به روز شده: ۱۷:۲۵ تهران - چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۱

محمود صدری: بازار افراط گرایی را با خونسردی می توان کساد کرد

امروز: محمود صدری دکترای جامعه‌شناس تطبیقی و استاد دانشگاه رنان در تگزاس آمریکا؛ در خصوص واکنش ها به فیلم ضد پیامبر اسلام معتقد است: "این وظیفه علما و روشنفکران جهان اسلام است که به مردم بگویند عکس العملی نشان ندهند. عکس العمل ما دقیقا همان چیزی است که به ماشین اسلام ستیزی و خشونت پيشگي بنزین می دهد."

کتاب "عقل، آزادی و دموکراسی در اسلام"(ترجمه ی نوشته های عبدالکریم سروش به انگلیسی، کار مشترک با دکتر احمد صدری) از انتشارات اوست. با صدری که امروز از نو اندیشان دینی و آکادمیک محسوب می شود، در باره رخداد های خشونت بار اخیر در جهان اسلام که در واکنش به نشر آثاری موهن درباره شخصبت پیامبر مسلمانان صورت گرفت، گفت و گو کردیم. صدری بر این باور است که مسلمانان باید در برابر چنین کنش های افراطی و واکنش های ساده لوحانه، خونسردی خود را حفظ کنند. بر فرض که کسی به عقاید و مقدسات توهین کرد، دیوانه ای است که سنگی به چاه انداخته.
به دنبال وقايع خشونت بار اخير در جهان اسلام كه در واكنش به خلق تصويري توهين آميز از شخصیت پیامبر اسلام رخ داد و خشم بخشي از مسلمانان متعصب را در پي داشت، بفرماييد كه آيا اساسا چنين آثاري مگر با معیارهای پذیرفته شده‌ی آزادی بیان در غرب هماهنگی ندارد؟ (با توجه به اینکه هنرمندان غربی بارها چهره عیسی مسیح یا مادر گرامی ایشان حضرت مریم را با شیوه ای غير محترمانه به تصویر کشیده اند.)
از این حقیقت آغاز می کنم که اکثریت قریب به اتفاق مسیحیان و مسلمانان، اهل اینگونه اهانت ها و خشونت ها نیستند. اقلیتي در دو سوي ماجرا هستند که با شروع یا عکس العمل به حادثه ای، پیشگويي کابوس وار همتای مقابل خود را تعبیر می کنند و چرخه ي خشونتی را براه می اندازند که هدف آن اغوای اکثریت در دو طرف و کشاندن آنها به تاس لغزنده نفرت و افراط است.
بنابراین، چه در جامعه مسیحی و چه در جامعه مسلمان وظیفه اکثریت قاطع معتدل و معقول و سخنگویان آنهاست که به اقلیت های افراطی خود اعتنائی نکنند و در هنگام حاد شدن بحران ها با آنها به مقابله خشونت بار برنخیزند. در اینجا روی سخن با من با مسلمانان و به ويژه ایرانیان است که بدانند این حرکت ها ریشه در توطئه های صهیونیستی، امپریالیستی و اسلام ستیزی ساختاری كه مدام تبليغ مي شود، ندارد. کار معدودی افراطی جاهل و خشونت طلب است که با پیروی از شعار "الباطل یموت بترک ذکره" بازارشان برای همیشه کساد خواهد بود اما افسوس که متاعشان هر از چند گاه خریدار پیدا می کند.
در این غائله اخیر می بینیم فیلمی سخيف و بی ارزش ساخته شده، فیلمی که حتی بازیگران آن از نیت تهیه کنندگان آن آگاه نبوده اند و تصور می کردند در فیلمی کمدی درباره ي یک یاغی معاصر بنام "مستر جرج" شرکت می کنند. با دقت در حرکت لبانشان هم آشکار است که "مستر جرج" می گویند ولی "محمد" دوبله می شود. یکی از بازیگران این فیلم (خانم سیندی گارسیا) روی همین اصل علیه تهیه کننده در دادگاه کالیفرنیا اقامه دعوا کرده است. دست اند کاران یک مسیحی مصری و دو مسیحی افراطی آمریکائی بوده اند. تهیه کننده اصلی فردی بنام "نیکولا بصیلی نیکولا" است که ابتدا برای رد گم کردن خود را با نام مستعار "سام بصیلی"، یک یهودی بساز بفروش معرفی کرده بود. نیکولا، فردی خلافکار است که به جرم تقلب بانکی در آمریکا 21 ماه زندان کشیده و در زندگی بزهکارانه خود از چندین نام مستعار دیگر نیز استفاده کرده. او در زمان تهیه این فیلم هنوز تحت نظر بوده است. فرد بعدی یاوه گوئی به نام "استیو کلاین" است که به اعتراف خودش یک "مسیحی مبارز" است که به پخش فیلم کمک کرده. فرد سوم تری جونز مسیحی افراطی دیگری است که در یکی از نقاط دوردست فلوریدا کلیسای محقری با حدود 50 عضو دارد. این فرد که در کشور خود آلمان به سبب نداشتن مدرک تحصیلی از ایجاد کلیسا محروم بوده به سرزمین فرصت های طلائی، آمریکا آمده و با تهدید به قرآن سوزی برای خودش شهرتی دست و پا کرده. بنابراين می بینیم که اين سه تن، تنها آتش افروزانی مملو از نفرت مسلمانان هستند نه شخصیت های متخصص یا دارای صلاحیت.

حالا ما کلاهمان را قاضی کنیم، اگر در میان ایرانیان یا هر ملت دیگری سراغ بگیریم آیا به همین نسبت و تعداد (حدود یک در میليون) انسان عقده ای و دیگر ستیز پیدا نمی کنیم؟ چرا باید با اعتنا به ترهات اینها سبب ساز شهرت و اعتبارشان شد؟ اینها چه محلی از اعراب دارند که ریش سفیدان و مسئولان عالیرتبه کشور های اسلامی قطار شوند، اعلامیه انزجار صادر کرده جامعه غربی و مسیحی را به این دلیل محکوم کنند؟ گروه دیگری هم آتش بیار معرکه می شوند و عوام را بر علیه به قول خودشان استکبار یا صهیونیسم جهانی می شورانند؟ فکر نمی کنند که صهیونیسم جهانی اگر رحم و مروت ندارد، مکر و سیاست که دارد. البته حمل به صحت اینگونه عکس العمل های مقامات مذهبی و سیاسی کشور های اسلامی به این حوادث اینست که بگوئیم از گستردگی حدود آزادی بیان (حتی بیان افراطی و مستهجن) در غرب اطلاع ندارند و تصور می کنند هر سخنی از غرب آمد به گونه ای پیام رهبران آنست یا آنکه مقامات غربی می توانند به سادگی ابراز کنندگان این آرا را تنبیه و تحدید کنند. احتمال دیگر اینست که می دانند ولی منفعت خویش را در تحریک خلق می بینند و منافع صنفی را به حفظ آبروی و امنیت قاطبه مسلمانان جهان و هزینه ای که اینگونه تظاهرات خشونت بار بر تصویر اسلام در جهان تحمیل می کند، ترجیح می دهند.

اما مسلمانان هوشيار باید در برابر چنین کنش های افراطی و تزویر آمیز و واکنش های ساده لوحانه و احیانا مغرضانه، خونسردی خود را حفظ کنند. بر فرض که کسی به مقدسات ما توهین کرد، دیوانه ای است که سنگی به چاه انداخته. چاره اش فرا خواندن صد سبک مغز دیگر نیست. چرا ضرب المثل های نغزی مانند "جواب ابلهان خاموشی است" یا "مه فشاند نور و اسگ عو عو کند" یا "بر دامن کبریاش ننشیند ننگ" را سر لوحه رفتار خود نکنیم؟ یا آیه قرآن کریم را که سفارش می کند با کرامت از کنار لغو گویان بگذرید را سر مشق قرار ندهیم؟ کیست در میان ما که در حیاط دبستان یا دبیرستان این درس را نیآموخته باشد که هر قدر به سخنی حساسیت نشان دهیم بهانه بیشتری بدست رقیبان برای آزار خود داده ایم!
بنا براين لطفا خیر خواهی هم پیامی به بنیاد مخبّط پانزده خرداد بدهد که محض رضای خدا به بهانه این غائله قیمت خون سلمان رشدی را بالا نبرند، او را از اینکه هست مشهور تر نکنند و قبای تازه ای از مظلومیت بر قامتش ندوزند.

با این توصیف اساسا مرز آزادی بیان با توهین به شخصیت های دارای احترام براي مردم در دنيا چیست و خالقان اثر تا کجا می توانند در برخورد با اینگونه موضوعات حساسيت برانگيز آزادانه رفتار کنند؟
احترام هر کس با خودش است. تا آنجا که دشمنی و مخالفت به عمل تخریبی منجر نشده باید تحمل کرد و از کنار آن با بزرگواری و خطا پوشی گذشت. بگذارید بگویند. اصلا اینها چه عددی هستند؟ فیلمی نفرت انگیز با بیننده کمتر از صد نفر در کالیفرنیا تهیه شده که سازندگان آن یک مجرم سابقه دار و دو مسیحی افراطی بوده اند. بعد که دیدند حتی با اکران رایگان نمی توانند کسی را به دیدن آن راغب کنند آنرا روی شبكه ي اينترنتي یو توب گذاشته و به مقصود شوم خود رسیده اند.
وظيفه رهبران آزاد انديش و صلح طلب مذهبي يا حتي آن دسته از حاكمان سياسي جهان اسلام كه در پي سو، استفاده از اين آب گل آلود نيستند، چيست؟
این وظیفه علما و روشنفکران جهان اسلام است که به مردم بگویند عکس العملی نشان ندهند. عکس العمل ما دقیقا همان چیزی است که به ماشین اسلام ستیزی و خشونت پيشگي بنزین می دهد. بله اگر شخصیتی، مرجع معتبری، سیاستمداری، رهبر موجهی چیزی گفت پاسخ می خواهد و پاسخ هم داده خواهد شد، با زبانی مناسب و با استدلالی محکم. نمونه ي آنرا در نقدی که پاپ کلمنت دوم ٦سال پیش از اسلام کرد دیدیم. به جائی رسید که از گفتار خود معذرت خواست. بله. دلایل قوی باید و معنوی/ نه رگهای حجت به گردن قوی! چرا باید مشتي خزعبلات را جدی گرفت؟ چرا بهانه بدست دشمن بدهیم که ما را فاقد استدلال و احساساتي و دوستدار خشونت بخواند.
سال هاست که همه ی جهانیان می دانند، مسلمانان با تعصب ویژه ای از شخص پیامبر اسلام یاد می کنند و در این باره حساسیت بسیاری دارند، با این وجود، آیا آثاری همچون فبلم سینمایی «بي گناهي مسلمانان» با هدف تحریک جهان اسلام و وا داشتن بخشي از مسلمانان به واکنشی خشن از سوي عده اي خشونت طلب خلق نمی شوند؟
مسلمانان باید با وقوف به این احتمال از افتادن به تله ای که برایشان کنده اند اجتناب کنند و به قول آن ضرب المثل عامیانه "دنده خود را پهن کنند". در این امر از جهان مسیحی درس بگیرید که با وجود احساسات مذهبی، در مورد آثار هنری موهن عکس العمل خشنی نشان نمی دهند. ای بسا که اگر چنین می کردند موجب جری تر شدن فحاشان و تشدید حملات آنها می شدند.
البته در اینجا روی سخن من با هموطنان و هم مذهبان است و وظیفه می دانم این سخنان را بگویم. در مقابل شنوندگان و خوانندگان غربی طور دیگری سخن می گویم و با توضیح شرایط جهانی آنها را تفاهم با مسلمانان و مقابله با افراطیانشان فرا می خوانم.
گذشته از آنجه شایسته است مسلمانان در دنياي مدرن و آزاد مد نظر قرار دهند، ریشه این مواجهه ي خشن را بيشتر در چه عواملي می بینید؟
این پرسش را هفته گذشته از دانشجویانم پرسیدم. سه دقیقه اول فیلم "بیگناهی مسلمانان" را نشان دادم و در کلاس 56 نفری آمریکائی همه با خشم و شرمندگی آنرا دیدند و یکسره نفرت خود را از آن ابراز کردند. سپس از آنها پرسیدم تصور می کنند چه عواملی باعث عکس العمل شدید مسلمانان در برابر این فیلم شده. پاسخ های آنان را با کمی دخل و تصرف بر تخته به این ترتیب نوشتم و أكنول بازگو مي كنم:
١. دموکراسی غربی که در آن حساسیت به لاطائلات افراطیون کمتر است و عکس العمل های عاطفی نیز بطور کانالیزه شده و مسالمت آمیز ابراز می شود، در جهان اسلام تجربه ای نسبتا تازه است و بجای قرن ها، ماهها عمر دارد. زمان می برد که این سنت های تحمل و مدارا با آرا مستهجن در جهان عرب ریشه بدواند.
٢. اکثریت مسلمان ها، مانند اکثریت مسیحیان از اهانت به دیگر انسانها و از واکنش خشونت آمیز به این تحریکات بری و بیزارند. در خود شهر بن غازی که حمله به کنسولگری آمریکا موجب قتل چهار دیپلمات آمریکائی شد تظاهرات گسترده و خود جوشی دیدیم که مردم با پلاکاردهای بسیار حمله مسلحانه به کنسولگری را محکوم کرده به خانواده کشته شدگان تسلیت گفته بودند. سخنشان این بود که این واکنش مردم بن غازی نیست. این نحوه تفکر عرب ها نیست. این نگرش اسلامی نیست. اعمال شنیع اقلیت افراطی را با رویکرد اکثریت قاطع مسلمانان اشتباه نکنید.
٣. اکثریت غربی ها باید از تحریکات "ثانوی" نسبت به خشم مسلمانان (که چرا مثل ما بی اعتنا به حمله به مقدسات دینی نیستند) بر حذر باشند و بدانند که خط قرمز عاطفی برای مسلمانان مقدسات مذهبی است. چنین خط قرمزی در غرب هم وجود دارد ولی ناظر به حساسیت های مذهبی نیست، مربوط به حساسیت های قومی و نژادی است. در بسیاری از کشور های غربی "ابراز عقیده نفرت آمیز" مشمول آزادی بیان نمی شود و جرم دارد. در آمریکا که چنین قوانینی را ندارد (ولی تصویب آنها مورد بحث جدی است) نیز هیچ دیوانه ای کتابی یا فیلمی در اهانت به سیاهان یا یهودیان یا آمریکای لاتینی ها نمی نویسد و نمی سازد.
٤. الگويی برای آتش افروزی بین مسلمانان و دیگران در حال تکوین است که تنها افراطیون از آن سود می برند. این از بلوايی بر سر فیلم "تسلیم" ساخته "ایان هرشی علی" و "تئو ون گوک" در هشت سال قبل آغاز شد، با کاریکاتور های توهین آمیز دانمارکی در هفت سال پیش ادامه یافت و اکنون هم با فیلم "بیگناهی مسلمانان" و سر انجام کاریکاتور های فرانسوی ادامه یافته. مکانیسم این آتش افروزی کنش و واکنش متقابل و پیش بینی شده میان افراطیون و تلاش برای اشاعه آن به اکثریت جوامع غربی و شرقی و بهانه جويی برای رویاروئی تمدنهاست. وظیفه اخلاقی و عقلی میانه روان و صلح دوستان در هر دو جامعه آنست که به مقابله با افراطیون بپردازند و همچنانکه افراط و نفرت در هر سو دست به دست یکدیگر داده اند، تفاهم و تحمل متقابل نیز اتحادشان را آشکار کنند.

منبع: جرس



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • محمود صدری: حاکمیت مشارکت پر شور مردم را نمی خواهد؛ تئاتر انتخابات می خواهد
  • راههای طی شده (۲)
  • راه های طی شده (۱)
  •  
    آخرین اخبار
  • همسر نسرین ستوده: نسرین تنها زن سیاسی اوین است که از ملاقات حضوری محروم است و ۱۷ ماه بدون تلفن
  • شرق هم توقیف شد همراه با بازداشت مدیر مسئول آن/هادی حیدری احضار شد
  • هاشمی خواستار فضای باز سیاسی، توجه به خواست مردم، اجرای كامل قانون اساسی و سیاست تنش‌زدایی شد
  • استیضاح وزیر ورزش، در ۲۰ محور اعلام وصول شد
  • اتحادیه اروپا به دنبال تحریم بانک مرکزی ایران
  • جعفر پناهی و نسرین ستوده نامزد دریافت جایزه‌ی ساخاروف شدند
  • ایران با آرژانتین درباره انفجار مرکز یهودیان همکاری می کند
  • واکنش7سال قبل خاتمی به آنچه در دانشگاه کلمبیا گذشت
  • ابتکار بزرگ اتاق مبادلات ارزی عجب جواب داد!/دلار لحظه ای گران میشوئ؛الان 2655 تومان
  • دیدار پرویز پرستوی از جانبازی که همچنان در خط مقدم است
  • توضیح دفتر احمدی نژاد درباره هیات همراه ۱۴۰ نفره: به همه ویزا دادند، ما هم رفتیم
  • گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز
  • وخامت حال فیض الله عرب سرخی و جلوگیری از اعزام وی به بیمارستان
  • آیت لله نوری همدانی: عدم توانایی در کنترل و نظارت بر قیمت‌ها، ارتباطی به تحریم‌ها ندارد
  • واکنش رضا خاتمی به خروج مجاهدین خلق از لیست گروه های تروریستی آمریکا
  • بازداشت عبدالناصر مهیمنی، روزنامه نگار و فعال مدنی در تهران
  • سال جدید دانشگاه‌ها؛ ستاره دارها هنوز در زندانند
  • نامه سرگشاده جمعی از نخبگان اهل سنت خطاب به رهبر جمهوری اسلامی
  • صدور حکم مجازات متهمان پرونده اختلاس از بیمه ایران/ رد مال، زندان و جریمه نقدی
  • مجهز شدن ادارات دولتی به وی پی ان و فیلترشکن به دلیل فیلترینگ جی میل و گوگل
  •