به روز شده: ۱۹:۱۰ تهران - شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۱

به مناسبت چهلمین روز درگذشت؛ زندگی و مبارزات سیاسی احمد قابل از زبان برادرش

امروز: بخش نخست گفتگو با هادی قابل درباره دیدگاه های سیاسی و فکری برادر فقیدش احمد قابل پیشتر توسط جرس منتشر شد .اکنون همزمان با چهلمین روز درگذشت احمد قابل بخش دوم این گفتگو منتشر می شود. هادی قابل در بخش نخست گفتگو به طور خلاصه وار زندگانی این مجتهد عقل گرا در اوان جوانی، تحصیل و دوران طلبگی را بررسی کرده بود و در این بخش بر ویژگی های فکر و عمل سیاسی او تاکید کرده است. جرس در همین زمینه با اعظم طالقانی گفتگو کرده و یادداشتی هم از حسن فرشتیان در ستون اندیشه منتشر شده است.

آقای قابل! لطفا کمی درباره پیشینه فعالیت های سیاسی احمد قابل توضیح دهید؟
ایشان همان سالهای پنجاه و یک و آغاز دوران طلبگی اش وارد کارهای سیاسی شد و به علت اینکه از طلبه هایی بود که سر پرشوری برای بررسی و مطالعات داشت با مجموعه کتابهای دکتر شریعتی، مهندس بازرگان و آیت الله طالقانی آشنا شد که اینگونه کتابها روحیه خاصی به جوانها می داد. پس از آن با مبارزات مرحوم امام آشنا شد و از همان زمان به امام گرایش پیدا کرد و مقلد امام شد. او همواره در مسیر زندگی با اطلاعیه هایی که از سوی امام و مبارزین و انقلابیون صادر می شد در ارتباط بود و آنها را مطالعه و تعقیب می کرد. در جریان مبارزات انقلاب اسلامی هم در همه صحنه های مبارزه و تظاهراتها حضور داشت و فعال بود.

ایشان پس از پیروزی انقلاب، فعالیت های خود را در چه نهادهایی دنبال کردند؟
بعد از پیروزی انقلاب به لحاظ همان روحیه انقلابی که علیه ستم داشت و مبارزه می کرد، وارد سپاه به عنوان یک نهاد برآمده از انقلاب شد؛ اما طولی نکشید که به علت انتقاداتی که به عملکرد سپاه داشت از آن نهاد کنار رفت. بعد به دادگاه روحانیت رفت و رسیدگی به تخلفات قضات و انتظامات روحانیت که بعد به دادگاه ویژه روحانیت تغییر نام داد را به عهده گرفت اما در آنجا بیش از یک سال دوام نیاورد. با آغاز دوران جنگ برای مدت کوتاه شش و هفت ماه به همدان رفت و در پایگاه نوژه همدان مسئولیت عقیدتی و سیاسی آنجا را به عهده گرفت.
بعد از آن به عنوان طلبه ای که بیشتر به دنبال درس و تحقیق بود و در ایام تبلیغات دینی مثل ماه محرم، صفر و رمضان (تا زمانیکه لباس بر تن داشت) به نقاط مختلف کشور سفر می کرد. طبیعتا چون هم جهت با انقلاب بود از انقلاب و ارزشهای آن و نظام و جنگ هشت ساله دفاع می کرد.

محور انتقادهاى ايشان از سياست هاى حاكم بر نظام چه بود؟
در دوران معاصر احمدآقا همواره جزو منتقدان بود و هم با زبان و هم با قلم انتقاد می کرد. او نسبت به یکسری رفتارهایی که در مجموعه‌ی حاکمیت بود انتقاد داشت و انتقادات خود را در قالب نامه ها ، سخنرانیها و یادداشتهایی که در نشریات کشور می نوشت، مطرح می کرد. زبان انتقاد او هم زبان نصیحت و موعظه بود و تعبیر خود او این بود که اگر حرفی با مسئولان عالی رتبه نظام می زند از باب "نصیحت لائمه المسلمین" است و این را وظیفه دینی خود می دانست. طبیعی است که یک انسان نمی تواند از مسائل سیاسی دور باشد زیرا زندگیش با سیاست عجین شده و نمی تواند نسبت به آنچه که در جامعه اش اتفاق می افتد بی تفاوت باشد. همین امر انسان را وادار به موضعگیری می کند و همین می شود سیاست. اما سیاست به آن معنا که احمدآقا به دنبال پست و مقام باشد و حتی در حزبی قرار بگیرد، فعالیت سیاسی نداشت.

نگاه ایشان به آیت الله خمینی دارای چه تحولی بود؟
او همواره معتقد بود امام به عنوان کسی که انقلاب را که در کشور رهبری کرده و به نتیجه رسانده شخصیت محترمی است اما هرگز امام را معصوم نمی دانست. او می گفت امام خمینی در مقام عصمت نیست و ممکن است خطاهایی از او سر بزند. از سویی ممکن است کسانی به شکلی مقدماتی را فراهم کرده باشند که حضرت امام علی رغم میل باطنی و برخلاف دیدگاههای اولیه شان تصمیماتی را گرفته باشند و احمدآقا نسبت به این مسئله انتقاد داشت. از جمله نسبت به آنچه که در برخورد با آیت الله منتظری اتفاق افتاد. با وجود آنهمه علاقه ای که حضرت امام به آیت الله منتظری داشتند و ایشان را حاصل عمر خود می دانستند، احمدآقا می گفت که در آن مورد مقدماتی از سوی کسانی فراهم شد که صحیح نبوده و امام را به چنین تصمیمی کشانده است. اما با گذر زمان خیلی ها فهمیدند این برخورد اشتباه بوده و برخورد با آیت الله منتظری هم به ضرر نظام و هم به ضرر همان افرادی که آن مقدمات را چیدند تمام شد. احمد آقا تا همین اواخر هم همین باور را داشت اما هیچگاه از احترامش به امام کاسته نشد. او معتقد بود امام معصوم نیست و باید این انتقادات گفته شود تا برای آینده جامعه و نسل جوان ما تجربه شود و این حقایق را بدانند.

ارتباطشان با آیت الله خمینی چطور بود و آیا راحت می توانستند انتقادات خود را با ایشان در میان بگذارند؟
نسل اول انقلاب از جمله مرحوم آیت الله منتظری، مرحوم آیت الله طالقانی، شهید مطهری و شهید بهشتی بیشتر با حضرت امام در ارتباط بودند و احمد آقا و ما از نسل دوم انقلاب محسوب می شویم. این اواخر هم حضرت امام به لحاظ شرایط جسمی که داشتند خیلی از مسائل را به او نمی رساندند. مرحوم احمد خمینی هم سعی می کرد با توجه به شرایط جسمانی امام خیلی از مسائلی را که منجر به یکسری مسائل روحی و روانی برای امام می شود را مستقیم به او نرساند. اگر هم قرار بود مسائل به ایشان گفته شود خیلی پاستوریزه شده به ایشان گفته می شد. یک سال آخر عمر مرحوم امام شرایط اینچنین بود و بسیاری از بزرگان نمی توانستند مسائل را بی پرده و مستقیم با امام در میان بگذارند.

به نسل دوم اشاره فرمودید. نظر احمد قابل درباره آقاي خامنه اي چه بود؟ با توجه به مجالس خطابه خامنه ای در مشهد و مشهدى بودن شان با رهبر جمهورى اسلامى سابقه ارتباطي هم داشتند؟
ارتباط مستقیم بین احمد آقا و آقای خامنه ای وجود نداشت. البته قبل از پیروزی انقلاب طلبه های جوان مثل احمد آقا در جلسات بحث به ویژه بحث نهج البلاغه ی آقای خامنه ای شرکت می کردند. پیش از پیروزی انقلاب دیدگاههای آقای خامنه ای خیلی نزدیک به دیدگاههای مرحوم دکتر شریعتی و مرحوم بازرگان بود. در واقع آقای خامنه ای به تعبیر آن زمان جزو روحانیون انقلابی و کسانیکه بود که آخوندهای سنتی با دید منفی آنها را جزو احرار می دانستند اما انقلابیون، احرار را به معنای آزادگانی می دانستند که با دیدگاه روشن فعال بودند. دیدگاههایی که آقای خامنه ای قبل از پیروزی انقلاب داشتند بعد از دوران رهبری چرخش پیدا کرد. یعنی آن روحانی روشنفکر و روشن اندیشی که همواره در خلوت خود با دکتر شریعتی نشست و برخاست داشت و در شب نشینی های مفصل تبادل نظر می کردند به یکباره بعد از دوران رهبریشان تغییر یافت. این چرخش در دیدگاه برای احمدآقا و خیلی از همفکران او خوشایند نبود. لذا قبل از پیروزی انقلاب بین احمد و آقای خامنه ای ارتباطی نبود و این ارتباط بعد از پیروزی انقلاب دورا دور بود و بعد از دوران رهبری هم هیچ ارتباط مستقیمی برقرار نشد. البته آقای خامنه ای شناخت کامل نسبت به خانواده ما داشت و از شرایط فکری خانواده ما مطلع بود. اما این ارتباط آشنایی دورا دور بود و از نزدیک هیچگاه ارتباطی صورت نگرفت.

به خاطر همین تغییر دیدگاه بود که مرحوم احمد قابل در سال 1384 نامه انتقادی خود به رهبری را نوشتند؟
احمد آقا احساس وظیفه می کرد و خودش می گفت من بر اساس وظیفه ای که تشخیص داده ام این نامه را نوشتم. طبیعتا هم می دانست این نامه واکنشی خواهد داشت و مشکلاتی برای او به وجود خواهد آورد اما با این حال احمدآقا می گفت که من برحسب وظیفه ای که دارم باید اینها را بگویم تا اگر مسائل به گوش ایشان نمی رسد به این شکل ایشان در جریان امور قرار گیرند و اگر هم می رسد که وظیفه دارم نصیحت کنم تا فردا عند الله مسئول نباشم که چرا حرف نزدم.

آیا پاسخی از سوی رهبری به این نامه داده شد؟
خیر، جوابی داده نشد. اما احمدآقا می گفت که در بعضی از بازجوییها به او می گفتند چرا این مسائل را علنی مطرح می کنید؟ شما هرچه می خواهید بنویسید تا ما مستقیم به دست رهبری برسانیم اما احمدآقا می گفت من هیچ اطمینانی ندارم که شما این نامه ها را بگیرید و به دست ایشان برسانید زیرا نمونه هایی از این نامه ها بوده که به دست ایشان نرسیده است. به خاطر همین به شکل نامه ی سرگشاده انتقادات خود را نوشت تا شاید اگر زمانی آقای خامنه ای مراجعه ای به اینترنت داشته باشند این نامه و انتقادات را بخوانند.

می توانید به جزییات این انتقادات اشاره داشته باشید؟
اگر به جزئیات آن پرداخته شود بسیار مفصل خواهد بود و در این مجال نمی گنجد. اما در کلیت قضیه، بیشترین بحث او این بود که یک حکومت باید بر پایه عدالت در رفتار حتی نسبت به مخالفان خودش استوار باشد و اگر حکومتی این پایه را نداشته باشد مسلم است که فرجام خوشی نخواهد داشت. در حقیقت، انتظار جامعه این است و خود حکومت هم مدعی است که حکومتی بر پایه عدالت همچون حکومت علوی برقرار است. حکومت علوی یک شاخصهایی دارد که حکومتمداران باید به آن شاخصها توجه کنند و این دستگاه قضایی است که مشخص می کند عدالت در دستگاه و حکومت وجود دارد یا نه؟ حکومتمداران باید به دستگاه قضایی اشراف داشته باشند که با مخالفان نظام چگونه برخورد می شود. آیا عدالت رعایت می شود یا نه؟ زیرا چیزی که ما از امیرالمومنین به یاد داریم این است که نسبت به منتقدان و مخالفان خود برخوردی انسانی داشت و هرگز آنها را از حقوق اجتماعی و سیاسی محروم نکرد. تا زمانی هم که آنها دست به شمشیر نبردند با آنها برخورد نکرد. مصداق بارز آن خوارج و نهروان بودند و تا آنها جنگ را آغاز نکردند امیرالمومنین با آنها برخورد نکرد. بعد از این هم که جنگ نهروان تمام شد ایشان فرمودند که هیچکس حق ندارد با آنها برخورد تندی انجام دهد و حتی همان کسانی هم که در جنگ حضور داشتند و یا مدافع کسانی بودند که جنگ کردند، حقوق آنها را از بیت المال می داد و زندگی آنها در امنیت برگزار می شد. حتی در جلسات بحث امیرالمومنین و در زمان نماز شعار می دادند اما حضرت علی هیچگاه نه خود برخورد کرد و نه اجازه داد کسی با آنها برخورد تندی کند. احمدآقا هم در بیانیه و هم در سخنانش به این مصداقها اشاره داشت و می گفت حکومتی که داعیه ی حکومت دینی را دارد بایستی نسبت به مخالفانش ارزیابی شود. اگر برخوردش با مخالفان بر محور عدالت باشد آن حکومت در راستای حکومت علوی است در غیر اینصورت هیچ شباهتی به حکومت علوی ندارد. انتقاد احمد آقا بیشتر بر سر این مساله بود که عدالت در جامعه کمتر مشاهده می شود.

ارتباط احمد قابل با مراجع و علما بویژه مراجع منتقد سیاستهای نظام چگونه بود؟
بیشترین ارتباط احمدآقا با مرحوم آیت الله منتظری بود که یک ارتباط صمیمی و تنگاتنگی با هم داشتند. در سفرهایی که احمدآقا به قم داشت با حضرات آیات از جمله آقای صانعی و آقای موسوی اردبیلی در حد رفت و آمد و احوال پرسی معاشرت داشت. گاهی در حضور آنها نقطه نظراتش را مطرح می کرد چه در مسائل فقهی و چه در مسائل سیاسی. آنها هم نظرات او را می شنیدند اما ظاهرا آنجا واکنشی نشان نمی دادند. اگر هم صحبتی کرده اند احمدآقا از باب اینکه حفظ امانت کرده باشد به ما چیزی نمی گفتند.

لطفا بفرمایید احمد قابل براى استقامت و تكرار نقدهايشان چه تاوانى را پس داد و اولین باری که به خاطر این انتقادات با ایشان برخورد شد چه زمانی بود؟
طبیعتا به خاطر این انتقادات متحمل رنجها و محرومیتهای زیادی شد. همانطور که خودش در مصاحبه ها اشاره کرده است؛ اولین باری که او سر و کارش با دستگاه قضایی افتاد در سال هفتاد و شش بعد از روی کار آمدن آقای خاتمی بود. در آن زمان مرحوم آیت الله منتظری یک پیامی به آقای خاتمی فرستادند و در آن پیام یکسری نصایحی به ایشان کرده بودند. احمدآقا با جمعی از دوستان خود به شهرستان قائم سفر کردند و تعدادی از این بیانیه ها را در آنجا توزیع کردند اما در حین توزیع، ماموران اطلاعات او و چندتن از دوستانش را دستگیر و به مشهد منتقل کردند. او مدتی در زندان بود و در آنجا بر سر مسائل مختلف تحت بازجویی قرار گرفت، ولی این چنین نبود که فقط به دلیل توزیع آن پیام سوال و جواب شود. در آن موقع پرونده ای برای او تشکیل شد که بعدها برای آن یک حکم تعلیقی صادر شد. مجددا در سال هشتاد به خاطر یادداشت ها و سخنرانیها و مواضع اش در تهران توسط دادگاه ویژه روحانیت دستگیر شد و تا آنجاییکه خاطرم است بیش از هفتاد روز در انفرادی به سر برد. این پرونده هم به سرانجامی نرسید و همچنان بلاتکلیف ماند تا اینکه به قید وثیقه آزاد شد اما منزل او از سال هشتاد و سه تا نود در توقیف دادگاه ویژه روحانیت بود. آخرین بازداشت احمد آقا زمانی بود که برای شرکت در مراسم تشییع جنازه مرحوم آیت الله منتظری سفر کردند. پس از بازداشت پرونده ها تجمیع شد و حکم بیست ماه حبس تعزیری برای او صادر گشت. یکسال زندان را تحمل کرد تا بعد منجر به این حوادث ناگوار برای او شد.

علت فشارها در داخل زندان بر روی ایشان چه بود؟
در مرحله ی اول که برای احمدآقا حکم صادر شد و مدتی زندان کشید او را آزاد کردند تا حکم در مرحله تجدید نظر مورد بررسی قرار گیرد. اما دوباره او را برای اجرای حکم خواستند. در این میان یک مرخصی به او دادند و مجددا او را به زندان فراخواندند. در این فاصله بود که احمدآقا بر اساس احساس وظیفه ای که می کرد بحث اعدامها در زندان وکیل آباد را مطرح کرد و همین امر منجر شد که او را دوباره به زندان فرا خوانند تا باقیمانده زندان خود را بگذراند. البته در همان زمان مسئولین قضایی می خواستند پرونده جدیدی برای او باز کنند و به او گفتند که شما بیانیه به رسانه ها داده اید اما احمدآقا پاسخ دادند که به جایی نامه ای نداده است و این بحث (اعدامهای بی رویه در زندان وکیل آباد و گاها در بی خبری خانواده هایشان) را با ماموران زندان، مسئولین قضایی و قاضی مربوطه مطرح کرده و منتقد بوده است. اما بدلیل اینکه مسئولین قضایی اقدامی انجام نداده اند در نهایت این موضوع را احمد آقا با رسانه ها مطرح کرده است.

مشکلات جسمانی ایشان از چه زمانی آغاز شد و به چه دلیل دیر به بیمارستان منتقل شدند؟
زمانیکه احمد از زندان بیرون آمد، می گفت که نور چشمشان کم شده و نیاز به دکتر دارند اما به علت اینکه او را به زندان فراخواندند فرصت نشد به دکتر مراجعه کند. در زندان سرگیجه و سردرد او شدت پیدا کرد اما فقط او را به درمانگاه زندان می بردند و در آنجا داروی مسکن به او می دادند و رسیدگی جدی به مشکلات او صورت نمی گرفت. تا زمانیکه در ماه رمضان دو سال قبل که روزه دار بود شرایط جسمانی اش بحرانی تر شد بطوری که نیمی از بدنش از کار افتاد و حالت نیمه فلج پیدا کرد. حتی جلوی دوربینهای زندان زمین افتاد و قادر نبود لباسش را درست به تن کند اما علیرغم تمام این مشکلات مسئولین توجهی نمی کنند و او را به بیمارستان زیر نظر پزشک متخصص منتقل نمی کنند. تا اینکه عید فطر دو سال قبل من در مشهد بودم و به همراه خانواده اش برای ملاقات حضوری به زندان رفتیم. او را به کمک دو نفر که زیر بغلش را گرفته بودند به سالن ملاقات آوردند. خیلی وضعیت نگران کننده ای بود. یکی از همبندیهای او به من گفت که احمد آقا وضعیت بحرانی دارد و ده، پانزده روز است که شرایط جسمی اش رو به وخامت گذاشته است. یکبار هم در حمام زمین خورده و خود احمدآقا می گفته که احساس می کند که سرش از درون شکسته است. از زندان که بیرون آمدم با برخی از افرادی که با آقای رئیسی معاون اول قوه قضاییه ارتباط داشتند تماس گرفتم و وضعیت بحرانی احمدآقا را توضیح دادم و دقیقا این تعبیر را به کار بردم که اگر نمی خواهید هدی صابر دومی روی دست نظام بماند سریع دستور انتقال احمد قابل به بیمارستان را بدهید. بعد از چهل و هشت ساعت او را به بیمارستان قائم مشهد منتقل کردند. زمانیکه من به اورژانس بیمارستان مراجعه کردم با صحنه بد و دلخراشی مواجه شدم. احمدآقا به حالت فلج و وضع وخیم روی تخت افتاده بود و دست و پای او را با زنجیر بسته بودند و دو سرباز مسلح بالای سر او ایستاده بودند و صحنه بسیار نامطلوبی بود. به هر جهت کار ضمانت را انجام دادیم و زنجیر و دست بند او را باز کردند و در اولین سی تی اسکنی که از او گرفتند مشخص شد که او تومور مغزی بدخیم بسیار پیشرفته دارد و سمت چپ بدنش را فلج کرده است. بعد از عمل جراحی در مشهد و مدت درمان طولانی کمی حالش بهبود پیدا کرد. اما مجددا شرایط جسمانی او رو به وخامت گذاشت و در آخرین مرحله در تابستان امسال در تهران سه عمل جراحی بر روی او انجام شد اما گویا خدا می خواست او را از شرایط سختی که داشت راحت کند. او به دیار باقی شتافت و ما را تنها گذاشت.

موضوع سفر ایشان به تاجیکستان چه بود؟ علت بازگشتشان به ایران چه بود؟ آیا در همان زمان گذرنامه اشان توقیف شد و ممنوع الخروج شدند؟
زمانیکه به تاجیکستان سفر کرد مقصد اصلی اش تاجیکستان نبود. قرار بر این داشت که از تاجیکستان برای ادامه تحقیقات و مطالعات سفری به کشورهای اروپایی و یا آمریکا برود و در آنجا زندگی کند. اما شرایط آن فراهم نشد و ایشان در تاجیکستان ماندند. احمدآقا در مرام خود هم نمی دید که به جایی پناهنده شود و پناهندگی خوشایند او نبود. بعد از مدتی که در تاجیکستان ماند برای انجام یک عمل جراحی به ایران بازگشت اما در زمان بازگشت به تاجیکستان ماموران اطلاعات مشهد گذرنامه او را توقیف کردند و اجازه ندادند که از کشور خارج شود.

چه مدت در تاجیکستان اقامت داشتند؟
تقریبا یک سال یعنی سال هشتاد و دو به تاجیکستان رفتند و تابستان سال هشتاد و سه به ایران بازگشتند.

به غیر از ادامه تحقیقات و مطالعات علت دیگر مهاجرت ایشان از کشور آیا بخاطر فضای بسته حاکم بر کشور بود؟
من به عین عبارت او اشاره می کنم که می گفت "من هرکجا که بتوانم آزاد باشم و دیدگاهها و نظرات سیاسی، فقهی و معرفتی خود را آزادانه بیان کنم و تهدیدی برای من نباشد آنجا محل سکونت من و خانواده ام خواهد بود." لذا مدتی هم که در تاجیکستان بود احساس می کرد که آرامش دارد و کسی مزاحمش نیست و می تواند به راحتی به تحقیقات خود برسد. در حقیقت بیشتر برای آزادی در بیان نظرات و دیدگاههایش به دنبال جابجایی و مهاجرت بود.
با توجه به اینکه در سالهای اخیر مقامات حکومتی از خروج روشنفکران و نخبگان از کشور استقبال کرده اند چرا گذرنامه ایشان را توقیف کردند و مانع از خروجش از کشور شدند؟
شاید احساس می کردند اگر احمد آقا را در داخل نگه دارند بیشتر می توانند او را کنترل کنند و از این نامه نگاری ها و مواضعی که دارد او را منصرف کنند. اما برداشتشان اشتباه بود زیرا احمدآقا شخصیتی نبود که به خاطر تضییقات بیشتر بخواهد دست از سر مواضع خود بردارد.

از نگاه شما برجسته ترین ویژگی احمد قابل چه بود؟
ویژگی اول، وظیفه شناسی احمدآقا بود که از مرحوم استادش آیت الله منتظری گرفته بود. بارها که به حضور مرحوم آیت الله منتظری می رسیدیم حرف آن حضرت این بود که من آنچه را که بینی و بین الله وظیفه تشخیص دهم از بیان و اقدام پیرامون آن هیچ ابایی ندارم ولو اینکه خود و خانواده را پای آن بگذارم زیرا ما موظف هستیم به وظیفه خود عمل کنیم. آقای منتظری تمام هستی خود را پای تشخیص های وظیفه خود گذاشت. مرحوم احمدآقا هم یک چنین خصلتی را از استادش گرفته بود و اگر چیزی را وظیفه تشخیص می داد، حتی اگر خود و خانواده اش به خطر می افتادند مانع از انجام وظیفه او نمی شد. به عنوان برادر و یار نزدیک او شهادت می دهم که او انجام تکلیف و وظیفه می کرد و هیچ بحث عناد و انتقام کشی مطرح نبود.
ویژگی دوم، انصاف احمدآقا بود. کسی که منتقد و مخالف یک دیدگاه می شود گاهی ممکن است از جاده انصاف خارج شود و خوبیهای طرف مقابل را نبیند و بر زبان نیاورد. احمد آقا در انتقادهایش تلاش می کرد که با ادبیاتی درست و صحیح آن را مطرح کند و از بی ادبی پرهیز داشت. هرکسی هم که بی ادبی می کرد احمدآقا واکنش نشان می داد و می گفت ما یک بحث فکری، اعتقادی و سیاسی داریم و دعوا نداریم. علاوه بر اینکه فحش و دشنام از منظر دین و عقل مذموم است. بر همین اساس او نسبت به مخالفان خود انصاف داشت و اگر مخالف خودش کار خوبی انجام می داد می گفت انصاف قضیه این است که باید این عمل خوب را تحسین کرد. شاید گاهی برخی از دوستان همفکر سیاسی او نسبت به این انصاف دهی او انتقاد داشتند اما احمدآقا هیچگاه انصاف را ترک نکرد.

جدای وصیت نامه سیاسی که از ایشان منتشر شده، وصیتشان هم به مردم و هم به شما كه وصي او هستيد چه بود؟
وصیت او این بود که همواره دنبال حق باشید و در پای حق به آنچه وظیفه شماست عمل کنید. در این مسیر از هیچ ملامت و ناگواری هراس به خود راه ندهید و بدانید خدا پشتیبان شما خواهد بود و این عمل در دستگاه الهی محفوظ می ماند.

براى نشر مجموعه آثارشان چه برنامه ای در دست دارید؟
در شرایط موجود کشور ما امکانی برای انتشار آثار او نداریم. البته آثار او را جمع آوری و تدوین خواهیم کرد و در صدد هستیم بعد مراسم چهلم با صدور اطلاعیه ای سخنرانیهای ایشان در نقاط مختلف کشور از جمله در دانشگاهها و مجامع مختلف را جمع آوری و منتشر کنیم. بسیاری از دست نوشته های او در تهاجمهایی که به منزلش در زمان بازداشت داشتند با خود برده اند. حالا در تلاشیم تا اگر بتوانیم به گونه ای تعامل کنیم تا آن نوشته های فقهی و علمی احمد آقا را پس بگیریم. و به کمک مجموعه ای اینها را منتشر کنیم و اگر هم اجازه چاپ ندادند حداقل نوشته های فقهی و علمی او را به شکل فایلهای پی دی اف در فضای مجازی برای استفاده دیگران قرار دهیم.

منبع: جرس-مژگان مدرس علوم



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • روایت احمد قابل از عاشورا
  • انتشار اثری از احمد قابل با عنوان «وصیت به ملت ایران»
  • در رثای احمد قابل
  • پیام تسلیت خانواده های زندانیان سیاسی به مناسبت درگذشت احمد قابل
  • محسن کدیور: قابل شریعت را در ذیل عقل می‌دید
  • ویژه نامه درگذشت مرحوم احمد قابل
  • به جای مرثیه/ به یاد احمد قابل
  • لغو مراسم ختم استاد احمد قابل در تهران و نجف آباد به دستور شورای تامین
  • سه شنبه مراسم ختم احمد قابل در تهران و قم
  •  
    آخرین اخبار
  • تاکید بهمنی بر جایگزینی ارزهای محلی بجای دلار و یورو
  • تماس تلفنی عبدالله نوری با خانواده نسرین ستوده
  • وزیر کشور دولت بازرگان: می خواهند با اصلاح قانون انتخابات به نفع طبقه خاص خودشان مردمسالاری را محدود کنند
  • آمار بیکاران 15 تا 25 سال بالای 25درصد است/ افزایش نرخ 5 درصدی بیكاری
  • پیوستن کارگران بیکار واحدهای صنعتی به صف کارگران ساختمانی
  • هاشمی رفسنجانی: مسئولان امنیتی و قضائی وقت درباره پرونده‌های اوایل انقلاب پاسخ دهند
  • بیانیه جمعی از سینماگران در برابر تجمع انصارحزب الله مقابل ارشاد
  • کلینتون: ایران، سخت ترین مسئله ام بود / آماده مذاکره دوجانبه با تهران هستم
  • بی‌ثباتی قیمت کالاهای اساسی در بازار
  • سخنگوی هیئت رئیسه مجلس: بودجه هم امسال با تاخیر میرسد و این تبدیل به یک روال شده
  • ممنوعیت استفاده از حل‌المسائل در دبستان‌ها
  • برکناری رئیس پلیس فتای تهران بزرگ به دلیل پرونده قتل ستار بهشتی
  • انصار حزب الله خواستار انقلاب فرهنگی در ارشاد شد
  • پسران خیابانی، نمادی تاریک از اجتماع
  • تجمع انصار حزب الله مقابل وزارت ارشاد
  • افزایش آلودگی هوای تهران
  • مدیر عامل سابق بانک صادرات: هنوز از اتهامات اختلاس تبرئه نشده ام/با احمدی نژاد نمیشود کار کرد
  • گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز
  • بیانیه شاخه زنان مشارکت: دولت و مجلس در مقابله با حقوق زنان رقابت میکنند
  • ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت مستقراز سال 1384 تا 1391
  •