به روز شده: ۱۵:۳۵ تهران - سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۱

نقد روشهای اعتراض در جنبش سبز-بخش سوم

نویسنده: پیام بهروزی

امروز: مقدمه
در دو نوبت پیشین با معرفی عوامل ایجاد کننده فشار
و همچنین عوامل موثر
در تعیین شکل و روشهای اعتراض
چارچوبی جهت طراحی،
انتخاب و نقد و بررسی روشهای اعتراض خدمت دوستان معرفی گردید.در این نوبت
همانطور که وعده داده شده بود براساس همین چارچوب به نقد روشهای اعتراض
در جنبش سبز خواهیم پرداخت.
در این نوشتار نیز از روش پرسش و پاسخ استفاده شده است.
پرسش اول:در جنبش سبز از کدام عوامل ایجاد فشار و از کدام اشکال اعتراض استفاده شد؟
پاسخ: اگر از برخی تخریبهای جزئی اموال عمومی در روزهای نخست و همچنین
آسیب وارده به اعتبار بین المللی نظام سیاسی چشم پوشی کنیم تقریبا میشود
گفت از عامل ایجاد «آسیب و خسارت» استفاده نشد اما از سه عامل دیگر بگونه
ای که شرح داده خواهد شد استفاده گردید.
الف)عامل تعداد و اشکال و روشهای مبتنی بر آن:از همان ساعات اولیه پس از
انتخابات اعتراضات براساس عامل تعداد و به روش تظاهرات خیابانی آغاز
گردید که اوج آن در روز 25 خرداد 88 یعنی سه روز پس از انتخابات و نقطه
افول و خاموشی آن بیست ماه بعد روز 25 بهمن 89 بود.روزی که آقایان کروبی
و موسوی بعنوان رهبران اصلی این اعتراضات در حصر خانگی قرار گرفتند.از آن
تاریخ به بعد چندین مرتبه شورای هماهنگی راه سبز امید و فعالان عرصه های
مجازی دوباره تصمیم به استفاده از این روش گرفتند(سه شنبه های
اعتراض،الله اکبر از روی بامها و برخی روشهای دیگر) که به هیچ وجه
موفقیتی در پی نداشت.سایر روشهای مبتنی بر این عامل همچون اعتصابات
سراسری،کمپین های سراسری و .... هیچگاه مورد استفاده واقع نشد و یا امکان
آن فراهم نگردید.
ب)عامل نقش و جایگاه و روشهای مبتنی بر آن: شاید کمی پیش از عامل تعداد
با نگارش نامه و مصاحبه توسط آقای هاشمی و همسر ایشان و همچنین بیانیه ها
و اطلاعیه های آقای موسوی و بدنبال آن آقای کروبی از این عامل استفاده شد
و با موضع گیریها،بیانیه ها،سخنرانی ها و اطلاعیه های برخی
مراجع،اساتید،هنرمندان،ورزشکاران،خانواده مرحوم خمینی و مرحوم منتظری و
بالاخره چهره هایی چون آقای خاتمی و برخی دیگر از مسئولان بلند پایه
پیشین همچنان ادامه دارد.که البته جز چند مورد محدود مربوط به موسوی و
کروبی و آقای دستغیب که تا حدودی معنای تهدید و دعوت از معترضان برای
اعلان مخالفت داشت ما بقی بیشتر جنبه هشدار،اعلام مواضع،تبیین وقایع و
بیان شرایط و روشهای عبور از بحران بود.
پ)عامل تاکید و پایداری:همانطور که پیشتر گفته شد در این عامل معترضان
بیش از اعمال فشار بدنبال روشنگری و اثبات حقانیت راه خود میباشند.براین
اساس از روشهایی مثل نوشتن بیانیه و نامه های سرگشاده به مسئولین بخصوص
توسط زندانیان و مهاجرین سیاسی،دست زدن به اعتصاب غذا،شعار نویسی روی
دیوارها،استفاده از نماد سبز که در چند ماه اول بیشتر رواج داشت استفاده
گردید.
پرسش دوم:هدف معترضان چه بود؟
پاسخ:در ابتدا هدفی که بصورت مشترک از سوی رهبران و تمامی معترضان بیان
می شد ابطال انتخابات یا تغییر نتیجه آن به نفع آقای موسوی بود.اما با
گذشت زمان و بی پاسخ ماندن این درخواست برخی از معترضان خواستار تغییرات
بنیادین تر همچون تغییر در قانون اساسی، حذف ولایت فقیه از قانون اساسی و
حتی تغییر کامل رژیم سیاسی شدند.اما بطور کاملاً مشخص رهبران این جریان
تا روز حصر همچنان بر اهداف اصلاحی خود همچون تجلّی آرمانهای انقلاب و
بنیان گذار آن در جامعه،التزام مسئولین به قانون گرایی و اهتمام به اجرای
تمامی اصول قانون اساسی بویژه فصل مربوط به حقوق ملت،برگزاری انتخابات
آزاد،سالم و بدون نظارت استصوابی،عدم دخالت نظامی ها در سیاست و
اقتصاد،آزادی بیان،آزادی رسانه ها،آزادی تجمعات،آزادی فعالیت احزاب و
گروهها و بالاخره آزادی تمامی زندانیان سیاسی بخصوص زندانیان پس از
انتخابات پای بند بودند و هیچ گاه سخن از تغییر در رژیم سیاسی به میان
نیاوردند.
پرسش سوم:جنبش سبز تا چه میزان به اهداف خود دست یافت و از این حیث
روشهای اعتراضی بکار گرفته شده تا چه میزان موثر و کارآمد بوده اند؟چرا؟
پاسخ: اگر جنبش سبز را جنبشی پایان یافته تلقی کنیم نمی توان آنرا از حیث
دستیابی به اهداف جنبشی موفق بدانیم زیرا هیچ یک از اهداف رهبران و یا
اهداف طرفداران تغییرات اساسی و براندازی تحقق نیافته است اما اگر این
جنبش را جنبشی زنده که برحسب شرایط شکلی دیگر به خود گرفته است تلقی کنیم
میتوان دستاوردهایی چون مشروعیت زدایی از حاکمان و تا حدودی از
حاکمیت،آشکار ساختن قدرت طلبی حاکمان و عدم پایبندی آنها به ارزشهای
اخلاقی بخصوص در زمان بخطر افتادن منافع،عدم التزام آنها به قانون،از بین
رفتن استقلال دستگاه قضا و نهاد دین و عمومی ساختن اندیشه ضرورت ایجاد
تغییر ــ اصلاح یا انقلاب ــ در جامعه را از جمله دستاوردهای جنبش سبز
بحساب آورد.اما با توجه به هزینه های پرداخت شده (کشته،زندانی،آسیب دیدگی
جسمی،روحی و روانی تعداد زیادی از فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و
خانواده های آنها،امنیتی شدن فضای جامعه،افزایش دخالت نظامیان در حکومت،
حذف اصلاح طلبان از عرصه سیاست،مهاجرت های اجباری،محدود سازی بیشتر
فعالیتهای گروهی و جمعی حتی فعالیتهای غیر سیاسی،افزایش محدودیت و سانسور
رسانه ها و شاید از همه اینها اثرگذارتر حصر رهبران) این دستاوردها را
نمیتوان چندان قابل توجه بحساب آورد و مهمتر اینکه شاید نتوان بین برخی
از موارد و موارد دیگری که بعنوان دستاورد جنبش از آنها یاد میشود و جنبش
سبز رابطه همبستگی معنا داری پیدا کرد.زیرا هم در رسانه های داخل و خارج
و هم در افکار عمومی بسیاری از این نقدها پیش از جنبش سبز نیز وجود داشت
و حداکثر اتفاقی که در جنبش افتاد اعتراض علنی،خیابانی و نسبتاً گسترده
مردم بود که از بعد از پیروزی انقلاب 57 در نوع خود بی نظیر بود.
با در نظر گرفتن همه این موارد و با فرض حیات و تداوم جنبش تا این مرحله
نمیتوان آنرا چندان موفقیت آمیز محسوب کرد،و از این حیث روشهای اعتراضی
بکار گرفته شده را نمیتوان روشهایی موثر و کار آمد به حساب آورد. این عدم
تاثیر و ناکارآمدی علل مختلفی دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره
شده است.
الف)در نظر نگرفتن توان سرکوب حاکمیت در مقابل توان پایداری معترضان برای
روشهای مبتنی بر عامل «تعداد».با اعمال سرکوب و افزایش آن جمعیت معترضان
بسرعت کاهش یافت.
ب)ناتوانی در اطلاع رسانی عمومی.بطوریکه بسیاری از مردم حتی در پایتخت از
محتوای واقعی مطالبات رهبران جنبش که در بیانیه های اصلی آنهاآمده است
همچنان بی اطلاعند دیگر چه رسد به شهرستانها و روستاها.
پ)عدم وجود تشکیلات لازم برای سازماندهی معترضان.با قطع موبایل،اینترنت و
ماهواره و دستگیری برخی جوانان فعال تقریباً تمامی راههای ارتباطی که
میتوانست معترضان را سازماندهی کند قطع گردید.
ت)عدم توجه به موضوع نبود هدف مشترک در میان معترضان که باعث اختلاف بین
معترضان (طرفداران اصلاحات و تغیر رژیم) از یکسو و از سوی دیگر عدم حمایت
جمعیتی بزرگتر (معترضان اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی که در اعتراضات به
مطالبات آنها توجه چندانی نشد) از جنبش و رهبران و پیشروان آن شد.
این عامل بنظر بنده مهمترین علت عدم موفقیت جنبش و روشهای اعتراضی آن بوده است.
ث)ناتوانی در رهبری و مدیریت جنبش بخصوص پس از حصر آقایان موسوی و کروبی
و عدم پذیرش دیگران در ایفای این نقش از سوی معترضان.
ج)عدم پایداری کافی برخی معترضین در انجام روشهایی مثل اعتصاب
غذا.(بسیاری از اعتصاب غذاها بدون دستیابی به هدف آن و با خواست و توصیه
دیگران شکسته شد.)
چ)برخی روشها از نظر مردم و کسانی که باید حمایت میکردند متناسب با اهداف
و بیانگر آنها نبود.و یا اینکه در طرح و پیشنهاد آنها برخی شرایط و زمینه
های روانی،فرهنگی در نظر گرفته نشده بود.مثل شعار از بام ها یا شب نشینی
در پارکها و اعلام اعتراض و استفاده از مراسم سیزده بدر و امثال آن.
ح)کم توجهی رهبران جنبش به استفاده از روش گفتگو و چانه زنی در روزهای
اولیه و در مقابل تاکید بر خواست ابطال انتخابات.اگر چه این خواسته از
نظر معترضین اخلاقی و به حق بود اما رهبران میبایست میدانستند که در عمل
امکان دستیابی به آن نیست و اگر قصدشان سلب مشروعیت از حاکمان بود که
راهپیمایی روز 25 خرداد و اعلام یک قطعنامه پایانی با محتوای عدم پذیرش
انتخابات برای هدف کافی بود.با در نظر گرفتن توان متقابل مقاومت معترضین
و دستگاه سرکوب حکومت اگر رهبران جنبش،جنبش را از فاز اعتراض به فاز
توانمند سازی هدایت میکردند،در آن شرایط به احتمال زیاد حکومت حاضر به
پذیرش درخواست برخی امکانات همچون روزنامه و حزب برای رهبران و بخصوص
آقای موسوی بود.(حکومت رسماً در رسانه ملی (از زبان مسئولان) چنین
پیشنهاداتی را به رهبران جنبش داد.)در اینصورت با در نظر گرفتن هدف
اصلاحی رهبران و عدم تمایل و حتی مخالفت آنها با اندیشه تغییر رژیم، بهتر
میتوانستند به اهداف خود که در ذیل پرسش دوم به آن اشاره شد دست پیدا
کنند..اما آنها با اتخاذ رویکرد وظیفه گرایی و اخلاق گرایی بجای رویکرد
فایده گرایی و نتیجه گرایی تا این لحظه به هیچ یک از اهداف اصلی خود دست
پیدا نکرده اند.
سخن پایانی: لازم به ذکر است که آنچه آمد به هیچ وجه داوری درباره محتوای
جنبش سبز و مطالبات آن نبود و هر آنچه عنوان شد به «روشهای» بکار گرفته
شده چه از سوی مردم و چه از سوی رهبران اشاره داشت.بنظر میرسد برای تداوم
جنبش و افزایش احتمال دستیابی به اهداف آن اتخاذ رویکرد فایده گرایانه و
نتیجه گرایانه (دستیابی به بیشترین فایده جمعی و ملی) چه از سوی رهبران و
چه از سوی فعالان آشکار و پنهان جنبش ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد.و هر
آنکس که بتواند بایستی در ترویج و گسترش این رویکرد در جامعه بکوشد.در
غیر اینصورت کوبیدن بر طبل منازعه احساساتگرایانه و وظیفه گرایانه جز
دامن زدن به اختلافات معترضان و کاستن از توان مطالبه گری هیچ ثمری در پی
ندارد.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • عوامل موثر در طراحی و انتخاب شکل(روش) اعتراض-بخش دوم
  • بررسی ویژگیهای اعتراض موثر-بخش اول
  • مطالبه محوری،روشی برای شناخت نخبگان سیاسی
  • اصلاحات،انقلاب یا احقاق حقوق مردم؟
  •  
    آخرین اخبار
  • غرور مقدس-برای برادرم تاجزاده
  • 3.5 برابر شدن قیمت انسولین
  • زده شعله در چمن
  • بیانیه تعدادی از ازندانیان بند ۳۵۰ در حمایت از اعتصاب کنندگان بند زنان
  • بازپرداخت وام حساب ذخیره ارزی به نرخ مبادله‌ای/اعتراض تسهیلات گیرندگان
  • محمد نوری زاد: اجازه دهید آقا مجتبی شکایت کند تا من سند را به قاضی بدهم
  • تکذیت خبر افزایش قیمت 65 درصدی بلیط هواپیما!!!
  • قیمت دلار در اتاق ارزی: 2495 تومان
  • فاطمه هاشمی: وکلا حق ملاقات با مهدی را ندارند/به دلیل مشکلات شیمیایی ریوی برادرم، آنژیو به تاخیر افتاد
  • عارف: برای حضور در انتخابات تصمیم قطعی ندارم/ادامه وضع موجود نگران کننده است
  • مخالفت دادستان با مرخصی ابولفضل قدیانی
  • شاخ و شانه علی لاریجانی برای احمدی نژاد
  • جزئیات بازداشت مدیران ارشاد/ 6میلیارد به خانم منشی فراری وسندسازی دو برادر
  • اسامی امضا کنندگان طرح سوال از احمدی نژاد
  • آمانو در مجمع عمومی سازمان ملل: ایران به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای است
  • نتانیاهو: برای حمله به ایران منتظر اجازه از هیچ کشوری نمی مانیم
  • افزایش 65 درصدی نرخ بلیط هواپیما
  • حدود 6 میلیارد دلار، میزان صادرات محصولات ممنوع شده در سال 90
  • محمد یزدی: زندگی مردم بهتر شده و کسانی که بهانه می گیرند به قول ما غر و نق میزنند
  • جلسه غیر علنی مجلس به دلیل طرح سوال از احمدی نژاد
  •