به روز شده: ۰۸:۱۰ تهران - دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۱

همسر تاجزاده خطاب به طائب: شما شما و اربابانتان باید برای ستم هایی که به مردم روا داشته اید پاسخ گو باشید

امروز: فخرالسادات محتشمی پور چهاردهمین نامه از مجموعه نامه های بهمنی خود را خطاب به حسین طائب ، معاون اطلاعات سپاه و یکی از مسئولین اصلی بازجویی ها و بازداشتهای پس از انتخابات سال هشتاد و هشت، منتشر نمود.

به گزارش نوروز، همسر مصطفی تاجزاده در نامه خود با اشاره به نزدیکی طائب به مجتبی خامنه ای وی را تحت امر این آقازاده خوانده و از او خواسته است تا لااقل آنقدر شهامت داشته باشد تا بگوید اقدامات وحشیانه صورت گرفته علیه تاجزاده به دستور و فرمان چه کسی انجام می شود.

در بخشی از این نامه آمده است: "اگر شما در مقامی که درحال حاضر دارید در مورد همسرجان من که زندانی قرارگاه ثارالله است و آب خوردنش هم باید با اجازه مقامات آن باشد، چه رسد به دسترسی به روزنامه و مجلات تخصصی و رفت و آمد به بخش های مختلف زندان ازجمله بهداری و کتابخانه و غیره، مسلوب الاختیارید که خودتان و نیروهای متشتّت تحت امرتان از دادن حقوق اولیه ایشان و خانواده اش اعم ازمرخصی و ملاقات و تماس تلفنی و بهره مندی از امکان درمان تخصصی مستمر و لازم و کافی و دیگر حقوق معطل مانده بسیاری که ذکر آن خاطرمان را مکدر می کند، عاجز می مانید پس آمر و مختار و فعال ما یشاء در این میدان کیست و چرا وقتی همسرجان ما نام آقازاده ای را می برد که یارگرمابه و گلستان شماست و می فرماید که پرونده خودش و خانواده اش که از مراحم و الطاف ایشان بسیار رنجه شده اند، به دست ایشان است پریشان خاطر و آشفته حال می شوید و در پرونده سازی های جدید توهین به آقازاده را هم به مجموعه اتهامات این بزرگوار صادق و خدوم می افزایید؟ "

گفتنی است طائب به عنوان فرمانده نیروی مقاومت بسیج فرماندهی میدانی سرکوب تجمعات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ را برعهده داشت و مدیریت بازداشت ها و بازجویی های بسیاری از چهره های سرشناس سیاسی نیز به وی سپرده شده بود.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم«والفجر و لیال عشر والشفع و الوتر و الیل اذا یسر هل فی ذلک قسم لذی حجر»

سلام آقای حسین (حسن) طائب. شنیده ام که پس از شهادت برادر، خوش می دارید که از نام او استفاده کنید! جایگاه این شهید در روضه رضوان متعالی باد و عاقبت شما هم در این دنیای فانی به خیر!
مدت ها بود که می خواستم به صورت مکتوب با شما سخن بگویم. البته من که از دوران دانش آموزی تاکنون یعنی بیش از سه دهه در محضر استاد منطق و اخلاق آقا سید مصطفای حضرت آقای شما تلمذ کرده و می کنم، دوست تر می دارم که مخاطبم را مقابل روی داشته باشم خاصه که این مخاطب به مقام شامخ سربازجویی در نظام جمهوری اسلامی که از آرمان های انقلاب مردمی اش ویرانی کاخ ستم و زندان های ستم بود، نائل آمده باشد!
اطلاعات محدود این جانب از شما حاکی از آن است که هر دو متولد سال 42 هستیم با این تفاوت که من از وقتی نوزادی بیش نبودم پدرم در جریان مبارزات ضد رژیم ستم شاهی بوده و محیط تربیتی من در خانواده و مدرسه سراسر ضد ظلم و مشحون از حال و هوای مبارزه و مجاهده بوده است. شاید برای همین است که اگر شما سال 61 به سپاه پیوستید، من که نمی دانم چند ماه و یا چند روز از شما بزرگ تر یا کوچک ترم از همان ماه های آغازین حمله دشمن به مرزهای خاک پاکمان به صورت داوطبانه و خودجوش به عضویت گروه مقاومت سپاه پاسداران منطقه 7 درآمدم و خاطرات بسیار از آن دوران دارم که عضویت در بسیج برای کسب نان و نام و جاه نبود. و بسیجیان نیروهای مخلصی بودند که گاه با پشت پا زدن به خانواده هایی که هنوز تعلقاتی به رژیم سابق داشتند راهشان را خود انتخاب کرده درکنار مردم و صادقانه در خدمت آنان قرار گرفته بودند. آن زمان من دانش آموز بودم و هنوز در مدرسه علوی درس می خواندم و برخی اقوام سببی شما از هم شاگردی های من و زیرمجموعه گروه مقاومت ناحیه 12 تحت مدیریت من بودند و حتی برخی کلاس های اسلحه شناسی و امداد و ایدئولوژی که من برنامه ریزی می کردم گاه در منزل این اقوام سببی شما برگزار می شد.

جناب طائب!
در همان روزهای اول کودتا که فشار روحی ناشی از بی خبری محض از عزیزان ما که در چنگال شما و تیم مخوف بازجویی تان اسیر بودند، شب و روز و خواب و خوراک از ما و خانواده هایمان گرفته بود، شبی باتفاق جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی به محله قدیمی مان و به مسجد فائق رفتیم تا ضمن تجدید خاطرات دوران انقلاب، با پدر همسر شما که به آموزش «اخلاق در خانواده» شهرت دارند و در زمان دانش آموزی ما و به دنبال تلاش هایمان برای تغییر امام جماعت خنثی به امام جماعت انقلابی این مسئولیت را در مسجد فائق عهده دار شده بودند، ملاقات کنیم. طبیعتاً من پس از سلام و معرفی دوستان به ایشان آن دوران را یادآور شدم که در مدرسه عالی مطهری با تعدادی دیگر از دختران محله حضور یافتیم و از ایشان علیرغم میل و آمادگی شان خواستیم که حق هم محله ای بودن را ادا کنند و مسجد محل ما را رونقی بخشند. آن روزها بدون آن که از فمینیسم چیزی بدانیم براثر اقتضای زمان و براساس آموزهه های قرآنی تکلیف خود دانستیم که وارد فعالیت های اجتماعی شویم و اداره کتاب خانه مسجد و بهره برداری از آن را میان زنان و مردان تقسیم کردیم و در دوران دفاع مقدس گروه مقاومت ما، مسجد را مقر عملیات دفاعی خود قرار داده بود. و پاس شب در پشت بام مسجد و کنترل کوچه های محله عین الدوله به عهده ما بود و اهل محل با شناخت و اعتمادی که به خانواده ما و خودمان داشتند، با خوشرویی تمام بدون این که جنسیت ما خدای نکرده مورد شبهه و ایراد قرار دهند برای این مدیریت زنانه علیرغم سن کم ما احترام قائل بوده همراهی می کردند. اگر به خاطر مبارکتان باشد در روزهای انقلاب و سال های پس از آن جنسیت محل منازعه و مناقشه نبود چرا که قصد خدمت بود نه سهم خواهی و از زمانی که مسئله سهم خواهی مطرح شد خیلی سوالات و ابهامات پیش آمد که قسمت عمده آن هم بدون پاسخ و مرتفع شدن ایرادات باقی ماند!

هم محله ای پیشین ما!
من آن روزها هیچ گونه شناختی از شما نداشتم و خانواده محترم حسینی هم نسبتی با شما نداشت. اما آن چه باعث شد من و دوستان سی و چند سال بعد از آن روزها خدمت پدر همسرشما برسیم این بود که ایشان به وجه اخلاق از دیگر روحانیون متمایز شده بودند و دوست داشتیم موضع شان را در برابر ستم های مسلمی که به شهروندان با سابقه انقلابی و بعضاً حاضر در جبهه وخدمتگزار انقلاب و مردم پس از کودتای 88 شده بود بدانیم اما ایشان متأسفانه با تبرّی جویی از اقدامات انجام شده توسط شما و تیمتان از خود سلب مسئولیت کرده گفتند در فضای مه آلود پس از انتخابات نمی توانند اظهار نظر کنند و اساسا با مسائل سیاسی قرابت و آشنایی ندارند و در آن مداخله نمی کنند. ما از ایشان خواستیم که با توجه به تخصصشان در مسائل اخلاقی مداخله کنند در شرایطی که زنان و دختران مردم شب و نصف شب توسط مردان اجنبی به اسارت درآمده به سلول های انفرادی برده می شوند و مورد بازجویی های سخت قرار می گیرند و خانه هایشان و اندرونی و اتاق های خوابشان مورد تفتیش مردان اجنبی قرار می گیرد و لوازم شخصی شان و آلبوم های خانوادگی شان مانند غنائم جنگی به تصرف آنان در می آید و مورد استفاده های غیراخلاقی قرار می گیرد. البته آن شب دوستان از نحوه کشتارهای خیابانی و اقدامات فجیع در زندان ها هم سخن گفتند اما استاد اخلاق خم به ابرو نیاوردند و ما را در تحیر باقی گذاشتند. تحیر و بهتی که هنوز هم باقی است!

جناب طائب!
روزها گذشت و ماه ها گذشت و حتما به یاد دارید که در اسفند 88 پس از گذشت هشت ماه از زندان انفرادی و شبه انفرادی غیرقانونی همسرجان ما با افتخار و سرافرازی توسط بازجوی ششم یاشاید هفتم خود به منزل آورده شد و آغوش خانواده و بلکه آغوش یک ملت به رویش باز شد. اما شما بهتر از ما مستحضرید که یاوه سرایی های سایت ها و خبرگزاری های وابسته به سپاه ادامه داشت و پس از اعلام حکم فرمایشی دادگاه نمایشی عزیزدل ما برای وی حکم به بازگشت به زندان داده شد و از همان روز اول اجرای حکم ایشان به فرموده در انفرادی تحت نظارت مستقیم شما و نیز حفاظت اطلاعات اوین قرار گرفتند و این در حالی بود که هنوز دوره نقاهت پس از عمل جراحی سنگینی که انجام داده بود، به پایان نرسیده بود. من در این جا قصد درازگویی ندارم اما نکته ای که باید برآن تأکید کنم آن است که شما در جریان لحظه لحظه روزها و شب ها و ماه های سختی هستید که بر همسر آزاده من گذشت. تاجزاده ای که به عبارتی با توجه به سن و سال و موقعیتتان در اوایل انقلاب سمت استادی بر شما را دارد. و علیرغم این که من فکر می کردم اقدامات وحشیانه انجام شده علیه ایشان به دستور شماست بعدا توسط ایشان متنبه و متذکر شدم که شما کوچک تر از آن هستید که چنین احکامی را صادر کنید و خودتان هم تحت امر می باشید و مأمور البته معذوریتی ندارید و کاملا شیفته خدمات منجر به ترفیع نام و مقام خویش بوده و هستید!

حسین آقا یا حسن آقای طائب!
گفتنی با شما زیاد است اما آن چه در این نامه بهمنی که برای من ارجمندی بسیار از وجه تاریخی و انقلابی اش دارد، آن است که می خواهم یک سوال روشن از شما داشته باشم و آن این که اگر شما در مقامی که درحال حاضر دارید در مورد همسرجان من که زندانی قرارگاه ثارالله است و آب خوردنش هم باید با اجازه مقامات آن باشد، چه رسد به دسترسی به روزنامه و مجلات تخصصی و رفت و آمد به بخش های مختلف زندان ازجمله بهداری و کتابخانه و غیره، مسلوب الاختیارید که خودتان و نیروهای متشتّت تحت امرتان از دادن حقوق اولیه ایشان و خانواده اش اعم ازمرخصی و ملاقات و تماس تلفنی و بهره مندی از امکان درمان تخصصی مستمر و لازم و کافی و دیگر حقوق معطل مانده بسیاری که ذکر آن خاطرمان را مکدر می کند، عاجز می مانید پس آمر و مختار و فعال ما یشاء در این میدان کیست و چرا وقتی همسرجان ما نام آقازاده ای را می برد که یارگرمابه و گلستان شماست و می فرماید که پرونده خودش و خانواده اش که از مراحم و الطاف ایشان بسیار رنجه شده اند، به دست ایشان است پریشان خاطر و آشفته حال می شوید و در پرونده سازی های جدید توهین به آقازاده را هم به مجموعه اتهامات این بزرگوار صادق و خدوم می افزایید؟

آقای طائب!
من با نگارش این نامه در چهاردهم بهمن ماه سال نود و یک و در سی و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خواستم به یاد همه هم سن و سال های خودمان بیندازم که می توان متولد چهل دو بود و نااهل و نامحرم شد و آرمان های امام و انقلاب را زیرپا له کرد و سرسپردگی پیشه کرد و ستم را در لحظه لحظه عمر گذرای خویش ارزانی بندگان خوب خدا کرد. شما باید به من که شاهد گفتگوهای دونفره شما و همسرجان در پایان روزهای همسایگی در محله عین الدوله آن هنگام که هنوز با «خانواده اخلاق در خانواده» وصلت نکرده بودید و روزهای پس از آن بوده ام، پاسخ دهید که آیا شما که تاجزاده را بهتر از خیلی ها و البته نه بهتر از فرمانده کلتان، می شناسید، شخصا قائل به این همه نامردمی و رفتارهای غیرقانونی، غیرشرعی و غیرانسانی نسبت به او هستید؟! و اگر او را به دلیل منتقد قانون گرای رهبر بودن مستوجب مجازات می دانید برچه اساسی قائل به هرگونه ستم به اهل و عیال و فرزند و خویش و قوم و آشنایش هستید!
به من بگویید همسرم به چه جرمی بازداشت است؟ چرا یاوه گویی های روزنامه ها و خبرگزاری های تحت امر پسرخاله محترم من جناب صفار و سایت های (وابسته به سپاه) تحت امر شما مورد قضاوت قرار نگرفته تا دروغ گویی تان ثابت شود؟ همسرم چرا دو سال نیم در انفرادی و قرنطینه و ایزوله است که این اقدام غیرقانونی منجر به روزه داری دو سال و سه ماهه اش شده و چرا به شکایاتش علیه متقلبین و کودتاگران رسیدگی نمی شود؟ چرا ممنوع الملاقات است و جز من در ملاقات های کابینی هفتگی کسی نمی تواند او را ببیند و خانواده و فرزندانش باید حتی از شنیدن صدایش، چه رسد به ملاقات او که حق طبیعی شان است، محروم باشند و چرا هر روز داستان تازه ای علیه خانواده ما ساز می کنید و عرض خود می برید و زحمت ما می دارید؟! ما دوست داریم شما شهامت این را داشته باشید که بگویید این همه به دستور و فرمان چه کسی انجام می شود؟

آقای طائب!
عیدتان مبارک و همه مناسبت های فرخنده گذشته و پیش رو برایتان مبارک. اما یادتان باشد ما روز قیامت را باور داریم و شما و اربابانتان برای همه ستم هایی که به قاطبه مردم و به فرزندان سادات مرحمت داشته اید به زودی باید پاسخ گو باشید. یادتان باشد که همسرم بینایی اش در زندان شما دچار اختلال شده و مشکلات قلبی و عروقی و نوسان فشارخون حاصل زندان شماست و جای شرمساری برای شماست که متاسفانه از انتقال او به بیمارستان برخلاف نظر و توصیه پزشک معالج و دستور دادستانی با عناد و لجاجت تمام ممانعت به عمل می آوری!. شما را به خدای متعال خدای مظلومان واگذار می کنم و همه آنان را که هدفشان هر وسیله کثیفی را توجیه می کند.
باقی عرایضم بماند برای بعد و نوشتار بعدی...
سلام ما را به مروجین اخلاق در خانه و جامعه برسانید.
والسلام علی من اتبع الهدی

چهاردهم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و یک
فخرالسادات محتشمی پور
همسر زندانی خاص بیت شریف



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • واکنش مصطفی تاجزاده به بازداشت فله ای روزنامه نگاران: اگر ترس را کنار بگذاریم، سقف اوین بر سر اقتدارگراها خراب خواهد شد
  • انتخابات ۸۸؛ کودتایی علیه انقلاب اسلامی
  • تاجزاده: رهبری با سکوت خود، دخالت سپاه در انتخابات را تایید ضمنی میکند
  • تبدیل میزان رای ملت است به میزان رای رهبر است
  • تاجزاده: می خواهند انتخابات آتی را کاملاً فرمایشی و مهندسی شده برگزار کنند
  • واکنش همسر تاجزاده به گزارش بازدید اعضای این کمیسیون از زندان اوین
  • فخر السادات محتشمی پور:تاج زاده در هیچ دادگاهی شرکت نمی کند /ما مدعی این بی قانونی ها هستیم
  • مصطفی تاجزاده: ما با هر قیمتی در انتخابات شرکت نمی کنیم
  • احضار مجدد بهزاد نبوی و مصطفی تاجزاده به دادسرای اوین جهت تفهیم اتهام جدید
  •  
    آخرین اخبار
  • پاسخ لاریجانی به افشاگری های احمدی نژاد: کار شما مسخره کردن قانون است/خوب شد بگم بگم های شما یک بار مطرح شد
  • نیمه پنهان یک مناظره؛ اعتراف گیری تلویزیونی «سردار قلم» از «استاد»
  • بالاگرفتن اختلاف اصولگرایان تشنه قدرت با افشاگری های احمدی نژاد علیه لاریجانی ها
  • شیخ الاسلام رای نیاورد
  • گزارش سوم دفتر تحکيم وحدت به احمد شهيد: حبس و محروميت از تحصيل دانشجويان ادامه دارد
  • بیانیه جمعی از نمایندگان ادوار مجلس در محکومیت یورش به دفاتر مطبوعات و بازداشت روزنامه نگاران
  • معاون هماهنگ کننده نمایندگی ولی فقیه در سپاه: روزگاری عربستان و ترکیه متعلق به ایران بودند
  • تجمع بازنشستگان ذوب آهن مقابل ساختمان مجلس
  • رکورد زنی مجدد قیمت خودرو
  • توافق مجلس و دولت: كمك های 70 تا 100 هزار تومانی تا پیش از نوروز92
  • تذکر نماینده مجلس به هیئت رئیسه: استیضاح وزیر صنعت با 44 امضا همچنان اعلام وصول نشده است
  • عضو کمیسیون صنایع: با تاخیر در ارائه لایحه بودجه، مجلس خود طرحی برای بودجه 92 تهیه میکند/اگر امروز وزیر رأی نیاورد، دولت باید برای کابینه مجدداً رأی اعتماد بگیرد.
  • منتجب نیا: نخبگان هیچ‌گاه نمی‌توانند جای مردم را بگیرند
  • انحلال كارخانه ایران پویا/ بلاتكلیفی كارگران در آستانه بازنشستگی
  • ایستادگی تمام قد عسگراولادی در برابر برادر حسین: الان تعدادی زندانی داریم، نمی توان گفت اینها آمریکا و انگلیس هستند، باید راه {بازگشت} را برای آنها باز کنیم نه اینکه ببندیم
  • واکنش تند پناهیان به هاشمی رفسنجانی: بعضي‌ها براي انتخابات‌ با استاندارد‌هاي بين‌المللي سينه چاك مي‌كنند و خودشان را براي انتخابات آزاد و نظامات سياسي غربي مي‌كشند، اين نشانه سطحي‌نگري آنهاست
  • واکنش کدخدایی به سخنان اخیر رفسنجانی: انتخابات ما فراتر از استانداردهاي جهانی است!!!
  • ناطق نوری: کاندیدا نمی شوم چون احساس وظیفه نمی کنم
  • هاشمی رفسنجانی: امام و مردم به هم اعتماد داشتند
  • جو بایدن: رهبر معظم آماده باشد با ایران گفتگوی مستقیم میکنیم/لاوروف: رژیم ایران را مطمئن کنیم که نیتی برای تغییر این رژیم وجود ندارد.
  •