به روز شده: ۱۳:۵۳ تهران - چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۱

گزارش یک انتخاب

نویسنده: شهاب طباطبایی

امروز: تا یک هفته بعد از تعطیلی شرق دلم خیلی برای شرق تنگ شده بود، برای دوستان شرقی خوبم، برای همه ی روزهایی که مراقبت می کردیم تا خطوط قرمز و رنگی دیگر به خوبی رعایت شوند ... برای روزهای خوب شرقی مان دل تنگ بودم، بعد از یک هفته تازه یادم افتاد ممکن است در زندگی گاهی دلتنگ خیلی چیزها شویم امّا دلتنگی چیزی نیست که برای آن زندگی می کنیم. این یادآوری همزمان شد با اعلام انتخابات شورای مدرسه پسرم سپهر، راستش را بخواهید دلم برای انتخابات هم تنگ شده بود، با خودم گفتم بهترین فرصت برای فراموش کردن دلتنگی فراهم شد، بالاخره برای آغاز روزهایم راهی بهتر از بیدار شدن پیدا شده بود، فکر کردن و نقشه کشیدن و برنامه ریزی برای انتخابات.

سپهر قبل از اینکه از او بخواهم، کارش را شروع کرده بود؛ همان روز اول ثبت نام کرده بود، با دوستانش صحبت کرده بود و هرکدام مسوول مذاکره با کلاس های دیگر شده بودند، به دوستان نزدیک تر هم قول هایی داده بود. چند بار شعارها و برنامه هایش را با هم مرور کردیم، در مورد آزاد کردن لباس فرم مدرسه زمان طولانی بحث کردیم، نمی خواستم وعده ای بدهد که نشدنی باشد، قرار شد با مدیر مدرسه صحبت کند و قول ضمنی بگیرد که همکاری کنند و حتی یک روز هم که شده اجازه بدهند تا بچه ها بدون لباس فرم باشند،‌ تشکیل بوفه و گذاشتن بازی های فکری در حیاط مدرسه به نظرمان شدنی بود، به سپهر تاکید کردم قولی بدهد که از پس اجرای آن بر آید،‌ او هم پیشنهاد کرد در انتخابات انجمن اولیا و مربیان مدرسه شرکت کنم تا از طریق انجمن، برنامه های او هم پیش برود، پیشنهاد معقولی بود، مهم تر اینکه بخشی از وقت آزاد شده ام به دلیل توقیف شرق را هم به خوبی پر می کرد.

سپهر دیدگاه هایی هم در مورد حذف بعضی درس هایی که بچه ها دوست نداشتند و اضافه کردن بعضی کارها به برنامه های مدرسه داشت، برایش حدود اختیارات و توانایی های شورای مدرسه را توضیح دادم، ‌قبول کرد با وجود جذابیت زیاد این برنامه ها و استقبال بچه ها، امکان اجرایشان وجود ندارد. فهرست برنامه ها را نهایی کردیم، یکی از دوستان خوب طراح هم ،‌ پوستر تبلیغاتی سپهر را طراحی کرد. در موعد مقرر پوسترهایش را در محل مخصوص نصب تبلیغات انتخابات نصب کرده بود، و چندتایی را هم بین کلاس ها پخش کرده بودند. نگران بود بچه ها جذب تبلیغات رقبایی بشوند که بیشتر قول های خوردنی داده بودند بشوند، یکی از کاندیداها هم قول داده بود بچه ها را به کیش و دوبی ببرد! خیالش را راحت کردم که بچه ها هم گول این چیزها را نمی خورند.


چند روز مانده به انتخابات، سپهر معقول و مهربان تر شده بود، شب قبل از انتخابات هم بی آنکه اصرار و التماسش کنم، حمّام رفت، مشق هایش را زود نوشت و زودتر از همیشه خوابید.

تا آراء را بشمارند و نتایج اعلام شود برای خیال جمعی چندبار با مدرسه تماس گرفتم، آخرین بار معاون مدرسه که مسوول برگزاری انتخابات هم بود گوشی را گرفت و گفت که سپهر انتخاب شده. از ذوق زدگی و خوشحالی، خداحافظی نکرده تلفن را قطع کردم. انتخابات را برده بودیم، یک حس سرخوشی عجیبی که فراموشش کرده بودم به سراغم آمد. سپهر که رسید هنوز هم در حس و حال برنده شدن بودم،‌ با شور و هیجان شروع کردم به شعار دادن و تشویق کردن، خیلی آرام کیفش را زمین گذاشت، نگاه آرام و معقولی به من انداخت، نگاهش یک جورهایی نگاهِ یک برنده به یک آدم بیکارِ بازنده بود، شاید هم تفسیر و تصوّر یک آدم بیکارِ بازنده بود از نگاه های یک برنده. حرف زدنش هم به نظرم یک جوری بود : بابا جان لطفا تقدیرنامه هایی که قرار بود آماده کنیم فراموش نشود.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • محکومیت قطعی شهاب طباطبایی به ۵ سال حبس تعزیری
  •  
    آخرین اخبار
  • حداد عادل: جلوی طرح سوال از احمدی نژاد را میگیریم/احتمال میدهیم این طرح از مصادیق هشدار رهبری است
  • اجرای حکم 10 اعدامی دیگر
  • گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز
  • رفع توقیف روزنامه شرق به نظر دادستانی بستگی دارد
  • آیت الله هاشمی: باید قدردان کسانی بود که با همه فشارها، در چارچوب قانون اساسی فعالیت می کنند
  • غرور مقدس-برای برادرم تاجزاده
  • نقد روشهای اعتراض در جنبش سبز-بخش سوم
  • 3.5 برابر شدن قیمت انسولین
  • زده شعله در چمن
  • بیانیه تعدادی از ازندانیان بند ۳۵۰ در حمایت از اعتصاب کنندگان بند زنان
  • بازپرداخت وام حساب ذخیره ارزی به نرخ مبادله‌ای/اعتراض تسهیلات گیرندگان
  • محمد نوری زاد: اجازه دهید آقا مجتبی شکایت کند تا من سند را به قاضی بدهم
  • تکذیت خبر افزایش قیمت 65 درصدی بلیط هواپیما!!!
  • قیمت دلار در اتاق ارزی: 2495 تومان
  • فاطمه هاشمی: وکلا حق ملاقات با مهدی را ندارند/به دلیل مشکلات شیمیایی ریوی برادرم، آنژیو به تاخیر افتاد
  • عارف: برای حضور در انتخابات تصمیم قطعی ندارم/ادامه وضع موجود نگران کننده است
  • مخالفت دادستان با مرخصی ابولفضل قدیانی
  • شاخ و شانه علی لاریجانی برای احمدی نژاد
  • جزئیات بازداشت مدیران ارشاد/ 6میلیارد به خانم منشی فراری وسندسازی دو برادر
  • اسامی امضا کنندگان طرح سوال از احمدی نژاد
  •