به روز شده: ۱۳:۳۵ تهران - جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۱

چالش های پیش روی ایران و نگاهِ جنبش سبز

امروز: وضعیت فعلی کشور، شرایط پیچیده ای را تحمل می کند. برای برون رفت از این شرایط لازم است صورت بندی دقیقی از صف بندی ها داخلی و وضعیت نیروها و تهدید های خارجی داشته باشیم.

ماجرای رابطه یا چالش با آمریکا

پس از خبرها و شایعه های بسیار دربارۀ چانه زنی های محرمانۀ مقامات جمهوری اسلامی ایران و مقامات دولت آمریکا، گمانه زنی هایی دربارۀ سازش حاکمیت با دولت آمریکا می شود. هرچند که این رخداد وابسته به نتیجۀ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و مشخص شدن رییس جمهوری بعدی این کشور است، اما نکتۀ مهم این ماجرا، کنار زده شدن دولت از روند مذاکرات و مدیریت این جریان بوسیلۀ آیت الله خامنه ای است. به طوری که برهمگان روشن است که مذاکره کنندگان فرستاده های رهبر ایران به آمریکا هستند. این ماجرا هنگامی جذاب می شود که در اسناد منتشر شده از سوی بنیاد ویکی لیکس، مدارکی مبنی بر گفتگوی مقاماتی از دولت ایران با دیپلمات های آمریکایی طی دو-سه سال گذشته در آمریکا برقرار بوده است و در بخشهایی از این مذاکره ها، نمایندگان دولت ( به رهبری احمدی نژاد-مشایی) تلاش داشته اند خرج خود را از بیت رهبری جدا کنند. در این شرایط، شاهد شکاف شدید بین طرفداران آیت الله خامنه ای و حامیان رئیس دولت، محمود احمدی نژاد هستیم.

تحلیل جبهۀ آیت الله خامنه ای

در حالی که تا پیش از انتخابات 1388، اینطور به نظر می آمد که همۀ جناح های محافظه کار و اقتدارگرا، زیر پرچم آیت الله خامنه ای حرکت می کنند، اما رفته رفته روشن شد که این تقسیم بندی، پشت هاله ای از تعارف و فریب کاری پنهان بوده است. پس از آن بود آهسته آهسته صف بندی نیروها پررنگ تر و مشخص تر گردید. در یک طرف ماجرا، آیت الله خامنه ای، هدایت بخشی از نیروهای سپاه و ارگان های وابسته اش، قوۀ قضائیه، صدا و سیما، بخشی از نمایندگان مجلس، حتی بخشی از دولت و تعدادی دیگر از نیروهای خرده پای سیاسی را برعهده دارد. ترکیب این نیروها، یک مربع نظامی، سیاسی، اقتصادی و رسانه ای را بوجود آورده است که آیت الله خامنه ای در میانۀ آن قرار دارد و دیگر نیروهای سیاسی و اجتماعی حول آن قرار گرفته اند.

تحلیل جبهۀ احمدی نژاد و شرکا

از طرف دیگر، محمود احمدی نژاد و اطرافیانش که با شعارهای خاص خود، تیپ جدید و خاصی از نیروهای سیاسی و اجتماعی را گرد هم آوردند، تلاش دارند تا حساب خود را از حلقۀ رهبر جمهوری اسلامی ایران و حامیانش جدا کنند و به نیروی جدیدی تبدیل شوند که فرمانهایش از بیت رهبری صادر نشود. سبک سیاست ورزی احمدی نژاد بخشی از نیروهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی که عمدتا قشرهای حاشیه ای جامعۀ ایرانی هستند را به وی متمایل کرده است. اما باید دید که این جریان در مواجهه با نیروی مقابلش چه توانایی هایی دارد؟ به جز در اختیار داشتن بخشی از دولت، تعدادی موسسۀ اقتصادی و بخشی از وزارت اطلاعات، احمدی نژاد و یارانش، داشته های مادی ویژه ای ندارند. در حالی وی در ظاهر رئیس قوۀ مجریه است، اما این آیت الله خامنه ای است که گردانندۀ بخش های اصلی دولت است. تمام فعالیت های کشور در حوزه های سیاست خارجی، پروندۀ هسته ای، تعیین وزیران اصلی کابینه از جمله وزیر اطلاعات، نفت و امور خارجه زیر نظر مستقیم وی انجام می شود و حتی رئیس کل بانک مرکزی گزارش خود را به وی می دهد و پاسخگویی به رئیس دولت را در درجۀ دوم مسئولیت های خود می گذارد. با این حال، احمدی نژاد یک قدرت غیرمادی دارد که همانا پیش بینی ناپذیری اوست و همین است که هراس رقیبانش در اردوی اقتدارگرایان را برمی انگیزاند.با این حال، در این چالش، همیشه این طرفِ بیت رهبری بوده است که حمله را آغاز کرده و واکنش های احمدی نژاد و شرکا، بیشتر دفاعی بوده است و توان بیشتری را نمی توان برای این جریان در نظر گرفت. افزون بر بازداشت نزدیکان رئیس دولت و دخالت در عزل و نصب وزیران، آخرین حمله ها نیز از جانب بیت رهبری انجام شده است. و البته این بار خود آیت لله خامنه ای وارد کارزار شده و در سخنانش در خراسان شمالی، دولت را هدف حمله های خود قرار داده است. نامۀ احمدی نژاد به صادق لاریجانی هم بیشتر واکنشی به تنگناهای ایجاده شده است تا لَختی حریفان را عقب بنشاند. در شرایطی که آیت الله خامنه ای تعداد قابل توجهی نیروی اجتماعی هوادار و وفادار دارد، رئیس دولت و هوادارانش به حلقۀ محدودی از رفقا خلاصه می شوند که معلوم نیست پس از پایان ریاست جمهوری چه سرنوشتی در انتظار آنها باشد. البته خود این حلقه هم از این واقعیت آگاه هستند و شاید به همین دلیل باشد که انتظار یک تهور و عمل غیرقابل پیش بینی تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری آینده از سوی آنها دور از ذهن نباشد. ولی این نکته را نباید فراموش کرد که قدرت فقط در قدرت مادی خلاصه نمی شود و مانورهای رسانه ای و جنگ روانی _که احمدی نژاد و یارانش به خوبی این درس را آموخته اند و در اجرای آن تبحر دارند_ می تواند به ایجاد توان و سهم از قدرت برای یک نیروی سیاسی کمک کند و یا حداقل از دریافتِ آسیبِ بیشتر جلوگیری کند.

هرچند که ظاهر امر نشان از قدرت بلامنازع دارودستۀ آیت الله خامنه ای در کشور دارد، اما با نگاهی عمیق تر، می توان دریافت که بیشترین کسی که در این شرایط آسیب دیده است، خود رهبر جمهوری اسلامی ایران است. در حالی که وی تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری 1388، در پرده ای از احترام و مقبولیت نسبی قرار داشت، اما با شهوتِ سیاسی مثال زدنی ای که در ورود به دعوای انتخاباتی از خود نشان داد، تمام آن پرده ها را درید و خود، جایگاهش را در حد یک باند و جریان سیاسی تنزل داد و اکنون نیز در مخمصه ای رهایی ناپذیر قرار گرفته است. از سویی فشارهای خارجی به دلیل مدیریت غلط شخص ایشان به حد بی سابقه ای رسیده و علاوه به شرایط سیاسی و اقتصادی کشور، کل حاکمیت وی را در سایه از تهدید و خطر قرار داده است. همچنین، بخش های قابل توجهی از نیروهای وفادار به خود را از داده است و تعداد زیادی از نیروهایی که تا پیش از این بی طرف بوده اند را در مقابل خود به صف کرده است. محبوبیت و مقبولیت وی در جامعه روز به روز کمتر می شود و آن روز دیر نیست که ببیند همۀ دست ها به او اشاره می کنند و وی را متهم اصلی وضعیت اسفناک کشور می دانند.

اما مهم ترین مخمصه ای که آیت الله خامنه ای در آن گرفتار شده است، یک جنبش گسترده، پایدار و منسجم است که طی سه سال گذشته نشان داده است که با توان و قدرتی که دارد، از مطالبات و خواست های خود کوتاه نخواهد آمد و هیچ روش مدنی و سیاسی ای را برای به کرسی نشاندن آن مطالبه ها فروگذار نمی کند. سه سال حکومت نظامی و امنیتی، حبس و بگیر و ببند های کنشگران سیاسی و اجتماعی و محدود کردن بی سابقۀ مطبوعات، احزاب و نهادهای صنفی، هرچند که خسارت های زیادی به کشور زده است و تنهای مردم را زخمی جان هایشان را خراشیده است، اما جنبش سبز را از حرکت خود باز نداشته است. پس از سه سال، آیت الله خامنه ای، امروز میرحسین موسوی را به عنوان یک رهبر محبوب اجتماعی بالای سر خود احساس می کند. از شجاعت و میدان داری مهدی کروبی در هراس است و هر روز را با نگرانی از اثرگذاری محمد خاتمی در فضای سیاسی کشور به شب می رساند. اقتدارگرایان امروز بخش زیادی از مردم جامعه را در برابر خود می بینند که حتی یک واقعۀ اسفناک همچون زلزلۀ آذربایجان را می توانند به خوبی مدیریت کنند و قدرت سازماندهی غیرمتمرکز خود را به رخ مدیران نالایق کشور بکشاند.

در چنین شرایطی، می توان به خوبی مشاهده کرد که مهمترین متغیر مستقل در صورت مسئلۀ ایران، جنبش سبز است. جنبشی که علاوه بر ایجاد شکاف در راس حاکمیت، بزرگترین همبستگی اجتماعی پس از انقلاب 1357 را پدید آورد که البته شواهد و قرائن نشان می دهد که عمر این همبستگی بیشتر از همۀ بدیل های خود است. همین جنبش سیاسی-اجتماعی است که قادر است بدون اتکا به قدرت خارجی، موازنۀ قوا در کشور را به نفع خواسته های مدنی و بر حقِ بخش های زیادی از جامعۀ ایرانی برهم بزند.
با توجه به نکته های گفته شده، اشاره به چند نکته ضروری و حیاتی به نظر می رسد:

1- جنبش سبز فراتر از یک جریان سیاسی است و وجهه های گوناگون و رنگارنگی دارد و قشر های زیادی از جامعه را در بر می گیرد. تمام قدرت این جنبش در همین نکته نهفته است. پس کنشگران در گام اول باید تلاش کنند از این همبستگی نگهداری نمایند. همچنین در کنار حفظ همبستگی، سبزها باید از هر روزنه ای برای گسترده تر کردن چتر جنبش استفاده کنند. صحبت های اخیر آیت الله خامنه ای نشانگر این است که وی و هوادارنش به دنبال مصادره کردن شعارها و خواست های اجتماعی جنبش سبز هستند تا از این رهگذر مطالبه های سیاسی جامعه را به محاق برانند. چنانچه کنشگران جنبش سبز از این امر غفلت نکنند، خواهند توانست پیام خود را به بخش های بیشتری از جامعه برسانند و با فراگیرتر کردن چتر جنبش، در موازنۀ قوای کشور موفق تر ظاهر شوند.
2- « ما نمی توانیم از چیزی که هویت ما در گرو آن است دست بکشیم.» این جمله ای است که میرحسین موسوی، نه در بیانیه هایش پس از انتخابات خرداد 1388، بلکه در دوران نخست وزیری اش در سالهای جنگ و دفاع و ارزشهای انقلاب بیان کرده است و به خوبی می توانیم تجلی همان روحیه را در عملکردش در جریان همراهی جنبش سبز ببینیم. تجربۀ سال های گذشته نشان داده است که جامعۀ ایرانی خواست های ریشه دار و عمیقی دارد که بخش زیادی از آنها را در آینۀ جنبش سبز نمایان کرده است. پس هیچ کدام از سبزها نباید به خاطر منافع سیاسی زودگذر، از این خواست ها و آرمان ها دست بکشند و طیف های گستردۀ جامعه را که این جنبش را ساخته اند و چشم به آن دوخته اند را نا امید کنند و به خانه بفرستند و یا از روند کنشگری در جنبش کنار بگذارند. در واقع این جنشی است که از طیف های رنگارنگ جامعۀ ایرانی ساخته شده است و به دسته و گروه خاصی تعلق ندارد. یکی از آرمان های جنبش سبز در شعار وزین و پسندیدۀ «ایران برای همۀ ایرانیان» بازتاب یافته است و لازم است که همچنان وفاداری به این شعار حفظ شود تا صف های مقاومت و ایستادگی در برابر استبداد، فساد و دروغ گسترده تر گردد.

3- برای دستیابی به دو نکتۀ گفته شده، به رسانه هایی فراگیرتر از آنچه در حال حاضر وجود دارد نیاز است. رسانه هایی که سطح بیشتری از خواست های سیاسی، اجتماعی و مدنی مردم را پوشش دهد و گفتمان شاداب تر و سبز تری داشته باشد. هرچند در گذشتۀ نزدیک تجربه هایی داشتیم که به سرانجام نرسید. اما باید به یاد داشته باشیم که خشت اول گذاشته و نخستین قدم ها برداشته شده اند و لازم است با همت و پشتکار، گامهای بعدی پخته تر، متواضعانه تر و حساب شده تر به میدان گذاشته شوند. مردمی که در سه سال گذشته زیر فشار سخت و سنگینی قرار دارند و شرایط نگران کننده ای را تحمل می کنند، تشنۀ شنیدن صدایی هستند که سرشار از «پیام امید» باشد تا روزنه های آگاهی رسانی و مبارزه با امپراطوری دروغ را باز و گشوده نگه دارند.

منبع:کانون دکتر علی شریعتی



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • یرواند آبراهامیان: در این وضعیت ایران به یک دولت ائتلافی نیاز دارد که نمایندگان جنبش سبز باید در آن حضور داشته باشند
  • آزادی محمد صادق رهبری از فعالان جنبش سبز
  • خاتمی: انتخابات پرشور، بدون آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از موسوی و کروبی ممکن نیست
  • آخرین وضعیت سران اصلاح طلب دربند
  • ترس احمد خاتمی از سبزها در آستانه نشست تهران: می خواهند با حاشیه سازی، فرصت سوزی کنند
  • تداوم دروغ پردازی نماینده رهبری در سپاه علیه میرحسین موسوی و جنبش سبز
  • فرمانده سپاه استان یزد: اصلاح‌طلبان٬ جنبش سبز و تیم احمدی‌نژاد سه راس مثلثی شوم هستند
  • آغاز به کار دومین نشست سفیران سبز امید
  • محکومیت حبس خانگی رهبران جنبش سبز در بیست و یکمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل
  •  
    آخرین اخبار
  • وزیر اقتصاد: كسری بودجه نخواهیم داشت و پرداخت‌ها متوقف نخواهد شد
  • ایران از سوریه هم بنزین وارد میکند
  • یکی از اعضای مجلس خبرگان: جمهوری اسلامی مانند کشتی شکسته است
  • رکورد دولت های احمدی نژاد در مفاسد مالی؛ اینبار در ارشاد
  • مناظره داغ اصغرزاده و برادر حسین/ توهین های شریعتمداری به خاتمی
  • منوچهر متکی: ماجرای عزلم از وزارت را بعد از اتمام ریاست جمهوری خواهم گفت
  • اعتصابات گسترده جدید در پتروشیمی بندرامام
  • سبزهای گمنام/ بازداشت و ضرب و شتم ستار بهشتی، فعال مدنی
  • آخرین وضعیت مهدی هاشمی در بند امنیتی سپاه/ طائب به دنبال برگ برنده ای برای شب انتخابات
  • هشدار عماد افروغ به مسئولان نظام در برابر بحران های پیش رو
  • ادامه سیاست نفت در برابر غذا؛ ایران از آلمان هم گندم وارد می کند
  • واکنش احمدی نژاد به سخنان آیت الله خامنه ای پس از نامه های برادران لاریجانی: مطمئن هستم از جایگاه رفیع رئیس جمهوری حمایت میکنید
  • گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل: فعالان حقوق بشری زندانی در ایران را آزاد کنید
  • ۳۳ زندانی سیاسی زن خطاب به رئیس زندان اوین: به خاطر این هتک حرمت بزرگ عذرخواهی کنید
  • ممانعت ماموران امنیتی از حضور بهزاد نبوی در مراسم ختم پدر همسرش
  • قرار ما این نبود/محسن میردامادی به مرخصی آمد
  • محسن میردامادی از زندان به مرخصی ده روزه آمد
  • ادامه دخالت نظامیان در سیاست/بیانیه ستادکل نیروهای مسلح: زمزمه های برقراری رابطه با آمریکا نیازمند برخورد جدی و قاطع است
  • آقای ولایتی! اگر قصد مذاکره نداشتید، در آمریکا چه می کردید؟
  • سایت الف: عملکرد اقتصادی دولت دهم، به یک کابوس شبیه است
  •