به روز شده: ۱۳:۴۶ تهران - سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۱

مدیر انتشارات روزنه: بحران کاغذ کنترل نشود، ورشکستگی ناشران خیلی طولانی نیست

امروز: هر نوع فكر، علم و اندیشه‌ای، برای آن‌كه به شكل نوشته درآید تا بصورت مكتوب در كتاب و روزنامه و... چاپ شود، نیاز به كاغذ دارد و از هیچ چیز دیگری نمی‌شود به جای آن استفاده كرد. مساله‌ی فرهنگ در همه جای دنیا به شكل كاملآ مستقیم با كاغذ گره خورده و به آن وابسته است. اوضاع بازار كاغذ در ایران اما، این روزها اصلآ خوب نیست و قیمت آن در مدتی نزدیك به 1 سال تقریبآ 3 برابر شده است و روند افزایش آن روز به روز سریعتر می‌شود. «با وجود تاكیدات همیشگی رهبری معظم انقلاب برای توسعه‌ی صنعت نشر و افزایش فرهنگ كتاب‌خوانی بین مردم، كمتر تلاشی از جانب نهادها و جریانات دولتی برای كمك به این بازار و صنعت انجام شده» و با این شرایط، سرنوشت صنعت نشر ایران در كوتاه مدت و مساله‌ی فرهنگ در دراز مدت، به شدت با مخاطره روبرو شده و سرنوشت مبهمی را پیش روی خود می‌بینند.

«روزنه» یكی از ناشرانی است كه رویكردی تقریبآ متفاوت برای استفاده از كاغذ در چاپ كتاب‌های خود دارد و از چند سال قبل، بیشتر به استفاده از كاغذهای تولید داخل و یا بازیافتی علاقه‌مند بوده‌ است. برای آگاهی از وضعیت بازار كاغذ و بحران‌های آن و همچنین بحث كیفیت كاغذ مصرفی در ایران، با سیدصدرالدین بهشتی (مدیر انتشارات روزنه) به گفتگو نشسته‌ایم:

*در ابتدا به نظر شما دلیل افزایش شدید قیمت کاغذ در مدت اخیر چیست؟

__‌ به نظر من افزایش قیمت کاغذ دلیل روانی دارد، چون این افزایش باید سیری خاص و مشخص داشته باشد. باید نگاه کرد که نسبت رشد قیمت كاغذ به افزایش قیمت دلار چقدر است. سال گذشته در همین زمان، وقتی قیمت کاغذ در حدود بندی ۲۹ هزار تومان بود، قیمت دلار نزدیک ۱۳۰۰ تومان بود. با یک حساب ساده، قیمت فعلی کاغذ باید در حدود ۴۵ هزار تومان باشد. این مساله که قیمت فعلی کاغذ بالاست، نشان‌دهنده‌ی نوعی نگرانی است. باید توجه داشت كه مسالهٔ قیمت دلار بسیار مهم است، اما ثبات قیمت بسیار بسیار مهم‌تر است. اگر می‌گوییم ژاپن یک کشور موفق است، به این دلیل است که چندین دهه است كه ۱۰۰ «ین» ژاپن معادل 1 دلار است. وقتی بدانیم که این قیمت برای سال‌ها به همین میزان ثابت می‌ماند، می‌توانیم برای آن برنامه‌ریزی كنیم. بالا و پائین شدن قیمت، امکان برنامه ریزی را می‌گیرد. وارد کنندگان کاغذ هیچ امنیتی حس نمی‌کنند و نگران این هستند که نتوانند کاغذ وارد کنند و یا به مشکلاتی برخورد كنند. به همین دلیل است که مدام در حال افزایش قیمت کاغذ هستند.

*منظور شما دقیقآ چه بخشی و چه كسانی‌ست؟ وارد کنندگان کاغذ؟

__ بله، وارد کنندگان كاغذ.

*در شرایط فعلی دولت می‌تواند چه موضعی اتخاذ کند؟

__ در ابتدا دولت باید ارز دولتی در اختیار وارد کنندگان قرار دهد و ضمنآ بر مساله‌ی خرید، واردات و توزیع، نظارت و کنترل داشته باشد. زمانی آقای بهمنی؛ رئیس بانک مرکزی، گفته بود که واردکنندگان، ارز دولتی با قیمت ۱۲26تومان می‌گیرند و با قیمت ۱۹۰۰ تومان و یا بیشتر می‌فروشند.

*واقعآ این اتفاق افتاده بود؟

__‌ بله ایشان درست می‌گفتند و این اتفاق واقعآ رخ می‌داد. بازار کالاهایی مثل کاغذ و طلا، کاملآ بر اساس عرضه و تقاضا پیش می‌رود. در وضعیت فعلی عرضه‌ای در بازار نیست، نه کسی کاغذ را می‌خرد و نه کسی می‌فروشد. حالا سوال این است که پس چطور قیمت افزایش می‌یابد؟ می‌رسیم به‌‌ همان بحث لجبازی بین وارد کننده و دولت که قبلآ اشاره کردم. در این میان آسیب به مصرف‌کنندگان که ما باشیم می‌رسد. در ‌‌نهایت کاغذ فروش ضرر نمی‌کند و با توجه به موجودی کاغذی که دارد، هیچ مشکلی برایش پیش نمی‌آید و روز به روز هم قیمت کاغذ بیشتر می‌شود و به سرمایهٔ آن‌ها اضافه می‌شود. در این میان دولت هم چیزی را از دست نمی‌دهد. اما ناشران برای کارهای‌شان نیاز به کاغذ دارند و مجبورند در این میان با هر سختی و مشكلی، کاغذ را تهیه کننند. مسالهٔ دیگر کمبود کاغذ ایرانی‌ست. اگر قیمت کاغذ ایرانی درست و واقعی باشد این مشکلات پیش نمی‌آید. سال گذشته قیمت این کاغذ بین ۱۹ الی ۲۰ هزار تومان در نوسان بود، اما همین کاغذ امروز به نزدیک بندی 60 هزار تومان رسیده است.

*کیفیت کاغذ ایرانی برای کار چاپ مناسب است؟

__‌ بله، به نظر من کاغذ ایرانی برای چاپ كتاب تك رنگ بسیار مناسب است. اما متاسفانه این افزایش قیمت شامل همین كاغذ هم می‌شود. دولت باید کاری بکند که کاغذ مازندران و کاغذ پارس (که گویا در حال حاضر دیگر تولید ندارد) و کارخانه‌های دیگر در بازار حضور داشته باشند. وقتی قدرت انتخاب بالا باشد، انحصار پائین می‌آید. الان موجودی كاغذ سفید بازار بیشتر مربوط به كشور اندونزی است. شاید ما نمی‌خواهیم از کشورهای غربی واردات داشته باشیم، اما کشورهایی مثل هند، پاکستان و حتی كشورهای شوروی سابق هم تولیدكننده‌ی کاغذ هستند و ما می‌توانیم از آن‌ها واردات داشته باشیم. کاغذ به غیر از اینکه مسالهٔ ناشران به حساب می‌آید، یک کالای اساسی‌ست. کالای اساسی فقط گوشت و مرغ و مواد غذایی نیست، کاغذ کالایی بسیار تعیین‌کننده است و اگر این‌گونه نبود این تعداد کشور به دنبال تولید آن نمی‌رفتند. ما باید بتوانیم وضعیت کاغذ را ثابت نگه داریم. اگر ما مسائلی که سر کاغذ پیش آمده را کنترل نکنیم، ناشران ما از بین می‌روند. قیمت کاغذ ۳ برابر سال گذشته شده، ادامهٔ کار برای ناشران مقدور نیست و شاهد ورشکستگی آن‌ها خواهیم بود.

*چرا در این میان نقش نهادهای نظارتی به این میزان کمرنگ شده است؟

__ این نهاد‌ها ابزارهای کافی را برای کنترل بازار در اختیار ندارند. فرض كنید مامور ادارهٔ تعزیرات برای بررسی وضعیت به بازار کاغذ می‌رود. وقتی از مغازه‌دار می‌پرسد کاغذ چند است، در جواب می‌شنود که کاغذ ندارم. به همین سادگی، تمام. نمی‌تواند انبار را ببیند، چون اجازهٔ این کار را ندارد. نظارت وقتی معنی می‌دهد که از جانب دولت کمکی شده باشد. مثلآ اگر به یک مرغداری ۴۰ تن گندم دولتی بفروشند، آن‌وقت است که می‌توانند برای قیمت تخم مرغ هم به مرغداری نظارت کنند. وقتی شما دلار را از بازار آزاد تهیه می‌کنید، دولت نمی‌تواند کاری بکند. وقتی دولت از اول بر چیزی کنترل و نظارت ندارد، نمی‌تواند در آخر هم بر آن نظارتی بکند. کاغذ کالای اساسی‌ست و در همه جای دنیا دولت‌ها حامی این محصول به شمار می‌روند.

*اشاره کردید که کاغذ کالای اساسی است، پس چرا هنوز ضرورت این مساله برای دولت ما درک نشده است؟

__ یک مثال بزنم؛ قاعدتآ وقتی هر روز یک غذای خوب و به مقدار كافی خورده شود، دیگر مشكلی در آن قسمت احساس نمی‌شود. کاغذ در بازارهای ایران تا کمتر از ۲ سال پیش بسیار زیاد بود و وفور آن در حدی بود که کسی فکر هم نمی‌کرد همین کالا ممکن است روزی تبدیل به یک بحران بزرگ بشود. الان نزدیک به ۷ ماه است که کاغذ به شکل یک بحران بزرگ درآمده است. خب به هر حال دولت وظیفه داشت این مساله را پیش‌بینی کند. دولت حامل‌های انرژی را کنترل می‌کند، كاغذ هم همینطور باید باشد. صنعت نشر ایران بر خلاف چیزی که به نظر می‌رسد، صنعت بسیار بزرگی است. ببینید چند هزار ناشر در ایران وجود دارند، چند واحد چاپخانه وجود دارد و چند نفر در این واحد‌ها مشغول بکارند. این مساله نشان می‌دهد باید از این بخش حمایت بشود. قبلآ ارشاد به ناشران کاغذ می‌داد و این کمک بسیار بزرگی به ناشران بود، ولی گویا ارشاد هم متوجه شده بود که نمی‌تواند به این کار ادامه بدهد.

*دولت در شرایط فعلی باید چه اقدامی انجام دهد؟

__‌ دولت باید با چند نفر وارد کننده اصلی کاغذ وارد مذاکره شود. تعداد وارد کنندگان اصلی کاغذ ما، از تعداد انگشتان دست بیشتر نیست. به این‌ها بگویند که دلار و ارز دولتی را فقط به شما می‌دهیم و نه به کس دیگر، آن‌وقت می‌شود به خوبی بر كار آن‌ها نظارت كرد. مثلآ وقتی پلیس می‌خواهد سرعت را در بزرگراه‌ها كنترل كند، قبل از رسیدن به دوربین‌های کنترل سرعت، هشدار می‌دهد که به دوربین نزدیک می‌شوید. این یعنی سرعت خود را پائین بیاورید و وقتی تعداد رانندگان خاطی پائین می‌آید، می‌توانند سرعت را کنترل کنند. اگر در یک اتوبان در روز ۲ میلیون نفر با سرعت بالا حرکت کنند، نمی‌شود کنترلی بر سرعت انجام داد. به همین ترتیب وقتی از واردکننده حمایت بشود آن وقت می‌شود از آن انتظار داشت. وقتی هیچ صحبتی با وارد کننده نمی‌شود، دیگر از او چه انتظاری می‌شود داشت و وقتی اینطور نیست، هیچکس کاری نمی‌تواند بکند؛ تاجر در بازار نشسته و نمی‌خواهد کاغذ را بفروشد و کاری هم نمی‌شود کرد، حتی نمی‌شود اسم احتکار را هم بر آن گذاشت، چون کاغذ در بنگاه است، نه انبار شخصی.

*اما به نظر می‌رسد این راه حلی که شما می‌گویید صرفآ در کوتاه مدت جواب بدهد و راه حل مناسبی برای اقتصاد یک کشور در طولانی مدت نیست.

__ بله، راه حل مناسب، افزایش تولیدات در داخل کشور است. در کشور ما ظرفیت برای تولید کاغذ به مقدار زیاد و با کیفیت بسیار بالا وجود دارد. من یادم هست که در کارخانهٔ کاغذ پارس با ماده‌ای که از آرژانتین آورده بودند، کاغذ «باگاس» (که نوعی کاغذی کدر رنگ است) را به بالا‌ترین درجهٔ سفیدی می‌رساندند. وقتی مواد اولیه مناسب و درست باشد، می‌شود کاملآ برنامه ریزی کرد. به نظر من باید کاغذ را کالایی اساسی به شمار آورد و البته باز هم می‌گویم در کوتاه مدت باید کاری را انجام داد که برای بقیه كالاهای اساسی انجام دادند. این کار فقط وظیفهٔ دولت نیست، قوه قضائیه و مجلس هم باید کمک کنند. البته من نمی‌دانم که چقدر دغدغهٔ کاغذ برای آن‌ها وجود دارد، زیرا فقط وزارت ارشاد را مسئول می‌دانند، در صورتی که در بحث کالاهای اساسی باید تمام قوا در آن دخیل باشند.

*بحث دیگری که بسیاری از گرانی‌ها را به آن ربط می‌دهند، بحث تحریم‌ها است. بسیاری از فعالین این حوزه به این مساله اشاره می‌کنند و گرانی‌ها را به آن نسبت می‌دهند. با توجه به این که هنوز کاغذ جز کالاهای تحریمی نیست، این ادعا تا چه حد می‌تواند منطقی باشد؟

__ بله، کاغذ جز تحریم‌ها نیست و به عقیده‌ی من هیچ وقت هم جز تحریم‌ها قرار نمی‌گیرد. ما کاغذ را از غرب تهیه نمی‌کنیم، از شرق تهیه می‌کنیم و البته کیفیت کاغذهای غربی به مراتب بسیار بالا‌تر از این‌ها است. بیشتر کاغذ مصرفی ما تولید اندونزی است که روابط ما با آن کشور بسیار خوب است و هیچ مشکلی برای واردات از آنجا نخواهیم داشت. اما ممکن است بر اثر تحریم قیمت دلار افزایش پیدا کند و این مساله قیمت کاغذ را افزایش بدهد که خب این مساله طبیعی است و درست است.

*بحث محدودیت در جابجایی‌های ارزی چطور، می‌تواند موثر باشد؟ به هر حال تبادلات بین بانکی هم با تحریم‌ها محدود‌تر شده‌ است.

__ فقط کار کمی سخت‌تر می‌شود، اما نهایتآ انجام می‌شود.

*به هر حال هزینه‌ها را افزایش می‌دهد.

__ درست است، ولی نه این اندازه. الان تمام بنگاه‌های ما پر از کاغذ است، ولی دولت باید این تضمین را به واردکنندگان بدهد که باز هم می‌توانند خرید انجام بدهند. مساله‌ی تحریم فقط برای کاغذ نیست، برای همهٔ صنایع است، اما به نظر من تحریم‌ها قابل کنترل است. مثلآ ما در لیست تحریم‌های کرهٔ جنوبی قرار داریم، اما هنوز داریم از آنجا کاغذ وارد می‌کنیم و تمام کاغذهای گلاسهٔ ما از آنجا می‌آید. منافعی که تجارت کاغذ در دنیا دارد، باعث می‌شود این مسائل کنار گذاشته شوند و تحریم نقش چندانی در واردات کاغذ نداشته باشد.

* افزایش هزینه‌های تولید مثل همین قیمت کاغذ و سایر مواد اولیه مورد استفاده در چاپخانه‌ها و همچنین افزایش دستمزد و هزینهٔ نیروی انسانی، را تا چه اندازه می‌شود بر قیمت نهایی فروش کتاب وارد کرد؟ یعنی مردم تا چه اندازه حاضر به پرداخت هزینه برای این کار هستند و بازار تا چه سقفی کشش افزایش قیمت را دارد؟

__ تا زمانی که نیاز به کتاب احساس می‌شود (نه صرفآ کتاب‌های درسی)، یعنی مخاطب وجود دارد. متولدین دههٔ ۶۰ به مراتب کتاب خوان‌تر از متولدین ۷۰ هستند و احتمالآ این قضیه در مورد متولدین دههٔ ۸۰ هم صدق پیدا می‌کند. وقتی مخاطب کم می‌شود، کتاب به کالایی لوکس تبدیل می‌شود. کالای لوکس هم برای فروش نیاز به فاکتورهای خاصی مثل بسته بندی زیبا و سر و شکل بزک کرده دارد. وقتی این کار صورت بگیرد، در واقع ایجاد آرزو شده است، نه احساس نیاز.

*منظورتان از ایجاد آرزو چیست؟

__ مثلآ ما نیازی به خرید یک عروسک کوچک شخصیت کارتونی نداریم و برای داشتن آن نیاز فکری نداریم، بلکه نیاز حسی داریم و داشتن آن برای ما تبدیل به نوعی آرزو شده است. زمانی بود که لغت نامهٔ دهخدا برای استفاده خریداری می‌شد، اما الان این لغتنامه برای تزئین کتابخانه‌ها استفاده می‌شود. آن وقت است که کتاب به کالایی لوکس تبدیل ‌شده و داشتن آن نوعی آرزوی احساسی است.

*شما در بخشی از صحبت‌هایتان به پر سود بودن تجارت کاغذ اشاره کردید، این تجارت در همه جای دنیا پرسود محسوب می‌شود؟

__ بله، شکی در این نیست. کاغذ مثل نفت است. ما الان تحت تحریم‌های شدید نفتی قرار داریم، با این‌که مشکلات خاص خود را دارد، اما به هر حال نفت به نحوی فروخته می‌شود. البته با ایجاد محدودیت، این است که باز هم می‌گویم باید زیرساخت‌های تولید کاغذ را تحکیم کرد.

*در مورد همین مساله‌ی کاغذهای معمولی و کاهی، زمانی کلنگ افتتاح کارخانه‌ای در خوزستان زده شد که قرار بود از ساقه‌های نیشکر، کاغذ تولید کند که البته این کارخانه هیچ وقت به مرحلهٔ تولید نرسید. می‌خواهم بدانم آیا کاغذی که به این ترتیب تولید می‌شود به درد کار می‌خورد؟ یعنی خود شما به عنوان ناشری که کتاب‌های تولیدی‌تان به لحاظ نیاز به کاغذ، درجه‌ای معمولی دارد و مثل کتاب‌های خاص نیاز به کاغذ بسیار مرغوب ندارد، حاضرید از چنین کاغذی استفاده کنید؟

__ ببینید در همه جای دنیا، چیزی نزدیک به ۳۰ درصد از صنعت نشر نیاز به کاغذ مرغوب دارد. در هیچ جای دنیا برای چاپ کتاب‌های درسی از کاغذی که ما برای چاپ آن بکار می‌بریم، استفاده نمی‌کنند. در کشورهای خارجی، ادبیات داستانی تمامآ بر روی کاغذهای بازیافتی و رنگی چاپ شده‌اند. این مساله دلیل دارد، اولآ ادبیات داستانی امریست پر مخاطب و یقیناً قیمت آن تعیین‌كننده است. کتاب درسی هم یکسال مصرف می‌شود، یا کتاب کنکور ۶ ماه خوانده می‌شود. اصولآ چرا باید چنین هزینه‌ای بر یک کشور تحمیل شود؟ بهترین کاغذ برای چاپ ادبیات داستانی، کاغذی است که تیره باشد. این مساله دلیل دارد؛، کاغذ سفید نور را بازتاب می‌دهد و چشم با دیدن کلمات و حروف سیاه در میان صفحه‌ای یک دست سفید، خسته می‌شود. ناشران بزرگ دنیا مثل «پنگوئن» تمام کتاب‌های ادبیات داستانی خود را بر روی کاغذهای رنگی بازیافتی چاپ می‌کنند. چند سال پیش کاغذی رنگی و بازیافتی به اسم کاغذ مراغه تولید می‌شد که به شدت سبک بود و به نظر من بسیار مناسب. خود ما از این کاغذ خیلی استفاده کردیم و واقعآ کاغذ خوبی بود. در همه جای دنیا برای صرفه جویی در هزینه‌ها، به بازیافت روی آورده‌اند و از آن استفاده می‌کنند. اما مشکل کاغذ در ایران به هیچ وجه حس نشده بود و تا چندی پیش به سادگی هر مقدار کاغذ که می‌خواستیم خریداری می‌کردیم. حالا به تدریج و با بروز بحران در بازار کاغذ، اهمیت کاغذ در حال روشن شدن است. چرا قیمت کاغذ مازندران هم افزایش یافته؟ زیرا ناشران به این نتیجه رسیده‌اند که کاغذ مازندران هم پاسخگوی نیازهای آن‌هاست، اما هنوز سلیقه مخاطبان ما به طور کامل با این نوع کاغذ‌ها آشتی نكرده است. روزنامه هم به همین ترتیب، چرا روزنامه روی کاغذ سفید چاپ نمی‌شود؟ چون روی کاغذ مازندران و روسی بهتر جواب می‌دهد. ‌این مساله در همه جای دنیا کار‌شناسی شده و مشخص است. ساختن کارخانه‌های کاغذ برای اقتصاد کشور پشتوانه ایجاد می‌کند. در دههٔ ۷۰ که اوج تولید کارخانهٔ کاغذ پارس بود، بسیاری از کتاب‌های داخلی با این کاغذ تولید می‌شدند. این سیاست در کتاب‌های درسی دههٔ ۶۰ و اوائل هفتاد خودمان هم برقرار بود و کتاب‌ها با کاغذهای کاهی تولید می‌شدند، اما رفته رفته تمام کتاب‌های درسی ما با کاغذ سفید تولید شدند. ما در زمینهٔ کاغذ دچار نوعی استعمار شدیم؛ ما وارد کنندهٔ خوبی شده‌ایم. بهبود زیر ساخت‌ها فقط کار دولت است. مثلآ ما سازمانی داریم به اسم سازمان گسترش که وظیفهٔ آن‌ها همین است. سازمان گسترش باید در این زمینه همتی انجام دهد تا مشکل این کالای اساسی حل شود. این کالا به اندازهٔ کالای پتروشیمی دارای ارزش است.

*استانداردهایی که تولید کننده و مخاطب کتاب برای نوع کاغذ آن‌ها تعریف کرده‌اند چگونه ایجاد شده است؟ این استاندارد به دلیل واردات خاصی نبوده که وارد کننده‌های ما انجام می‌دادند؟ یعنی شرایط بازار این‌گونه ایجاب کرده است؟ یعنی وقتی کاغذ مرغوب به آسانی و با قیمت پائین در دسترس بوده، ناشران از آن استفاده کرده‌اند و این سلیقه به تدریج وارد ناخودآگاه مردم ما شده است.

__ در همه جای دنیا سود دلالی و تجارت همواره بسیار بیشتر از سود تولید است، اما در کشورهای توسعه یافته این بحث بسیار کنترل شده است و خریدار به شکل مستقیم با تولید کننده در تماس است. یعنی یا خود تولید کننده فروشندهٔ جنس هم هست و یا فروشگاه‌های زنجیره‌ای این کار را انجام می‌دهند و واسطه‌ها و دلال‌ها در این میان تقریبآ حذف می‌شوند. به عنوان مثال برای خرید گوشت هم می‌توان به یک تولید کنندهٔ گوشت از طریق فروشگاه‌های زنجیره‌ای مراجعه کرد، یا‌‌ همان گوشت را از یک قصابی با مثلآ ۲۵ درصد سود خریداری کرد. با این کار یک واسطه حذف شده است. در دههٔ 70 شمسی وارد کننده‌ها شروع به واردات کاغذ کردند و با بازاریابی این مساله را به ناشران القا کردند که وقتی پول وجود دارد، چرا روی کاغذ نامرغوب کتاب چاپ می‌کنید. اوج تولید کتاب در ایران در‌‌ همان دههٔ ۷۰ بود و در‌‌ همان زمان این مساله تقریبآ نهادینه شد که وقتی کاغذ مرغوب وجود دارد، چرا باید از کاغذهای دیگر برای چاپ کتاب استفاده کرد. این مساله خواننده را به این نوع کاغذ عادت داد. کتاب یک مسالهٔ کیفی است و فقط کتاب‌های خاص نیاز به شکل و ظاهر خاص دارند. مثلآ کتاب داستان، یا کتاب‌های درسی نیازی به سر و شکل جذاب ندارند، بلکه محتوای این کتاب‌ها اهمیت دارد. بخشی از تولیدات ما بر روی جذاب کردن ظاهر کتاب‌ها تاکید زیادی دارد. چند سال پیش تعدادی از ناشرین خارجی که به ایران آمده بودند، از این وضعیت تعجب می‌کردند و می‌گفتند وقتی این کتاب‌ها آثاری ارزشمند است، دیگر برای چه این همه هزینه‌ی اضافی بر روی آن‌ها انجام می‌دهید. البته بعضی از کتاب‌ها مثل ادبیات کلاسیک و نقاشی، نیاز به چاپ مرغوب و کاغذ خوب دارند. اصلآ کاغذ گلاسه برای همین تولید شد که عکسی که نیاز به کیفیت بهتر دارد بر روی آن چاپ شود. البته من نمی‌خواهم بگویم در فرهنگ سازی این قضیه فقط ناشران و کاغذ فروشان نقش داشته‌اند، اصولآ دولت هم دخالت و نقش خاصی در این حوزه ندارد و همین دخالت نداشتن مشکل ساز شده است.

*به بحث قیمت تمام شدهٔ کتاب و برگشت هزینه‌های تولید بپردازیم. در حوزهٔ نشر و کتاب وضعیت برگشت سرمایه‌ی تولید به چه صورت است؟

__‌ ببینید میانگین بازگشت پول تولید یک کتاب در ایران ۳ سال است، یعنی بعد از ۳ سال پول و سود آن به ناشران برمی‌گردد. ۳ سال خوابیدن پول باید حساب شود. برگشت پول بعد از این مدت و در شرایطی که هیچ ثبات اقتصادی وجود ندارد، هیچ توجیه اقتصادی ندارد. به هر حال صنعت نشر ما در حال حاضر تا حدودی فلج شده است و مشکلات خاص خود را هم دارد. قیمت کتاب هم همینجور بالا می‌رود و نمی‌شود جلوی آن را گرفت. وقتی ثبات وجود ندارد، قیمت‌ها همینجور افزایش می‌یابد و هر هفته با یک قیمت به بازار عرضه می‌شود و ما مجبوریم قیمت کتاب را بالا ببریم. بالا بردن هم فقط این نیست که قیمت افزایش بیابد؛ ناشر باید باید کاغذ را نقد بخرد و برای این‌کار باید تنخواه آن‌ها افزایش بیابد که این‌کار فشار شدیدی به او می‌آورد. حال در نظر بگیرید که وقتی قیمت کاغذ در این مدت کوتاه 3 برابر شده، یعنی در همین مدت تنخواه ۳ برابر شده است. با این وضعیت بسیاری از شرکت‌ها ورشکست می‌شوند و ناشرین بسیار انعطاف‌پذیر هستند که تحمل می‌کنند. به همین دلیل تولید و تیراژ پائین می‌آید و بسیاری از ناشران ترجیح می‌دهند بیشتر کتاب‌های تجدید چاپی را منتشر کنند و کارهای جدید انجام ندهند.

*شما گفتید که صرفآ کار تجدید چاپ انجام می‌دهید، ادامهٔ این کار چه تاثیری بر کار شما می‌گذارد.

__ البته ما صرفآ کار تجدید چاپ انجام نمی‌دهیم. سود یک ناشر در کارهای جدید است. چرا فروشگاه‌های زنجیره‌ای خوب می‌فروشند؟ چون حجم کالای در گردش آن‌ها زیاد است. ناشر هم اگر بخواهد سود بیشتری ببرد باید کالای در گردش را افزایش دهد. ما در وضعیت فعلی مجبوریم کالای در گردش را کاهش دهیم. ناشران در حال حاضر بیشتر به دنبال این هستند که ایجاد بدهی نکنند. یعنی شرایط به قدری بی‌ثبات است که ترجیح می‌دهند منتظر بمانند تا ثبات نسبی در بازار ایجاد شود. ما بعد از ۶ سال بحران به این وضعیت رسیده‌ایم.

*پیش بینی شما برای ادامهٔ این وضعیت چیست؟ ادامهٔ این وضعیت چه مشکلاتی برای ناشران به خصوص ناشران مستقل در پی دارد؟

__ ورشکستگی. روند خیلی طولانی هم نیست و ممکن است تا ۶ ماه دیگر این اتفاق بیافتد. چون ناشران نمی‌توانند مدام کاغذ بخرند، معمولآ کاغذ را بصورت یک‌جا می‌خرند و ذخیره می‌کنند. این کار معمولآ اول سال انجام می‌شود و ناشران کاغذ را برای مدت 1 سال می‌خرند و از آن استفاده می‌کنند. به نظر من ذخیرهٔ کاغذ ناشران هنوز تمام نشده و وقتی این ذخایر کاملآ به اتمام برسد اوج بحران مشخص می‌شود.

*بالا بردن قیمت کتاب تا چه اندازه می‌تواند در به تاخیر انداختن این مشکل موثر باشد؟

__ خواه ناخواه تا وقتی ثبات وجود ندارد، این مشکلات روز به روز بیشتر می‌شود. افزایش قیمت مشکلی را حل نمی‌کند، چون گفتم که برگشت پول در صنعت نشر ایران به چه صورت است. بازار کاغذ دچار آفت شده است و فقط دولت می‌تواند این آفت و مشکل را بر طرف کند. البته نباید بی‌انصافی کرد؛ یکی از دلایلی که دولت هنوز موفق به برطرف کردن مشکل نشده، ناگهانی بودن آن بوده است. در روندهای اینچنینی، ۶ ماه زمانی ناگهانی به حساب می‌آید.

*بازوی اجرایی دولت در مورد كنترل بازار وزارت بازرگانی است؟ یعنی این مساله باید توسط این وزارت خانه بررسی شود؟ یا به دلیل بعد فرهنگی این قضیه وزارت ارشاد متولی آن است؟

__ نه، مثل تمام موارد مشابه، در زمینه‌ی كالا وزارت بازرگانی متولی است و اصولاً وزارت ارشاد مسئولیتی قانونی در این زمینه برعهده‌اش نیست.

*به هر حال متولی مقوله‌ی فرهنگ، ارشاد است، یعنی مثلآ در بخش كتاب مسئول تمام بخش‌های آن (اعم از نظارت پیش از چاپ و صدور مجوز و...) همین وزارتخانه است.

__ كاغذ چون یك كالای اساسی است، نمی‌تواند زیر مجموعه‌ی این وزارت‌خانه باشد. مثل این است كه فیلم‌برداران زیر نظر وزارت ارشاد فعالیت می‌كنند، اما حلقه‌ی فیلم دوربین که ارتباطی به وزارت ارشاد ندارد. ارشاد به بعد معنوی مسائل نظارت دارد. یعنی كارهای وزارت ارشاد در حوزه‌ای نیست كه مثلآ قابل خرید و فروش باشند. تنها كاری كه وزارت ارشاد در زمینه‌ی مسائل اقتصادی انجام می‌دهد، خرید تعدادی از كتاب ها در نوبت اول چاپ آن‌ها است كه آن هم اصلآ بحثی جداگانه دارد كه اصولآ خریدن آن‌ها درست است یا نه. زمانی وزارت ارشاد با وزارت بازرگانی همكاری می‌كرد و كاغذ را در اختیار ناشران قرار می‌دادند، ولی خب الان این كار را نمی‌كنند. خب این مساله وظیفه‌ی وزارت بازرگانی است.

*ورشكستگی احتمالی ناشران از لحاظ فرهنگی چه تبعاتی در پی دارد؟ یعنی به هر حال با این وضعیت دیگر خیلی از كتاب‌ها چاپ نخواهند شد و این مساله حتی در كوتاه مدت چه تاثیراتی دارد؟

وقتی یك خانه خراب شود، ساختن مجدد آن زمان زیادی می‌برد، به خصوص كه آمادگی هم برای این كار وجود نداشته باشد. به غیر از تبعات فرهنگی، این بحران، موج بزرگی از بیكاری را به دنبال دارد.

منبع: ایلنا



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • قرار گرفتن ۷۰ درصد از شرکت‌های ساخت و ساز در آستانه ورشکستگی
  • بروز بحران در صنعت چاپ و ورشكستگي نزديك به 100 چاپخانه در مدت يك سال
  •  
    آخرین اخبار
  • فدراسیون جهانی دوچرخه سواری، ایران را تعلیق کرد
  • راه اندازی بورس ارز در روزهای آینده
  • برگزاری نخستین جلسه دادگاه متهم حادثه فولاد غدیر یزد پس از 9 ماه
  • تشدید سوءاستفاده از نیروی كار كودكان در ماده ۱۹۱ قانون کار
  • رئیس مجلس خبرگان: ما انقلاب نکرده‌ایم که ملت متدین داشته باشیم ما انقلاب کرده‌ایم که به معیشت مردم نیز رسیدگی شود
  • مشاور سابق خاتمی: جریان اصلاحات تلاش می کند حضور فعال در انتخابات داشته باشد و قصد خودکشی ندارد
  • آغاز به کار دوازدهمین اجلاس رسمی خبرگان
  • گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز
  • سحرخیز در ششمین روز از اعتصاب غذا از خوردن دارو امتناع کرد
  • رحیمی: فقط جمهوری اسلامی غیر متعهد است/اکنون شرایط مدیریت جهانی برایمان فراهم شده است
  • اژه ای: امدادگران مناطق زلزله زده خرابکارند/مشروح نشست خبری
  • علت توقف رسیدگی به پرونده فساد معاون اول احمدی‌نژاد، مصالح نظام است/ پورمحمدی: ما سرباز ولایتیم
  • رفتن ژیلا بنی یعقوب برای اجرای حکم خود به زندان اوین
  • ناکامی اجلاس غیرمتعهدها؛ واقعیتی که حاکمان ایران به خوبی از آن مطلع‌اند
  • یادداشت همسر نسرین ستوده: دو سال از بازداشت بی مرخصی نسرین گذشت
  • هاشمی رفسنجانی: صدای متحجران که موافقت جمهوریت نبودند، از ابتدای انقلاب هم بلندتر شده
  • افزایش ۴۵ در صدی قیمت مصالح ساختمانی
  • قیمت کاغذ در عرض هشت ماه سه برابر افزایش یافته است
  • ابلاغ طرح جامع پدافندی از سوی آیت الله خامنه ای
  • توجیه ضرغامی برای مناظره انتخاباتی و جیگر/مترجم خسته بود، جای سوریه گفت بحرین!!
  •