به روز شده: ۱۹:۳۲ تهران - دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۱

یادداشت همسر نسرین ستوده: دو سال از بازداشت بی مرخصی نسرین گذشت

امروز: رضا خندان همسر نسرین ستوده وکیل دربند و فعال حقوق زنان که دو سال است در زندان اوین روزگار میگذراند در یادداشتی در صفحه فیس بوک خود به شرح آنچه ۱۳ شهریور سال ۸۹ گذشته بود پرداخته است.

به گزارش کلمه، نسرین ستوده از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در بازداشت است و در دادگاه به جرم "اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر" به تحمل ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور و به جرم تظاهر به بی حجابی به ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است.

رضا خندان در یادداشت خود با بیان اینکه نیما و مهراوه ۷۴۰ روز است که او را در کنار خود ندارند. مانند خیلی از بچه‌های دیگر. آنها با وجود همه‌ی مشکلات، کم و بیش با موضوع کنار آمده‌اند نوشته است: و این همان قدرت انسان است. و دقیقا همان چیزی است که نفرت گرایان آن را نادیده می‌گیرند.

متن کامل این نوشته به شرح زیر است:
آن روز شنبه بود - ۱۳ شهریور.
نسرین صبح زود رفت دادگاه برای پیگیری پرونده‌ی موکلان‌اش و تا ساعت ۱۰ برگشت.
بدون هیچگونه آمادگی و تدارک برای بازداشت به همراه خانم غنوی که وکیل‌اش بود به محل دادسرا رفتیم. ازدحام بیش از حد مردم در زیر آفتاب داغ در مقابل در ورودی دادسرا, ورود به آنجا را مشکل کرده بود. نسرین موضوع احضارش را با یکی از مامورین در میان گذاشت و به او گفت: "اینها خودشان منو احضار کرده‌اند و اگر نمی‌توانند شرایط ورودم را مهیا کنند من برمی‌گردم تا اگر خواستند، زحمت بکشند خودشان با ماشین بیایند دنبالم".

بالاخره آن مامور راه را باز کرد و نسرین در میان ازدحام جمعیت وارد دادسرا شد. او حتی نتوانست با من خداحافظی کند. البته فکر می‌کرد که احتمالا پس از ساعاتی برمی‌گردد. او حتی از بچه‌ها هم خداحافظی نکرده بود.

من بدبین‌تر از او بودم و احتمال می دادم مدتی او را در حبس و انفرادی نگه می‌دارند تا مطمئن شوند فشار بازداشت و دوری از بچه‌ها باعث خواهد شد او از کشور خارج شود.

دقایقی بعد خانم غنوی از دادسرا به بیرون آمد و گفت که به او اجاره ندادند در بازپرسی حضور داشته باشد. اندکی بعد از آنجا رفتیم تا در ساعات پایانی وقت اداری دوباره به آنجا سری بزنیم شاید او را آزاد کرده باشند.

ساعت دو نیم بعد از ظهر بود که به زیر پل یادگار امام رسیدم. در آنجا پدر یکی از موکلین نسرین را دیدم که می گفت: "هرکاری کردم نتوانستم تلفنی از خانم ستوده خبری بگیرم. فکر بیام اینجا تا شاید بتوانم شما را در اینجا ببینم.

او از موضوع احضار نسرین خبر داشت بنابر این از صبح آمده بود آنجا و پشت یکی از ستون‌ها کشیک می‌داده تا شاید به طور اتفاقی ما را ببیند و یا بتواند خبری از او بگیرد.

ساعت حدود سه و نیم بعد از ظهر بود که مهراوه سراسیمه زنگ زد و گفت که: "بابا تلفن خانه زنگ زد و یک آقای بی‌ادبی با تحکم گفت که: "گوشی را بده به بزرگترت. شماره تلفن‌اش هم نیفتاده بود. به خاطر همین من هم که تنها بودم گوشی را قطع کردم و آن را از پریز کشیدم تا دوباره مزاحم نشود. الان هم دارم با موبایل خودم زنگ می‌زنم."

چند روز بعد که برای پیگیری پرنده‌ی نسرین به دادسرا رفته بودم, اینطور که بازپرس اولیه‌ی نسرین می‌گفت به یکی از همکارانشان گفته بودند که به خانواده‌‌ی ستوده قرار بازداشت‌اش را اطلاع دهید. این تلفن و لحن تهدید‌گونه و ترساندن یک بچه‌ی ‌تنها‌، در واقع نوعی اطلاع‌رسانی به شیوه‌ی خودشان بوده است.

من خودم را فوری به خانه رساندم و از آنجا به دنبال نیما که در مهد کودک بود رفتیم. نزدیک خانه که رسیدیم نیما سراغ مادرش را گرفت و من گفتم که امشب مامان نیست و جایی رفته است. برای او ‌نبود مادر در حد یک شب اتفاق غیر عادی نبود. ولی حتی تصور این که شب دوم هم مادرش را نبیند هول انگیز بود.

امروز دقیقا دو سال از آن روز سپری شده است. نیما و مهراوه نه تنها در شب دوم بلکه ۷۴۰ روز است که او را در کنار خود ندارند. مانند خیلی از بچه‌های دیگر. آنها با وجود همه‌ی مشکلات، کم و بیش با موضوع کنار آمده‌اند.
و این همان قدرت انسان است. و دقیقا همان چیزی است که نفرت گرایان آن را نادیده می‌گیرند.

۱۰ ماه بعد، یک روز هنگام برگشتن از ملاقات، مهراوه می‌گفت: "بابا این خانم‌های مامور که مامان را به محل ملاقات می‌آورند خیلی مهربون‌اند. امروز که نیما داشت با مامان خدا حافظی می‌کرد اون خانم مامور یک گوشه ایستاده بود و آروم داشت اشک هایش را پاک می کرد."
و این همان قدرت انسان است. و دقیقا همان چیزی است که نفرت گرایان آن را نادیده می‌گیرند.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • پیام همدردی نسرین ستوده با هموطنان زلزله زده ی آذربایجانی
  • جلوگیری از ورود وکیل مهراوه و رضا خندان به دادسرای اوین
  • صدور قرار ممنوع الخروجی برای رضا خندان و فرزند ۱۳ ساله نسرین ستوده
  • گفتگویی متفاوت با همسر نسرین ستوده این بار از عشق
  • سیمای مادری در زندان | نسرین ستوده
  • نسرین ستوده از ملاقات با خانواده اش خودداری کرد
  • نسرین ستوده: از اینکه حکم حبس‌ ام را بیش از موکلانم صادر کردید، بسیار سپاسگزارم
  • نامه نسرین ستوده به همسرش در آستانه ابطال پروانه وکالت: من بی‌پروانه‌ی وکالت یا با پروانه، به این احکام معترضم
  • انتقال نسرین ستوده از بند ٢۰٩ به قرنطینه بند زنان اوین
  •  
    آخرین اخبار
  • رفتن ژیلا بنی یعقوب برای اجرای حکم خود به زندان اوین
  • ناکامی اجلاس غیرمتعهدها؛ واقعیتی که حاکمان ایران به خوبی از آن مطلع‌اند
  • هاشمی رفسنجانی: صدای متحجران که موافقت جمهوریت نبودند، از ابتدای انقلاب هم بلندتر شده
  • افزایش ۴۵ در صدی قیمت مصالح ساختمانی
  • قیمت کاغذ در عرض هشت ماه سه برابر افزایش یافته است
  • ابلاغ طرح جامع پدافندی از سوی آیت الله خامنه ای
  • توجیه ضرغامی برای مناظره انتخاباتی و جیگر/مترجم خسته بود، جای سوریه گفت بحرین!!
  • افشاگری عجیب گلپور علیه معاون اول احمدی نژاد
  • سید عباس نبوی: با حکم حکومتی رهبری جلوی محکمه رفتن ده پرونده سنگین دولتی ها گرفته شد/البته به این معنی نیست که رهبری جلوی محاکمه را گرفته اند!!!
  • حکم "مه‌آفرید خسروی"، متهم اصلی اختلاس بزرگ به وکیل وی ابلاغ شد
  • سوختگی شدید دو کارگر در کارخانه مشهد نخ
  • كسی نیست كه بپرسد برای چه تیراژ كتاب‌ها زیر 1000 نسخه آمده است/مطبوعات به شكل وحشت‌انگیزی مورد دل‌زدگی جامعه قرار دارند
  • نهاوندیان: باید در راه اندازی بورس ارز اعتماد بخش خصوصی را جلب کرد
  • علی لاریجانی: ایران تاکنون عملیات نظامی در سوریه نداشته است/ کشورهای عربی نگران دموکراسی سوری هستند!!!
  • جوادی حصار: اصولگرایان با عملكرد فعلی خود در اداره كشور در جایگاه تعیین شروط برای اصلاح‌طلبان نیستند
  • معاون اقتصادی بانک مرکزی: اسامی بدهکاران بانکی منتشر می شود
  • گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز
  • سکه 822 هزار تومان/ دلار 2139 تومان
  • مصوبه‌ انحلال شركت صادرات گاز لغو شد
  • نصف جمعیت ایران بالای 27 سال سن دارند
  •