به روز شده: ۱۹:۵۵ تهران - چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۱

حمیدرضا جلایی پور: مسوولان كشور همان حقوقی را كه برای دیگران قائل‌اند، برای ایرانیان هم قائل شوند

امروز: حمید رضا جلایی‌پور می گوید: در شرایط كنونی نه گفتمان اقتدارگرایی (ازهرنوعش) و نه گفتمان انقلابی قادر به حل مشكلات كشور نیست. باید در جامعه گشایش سیاسی ایجاد شود. مسوولان كشور همان حقوقی را كه برای دیگران قائل‌اند، برای ایرانیان هم قائل شوند.

به گزارش روزنامه اعتماد، وی در گفت و گویی خاطرنشان کرد: گفتمان اصلاحات راه نجات از مشكلات فعلی كشور است. ولی گفتمان مثل لباس نیست كه هر وقت خواستیم، آن را عوض كنیم. گفتمان‌ها نیز مانند نهادهای اجتماعی به‌ تدریج در جامعه شكل می‌گیرند، تداوم پیدا می‌كنند و متناظر با تغییرات جامعه، تغییر می‌كنند. به نظر می‌رسد در شرایط كنونی نه گفتمان اقتدارگرایی (از هر نوعش) و نه گفتمان انقلابی قادر به حل مشكلات كشور نیست. باید در جامعه گشایش سیاسی ایجاد شود. مسوولان كشور همان حقوقی را كه برای دیگران قائل‌اند، برای ایرانیان هم قائل شوند. در چنین وضعی حاملان گفتمان‌های رقیب در یك فضای قانونی و مسالمت‌آمیز برنامه‌های خود را می‌توانند با مردم در میان بگذارند تا با مشاركت واقعی مردم بتوان به سراغ حل معضلات و تهدیدات جامعه رفت. الان جامعه با فرسایش سیاسی دولت از درون و نوعی تهدیدات خارجی از بیرون روبه‌رو است.

متن این پرسش و پاسخ به شرح زیر است:
در ابتدا بگویید واژه گفتمان چه معنایی دارد و مراد از به كار بردن این مفهوم چیست؟
در علوم اجتماعی هم معنای گفتمان و هم روش‌های تحلیل گفتمان مورد مناقشه و خودش تحت‌تاثیر گفتمان‌های نظری این رشته‌هاست. در توضیح معنای رایج‌تر گفتمان می‌توان گفت زبان در جامعه در چارچوب قالب‌های گوناگون ساخت‌یابی می‌شود و مردم در زندگی و هنگام مشاركت در قلمروهای مختلف حیات اجتماعی از قالب‌ها و خوشه‌های زبانی مختلفی استفاده می‌كنند كه این قالب‌های زبانی و ارتباطی، «گفتمان» خوانده می‌شود. «گفتمان پزشكی» و «گفتمان سیاسی» از نمونه‌های معروف انواع گفتمان است. «تحلیل گفتمان» هم تحلیل این قالب‌ها و خوشه‌های زبانی است و یكی از انواع مشهور آن، «تحلیل انتقادی گفتمان» است. با این توضیح كوتاه، باید ببینیم در فضای سیاسی كنونی ایران چند قالب زبانی و گفتمانی حول و حوش امور سیاسی رایج است و این قالب‌های گفتمانی از چه موقعیتی برخوردارند. چرا برخی بانفوذتر و برخی كم‌نفوذترند و برخی تداوم دارند و برخی عمر كوتاه‌تری دارند و به حاشیه می‌روند؟ به یك معنا ما با كاربرد مفهوم گفتمان می‌خواهیم از فضای سیاسی جامعه آگاهی انتقادی پیدا كنیم.

گفتمان‌های سیاسی در جامعه ایران دارای چه وضعیتی هستند و به طور كلی نقش این گفتمان‌ها را در جامعه چطور ارزیابی می‌كنید؟
اگر به فضای گفتاری، رفتاری و ارتباطی جامعه سیاسی ایران توجه كنیم، حداقل از دو گفتمان اصلی سیاسی كه هر كدام زیرشاخه‌هایی دارند، می‌توانیم سراغ بگیریم؛ اولی گفتمان سیاسی اقتدارگراست كه از امكانات عمومی و رسمی برخوردار است كه دارای سه شاخه است؛ شاخه اصلی آن، نظر و توانایی مقامات كشور را بر فراز قانون اساسی و خارج از چارچوب آن قرار می‌دهد. شاخه نحیف‌تر آن برای اینكه به گفتمان خود جاذبه‌یی بدهد، در یك حركت پاندولی از واژه‌های آخرالزمان‌گرایانه و كوروش-باستان- ملی‌گرایانه بهره می‌گیرد و الان زیر فشار حاملان گفتمان اول هستند و از آنها به منحرف یاد می‌شود. گفتمان اقتدارگرایی شاخه دیگری هم دارد كه حكومتی نیست و از اقتدارگرایی ناسیونالیستی و باستان‌گرایی دفاع می‌كند (مثل گفتمان سلطنت‌طلب‌ها در فضای مجازی).
دسته دوم گفتمان‌های اصلی سیاسی ایران كه از امكانات جامعه و اقشار متوسط آن تغذیه می‌كند «گفتمان مردم‌سالاری» است. این گفتمان هم دو شاخه دارد، شاخه اصلی آن، مردم‌سالاری سازگار با دین است كه حاملان آن اصلاح‌طلبان مسلمان هستند و شاخه دیگرش مردم‌سالاری سكولار است كه از حضور حتی دموكراتیك دین در عرصه عمومی هم نگران است. به هر ترتیب این گفتمان‌ها به حاملان‌شان هویت می‌دهند، آنها را منسجم می‌كنند و راه را در عرصه سیاسی برایشان روشن می‌كنند. از طرف دیگر توجه به چالش‌های محتوایی این گفتمان‌ها با یكدیگر نشانگر تعارضات سیاسی در جامعه سیاسی است.

مساله‌یی كه اینجا وجود دارد، این است كه چرا سرعت تغییر و تبدیل گفتمان‌ها در جامعه ایران روندی غیرطبیعی دارد؟ به بیان دیگر چه عواملی موجب می‌شود جامعه ایران از یك گفتمان یكدفعه به گفتمان دیگری كه دارای وجوه اختلافی و حتی تضادهای زیادی با گفتمان قبلی است، پرش كند؟
گفتمان‌ها با قدرت، آگاهی، هویت و خصوصا منافع گروه‌های گوناگون اجتماعی و شرایط زندگی آنها ارتباط دارد. به همین دلیل مثلا وقتی بعضی از حلقه‌هایی كه در قدرت رسمی هستند، می‌بینند در جامعه ایران گفتمان اقتدارگرایی جذابیت ندارد، سعی می‌كنند با لعاب كوروش‌گرایی به گفتمان‌شان جاذبه بدهند ولی همین كار آنها هم اقتدارگرایی رسمی را به واكنش وامی‌دارد و همین می‌شود كه این روزها شاهدش هستید. با این همه یكی از راه‌های درك معنای سیاست در ایران، درك همین چالش‌ها و رقابت‌های گفتمانی است.

بسیار خب. پس بفرمایید اصلا شرایط به وجود آمدن یك گفتمان در جامعه چیست و گفتمان‌ها باید دارای چه ویژگی‌هایی باشند تا بتوانند به گفتمان غالب تبدیل شوند؟
بروز و غلبه یك گفتمان به عوامل گوناگونی بستگی دارد. مثلا اینكه منطق درونی دانش حاملانش چقدر استحكام دارد، چه نسبتی با منافع و مصالح حاملان آن گفتمان دارد، دولت موافق یا مخالف آن است یا نسبت به آن بی‌طرف است، چه نسخه‌یی برای اصلی‌ترین مشكلات جامعه می‌پیچد، چه نسبتی با آموزه‌های دینی دارد، چگونه با معضلات جامعه جدید كنار می‌آید و حفظ تمامیت ارضی و ثبات سیاسی را چگونه می‌خواهد تامین كند... همه این عوامل باعث نفوذ كمتر یا بیشتر یك گفتمان در جامعه سیاسی می‌شود. ارزیابی من این است كه رایج‌ترین و موثرترین گفتمان در جامعه سیاسی كنونی ایران كه ریشه در اقشار اصلی جامعه دارد، «دموكراسی سازگار با دین» است و حداقل در بیش از 40 درصد جامعه نفوذ دارد. اما گفتمان «اقتدارگرایی» در خوشبینانه‌ترین وضع در 20 ‌درصد از جامعه نفوذ دارد. توجه داشته باشید كه تا همین دو دهه پیش به گفتارهای منسجم سیاسی، «گفتمان» نمی‌گفتند و بعضا از واژه ایدئولوژی استفاده می‌كردند. ایدئولوژی‌ها در اكثر موارد همان گفتمان‌های سیاسی هستند كه امروز به كار می‌روند.

یعنی به باور شما این دو واژه مترادف و دارای مفاهیمی مشترك هستند؟
نه اینكه دقیقا مترادف باشند اما در اكثر موارد قابل جایگزینی با یكدیگرند. در جامعه‌شناسی متعارف (یعنی جامعه‌شناسی 30 سال پیش) به گفتارهای سیاسی معنابخش و هدایت‌كننده نیروهای سیاسی «ایدئولوژی» می‌گفتند و امروز یعنی در دوره جامعه‌شناسی متاخر، «گفتمان سیاسی» می‌گویند. گفتمان‌ها نیز هر كدام دارای نقاط قوت و ضعف هستند. مثلا همین گفتمان اقتدارگرای كوروش- باستان‌گرا قدرت اقناع‌كنندگی اقشار موثر را ندارد زیرا این اقشار می‌گویند چه شد كه ناگهان حاملان گفتمان مهدویت‌گرایانه سطحی‌نگرانه یكدفعه یاد كوروش افتادند و برای همین این گفتمان را چندان جدی نگرفتند یا گفتمان اقتدارگرایی شاخه اول، دارای قدرت فیزیكی است ولی در جامعه نفوذ ندارد اما در عین حال از قدرت و زور برخوردار است.

البته شاید برخی بخواهند در ابتدا این مسائل را در سطح عمومی جامعه مطرح كنند تا بعد برای آن، پایگاه اجتماعی بیافرینند؟
بعضی سیاستمداران عوامفریب، سطحی و تبلیغاتچی فكر می‌كنند ذهنیت مردم مثل موم در دست آنهاست و آنها به راحتی می‌توانند گفتمان و گفتارهای دلخواه خود را در ذهن و ضمیر مردم جا بیندازند، اما در فضای عمومی رسانه‌یی امروزی و با وجود دسترسی مردم به رسانه‌های بدیل، هر گفتار و گفتمانی نمی‌تواند میان مردم ریشه بدواند. شانتاژ تبلیغاتی تنها یكی از عواملی است كه به ریشه دواندن یك گفتمان كمك می‌كند و در غیاب عوامل دیگر چندان كارساز نیست. بنابراین گفتمان بانفوذ پدیده‌یی نیست كه بتوان آن را اراده‌گرایانه شكل داد و به راحتی جا بیفتد. مثلا شما ببینید چرا جا افتادن گفتمان اقتدارگرایی با وجود این همه امكانات تبلیغاتی با مشكل روبه‌رو است؟ چون 30 سال پیش در این جامعه یك انقلاب بزرگ مردمی شكل گرفت كه یكی از ابعاد گفتمانی آن، مخالفت با اقتدارگرایی شاه بود. به همین خاطر جا انداختن گفتمان اقتدارگرایی، آن‌هم از نوع سطحی مذهبی یا كوروش‌گرایانه‌اش، كار راحتی نیست.

شما ویژگی‌های موثر برای تبدیل شدن یك گفتمان به گفتمان غالب را برشمردید از جمله منطقی بودن گفتمان‌ها و مبتنی بودن‌شان بر استدلال‌های قوی. اما با این وجود به نظر می‌رسد سطح آگاهی جامعه كه در واقع مخاطبان اصلی استدلال و منطق گفتمان‌ها هستند نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین ممكن است گفتمانی وجود داشته باشد كه فاقد منطق و استدلال قوی باشد اما در عین حال مورد اقبال یك جامعه عقب‌افتاده قرار بگیرد و به گفتمان غالب آن جامعه تبدیل شود. نظر شما چیست؟
شما اگر به تجربه گفتمانی همه جوامع سیاسی در دو سده اخیر توجه كنید، می‌بینید بعضی گفتمان‌های سیاسی حضور پررنگ‌تر و موثرتری داشته‌اند مثل گفتمان‌های «مردم‌سالاری»، «ناسیونالیستی» (خصوصا هنگامی‌كه جوامع جهان سوم در معرض امواج اولیه نوسازی قرار داشتند) و «دین سیاسی» (هنگامی‌ كه مردم كشورهای در حال توسعه نگران فرسایش ابعاد معنوی و دینی و سنتی زندگی خود می‌شدند). پشت هر یك از این گفتمان‌ها ده‌ها سال كار فكری قرار دارد و جدا از منطق فكری این گفتمان‌ها، شرایط اجتماعی هر جامعه در ركود یا رونق این گفتما‌ن‌ها تاثیر تعیین‌كننده داشته است. مثلا شرایط فعلی جامعه ما كه یك انقلاب بزرگ مردمی، تجربه اصلاحات اقتصادی دولت سازندگی، اصلاحات سیاسی و فرهنگی دولت خاتمی، تجربه رخدادهای پس از انتخابات 88، تجربه سیاستمداران ناكارآمد و تبلیغاتی هفت سال قبل را پشت سر گذاشته، واقعا برای پذیرش گفتمان اقتدارگرایی آماده نیست.

اما شما هنوز پاسخ سوال قبلی من را نداده‌اید. پرسشی كه مطرح است این است، كه برخی گفتمان‌ها با وجود اینكه فاقد استحكام منطقی و استدلالی هستند اما می‌توانند در جوامعی عقب‌افتاده مورد اقبال گسترده واقع شوند. بنابراین تبدیل یك گفتمان به گفتمان غالب الزاما در گرو استحكام منطقی آن نیست.
به یك معنا حرف شما درست است. ما در هر جامعه‌یی تعدادی افراد سرگشته، ناامید، محروم، مظلوم، بدبین و دارای سوءظن داریم كه سیاستمداران شعاری و عوامفریب برای پیشبرد منافع خود می‌توانند این قشر را حاملان ایده‌های خود كنند و برای مدت نه‌‌چندان طولانی گفتمان بدون استحكام و ریشه‌دار خود را در میان این اقشار رواج بدهند. اما چنین نیروها و چنین گفتارهای بی‌ریشه‌یی در بلندمدت كامیاب نمی‌شوند و به گفتمان‌های تاثیرگذار سیاسی تبدیل نخواهند شد و در نهایت اوضاع همین می‌شود كه در حال حاضر مشاهده می‌كنید. با وجود یكپارچگی سیاسی و با بیش از 700 میلیارد دلار درآمد ارزی به جای اینكه گفتمان‌های حاكم كنونی كشور را اندكی جلو ببرد، ایران را با انواع تهدیدات داخلی و خارجی روبه‌رو كرده است. در مقابل می‌بینیم كه در همین هفت سال گفتمان مردم‌سالاری و حقوق‌مدنی‌خواهی و اصلاح‌طلبی با وجود انواع فشارها و محدودیت‌ها از نفوذ بیشتری در افكار عمومی برخوردار شده است.

میزان تحمل گفتمان‌ها در برابر یكدیگر چه تاثیری می‌تواند در پویایی یك جامعه داشته باشد؟ از سوی دیگر آستانه تحمل گفتمان‌های مختلف وابسته به چه عواملی است؟
ما یك مشكل اساسی در جامعه‌مان داریم. در اغلب جوامعی كه به درستی ساماندهی شده‌اند و بدون پول نفت در مسیر پیشرفت حركت می‌كنند (مثل تركیه)، دولت نسبت به گفتمان‌های مطرح در جامعه سیاسی نقش داور بی‌طرف را دارد. در جامعه سیاسی آنها فضای رقابتی گفتمانی امن است و در انتخابات نیروهای سیاسی گوناگون با گفتمان‌های سیاسی مختلف به طور برابر مشاركت می‌كنند و جامعه از برآیند چالش‌های گفتمانی برای پیشرفت كشور سود می‌برد اما در ایران قدرت سیاسی خودش یك طرف دعواهای گفتمانی است.

گفتمان اصلاحات زمانی ایجاد شد كه اصلاح‌طلبان در قدرت بودند. ریشه‌ها و زمینه‌های به وجود آمدن این گفتمان چه بود؟ و وقتی گفتمانی از قدرت كنار می‌رود، چطور می‌تواند به حیات خودش ادامه دهد؟
در آن موقع ما در شرایط فعلی سیاسی نبودیم و به همین دلیل اصلاحات، سیاسی و دولت‌محور بود. الان ما با اوضاع سیاسی روبه‌رو هستیم و گفتمان اصلاحی جامعه‌محور شده است و از امكانات و سرمایه‌های اجتماعی تغذیه می‌كند.

تفاوت گفتمان غالب و گفتمان حاكم (گفتمانی كه در فضای سیاسی رسمی تبلیغ می‌شود) چیست و هر كدام دارای چه ابزارها و امكاناتی برای رشد هستند؟
در شرایط فعلی، حاكمیت به حاملان گفتمان اصلاحی نه اجازه ورود به عرصه حكومت و نه مشاركت در عرصه سیاست را می‌دهد. خود حاكمیت هم با اختلاط گفتمانی روبه‌رو است. هنرشان فقط حذف حاملان اصلاح‌طلب از عرصه سیاسی رسمی بود.

در حال حاضر جایگاه گفتمان اصلاحات را در جامعه چطور ارزیابی می‌كنید؟
همان‌طور كه اشاره شد، در شرایط فعلی جامعه از اصلاحاحات دولت‌محور به اصلاحات جامعه محور تبدیل شده است و نفوذ گفتمان اصلاحی و مردم‌سالاری‌خواهی و حقوق‌مدنی‌خواهی بیشتر از دوره اصلاحات زمان خاتمی شده است.

آیا استفاده احمدی‌نژاد از بخشی از گفتمان اصلاحات در سال‌های گذشته باعث لوث شدن این گفتمان نشده است؟ در این صورت آیا لازم است كه اصلاح‌طلبان برای ایجاد یك گفتمان جدید دست به كار شوند یا همان گفتمان اصلاحات همچنان می‌تواند كارایی خود را داشته باشد؟
این نشان‌دهنده این است كه گفتمان اصلاحات راه نجات از مشكلات فعلی كشور است. ولی گفتمان مثل لباس نیست كه هر وقت خواستیم، آن را عوض كنیم. گفتمان‌ها نیز مانند نهادهای اجتماعی به‌ تدریج در جامعه شكل می‌گیرند، تداوم پیدا می‌كنند و متناظر با تغییرات جامعه، تغییر می‌كنند. به نظر می‌رسد در شرایط كنونی نه گفتمان اقتدارگرایی (از هر نوعش) و نه گفتمان انقلابی قادر به حل مشكلات كشور نیست. باید در جامعه گشایش سیاسی ایجاد شود. مسوولان كشور همان حقوقی را كه برای دیگران قائل‌اند، برای ایرانیان هم قائل شوند.
در چنین وضعی حاملان گفتمان‌های رقیب در یك فضای قانونی و مسالمت‌آمیز برنامه‌های خود را می‌توانند با مردم در میان بگذارند تا با مشاركت واقعی مردم بتوان به سراغ حل معضلات و تهدیدات جامعه رفت. الان جامعه با فرسایش سیاسی دولت از درون و نوعی تهدیدات خارجی از بیرون روبه‌رو است.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • حمیدرضا جلایی پور: وقتی راه اصلاح بسته می شود راه انقلاب باز می شود که آن هم پر هزینه است
  • جلایی پور: اصلاح طلبان بهترین راه را مبارزه انتخاباتی می‌دانند
  • حمیدرضا جلایی پور: اصلاح‏ طلبان و انتخابات مجلس نهم
  • ایران؛ جامعه جنبشی
  • حمیدرضا جلایی پور: جنبش دانشجويي حاملِ دارويِ بيماري جامعه ايران است
  • حمیدرضا جلایی پور: ۶۰ روز از انفرادی محمدرضا می گذرد؛ از سرگردانی و رنج خانواده ها ابایی ندارند
  • اقتدارگرایی اخیر و چهار پیامد سیاه آن در ایران
  • رجحان رویکرد اصلاحی در ایران*
  • جامعه سیاسی بحرانیِ ایران و آیندۀ آن
  •  
    آخرین اخبار
  • پاسخ وزیر اقتصاد به نمایندگان معترض: ذخایر ارزی را صرف نیازهای جاری نمی‌كنیم
  • كاهش ارزش ريال در برابر واحد پول افغانستان؛ ۱ افغانی= ۴۳۰ ریال
  • اعتراض اعضای شورای شهر و نیمه تمام ماندن سخنرانی رحیمی/ آقای نجار دستت درد نکند با این سمینار
  • پرونده قضایی دکتر معین هنوز در مرحله تجدیدنظر است + متنی که تبلیغ علیه نظام تلقی شد
  • آیت الله صانعی: نباید حاکم به گونه‌ای باشد که مردم با دیدنش از اسلام و حکومت دینی بیزار شوند
  • مدیرعامل یك كارخانه نوشت‌افزار: به محض اتمام اقساط بانکی کارخانه را تعطیل می‌کنیم
  • دورخیز قدرت های جهانی برای تصویب قطعنامه جدید علیه جمهوری اسلامی
  • تجمع معلمان همدان مقابل سازمان آموزش و پرورش این شهر
  • با افزایش قیمت دلار، واردات لپ تاپ و کامپیوتر متوقف شد!
  • پنتاگون:ایران حداقل یکسال با بمب اتم فاصله دارد
  • اعلام مهمترين علل طلاق در ایران
  • خاتمی: انتخابات پرشور، بدون آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از موسوی و کروبی ممکن نیست
  • اقتدارگرایان به کلاهک اتمی می‌اندیشند؟/ناامیدی یوکیو آمانو و تهدیدهای جدید اسراییل را اخبار نگران کننده تکمیل کرد
  • سکونت اعضای خانواده برادر حسین در آمریکا و اروپا
  • شش ماه از بیکاری کارگران شهاب خودرو‌‌‌‌ گذشته؛ بیمه آنها پرداخت نمی‌شود
  • احضار محمد توسلی به دادگاه انقلاب، برای پرونده ای که قبلا مختومه شده بود
  • ادعای برادر حسین: از دوازده سال پیش ما می‌دانستیم كه موسوی به بیرون وصل است
  • واکنش منفی انگلیس به درخواست جمهوری اسلامی برای بازگشایی بخش کنسولی در آن کشور
  • درخواست تهران از لندن برای بازگشایی کنسولگری اش
  • ۵۰۰ اتوبوس گمشده، مرگ مشکوک مشاور پورمحمدی
  •