به روز شده: ۰۵:۰۴ تهران - دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۱

حسین زمان: موسیقی در ابتدای انقلاب مردمی بود، ولی به مرور عرصه هنر حکومتی شد

امروز: حسین زمان، خواننده سبز و هنرمند دردمند و متعهدی است که سال های گذشته با قهر و غضب حکومتی مواجه شده است. او که از علاقمندان قدیمی به دکتر علی شریعتی و باورمندان به آرمان های انقلاب اسلامی در سال ۵۷ است، به سبب همان باورها، نهادهای حکومتی و دولتی را با خود چندان بر سر مهر نمی بیند. مدت هاست که اجازه انتشار آلبوم تازه ای نداشته و بدون آنکه رسما به او بگویند که برای برگزاری کنسرت ممنوعیت دارد، اجازه هیچ برنامه زنده ای را نیر به او نمی دهند. هرچند علاقمندان به صدای دلنشین و توام با حزن لطیف او و ترانه های مردمی اش بسیار باشند.

این هنرمند متعهد که ترانه ای از او با نام "زندونی" چندی پیش در اینترنت منتشر شد و مورد استقبال وسیع جوانان و دیگر اقشار به خصوص در فضای مجازی قرار گرفت، در گفتگویی اختصاسی با کلمه، از موسیقی انقلاب و موسیقی های مناسبتی گفت. از ارتباط جنبش های اجتماعی با ترانه و برخوردهایی که جکومت با هنرمندان، به خصوص اهالی ترانه به تازگی انجام داده است. او موسیقی انقلاب را موسیقی "مردمی" می داند که به مرور تحت الشعاع موسیقی سازمانی و حکومتی قرار گرفت. از برخوردهای غلطی گفت که با موسیقی صورت گرفت و ظرفیت هایی که این هنر می توانست به جامعه ببخشد، اما با محدودیت مواجه شد. از موسیقی در دوره اصلاحات و موسیقی در جنبش سبز. او نهایتا خودانتقادی های چندی نیز به جامعه هنری داشت و به ضرورت توجه به ظرایف ارتباط بین دنیای سیاست و دنیای هنر پرداخت.

امروز که ۲۲ بهمن است، او در خلال پاسخ هایش سوالی نیز پرسید. او سرود مورد علاقه اول انقلابش را "بهاران خجسته باد" معرفی کرد و در انتهای پاسخش، به نحوی معنی دار پرسید: "هوا دلپذیر شد؟"

متن گفت و گوی کلمه با حسین زمان را در ادامه بخوانید:

با وقوع انقلاب اسلامی، موسیقی انقلاب نیز به نوعی متولد شد. ترانه‌هایی که مردم با آن‌ها خاطرات زیادی دارند. جایگاه هنری این گونه تولیدات هنری که متاثر از شرایط زمانی و اجتماعی عصر خود هستند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ویژگی آثاری که یک دو سال قبل از وقوع انقلاب و در سال های اولیه انقلاب خلق شد مردمی بودن آن‌ها بود. همه گروه‌های انقلابی این فرصت را داشتند تا به تبیین هنری آرمان‌ها و عقایدشان بپردازند ولی متاسفانه یکی دو سال بعد از انقلاب مثل بسیاری از عرصه‌های دیگر، عرصه هنر نیز حکومتی و سازمانی شد و تبعیض و اختناق بر آن حاکم گردید.

ما در دوران جنگ هم چنین ترانه‌ها و سرود‌ها را داشتیم که مردم با برخی از آن‌ها خاطرات شیرینی دارند، هرچند در آن مقطع نوحه‌های حماسی شاید بیشتر به گوش می‌رسید، ولی به مرور نوعا موسیقی‌های مناسبتی در بین مردم خریدار نداشت. چرا؟ چرا در انقلاب آن موسیقی‌ها مورد استقبال بود با آنکه آن‌ها هم به نوعی مناسبتی محسوب می‌شدند اما پس از آن این اتفاق نیفتاد و یا کمتر اتفاق افتاد؟

همانطور که گفتم کانالیزه کردن هنر و بویژه هنر موسیقی و به دنبال آن تحمیل ممیزی و سانسور شدید بر آن و از طرفی متلاشی کردن فضای موسیقی کشور و منزوی ساختن موسیقیدانان ارزشمند بر مبنای تفکر غلطی که موسیقی را بطور کلی مردود می‌دانست باعث شد بین مردم و آثار هنری فاصله بیافتد مضافا اینکه وقتی تولیدات در قبضه حکومت باشد و مردم از حکومت فاصله گرفته باشند به خودی خود دیگر استقبالی از چنین آثاری صورت نمی‌گیرد. توجه مردم به پاره‌ای از آثار زمان جنگ به شور و هیجان ایشان در آن دوران بر می‌گردد. آن روز‌ها هر نغمه و ترانه و سرودی که به پایمردی و شجاعت رزمندگان غیور ایران زمین می‌پرداخت با استقبال مواجه می‌شد ولی به تدریج که موسیقی در خدمت حکومت قرار گرفت و مصادره تفکراتی خاص گردید از مقبولیت آن کاسته شد و آثار مناسبتی تولید شده توسط سازمانهای دولتی کمتر مورد توجه قرار گرفت. البته لازم به ذکر است اعمال محدودیت‌های غیر اصولی و شقه شقه کردن تولیدات خود باعث شد تا ارزش موسیقایی چنین آثاری به حد اقل برسد.

ترانه‌ها و موسیقی‌ها چه تاثیری می‌توانند بر حرکت‌های اجتماعی داشته باشند؟

بطور کلی هر اثر هنری ارزشمند و متعهد بر پایه روشنگری و آگاهی بخشی خلق می‌شود و هنرمندان مردمی همواره به دنبال بالا بردن آگاهی جامعه می‌باشند. یک ترانه و یک اثر فاخر موسیقایی می‌تواند مؤثر‌تر از ده‌ها سخنرانی و موعظه در جهت رشد و بلوغ فکری یک جامعه ظاهر شود. هنر موسیقی بلحاظ زیبایی و جاذبه‌ای که دارد می‌تواند نقش مؤثری در تبیین حقوق فردی و اجتماعی مردم داشته باشد و به تقویت روحیه و انگیزه ایشان در حرکت‌های اجتماعی کمک نماید.

در بین ترانه‌های ابتدای انقلاب کدام یک را بیشتر می‌پسندید؟ چه ویژگی‌هایی در آن‌ها شما را جذب کرده؟

من مثل خیلی از هم نسلی‌های خودم ترانه‌های ابتدای انقلاب برایم یادآور دوران نوجوانی و جوانی و شور و هیجان آن دوران هستند. از بین آن‌ها سرود «بهاران خجسته باد» را بیشتر دوست دارم. اتفاقا این یکی از سرودهایی است که در آن روح یکدلی و یک رنگی و همصدایی مردم ایران در روزهای اول انقلاب را می‌توان به خوبی حس کرد ولی متاسفانه همین ترانه هم این روز‌ها برایم یک سؤال شده که «هوا دلپذیر شد؟».

یکی از ضعف‌های دوره اصلاحات، بی‌توجهی و یا کم توجهی به نمادسازی، به خصوص از طریق هنر بود. ما هیچ مجسمه، نقاشی، موسیقی و حتی شعر و داستان و فیلمی که به طور برجسته نماد آن دوره باشد نداریم. در حالی که همه این هنر‌ها در دوره اصلاحات متاثر از فضای اجتماعی آن شدند. چرا؟ بی‌توجهی هنرمندان بود یا اصلاح طلبان یا اصلا جامعه این نمادسازی ها را طلب نمی‌کرد؟

دلایل گوناگونی داشت. مهم‌تر از همه اینکه همواره عوامل پشت پرده قدرت که اراده‌شان بالا‌تر از اراده دولت بود با رشد و توسعه موسیقی به هر شکل مخالفت داشتند و دارند. همانگونه که مطبوعات نمی‌توانستند نفس راحتی بکشند، هنر موسیقی نیز چنین وضعیتی داشت تا اینکه متاسفانه در دولت دوم اصلاحات عوامل قدرتهای پشت پرده با هدف تخریب موسیقی توسط موسیقی وارد میدان شدند و با در دست گرفتن کنترل موسیقی بویژه موسیقی پاپ حرکت خوبی که از سال ۷۶ آغاز شده بود را به بیراهه کشاندند و مانع پیشرفت اصولی آن گردیدند.

از دیگر عوامل، کوتاهی و بی‌توجهی مسئولان موسیقی بویژه در وزارت ارشاد وقت و عدم پشتیبانی ایشان از هنرمندان با انگیزه عرصه موسیقی بود. بسیاری از هنرمندانی که می‌خواستند استقلال کاری خود را حفظ کنند و حاضر نبودند کار سفارشی و فرمایشی انجام دهند از صدا و سیما رانده شدند و در چنین شرایطی که کمک و حمایت وزارت ارشاد می‌توانست یاریشان نماید، این حمایت بطور جدی صورت نگرفت. من سخت‌ترین دوران فعالیت‌های موسیقایی خود را در دوره اصلاحات گذراندم و بار‌ها به دلیل مشکلات و موانع وزارت ارشاد نتوانستم کنسرت‌های خود را به انجام برسانم و متاسفانه برای اولین بار پنجه بوکس و زنجیر و ضرب و شتم را در هنگام برگزاری کنسرت‌ها در‌‌ همان دوران تجربه کردیم و دلیل این حملات و برخوردهای زشت بیش از هر چیز عدم حمایت و پشتیبانی قاطعانه مسئولین وقت بود البته از حق نباید بگذریم که تا حد زیادی ممیزی و سانسور کاهش یافت و آزادی عمل در تولید آثار موسیقایی بیشتر شد ولی در حوزه‌های دیگر که اراده دولت به تنهایی حاکم نبود مثل صدا و سیما و سالن‌های برگزاری کنسرت‌ها مشکلات جدی وجود داشت و دولت هم آنچنان که باید همت لازم را نداشت و عملا در چنین شرایطی نماد سازی منتفی بود. اتفاقا در آن دوران استقبال مردم بسیار خوب بود و اگر پشتیبانی مناسبی صورت می‌گرفت وضعیت امروز بسیار بهتر و قابل قبول‌تر بود.

در جنبش سبز تا حدی این موضوع بهبود یافت. دلیل آن را در چه می‌بینید؟ مثلا ترانه "زندونی" خود شما چه شد که به تولید رسید؟ با چه انگیزه‌ای؟

اگر در جریان حرکت‌های مردمی کارهای موسیقایی خوبی صورت گرفته باز هم ناشی از عشق و شور و شوقی است که به هنرمند انگیزه می‌دهد. اینجا دیگر رابطه بین مردم و هنرمند است که به کار روح می‌بخشد. ترانه زندونی کاری است که من خودم با عشق و با سرمایه شخصی تولید کردم تا زبان یارانی باشم که در پشت میله‌های زندان، هنوز عشق می‌ورزند و در فراق یار روز را به شب می‌رسانند. خواندن این ترانه ادای دینی بود به دوستان خوبم که این روز‌ها همنشین دیوار و میله‌های زندانند.

اخیرا برخوردهای امنیتی پایش به ترانه سرایان و آهنگ سازان رسید. خود شما هم بار‌ها تحت فشار و محدودیت برای عرضه کارهای هنریتان بوده‌اید. ارزیابیتان از این برخورد‌ها چیست؟ فکر می‌کنید تا کجا پیش بروند و ‌‌نهایت خواسته‌شان چه باشد؟

کاملا مشخص است که شنیدن صدای مخالف برای خود محوران بی‌منطق خوشایند نیست. این صدا می‌تواند صدای یک خواننده و شنیدن یک ترانه باشد و یا نوشته یک روزنامه نگار و وقتی منطق نباشد برخورد و زور جای آن را می‌گیرد. قطعا دوست دارند تا جایی که دیگر احساس خطری نکنند و هیچ صدای مخالفی به گوششان نرسد پیش بروند، این خصلت خودخواهان خود رای می‌باشد.

آیا همبستگی که بین هنرمندان با یک جریان اجتماعی مانند انقلاب در سال ۵۷ پیش آمد، ظرفیت آن باز هم وجود دارد که تکرار شود؟ نسبت هنرمندان کشورمان در عرصه موسیقی را با این موضوعات چطور ارزیابی می‌کنید؟

دوست ندارم اینگونه با نا‌امیدی حرف بزنم ولی من چنین پتانسیلی را نمی‌بینم و طی چند سال اخیر نیز حرکت امیدوار کننده‌ای ندیده‌ام. از بین هنرمندان بویژه اساتید و پیشکسوتان جز عده‌ای قلیل در حد و اندازه اعتباری که مردم به ایشان بخشیده‌اند در حمایت از مردم ظاهر نشدند و از همه بد‌تر اینکه با بیان اینکه هنر و سیاست را نباید به هم در آمیخت به توجیه سکوت و بیطرفی خود پرداختند، غافل از اینکه سرنوشت مردم در دست سیاسیون و سیاستمداران است و بی‌توجهی به مسائلی از این قبیل ایشان را از مردم و مشکلاتشان جدا می‌سازد.

اخیرا ترانه‌های متفاوتی در بین هنرمندان خارج از کشور نیز ساخته شده که قابل توجه بوده‌اند. مانند ترانه «رویای من» با اجرای ابی و شادمهر عقیلی که استقبال از آن نشان داد که مردم به این ترانه ها اقبال و نیاز دارند. در گذشته هم ترانه‌های سیاسی البته داشتیم ولی موارد اخیر جدی‌تر و پخته‌تر به نظرر می‌رسند. و یا ترانه‌های اعتراضی اخیر در قالب‌های رپ و جاز و غیره. این‌ها را اتفاقات موردی می دانید و یا یک جریان هنری در این حوزه در پیش است؟

متاسفانه به جز تعدادی انگشت شمار اکثریت قریب به اتفاق تولیدات خارج و داخل ایران به بی‌دردی و بی‌تعهدی گرفتارند و به ندرت می‌توان آثار ارزشمندی که هدفی را دنبال می‌کنند مشاهده کرد. البته نمی‌توان هنرمندان داخل ایران را خیلی مورد سرزنش قرار داد چون فشار بر ایشان بسیار زیاد است و خطوط قرمز ابتکار عمل را تقریبا از دست همه خارج نموده‌اند. کارهایی صورت گرفته ولی به نظر من در حد و اندازه مورد نیاز نبوده.

کلمه - صابر سعیدی



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • نامه حسین زمان به دادستان: به هر جرمی که مناسب است،بازداشت و به سلول تاجزاده منتقلم کنید
  • ورود کاروان امدادرسانی موسیقی ایرانیان به آذربایجان
  • با هم مهربان‌تر باشیم
  • افطار در خانه ما بی صدای شجریان رسمیت ندارد
  • هنر را نمیتوان در حصار قرار داد
  •  
    آخرین اخبار
  • احمدی نژاد در 22 بهمن: می خواهند انتخابات آینده را مهندسی کنند!!!
  • محقق نشدن وعده های ارزی دولت برای دارو
  • تسلیت خانواده های زندانیان سیاسی به محمد داوری، روزنامه نگار دربند برای درگذشت برادرش
  • بی خبری کامل از ساسان آقایی از روزنامه نگاران بازداشتی پس از دستگیری
  • کاهش 17 درصدی صادرات فرش دستباف ایران
  • ایران روابط خود را با بلغارستان پس از انتشار گزارش انفجار بورگاس کاهش میدهد
  • نگرانی از وضعیت سلامت سلیمان محمدی روزنامه نگار دربند
  • چرا انقلاب شد؟
  • علی شکوری راد: نااهلان و نامحرمان انقلاب ما را ربوده اند؛ ما این را نمی خواستیم!
  • بیانیه مشترک موسوی و کروبی قبل از حصر: مناسبات پادشاهی به نام دین بازتولید شده
  • تقی کروبی: بادامچیان دروغگوست، پدرم در راه خود استوار ایستاده است
  • محسن رضایی: تنها ۳۰ درصد گرانی ها مربوط به تحریم ها است
  • بودجه 92 اسفند ماه به مجلس میرسد
  • یکی از نمایندگان مجلس: اینجا رهبری حرف اول و آخر کشور را می‌زند
  • بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی
  • علی مزروعی، رئيس انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران: می خواهند روزنامه نگاران را ساکت کنند
  • نامه ۳۰ زندانی سیاسی در دفاع از حقوق دراویش گنابادی
  • روزانه ۸۰۰ خودرو جدید به خیابان های تهران وارد میشود
  • واکنش محمدرضا عارف به بازداشت روزنامه نگاران
  • آقای بادامچیان! حاکمانی خائن اند که عرضه اداره یک نانوایی را هم ندارند
  •