به روز شده: ۰۰:۲۵ تهران - یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱

نقدی بر نگاه آقای کرباسچی

نویسنده: مرتضی کاظمیان

امروز: «بازی رفیق در میدان رقیب»ی که آقای کرباسچی از آن می‌گوید، با گرم کردن تنور انتخابات ناسالم و نمایشی نیز رخ می‌دهد.

در روزهایی که بحث انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، در محافل سیاسی و مطبوعاتی بیش از پیش مطرح می‌شود، آقای غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق پایتخت و دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در مکتوبی*، برخی ملاحظات خود را در مورد انتخابات ۹۲ مطرح کرده‌اند.

نگاه و ارزیابی آقای کرباسچی در جای جای مطلب، واجد عبور معنادار، و چشم‌پوشی آگاهانه از یک موضوع/رویداد است: انتخابات ریاست جمهوری ۸۸. اگر آنچه در ۲۲خرداد سه سال پیش رخ داد را «کودتایی انتخاباتی» و تقلب فاحش در انتخابات ندانیم، می‌توان با مضمون رویکرد ایشان همدل بود؛ اما اگر قائل به وقوع کودتا و خیانت تمامیت‌خواهان به مشارکت ایرانیان در انتخابات باشیم، نقد بر ارزیابی و نگاه آقای کرباسچی، کم نیست.

از این زاویه ـ که نگارنده چنین باوری دارد ـ بی‌اعتنایی آقای کرباسچی از ساختار سیاسی قدرت، و سامان سیاسی مسلط بر ایران، تعجب برانگیز است. ایشان در یکی از مهم‌ترین بخش‌های مطلب خود می‌نویسند: «اگر قرار بود زندانيان سياسی آزاد شوند، آقايان کروبی و موسوی از حصر بيرون آيند، وضعيت اقتصاد و فرهنگ و سياست داخلی و خارجی رو به بهبود رود پس اصلاح‌طلبان برای چه بايد به قدرت برسند؟ چه نيازی است که مردم با اين همه راه سخت و دشوار اصلاح‌طلبی، ما را انتخاب کنند؟ اين در واقع برنامه‌های آتی اصلاح‌طلبان است که بايد در صورت به قدرت رسيدن تلاش کنند که محقق شود نه شرايط حضور در انتخابات.»

بعید است آقای کرباسچی ـ و دیگر کسانی که نگاهی مشابه ایشان دارند ـ مطالبه‌ی حداقل شرایط انتخابات آزاد و سالم را با امکان مشارکت در انتخابات، واجد یک مضمون بدانند. بله؛ اگر حداقل‌های مشارکت فراهم بود و سلامت انتخابات، دست‌کم چون انتخابات ۷۶ مهیا بود، می‌شد برای نامزدی و مشارکت در انتخابات ۹۲ خیز برداشت. اما وقتی کنگره اصلاح‌طلبان امکان برگزاری نمی‌یابد، حبس و حصر خانگی رهبران جنبش سبز و فشار بر زندانیان و فعالان سبز ادامه دارد، و از همه مهم‌تر، وقتی چگونگی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم را از یاد نبرده‌ایم، چگونه می‌توان به رعایت حداقل‌های انتخابات، دلخوش بود؟

اگر معتقد به وقوع کودتای انتخاباتی نیستیم، تمام سخن و استدلال آقای کرباسچی ـ و نگاه‌های همسو ـ بجا؛ اما اگر در انتخابات ۸۸ کودتایی رخ داده، آقای کرباسچی و دیگر همراهان، باید به این پرسش پاسخ دهند که به چه دلیلی حاکمان تمامیت‌خواه (بیت رهبری و جریان امنیتی ـ نظامی ـ رانتی مسلط در بلوک قدرت) باید پس از پرداخت هزینه‌ی سنگین در آن انتخابات، در داخل کشور و در صحنه بین‌المللی، بار دیگر عرصه را برای بازگشت اصلاح‌طلبان مهیا کنند؟
پاسخ به این سئوال را می‌توان از دو طریق پی گرفت؛ حاکمیت انتخاباتی آزاد و سالم برگزار خواهد کرد درصورتی‌که فشار نیروی اجتماعی داخلی وجود داشته باشد یا فشار خارجی. مطالبه‌ی بیرونی، درحال حاضر فاقد این بضاعت و عزم است؛ اقتدارگرایان نیز با برگزاری انتخاباتی رقابتی میان چند نامزد، به قدر لازم به خارجی‌های منتقد پاسخ خواهند داد. اما در مورد فشار نیروی داخل، به دلایل گوناگون، جنبش اجتماعی در موقعیتی نیست که این مطالبه را به حاکمیت تحمیل کند. دست‌کم تا هنگامی که رهبران جنبش سبز در حبس و حصرند، مشخص است که جنبش اجتماعی فاقد این حد از توان برای اثرگذاری بر روندهای سیاسی مسلط است و «بن‌بست» موجود میان جنبش سبز و حاکمیت اقتدارگرا، مستدام.
این‌گونه، اگر عزم و توانی وجود دارد، باید بتواند در گام نخست، خود را در آزادی رهبران در حصر و حبس متجلی کند.

حتی بهترین نامزد بالقوه اصلاح‌طلبان، یعنی جناب آقای خاتمی نیز در صورت خیز برداشتن برای حضور در انتخابات آتی، نخست باید به همان پرسشی پاسخ دهد که اقتدارگرایان مطرح می‌کنند: چرا «فتنه» را طرد و نفی نکردند؟ چرا در کنار معترضان ایستادند؟ یا دست کم، سکوت پیشه کردند؟

افزون بر این، هر نامزدی باید بتواند بخش مهمی از شهروندان ـ به‌خصوص لایه‌های اجتماعی معترض به نتایج انتخابات ۸۸، و همدلان جنبش سبز ـ را قانع کند که با کدام امکان و ابزار، سلامت انتخابات را تضمین می‌کند. شهروندانی که نسبت به نهادهای مجری و ناظر انتخابات بی‌اعتماد هستند و از قتل ندا و سهراب و هاله و هدی و ده‌ها شهروند مظلوم دیگر برآشفته، و از سرکوب خشونت‌بار هزاران شهروند پرسشگر، خشمگین، و از ادامه‌ی حصر موسوی و کروبی، دل‌آزرده، و از وضع مجلس نمایشی و یکه‌تازی بیت رهبری و قرارگاه خاتم الانبیا سپاه و اقتدارگرایی جریان امنیتی ـ نظامی، آگاه، مایل‌اند بدانند که به چه دلیل مشارکت آنان در انتخابات، منجر به تغییر روندهای مسلط ـ به‌خصوص نحوه‌ی برگزاری انتخابات ـ خواهد شد.

آقای کرباسچی از «در صورت به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان» می‌گویند، بی‌آن‌که توضیح دهند کدام بستر برای این حضور مهیاست. کدام حزب اصلاح‌طلب امکان تجمع و همفکری دارد و برپایی ستاد؟ کدام روزنامه می‌تواند مواضع آقای خاتمی یا مواضع اصلاح‌طلبان سبز‌ را درج کند؟ و از همه مهم‌تر، چه تغییری در وضع نهادهای مسلط بر سامان انتخابات رخ داده است.

کسی از «خانه‌نشینی» سخن نمی‌گوید؛ اما گرم کردن تنور انتخابات اقتدارگرایان، و بازارگرمی برای نمایش فرمایشی، چه مابه‌ازای عینی برای اصلاح‌طلبان و اصلاح‌طلبی خواهد داشت؟ جز آن‌که نشان دهد آنان به پیمانی که با مردمان خویش می‌بندند، اعتنایی ندارند. البته خوشبختانه تراز اصلاح‌طلبان اصول‌گرا/سبز، یعنی آقایان موسوی و کروبی، همچنان بر عهدی که با جامعه مدنی و شهروندان سبز بسته‌اند، استوار مانده‌اند.

نگارنده البته مخالفتی با اعلام حضور هر نامزدی اصلاح‌طلب، با مطالبه‌ی خواست‌های جنبش سبز ندارد. اگر کسی یا جریانی وجود دارد که گمان می‌کند از چنین توان و امکانی برخوردار است، بسم‌ الله! عالی است! اما آیا تمامیت‌خواهان سرکوبگر حاکم اجازه خواهند داد که کسی (جریانی) اعلام حضور کند و مبنای فعالیت‌اش را «تغییر» سامان‌های موجود قرار دهد، یا از ضرورت آزادی دو نامزد انتخابات قبلی ـ که غیرقانونی در حصرند ـ بگوید، یا خواهان تغییر نهادهای مجری و ناظر بر انتخابات شود؟

از زاویه‌ی قدرت‌یابی و تعمیق و گسترش جنبش سبز، نگارنده کاملا با حضور چنین نامزدی همدل است. اما آشکار ـ و بدیهی ـ است که حاکمان به چنین فرد (جریان)ی اجازه‌ی تحرک اجتماعی نخواهند داد.

آقای کرباسچی اما در بخش دیگری از مطلب خود، به مقایسه‌ی شرایط موجود (حصر رهبران جنبش سبز و زندانی شدن فعالان سیاسی) با دوران اصلاحات (حصر آیت‌الله منتظری و حبس برخی فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران) می‌پردازد. مبلغان این مقایسه ـ که به شکل غریبی توسط طیفی از صاحب‌نظران و فعالان سیاسی در حال طرح است ـ فراموش می‌کنند که در دوران اصلاحات، امید به پیشبرد دموکراتیزاسیون متکی بر اصلاح‌طلبان حاضر در ساختار سیاسی قدرت، وجود داشت. نیز، علی‌الاغلب نیروهای سیاسی به تاثیر روندهای مسلط انتخاباتی، و سلامت نسبی آن، باور داشتند. چنان‌که نیروهای ملی ـ مذهبی با وجود ردصلاحیت گسترده‌ی نامزدهای خود در انتخابات مجلس ششم، به نفع فهرست اصلاح‌طلبان، فعال شدند. یا در انتخابات سال ۱۳۸۴، با وجود نظارت استصوابی، کسی نسبت به تقلب فاحش و معنادار، مظنون نبود. به اجمال آن‌که جناب کرباسچی و دیگر تحلیل‌گران و فعالان سیاسی همسو، از توجه به رخداد ۲۲ خرداد ۸۸ و عزم تمامیت‌خواهان برای تبدیل انتخابات به یک نمایش تام و تمام، یکسره پرهیز می‌کنند.

اگر ایشان در سال ۷۸ در زندان بودند، اما حزب کارگزاران امکان فعالیت داشت؛ حتی اگر در سال ۸۴ ده‌ها فعال ملی ـ مذهبی و عضو نهضت آزادی، حکم زندان در جیب داشتند و به قید وثیقه آزاد بودند (به‌خاطر بازداشت فله‌ای سال‌های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰)، اما در کنار اصلاح‌طلبان، ستاد انتخاباتی برپا کردند و فعال شدند.

کسی منکر ضرورت کنش اجتماعی و سیاسی با وجود مخاطرات و موانع نیست؛ اما میان فعال شدن در صحنه‌ی انتخابات، مبتنی بر اصول و با تاکید بر مطالبات دموکراتیک، با مشارکت بی‌خطر و همسو با اقتدارگرایی، فاصله کم نیست.
میلیون‌ها شهروندی را که «وجدان کردند» به مشارکت انتخاباتی آنان «خیانت» شده، چگونه می‌توان بار دیگر به پای صندوق‌های رای کشاند؟ البته بخشی از جامعه، به دلایل گوناگون، ممکن است برای حضوری دیگر در انتخابات، به اصلاح‌طلبان یا مدعیان اصلاح‌طلبی، امید بندد. اما آیا فعال شدن در این فضا، و تحمیل شکستی دیگر، ستاندن تتمه‌ی امید همین شهروندان نیست؟

آقای کرباسچی به نقد طیفی از اصلاح‌طلبان می‌پردازند که معتقدند: «ما منتظر اجازه هستيم و می‌گذاريم تا خودشان به نتيجه برسند...» از منظر نگارنده ـ مبتنی بر باور به کودتای انتخاباتی ۸۸ ـ البته تمامیت‌خواهان هیچ‌گاه چنین رجعتی به سبزها نخواهند داشت. البته چنان‌که آقای کرباسچی می‌گوید، این ادعا در وضع کنونی مساوی «محافظه‌کاری» خواهد بود؛ و باز چنان که ایشان می‌گوید، تغییر وضع نیازمند «تلاش شبانه‌روزی و کار و عمل و حرف سياسی» و «به جان خریدن هزاران خطر از ضرب و شتم و زندان و حصر و ناسزا»ست. اما اگر نیرو و توانی هست، و اگر ادعای ما پشتوانه‌ای دارد، بهتر است برای تغییر وضع رهبران جنبش سبز (دو نامزد انتخابات ۸۸) اقدام کنیم. درغیر‌این‌صورت، حضور و فعالیت انتخاباتی تنها گردن نهادن به وضع موجود خواهد بود و گرم کردن تنور انتخاباتی که از درون آن، نانی برای اصلاح‌طلبان طبخ نخواهد شد.

از همین منظر، شاید بهتر باشد جناب کرباسچی که ریاست ستاد شیخ آزاده و سبز، مهدی کروبی را عهده‌دار بودند و قرار بود در صورت پیروزی ایشان در انتخابات ۸۸، معاون اول رییس جمهور شود، انرژی و انگیزه‌ی سیاسی خود را مصروف تغییر وضع رهبران محصور جنبش سبز کنند. اگر مبتنی بر نیروی اجتماعی، چنین تغییر و تحولی رخ داد، آن‌گاه می‌توان امیدوار بود که مطالبات بیشتری را از اقتدارگرایان حاکم درخواست، و مبتنی بر جنبش اجتماعی انتخاباتی آزاد و سالم را به آنان تحمیل کرد.

البته چنان‌که ذکر شد، اگر «مرد راه»ی وجود دارد و جریانی که هم‌زمان به‌عنوان نامزد انتخابات آتی پا به میدان گذارد، و افزون بر نقد وضع اقتصادی و معیشتی مردم و گفتن از بیکاری و تورم و نرخ ارز، و نقد مناسبات جهانی جمهوری اسلامی، از ضرورت رفع حبس غیرقانونی دو نامزد انتخابات پیشین بگوید و اهمیت و لزوم تغییر روندهای انتخاباتی به شکلی که اعتماد نسبی شهروندان را مجدد جلب کند، جای بسی خوشوقتی دارد. «مرد/زن»ی که به تعبیر آقای کرباسچی «هزاران خطر را به جان بخرد».

نیم نگاهی به واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی ایران امروز نشان می‌دهد که متاسفانه سایه‌ی سرکوب و خفقان و تهدید چنان گسترده شده و عمق یافته، که امکان فعال سازی ستادهای تغییرخواه، بسیار بعید است، و تنها درصورتی ممکن خواهد شد که نامزد مربوطه، بازار گرم کن رقابت نمایشی شود و از سوی تمامیت‌خواهان حاکم، خطری برای وضع مستقر ارزیابی نشود. به بیان دیگر، «بازی رفیق در میدان رقیب»ی که آقای کرباسچی از آن سخن می‌گوید، اتفاقا در این وضع نیز رخ می‌دهد.

با وجود بستر خوبی که معمولا انتخابات برای کنشگران مدنی مهیا می‌کند، اما تمامی راه‌های سیاست‌ورزی به «انتخابات» ختم نمی‌شود. می‌توان در موقعیت «مطالبه‌گر» و در متن جامعه مدنی ایستاد و برای گسترش و تقویت جنبش سبز کوشید؛ و آن‌گاه در بزنگاه مناسب و مبتنی بر جنبش اجتماعی، و با سرمایه اجتماعی مبتنی بر اعتماد و انگیزه و روابط مطمئن، مطالبات خود را تعقیب و تحمیل و متحقق کرد.

*پی‌نوشت:
بازی رفیق در زمین رقیب؛ نشریه اسمان، ۳۰ دی ۱۳۹۲

منبع: جرس



یادداشت های مندرج در ستون "میهمان" لزوما دیدگاه سایت امروز نمی باشد.
-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • گزارشی از استراسبورگ برای سبزها
  • انتخابات یا جنبش سبز؟
  • اعتراف‌های سردار جعفری
  • تاج‌زاده؛ ترازی برای سبزها
  • جام زهر و آیت الله خامنه‌ای
  • وای به روزی که بگندد نمک
  • اطلاعات علیه اطلاعات
  • انتخابات نمایشی تمام شد، جنبش سبز نه
  • آیت‌الله خامنه‌ای؛ رهبری که پاسخگو نیست
  •  
    آخرین اخبار
  • هشدار آیت الله دستغیب به حاکمیت: ما انقلابمان را دوست داریم، دست از این حرکات تمسخرآمیز بردارید
  • تجمع اعتراضی کارگران پتروشیمی بندرامام
  • دو تن از اعضای هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران به دادگاه انقلاب احضار شدند‎
  • تعامل دانشگاه صنعتی شریف و حوزه علمیه؛ تحصیل 200 دانشجوی شریف در حوزه!!!
  • گزارش اتاق بازرگانی ایران: بنزین 2200 تومان خواهد شد
  • کاترین اشتون خواستار توقف حکم اعدام پنج شهروند عرب شد
  • غرق شدن سازه 40 میلیون داری نفتی ایران در خلیج فارس و عدم پاسخگویی مسئولین
  • بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز در ارتباط با تداوم بازداشت اخیر روزنامه نگاران در ایران
  • رییس کمیسیون اجتماعی مجلس: انتصاب مرتضوی به عنوان سرپرست تامین اجتماعی قانونی است
  • فقر در نزدیک به ۷۰ درصد از بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی
  • سریال تکراری تاخیر لایحه بودجه: مانند گذشته تصویب بودجه به سال آینده موکول شد
  • نسرین ستوده به مرخصی یک روزه آمد
  • سفیران سبز امید برگزار می کند؛ وبینار(سمینار آنلاین) بررسی جوانب حقوقی حصر رهبران جنبش سبز
  • ادامه بازداشت روزنامه نگاران؛ کیوان مهرگان و حسین یاغچی
  • مدیر مسئول جمهوری اسلامی: "مهندس میرحسین موسوی، مردی شریف، نجیب، درستکار، متدین و مومن است
  • اطلاعیه اصلاح طلبان گچساران در محکومیت تهاجم شبانه به روزنامه نگاران
  • ادعای سایت اصولگرای بازتاب: آزادی یکی از روزنامه نگاران بازداشت شده
  • مدیر مسئول روزنامه مغرب پس از 120 روز آزاد شد
  • درخواست جوانفکر از آیت الله خامنه ای برای تجدید نظر در پرونده اش
  • جهش دولت به سمت نابودی شالیکاران با وارادت بی رویه برنج
  •