و دوستان اصلاح‌طلب را در روزنامه اعتماد مورخه 19 بهمن خواندم. از سرعت پاسخگويي تشكر مي‌كنم. مطالب شما را صادقانه و مشفقانه يافتم به ويژه آنكه از لابه‌لاي پاسخ شما اشتياق براي ادامه گفت‌وگو و نيز پيشرفت در فهم مواضع مشترك ادراك نمودم. لذا با عرض پوزش و به نيت ادامه گفت‌وگو مطالبي را در زير يادآور مي‌شوم. 1- شما در پاسخ خود تصريح كرديد: «به ولايت فقيه پايبند» هستيد و تاكيد فرموديد: «ولايت فقيه ارزش متعالي و ميراث باشكوه امام است» و نيز تصريح فرموديد: « مهم‌ترين دستاورد و ميراث مشترك ملت ايران پذيرش و تمكين به قانون اساسي است و ولايت فقيه از اصلي‌ترين اركان قانون اساسي است». همين نشان مي‌دهد كه در گفت‌وگوهاي ما شفافيت لازم حاصل شده است. همين جا يادآورشوم كه بنده در اندازه يك كشيش در اين گفت‌وگو ظاهر نشدم كه سر در زانوي بنده اقرار به اشتباه كنيد يا پايبندي به اين نشان دهيد. من برخلاف عده‌يي كه يقه شما را چسبيده‌اند و مي‌گويند اقرار به اشتباه كنيد، از در ديگري وارد شدم و مي‌گويم شما بياييد اعتقادات واقعي خود را بيان كنيد بي‌آنكه بر كسي منت بنهيد. همان‌طور كه در نامه خود آورده‌ايد ممكن است بنده در آزمون ولايت‌پذيري در دوران امام(ره) نمره‌يي كمتر از نمره شما آورده باشم. اما بنده و شما به امام و امامت ان‌شاءالله پايبنديم. بنده همين جا اعتراف مي‌كنم به سبب آشنايي با برخي از دوستان كه رقباي ما بودند شهادت مي‌دهم پايبندي برخي از اصلاح‌طلبان به امام(ره) و مقام معظم رهبري و جايگاه ولايت فقيه اگر بيشتر از ما نباشد، حتما كمتر نيست. شما نمونه‌هايي از رفتار آقايان حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي و حجت‌الاسلام والمسلمين كروبي در دوران اصلاحات آورديد كه حاكي از پايبندي به احكام حكومتي و نظرات رهبري است، تاريخ نمي‌تواند اين نمونه‌ها را انكار كند. حافظه تاريخي ملت اينها را به ياد دارد. تفوه به اين سخن كه «ما و شما معتقد به امام و رهبري هستيم» طمع دشمن به اخلال در روابط ما و شما و روابط ما با ملت را قطع مي‌كند. بنده هنوز نطق تاريخي حضرت امام(ره) در جريان كاپيتولاسيون در ذهنم است آنجا كه پاي شرف و استقلال كشور مطرح است بايد از ته دل فرياد كشيد. امام(ره) در بخشي از سخنان خود كه دغدغه اتحاد نخبگان و علما و روحانيون را داشت فرمودند «‌اي علما، ‌اي مراجع به داد اسلام برسيد و بعد فرمودند من تمام روحانيون را تعظيم مي‌كنم. دست تمام روحانيون را مي‌بوسم. آن روز اگر دست مراجع را بوسيدم، امروز دست كاسب را هم مي‌بوسم. بنده كه خاك پاي امام(ره) هم نمي‌شوم. بنده به خاطر همگرايي نخبگان و علما و دوستداران نظام حاضرم كساني كه براي نااميدكردن دشمن و اميد دادن به دوستان انقلاب در داخل و خارج بگويند «ما پايبند به اوامر ولايت فقيه هستيم» دست و دهان‌شان را ببوسم. اما برادران عزيز، آيا اعتقاد و التزام عملي به ولايت فقيه نبايد در فعل و گويش سياسي ما تبلور داشته باشد؟!دوستان عزيز؛ موضوع گرو و گروكشي نيست. اگر شما در ولايت‌پذيري از ما سبقت بجوييد اين مايه غبطه ما است نه حسد و كينه‌توزي و...

2- دوستان عزيز! اگر در اعتقاد به ولايت فقيه و جايگاه آن در قانون اساسي ترديدي نداريم قاعدتا نبايد مشكلي بين ما و شما باشد. ولايت فقيه در قانون اساسي فصل‌الخطاب است. به تعبير امام(ره) براي جلوگيري از استبداد است.

در حوادث سال 88 اگر هر دو جريان به داوري او گردن مي‌نهادند و اين جايگاه را فصل‌الخطاب مي‌دانستند، حادثه‌يي رخ نمي‌داد كه جان برخي از هموطنان ما به خطر بيفتد و آسيب ببيند. شما اشاره كرديد به اعتراض مسالمت‌آميز طرفداران آقاي موسوي پس از اعلام نتايج، رقم اين حضور را چند صد هزار برابر بيش از آن كساني كه به او در تهران راي داده‌اند، فرموديد كه حالا بنده بنا ندارم روي آن رقم با شما چانه بزنم. به رفتار صدا و سيما و برخورد مقامات امنيتي هم انتقاد داشتيد و گله‌هايي هم مطرح فرموديد. سوال بنده از شما اين است كه برفرض وارد بودن اين گله‌ها مگر قرار بود سرنوشت انتخابات در اردوكشي خياباني معلوم شود؟ پس راي، انتخابات، صندوق راي و جمهوريت نظام چه مي‌شود؟ فرض مي‌كنيم شما مجاز به اعتراض مدني به نتايج انتخابات بوديد اما حوادث روز قدس، روز 13 آبان، روز 16 آذر و بالاخره روز عاشورا ربطي به اعتراض به نتايج انتخابات دارد؟! شما فرموديد: رفتارهاي خارج از عرف و اردوكشي خياباني پسنديده نبوده و نيست و نيز فرموديد: بي‌ترديد در انتخابات 88 رفتارهايي بروز كرد كه قابل دفاع نيست. بنده از وجدان شما سوال مي‌كنم اين رفتارهاي خارج از عرف كه قابل دفاع نيست، چيست؟ اين رفتارها بهانه به دست بدخواهان داد تا چهره شما را در رسانه‌هاي خارج ملكوك نشان دهند! اين رفتارها در داخل بهانه به برخي داد كه به نادرست شما را ضدانقلاب و ضدولايت فقيه جلوه دهند! بنده به عنوان كسي كه خيرخواه شما هستم از اين تصويري كه به هر دليل از شما دوستان در جامعه جلوه نموده است متاسف و متاثر هستم. گاهي خشم و غضب در انسان غلبه پيدا مي‌كند و رفتار انساني را به سوي خشونت و بد اخلاقي و ظاهرگرايي مي‌كشاند. بنده به عنوان كسي كه در حوزه سياست‌ورزي مو سفيد كرده‌ام عرض مي‌كنم در لحظه خشم و غضب كه جنود شيطان در درون انسان مشغول تهيه و تدارك دشمني و كينه‌توزي هستند، بايد به خدا پناه برد و از او استعانت جست. قول و فعل سياسي ما بايد مبتني بر عقلانيت الهي باشد. اگر از اين مسير خارج شويم گرفتار جنود شيطان در درون و برون مي‌شويم. عنصري كه ما را به اين وادي مي‌كشاند خشم، غضب، بدخلقي و سياه بيني است. و در مقابل، عنصري كه ما را از اين مهلكه نجات مي‌دهد مدارا، صبر، حسن‌ظن، انصاف و عدالت است. اينها را به شما نمي‌گويم كه فكر كنيد تنها شما را به آن متهم مي‌كنم ما هم ممكن است در رفتار سياسي خود به بي‌راهه رفته باشيم. شما در نامه خود بحق اشاره كرديد مقام معظم رهبري در قضيه كهريزك و ديگر قضاياي مربوط به كوي دانشگاه وارد شدند و جلوي برخي تبهكاري‌ها را گرفتند. پس قبول داريد كه اراده نظام در اين امتحان الهي رعايت عدل و انصاف بوده و در مقابل برخي كجروي‌ها شجاعانه ايستادند و جلوي آن را گرفتند. 3- صورت مساله را در پاسخ‌هايتان طوري طراحي كرده‌ايد كه سهم امريكا، رژيم صهيونيستي و انگليس مكار در اين «حادثه» به قول شما و در اين «فتنه» به قول ما، ناديده گرفته شده است. بالاخره نمي‌توان انبوهي از اخبار و اطلاعات در راديو بي‌بي‌سي و راديو امريكا و راديو رژيم صهيونيستي را براي سوزن‌باني حوادث سال 88 ناديده گرفت. وقتي رژيم صهيونيستي مي‌گويد: «اصلاح‌طلبان به نمايندگي از ما در تهران مبارزه مي‌كنند» با اين گفته چه بايد كرد؟ وقتي امريكا و انگليس همين الان هم تمام قد از قهر و غضب اصلاح‌طلبان با انقلاب دفاع مي‌كنند با اين چه بايد كرد؟ شما بهتر از ما مي‌دانيد كه گردانندگان عمليات جنگ رواني امريكا و رژيم صهيونيستي و انگليس عليه انقلاب، مردم و رهبري توسط روزنامه‌نگاران ايراني در رسانه‌هاي دشمن مديريت مي‌شود. اين روزنامه‌نگاران زماني در همين دوره اصلاحات در كشور در روزنامه‌هاي دوم خردادي قلم مي‌زدند. ما نصيحت مي‌كرديم و مي‌گفتيم اينها «منّا» نيستند شما دوستان قبول نداشتيد. الان كه كوچ كردند به وطن مطلوب خود، آيا باز ترديد داريد كه اينها «منّا نبوده» و نيستند! اينها نه تنها انقلاب و نظام بلكه كشور را به اهداف خائنانه دشمنان اين نظام فروختند. شما گله كرديد از برخورد مقامات امنيتي با تعدادي از روزنامه‌نگاران! بنده از كم و كيف اين برخورد مطلع نيستم. اما شما تمام قد از آنها از باب آزادي بيان و آزادي حق تبادل اطلاعات دفاع كرديد و فرموديد؛ چه كسي است كه مي‌تواند ادعا كند هم مي‌توان اصلاح‌طلب بود و هم برانداز! بنده از شما سوال مي‌كنم مي‌توانيد تضمين دهيد اينها كه مورد تعقيب نهادهاي امنيتي بودند چند صباح ديگر به دوستان خود در «بي‌بي‌سي» و «وي‌اواي» نپيوندند. در دوران اصلاحات به ما اين تضمين را داده بودند اما معلوم شد اشتباه مي‌كنند. چه دليلي دارد كه شما امروز اشتباه نمي‌كنيد. روزنامه‌نگاران ايراني كه در بي‌بي‌سي و راديو امريكا كار مي‌كنند اينها براي براندازي رفته‌اند يا براي تحكيم نظام اسلامي، كدام يك؟! بنده از شما سوالي كردم درباره جرياني كه مي‌گوييد نيم‌نگاهي به آن سوي مرزها دارند چه فكر مي‌كنيد؟ نقد شما به آنها چيست كارنامه مقابله با آنها چيست؟ شما اين سوال را بي‌پاسخ گذاشتيد؟!

4- شما سوال كرديد كه «جايگاه جمهوريت در تفكر شما كجاست؟» و همين را تيتر اول روزنامه اعتماد قرارداديد و فرموديد ما برخلاف برخي آقايان راي مردم را تزييني نمي‌دانيم. بنده در پاسخ شما در نامه دوم به تفصيل در اين مورد پاسخ دادم. نسبت بين اسلاميت نظام به جمهوريت مثل نسبت تن به سر است. جمهوريت به عنوان «تن» نظام بدون اسلاميت به عنوان «سر» وجود خارجي ندارد و اسلاميت به عنوان «سر» هم بدون جمهوريت به عنوان «تن» معنا ندارد. در اولي ما شبيه يكي از نظام‌هاي متعارف كنوني مي‌شويم و در دومي به سمت رژيم خلافت مي‌رويم، علما و مراجع و رهبر اصلي و واقعي ملت خانه‌نشين مي‌شوند مانند آنچه پس از اسلام رخ داد. جايگاه جمهوريت در قانون اساسي ما مشخص است، نمي‌دانم چرا آن را مبهم، مرموز و دست‌نيافتني نشان مي‌دهيد. شما فكر مي‌كنيد رهبري و شوراي نگهبان فقط پاسدار اسلاميت نظام است؟ اين دو نهاد، نيرومندترين نهاد نگهبان اسلاميت و به ويژه جمهوريت نظام است و اگر اين دو نهاد نبودند ما مثل نهضت مشروطه و نهضت ملي از استبداد رضاخان و پسرش سر در مي‌آورديم.

مردم و نخبگان و به ويژه امام(ره) كه بنيانگذار اين بناي نوراني است با استفاده از تجربه مشروطه و نهضت ملي، جلوي بازتوليد سلطنت و استبداد و در نتيجه جلوي بازگشت استعمار را گرفتند. ما بايد اين نعمت بزرگ الهي را شكرگزار باشيم. اگر نبود اين دو نهاد اصيل، نوراني و روحاني، بايد با شما در قعر جهنم استبدادي خشن‌تر از استبداد دوران پهلوي‌ها با شما اين مباحثه و گفت‌وگو را داشته باشيم. شما در دفاع از جمهوريت به قرائت خود مطالبي را بدون ذكر ماخذ آورديد كه پسنديده نيست. اين مطالب خلاصه ادعاي آقاي اكبر گنجي در مانيفست جمهوريخواهي است. آنچه از آن به عنوان حقوق ملت ياد كرديد و آن را مزين به فرموده امام كرديد كه در مانيفست جمهوريخواهي بارها به آن تمسك شده، يك كژراهه است. در ميان شما آدم فاضل و برجسته وجود دارد نيازي به استفاده از منطق يك فراري لجوج عنود نبود. فرموده‌ايد: هنوز طنين رساي امام در بهشت زهرا را فراموش نكرده‌ايم كه حتي اگر پدران ما براي دوران خود حكومتي را انتخاب كرده‌اند اين لزوما نمي‌تواند براي نسل‌هاي بعد اعتبار داشته باشد. فارغ از مجادلات حقوقي اين نظر، آيا معنايي جز پذيرش راي و نظر مردم در بالاترين درجه داشته است؟ منظورتان از اين بيان چيست؟ يعني مردم الان پشيمان شده‌اند كه در جمهوري اسلامي زندگي مي‌كنند! آيا مردم خواهان يك نظام رضاخاني يا جمهوري آتاتوركي هستند؟ اگر اين تصور را شما داريد بايد يك آدرس از اين مردم بدهيد تا تاريخ از رويت آن غفلت نكند، راهپيمايي يوم‌الله 22 بهمن امسال براي سي و چهارمين بار ثابت كرد مثل كوه پاي نظام، انقلاب و رهبري ايستاده‌اند. اگر منظورتان همين اشراري است كه در روز قدس، روز 13 آبان، روز 16 آذر و روز عاشوراي 88 به خيابان‌ها آمدند شما كه مي‌گوييد آنها برانداز هستند و با آنها مرز‌بندي داريد! اگر گوشه چشمي به آنها نداريد چرا اصلا به اين سخن امام كه در نفي طاغوت زمان گفته تفوه مي‌كنيد. بر فرض محال مردم روزي عطاي اين نظام را به لقايش بخشيدند و تن به يك استبداد دادند ما و شما در كجاي اين معادله خواهيم ايستاد. آيا ما هم تن به استبداد خواهيم داد يا با آن مبارزه مي‌كنيم؟!بنده در پاسخ قبلي وفاداري جريان ما به جمهوريت را به شما آدرس دادم و گفتم شما كه آقاي ناطق‌نوري را فردي پخته مي‌دانيد به نمايندگي از كل جريان اصولگرا پيروزي آقاي خاتمي را تبريك گفت. شما چرا در جريان انتخابات 88 پيروزي آقاي احمدي‌نژاد را تبريك نگفتيد. بعد به قول خودتان تظاهرات آرام و سكوت اعتراض‌آميز برگزار كرديد. آيا ما به جمهوريت نظام وفاداريم كه به شما تبريك گفتيم يا آنها كه تبريك نگفتند و به خيابان‌ها آمدند؟!

5- درباره جايگاه انقلاب و موقعيت جمهوري اسلامي مطالبي را عرضه كردم كه مورد عنايت قرار نگرفت، اميدوارم روزي توفيق يابم با عدد و رقم و آمار واقعي بگويم داوري آنچه درباره موقعيت كنوني ايران داريد واقعي نيست. موضوع تورم و گراني و مشكلات اقتصادي در همه دولت‌هاي پس از انقلاب كم و بيش بوده است، اينكه چه دوره‌يي بيشتر و چه دوره‌يي كمتر بوده بستگي به داوري مردم در روز راي‌گيري دارد. يكي از فاكتورهاي مهم در انتخاب مردم، كارآمدي كساني است كه برگزيده‌اند، اگر آنها را كارآمد نيابند حتما در راي خود تجديد نظر مي‌كنند.

6- فرموده‌ايد؛ «راهي به سوي آينده تعبيه» كنيم. اين حرف درستي است، بايد به اقتدار ملي در برابر دشمنان مكار و خونخوار انقلاب انديشيد. و نيز فرموديد در انتخابات آينده به اعتلاي اسلام و ايران فكر مي‌كنيد البته اسلام ناب محمدي(ص) كه ولايت پيامبر به وسيله فقيه عادل زينت‌بخش آن باشد.

اميدوارم با بهره‌گيري از تجربيات گذشته شما و ما موفق به اين مهم بشويم. براي خودم و شما عزيزان آرزوي توفيق بيشتر و عاقبت به خيري دارم.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • بررسی تحلیلی گفتگوی میان عسگراولادی و هفت اصلاح طلب
  • عسگر اولادی: آقای خاتمی حرف خوبی زدند، باید معاندین را به منتقد تبدیل کنیم
  • نامه سوم اصلاح طلبان به عسگراولادی: آیا باید این بلا بر سر شما و همفکرانتان می آمد تا آن سخنان را باور کنید؟
  • عسگراولادی: نمی توان کسی را از صحنه سیاست حذف کرد/ حضور اصلاح‌طلبان فرصت است نه تهدید
  • نیمه پنهان یک مناظره؛ اعتراف گیری تلویزیونی «سردار قلم» از «استاد»
  • ایستادگی تمام قد عسگراولادی در برابر برادر حسین: الان تعدادی زندانی داریم، نمی توان گفت اینها آمریکا و انگلیس هستند، باید راه {بازگشت} را برای آنها باز کنیم نه اینکه ببندیم
  • پاسخ عسگر اولادی به نامه دوم هفت تن از اصلاح‌طلبان: مردان پخته سياست برنامه بدهند
  • عسگراولادی:رقبای ما خطرناک نیستند،دلشان به اندازه ما برای مملکت می سوزد/برای آزادی موسوی و کروبی کاری نکرده ام
  • برادر حسین در واکنش به عسگراولادی، رهبران جنبش سبز را تهدید به قتل کرد
  •  
    آخرین اخبار
  • پاسخ آیت الله خامنه ای به وساطت هاشمی برای انتقال مهدی کروبی به خانه ای بزرگتر: بنا ندارم در مسائل امنیتی دخالت کنم!
  • فرمانده قرارگاه عمار: احمدی نژاد کار حرام کرد، توبه اجتماعی کند
  • به جای «سران فتنه»، مراقب «فتنه سران» باشید/بازداشت خبرنگاران، ناشی از بیماری مسوولان است/احمدی نژاد از رجال سیاسی نیست
  • حذف و اضافه نام سعید مرتضوی از سایت وزارت رفاه
  • قیمت داروی درمان ‌ام اس: 11 میلیون تومان
  • علی لاریجانی: بدون پنهان کاری به حماس و حزب الله سلاح می دهیم
  • مهدی تاجیک برای اجرای حکم دو سال حبسش به زندان اوین احضار شد
  • قرائت رادیکال و اعتدالی از نظریه وحی گفتاری
  • جزییات احضار تلفنی دختران موسوی به دادسرا از زبان کوکب موسوی
  • ظلم به خانواده میرحسین و وظیفه اخلاقی و سیاسی ما
  • احضار دختران میرحسین و رهنورد به دادسرای اوین/تهدید تلفنی داماد ایشان
  • بیانیه جمعی از نمایندگان ادوار مجلس در آستانه سالگرد آغاز حصر رهبران جنبش سبز
  • کش آمدن اختلاس بزرگ با فرار برادر مه آفرید از ایران!!!
  • جمعی از خانواده های سرداران شهید: به حبس رهبران جنبش سبز پایان دهید
  • معصومه ابتکار: متاسفانه قیمت خودرو‌ها در حالی افزایش یافته است که استانداردهای ایمنی و محیط زیست آن ارتقا نیافته است
  • عدم رسیدگی به پرونده قتل ستار بهشتی پس از بیش از سه ماه
  • بازداشت دختران موسوی؛ فرافکنی اختلافات، تاوان پیش‌بینی امروز یا مدیریت ملوک‌الطوایفی
  • هرمیداس باوند؛تحلیلگر مسائل بین الملل: گفت وگو بهتر از درگیری است ولی گفت وگو هم آدابی دارد
  • نرخ کرایه تاکسی سال آینده 50 درصد افزایش میابد
  • اعتبار گذرنامه ایرانی: ایرانیان تنها برای 14 کشور ویزا نمیخواهند
  •